تعاریف و نظریهای پیشرفت تحصیلی از منظر روانشناسان

تعاریف و نظریهای پیشرفت تحصیلی :

در خصوص پیشرفت تحصیلی ، مطالب بسیاری وجود دارد و هر کدام پیشرفت تحصیلی را به نوعی تعریف کرده‎اند .

برخی از تعاریف پیشرفت تحصیلی بدین قرار است :

پیشرفت تحصیلی در لغت به معنی ارتقاء  و ترقی معنی می‎شود . ( گروسی ، 1378)

پیشرفت تحصیلی عبارت است از فعالیت‎های آموزشی و کوششهای یادگیری دانش آموزان برای رسیدن به هدفهای آموزش و نتایج مطلوب .

منظور از پیشرفت تحصیلی میزان فعالیت درس شاگرد است که به وسیله معلمین از طریق نمرات امتحانی آنها ارزش‎یابی می‎شود و نتیجه آن به صورت معدل کل درسی دانش آموزان ارائه می‎گردد. ( خلفی ، 1377)

برای اینکه مفهوم پیشرفت تحصیلی روشن شود ابتدا باید مفهوم افت تحصیلی را که واژه‎ای در مقابل آن به شمار می‎آید ، روشن کرد . افت تحصیلی ، افت عملکرد تحصیلی و درسی دانش آموز از سطحی رضایت بخش به سطحی نامطلوب است . چنانچه فاصله قابل توجهی بین استعداد بالقوه و استعداد بالفعل فرد در فعالیت درسی مشهود باشد، چنین فاصله‎ای را افت تحصیلی می‎نامند.

روشن است که افت تحصیلی فقط در مردودی و یا تجدیدی خلاصه نمی‎شود و در مورد هر دانش آموزی که یادگیریهای او کمتر از توان و استعداد بالقوه و حد انتظار باشد ، صدق می‎کند. بنابراین حتی دانش آموزان تیز هوش نیز ممکن است دچار افت تحصیلی گردند. با روشن شدن مفهوم افت تحصیلی اکنون می‎توان مفهوم پیشرفت تحصیلی را به صورتی شفاف دریافت . چنانچه آموخته‎های آموزشگاهی فرد متناسب با توان و استعداد بالقوه او باشد و در یادگیری فاصله‎ای بین توان بالقوه و بالفعل او نباشد، می‎توانیم بگوییم که دانش آموز به پیشرفت تحصیلی نائل گردیده است.

مطلب مرتبط :   سلامت روان و ابعاد آن از دیدگاه روانشناسی

مدل کارول در یادگیری مدرسه‎ای

مدل یادگیری مدرسه‎ای که بوسیله کارول در سال 1963 ارائه شد ، پایه و اساس بسیاری از بحثهای نظری در مورد عوامل تأثیر گذار بر پیشرفت تحصیلی بوده است . مطالعات انجمن بین‌المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی فرصتهای آزمون این تئوری و مدلهای استنباط شده از آن را فراهم کرد و موجب شد که به طور تجربی مورد آزمایش قرار گیرد .( به  نقل از کیوز1 1991)

کارول بمنظور پیش بینی موفقیت در یادگیری‎های مسائل پیچیده این مدل را تهیه کرد .سه « متغیر مرتبط با زمان2 »   در این مدل تعیین شده‎اند که عبارتند از :

  1. متغیر « استعداد» : که عبارت است از مقدار زمانی که یک دانش آموز نیاز دارد تا یک موضوع خاصی را به اندازه معیار تعیین شده بیاموزد به شرط آنکه انگیزه و امکانات مناسب برای یادگیری وجود داشته باشد و کیفیت تدریس نیز در حد مطلوب تأمین شده باشد.

1.     متغیر « پشتکار و ثبات قدم 1» : که عبارت است از مقدار زمانی که یک دانش آموز   علاقه مند است برای آموختن صرف کند.

2.     متغیر « فرصت یادگیری 2 » : که عبارت از مقدار زمانی است که برای یادگیری یک موضوع خاص در اختیار یادگیرنده قرار می‎گیرد.

علاوه بر این ، دو متغیر دیگر نیز در این مدل مورد توجه بوده است که با زمان ارتباطی ندارد و عبارتند از :

  1. متغیر « قدرت درک آنچه از تدریس بر می‎آید » که به کیفیت تدریسی که ارائه می‎شود بستگی دارد .
  2. « کیفیت تدریس » که عواملی چون چهار چوب بندی موضوع یادگیری ، مؤثر بودن طرز ارائه درس و مهارت معلم و مدرس ، سطح آنرا تعیین می‎کنند .
مطلب مرتبط :   اهمیت آموزش صلح از منظر کارشناسان

این دو متغیر نه تنها با یکدیگر ارتباط دارند و در یکدیگر تأثیر می‎گذارند، بلکه با سه عامل مرتبط با زمان نیز بستگی نزدیک دارند. بلوم ( 1974) توجه محققان را به ارتباط یافته‎های انجمن با تأثیر عامل « زمان » در یادگیریهای مدرسه‎ای جلب کرد و از آن زمان بتدریج ، اهمیت زمان بعنوان یک عامل کلیدی در یادگیری مورد قبول قرار گرفته است .

1 .John.p.keevs

2 . Variables in terms of time

1 . Perseverence

2 . Opportunity to learn