ابعاد شیوه های فرزندپروری و ویژگی آنها

ابعاد شیوه های فرزندپروری[1]

برنت[2] (1997)، ابعاد شیوه های فرزندپروری را به شرح ذیل طبقه بندی نموده است:

– بُعد گرم بودن:والدین که نسبت به کودکان خود با محبت و پذیرنده اند.

  بُعد پاسخگو بودن:والدین پاسخگوی نیازهای کودکان هستند.

–   بُعد تحسین:والدین رفتار خوب در کودکان را تحسین می کنند.

– جلوه ای از عواطف مثبت: والدین غالباً عشق و محبت خود را هم به شکل فیزیکی و هم کلامی ابراز می دارند.

– بُعد کنترل: والدین در تلاش هستند تا با کنترل بر کودکان آن ها را از آسیب مصون  دارند.

– بُعد آمیزش: مقدار تلاش و زمانی که والدین در رشد و پرورش کودک صرف می کنند.

بیشتر محققان ویژگی های کلی را برای تعاملات بین والد-کودک بر حسب ابعاد والدینی تعریف کرده اند. والدین در این که چگونه رفتار می کنند یا ابعاد والدینی خاصی را کجا به کار می برند، وابسته به رفتار متفاوت فرزندان شان هستند (برنت، 1992). شیوه های والدین، غالباً بر حسب تعامل دو بُعدرفتاری بررسی می شود. بُعد اول: به بررسی رابطه  عاطفی «گرم بودن[3]» با کودکان می پردازد و حدود آن از رفتاری پاسخ دهنده[4]، پذیرا و کودک محور آغاز می شود و به رفتاری بی توجه و طرد کننده که مرکز آن بر نیازها و امیال والدین گذاشته شده است، ختم می شود.

بُعد دوم: «کنترل[5]» والدین بر کودک را بررسی می کند و از رفتاری محدود کننده و بازخواست کننده تا روشی آسان گیر و بی ادعا، متغیر است و در آن برای رفتار کودک، محدودیت های مختصری منظور شده است (هترینگتون[6] و پارک[7]، 1993).

 

بُعد «گرم» بودن والدین

بلسکی[8] (1981)، بیان می کند که گرم بودن مؤثرترین بعد والدینی در دوران نوزادی است؛ آن نه تنها کنش روان شناختی سالم را در طول دوره ی رشد پرورش می دهد،  بلکه شالوده ی اساسی تجربیات آینده در آن قرار می گیرد (سانتروک[9] و یوسن[10]، 1992، ص67).

شیفر[11] (1959)، والدین گرم، کسانی هستند که اغلب با نوزادان شان سخن می گویند و کوشش می کند، کنجکاوی آن ها را برانگیزاند و به آن ها کمک می کنند تا راه حل مثبتی را برای ایجاد دلبستگی عاطفی امن بوجود آورند (شافر، 1996). والدین گرم، و الدین پاسخگو و تحسین کننده هستند، آن ها نسبت به نیازهای فرزندانشان، حساس هستند حامی صمیمی تلاش ها و کوشش هایشان هستند و به طور گسترده ای به تفکرات، احساسات و اعمال فرزندانشان علاقه مندند (کیمیل[12] و واینر[13]، 1985، ص99).

والدین پاسخگو و گرم، افرادی هستند که اغلب به کودکان شان لبخند می زنند، جایزه می دهند و آن ها را تشویق می کنند و صمیمیت زیادی  با آن ها دارند، و در عین حال آن ها وقتی که کودک رفتار بدی انجام می دهد، از او انتقاد می کنند (سانتروک و یوسن، 1992).

بورای (1987)،  بیان می کنند که والدین گرم، مهربان هستند و ارزیابی های مثبتی از فرزندان خود می کنند، آن ها از فرزندان شان حمایت عاطفی می کنندکه باعث می شود، آن ها احساس ارزشی بکنند که پایه خود پنداره است (دکوویک[14] و میوز[15]، 1997، ص87). والدین گرم به نیازها و خواسته های فرزندان شان پاسخ می دهند به آن ها پاداش می دهند و آن ها را تشویق و تحسین می کنند. مسئوولیت پذیرند و عواطف مثبت به کودکان شان ابراز می کنند. آن ها هنگامی که فرزندان شان تکلیف سختی را با موفقیت انجام می دهند به آن ها پاداش می دهند و محیط خانه را محیطی  دلپذیر و شاد می کنند. افرادی که در چنین محیطی رشد می یابند، نسبت به نیازهای دیگران حساس و مسئول هستند همان گونه که والدین شان در برابر نیازهای آن ها مسئول هستند (برنت، 1992).

مطلب مرتبط :   بازاریابی دهن به دهن چیه و چه جایگاهی در کار و کاسبی شما داره 

 

 

بُعد «کنترل»

دومین بُعد مهم والدین، کنترل است هیچ یک از والدین نمی خواهند تا فرزندش خارج از کنترل او باشد. ای بُعد از فرزندپروری نسبت به بُعد «گرم بودن» پیچیده تر است، زیرا هیچ یک از نقاط انتهای این بُعد پسندیده و مطلوب نیست. برای هدایت کودکان به سوی رشد مثبت اجتماعی،  عشق و علاقه والدین به تنهایی کافی نیست. برای این که کودکان بتوانند افراد باکفایتی در اجتماع باشند و صلاحیت فکری پیدا کنند، مقداری کنترل از جانب والدین ضروری است (برنت، 1992).

