اهمیت آموزش صلح از منظر کارشناسان

اهمیت آموزش صلح

با شکل گیری رشته پویایی به نام”آموزش صلح در افکارعمومی” در اکثر کشورها برای اجرای آموزش در زمینه صلح آمادگی لازم ایجاد شد و بسیاری از دست اندرکاران تعلیم و تربیت خواستار تمرکز بیشتر بروی مسائل صلح، هم برنامه­های آموزشی در محدوده دانش و نگرش و توانش دانش آموزان بوده­اند. خانم بولدینگ[1] تئوری پرداز صلح فمنیسم، زور و خشونت شخصی و غیر شخصی را موردتاکید قرار داده است، تاکید این خانم بر تفکر آنی و نقش کلیدی سازمان­های غیردولتی بین المللی در ارتقای صلح است.

پائولو فریر[2] بر پرورش نوعی نگرش پرسشگرانه و انتقادی نسبت به خشونت اشاره می کند و تعلیم و تربیت یا پداگوژی که متکی بر گفتگو بین معلم و دانش آموز است را معرفی می کند که از طریق آن معلم و دانش آموز با یکدیگر گزینه­های لازم جایگزین برای خشونت را بررسی می کنند. مربیان صلح تفکر انتقادی را در دانش آموزان پرورش می دهند. مربیان صلح تلاش هایی در زمینه دموکراتیک ایجاد کردند که مشارکت را تدریس و عزت نفس را در دانش­آموزان ایجاد و پرورش می دهند. در واقع معلمان به عنوان الگو در نقش صلح جو عمل می­کنند. از سوی دیگر هنوز نگرانی­هایی برای اجرای آموزش صلح از طریق برنامه درسی و آموزشی وجود داشته است.

مونته سوری[3] در این زمینه می گوید: در آموزش، افراد را تشویق می کنند تا به دنبال علایق شخصی خود بروند، دانش­آموزان در مدرسه، آموزش می بینند که هیچ کمکی به اطرافیان خود نکنند و برای پیشرفت همکلاسیهای خود که چیزی را بلد نیستند تلاش نکنند و تنها نگران این باشند که در پایان سال ترفیع بگیرند و جایزه این رقابت  را به خود اختصاص دهند. این مخلوقات خودخواه بیچاره که به طور تجربی ثابت شده است که از لحاظ روحی و ذهنی خسته هستند بعدها خود را در زندگی همانند دانه­های جدا برروی زمین کویری می یابند که هرکس جدا از همسایه خود زندگی می کند، آن­ها بی حاصل و بی تجربه هستند و اگر طوفانی بیاید این ذره­های ریز انسانی که هیچ وابستگی به دنیا و زندگی نداشته اند به راحتی از هم پاشیده خواهند شد. بنابراین اگرچه مدارس به عنوان یکی از مهم­ترین عوامل موثر در ترویج فرهنگ صلح از جایگاه ویژه­ای در ادبیات آموزش صلح برخوردار است شواهد و مطالعات متعددی نشان می­دهد که اعمال خشونت در مدارس از رشد تاسف باری در دو دهه گذشته برخوردار بوده است و برخلاف آنچه که انتظار می رود مدارس همگام با بسیاری از رسانه­ها و موسسات، خشونت را به اشکال مختلف در ذهن و رفتار دانش­آموزان شکل می­دهند.حتی بهترین مدارس نیز خشونت را هر روز از طریق قوانین و مقررات و محتوای آموزشی و روش­های تعلیم و تربیت اعمال می­کنند (کارسون و لوین[4]، 1988).

مطلب مرتبط :   چگونه خشم خود را کنترل کنیم؟

وقتی قوانین و مقررات آموزشی بدون مشارکت دانش­آموزان تدوین و اجرا می شود یا برنامه­های درسی مدارس به صورت زمانبندی شده فقط بر اساس نظر بزرگسالان و بدون کمترین توجه به نیازهای دانش­آموزان تدوین می­گردد همین خود ترویج کننده خشونت است. این خشونت که از آن تحت عنوان خشونت ساختاری نیز نام می­برند می­تواند احساسات منفی و عکس العمل­های عاطفی و هیجانی را در دانش­آموزان ترویج دهد. در چنین وضعیتی دانش­آموزان احساس می­کنند که بر زندگی و تحصیل خود هیچ­گونه اختیار و کنترلی ندارند. نتیجه طبیعی این فرایند، آسیب دیدن عزت نفس و احساس خودارزشمندی بچه­هاست که خود یکی از مؤلفه­های مهم حقوق بشر را تشکیل می­دهد. از مطالب گفته شده نتیجه می­شود که: آموزش صلح از طریق مدارس ما را به اهداف تعیین شده آن نمی­رساند اما نباید از نظر دور داشت که آموزش تنها به مفهوم صلح منفی تاکید نمی­کند بلکه در آموزش صلح بیشتر مفهوم مثبت آن مدنظر دست­اندرکاران آموزشی است . واژه مثبت که نتیجه پژوهش گسترده درباره صلح است بر این موضوع دلالت دارد که ساختارهای واجد خشونت را باید از جامعه زدود. گفته می شود که برای رسیدن به چنین صلحی، نوع بشر باید بی­عدالتی­های بزرگی که هنوز در درون کشورها بین آن­ها رایج است محو سازد. صلحی که باید به عنوان یک امر مشترک در بین همه برقرار شود صلح جهانی است. به عبارت دیگر آموزش  صلح نمی­تواند تنها بر توقف خشونت فیزیکی در مدرسه و جامعه متمرکز باشد بلکه آماده­سازی بچه­ها برای زندگی صلح آمیز، تعلیم و تربیتی تمام عیار را الزام می دارد. که آگاهی آنان را از خود، اجتماع، فرهنگ و محیط زیست صلح، بلکه باید در قالب فعالیتهای تربیتی، تدوین و اجرای قوانین، روش های آموزشی و فضا و تعاملات موجود در سطح مدرسه به ویژه در سطح مدارس ابتدایی که بچه­ها از آمادگی بیشتری برای جامعه پذیری برخوردارند دنبال شود(فتحی واجارگاه،1382).

مطلب مرتبط :   همه چیز درباره حافظه و طبقه بندی اظلاعات

با تمام این تفاسیر بدیهی است که جهت گیری­های گوناگون درباره اصول و روش­های آموزش صلح انجام گیرد اما صرف نظر از مشکلات و تفاوت­ها، علاقه جهانی همچنان نسبت به آموزش صلح شدت بیشتری یافته است.

 

[1].Boulding

[2].Paulo Freire

3.Montesori

[4].Carsson & Levin