مهارت فرزند پروری

مهارت های فرزند پروری اعمال یا روش هایی است که والدین براساس آن ها فرزندان خود را تربیت می کنند مانند پذیرش و طرد، آزادگذاری یا محدود سازی و نظایر آن ها. دیدگاهی که والدین در برخورد با فرزندان  خود اعمال می کنند در شکل گیری رشد و تکامل کودک در سنین اولیه زندگی و خصاصیص بعدی شخصیت و رفتار تأثیر فراوان و عمیقی دارد، مثلاً  طرد کودک یا فقدان رابطه عاطفی بین مادر و کودک، در پیدایش اختلالات رفتاری کودک نقش مهمی دارد (شعاری نژاد، 1378، ص48).

دیانا بامریند (1982)، در یک رشته از مطالعات برجسته مشاهده تعاملات والدین و فرزندان پیش دبستانی در خانه و آزمایشگاه دریافت که شیوه های مختلف فرزندپروری در دو بُعد با هم تفاوت دارند. این دو بُعد عبارتند از: 1)  بُعد پذیرندگی- پاسخ دهندگی[16] 2) بُعد توقع داشتن و کنترل[17] (دارلینگ، 1999، 2004).

بُعد پذیرندگی-  پاسخ دهندگی: پاسخ دهندگی اشاره دارد به درجه ای که والدین به نیازهای فرزندان پاسخ دهند و آن ها را مورد پذیرش و حمایت قرار می دهند. مکوبی و مارتین (1983)، این بُعد به والدینی اشاره می کند که حمایت کننده هستند و به نیازهای فرزندان حساس هستند و محبت و تحسین و تمجید را هنگامی فرزندان  نیاز دارند برای آن ها فراهم می کنند. والدین پذیرنده- پاسخ دهنده، خون گرم و مهربان هستند و همواره  لبخند می زنند،  و بچه هایشان را تشویق می کنند و در صورت لزوم وقتی که فرزندان شان بدرفتاری می کنند، با آن ها به طور ا نتقادی رفتار می کنند، اما والدینی که کم تر پذیرنده و پاسخ دهنده هستند،  نسبت به کودکان شان رابطه ای سرد یا طرد کننده و محبت کم تری نسبت به آن ها اعمال می کند. اغلب  به سرعت انتقاد می کنند، و فرزندان شان را تنبیه و تحقیر کرده و ارتباط کمتری با آن ها دارند و به طور کلی آن ها را نادیده می گیرند (آندریس، 1999).

مطلب مرتبط :   یک تولد هیجان انگیز و انگیزه بخش : تولد در دفتر کار

بُعد توقع داشتن و کنترل:توقع داشتن اشاره می کند به درجه  ای که والدین انتظارات و درخواست های از فرزندان خود دارند، و به رفتارهای مسئولانه اشاره می کند. مکوبی و مارتین (1983)، این والدین ها معیارهای زیادی برای فرزندان تعیین می کنند و انتظار دارند فرزندان به آن ها دست یابند باور بر آن است که، علاقه والدین، به تنهایی برای هدایت رشد اجتماعی مثبت فرزندان کافی نیست و اگر قرار باشد فرزندان از نظر اجتماعی و ذهنی، افراد با صلاحیتی شوند و درجه ای از کنترل توسط والدین ضروری است (استانبرگ، 1993، ص55). اغلب تحقیقاتی که در زمینه فرزندپروری انجام شده است، والدین را تشویق می کنند تا کنترل ثابتی ولی در عین حال انعطاف پذیر داشته باشند. والدینی که از فرزندان کم تر توقع دارند و کم تر کنترل کننده اند،  والدین سهل گیر هستند که خواسته ی آن ها از فرزندان شان کم می باشد و به آن ها اجازه می دهند تا عقاید و هیجان شان را بروز دهند (دارلینگ، 1999).

برنت (1992)، چهار شکل از جنبه های مثبت کنترل والدین عبارتند از: 1- تنظیم مجموعه ای از انتظارات والدین برای کنترل فرزندان شان، که این انتظارات باید با آموزش همراه بود و واقعی و مناسب با سن فرزندان شان باشد. 2- وضع کردن معیارهای و قوانین   توسط والدین برای فرزندان شان و نظارت و تاکید مداوم والدین بر قوانین. 3- برقراری ارتباطات بازبین والدین و فرزندان، والدینی که به ارتباطات باز ارج می نهند، دلایل وضع قوانین را تشریح می کنند و به فرزندان شان اجازه می دهند در مورد قوانین بحث کنند و عقایدشان را در مورد آن ها بیان کننده آن ها علاقمندند تا بدانند، چگونه فرزندان شان آن ها را درک و احساس می کنند و آماده هستند تا دلایل آن ها را بپذیرند. 4-  موقعیت های را که در آن کنترل کردن فرزندان شان مشکل است را تشخیص داده و به نحوی آن را شکل دهند که رفتار فرزندان شان به طور مناسبی بروز کند، منفی ترین شکل کنترل والدین اعمال قدرت است که شامل استفاده از تنبیه بدنی، زور یا محرومیت از امتیازات برای کنترل کردن رفتار و تنبیه رفتار بد است (مهر افروز، 1387، ص76، 78).

 

[1] -dimensions of parenting

[2] -bernt.b,a

[3] -warmth

[4] -responsiveness

[5] – control

[6] -hatrighton. H,K

[7] – paark. P,K

[8] -belsky. B,L

[9] – santrock. S,K

[10] – yussen. S,K

[11] – shiafer,S,I

[12] – kimmel. K,S

[13] – weiner. W,S

[14] – dkoiak. D,h

[15] – miuaz. M,L

[16] – acceptance- responsive

[17] – demandeingnees- permissiveness