خلاّقیت از دیدگاه مکاتب مختلف

خلاّقیت از دیدگاه مکاتب مختلف
2-2-5-1 مکتب رفتارگرایی:
از دیدگاه نظریه پردازان این مکتب آفرینندگی چیزی جز تکوین تداعی بین محرک¬ها و پاسخ¬های دور از هم نیست. مثلاً در ادبیات، اشک با شبنم یا کمند با گیسو و شب با ستمکار پیوند می¬خورند. بر مبنای این نظریه «آزمون تداعی بعید» (R.A.T) برای اندازه¬گیری استعداد آفرینندگی تهیه شده¬است.
نظریه پردازان دیگری سعی کرده¬اند که رفتار خلاق را بر طبق الگوی ملی شدن وسیله¬ای توجیه کنند. آنها اعتقاد دارند که فرد خلاق هنگام عمل به رفتارهای خلاق، با پاداش رو به رو شده¬است و به تدریج اندیشه و نیروی او در مسیر رفتارهای خلاق متمرکز شده¬است.

2-2-5-2 مکتب روانکاوی :¬
توجیه روانکاوان از اندیشیدن آفریننده، متکی بر جنبه¬های ناهشیار اندیشیدن است.
فروید اندیشیدن آفریننده را نوعی رویای روز یا خیالبافی می¬داند که در آن ذهن، فرآیندهای ثانویه را کنار می¬گذارد و به فرآیندهای ابتدایی رو می¬کند. فرآیند ابتدایی همان تفکر دوران کودکی است که در آن عروسک کودک، صاحب شخصیت و تمایلات یک آدم واقعی می¬گردد و تکه چوبی به راحتی یک اسب تلقی می¬شود. با این تفاوت که در مورد بزرگسالان خلاق حوزه، عمل فرآیند ابتدایی ذهن به مسئله مورد نظر هنرمند یا عالم کشانده می¬شود و به ویژه در مرحله اثبات درستی و نادرستی، آفریده ذهن به محک واقعیت زده می¬شود. تا آنجا که بر طبق نظریه¬های جدید روانکاوی نیز رویا نوعی اندیشیدن ابتدایی تلقی نشود که در آن مسائل مهم زندگی دنبال می¬شود و از این طریق شعر گفتن یا حل مسئله ریاضی در خواب قابل توجیه است.
2-2-5-3 مکتب شناختی:
روانشاسان شناختی این نکته را مطرح کرده¬اند که مکتب رفتارگرایی، نقش شناختی فرد را در فرآیند آفرینندگی مورد توجه قرار نداده¬است، در حالیکه از نظر مکتب شناختی، فرد در داد و ستد با محیط فرد اطلاعاتی کسب می کند و نحوه دریافت سازماندهی انبار کردن و بکار گرفتن اطلاعات، مسیر و کیفیت و محصول اندیشیدن او را تعیین می¬کند. بویژه نحوه جذب اطلاعات جدید و سازگاری ذهن با اطلاعات جدید اهمیت خاص دارد. آزمایش¬های گوناگون نشان داده¬اند که افراد سازگاری ذهن با اطلاعات جدید اهمیت خاص دارد. آزمایش¬های گوناگون نشان داده¬اند که افراد خلاّق طبقات ادارکی گسترده¬تر از محیط می گیرند و یا می توانند تولید کنند.
به نظر این مکتب گستردگی طبقه ادارکی یکی از مشخصات بارز افراد خلاّق است. یکی از دانشمندان طرفدار این نظریه این ویژگی را به شیوه¬های اندیشیدن ارتباط می¬دهد که از بین آنها می¬توان وابستگی و عدم وابستگی به زمینه، فراخی و محدودیت حیطه ادارک و یکنواختی و برجستگی را نام برد. ویژگی اساسی این شیوه¬های اندیشیدین این است که فرد به شیوه¬ای گسترده به محیط می¬نگرد و در باره¬ی آن می¬اندیشید و یا روی بخش¬های خاصی از آن متمرکز می¬شود. همچنین حذف و سانسور شناختی در افراد خلاق کمتر صورت می¬گیرد. از سوی دیگر توجه گسترده به محیط سب می¬شود که فرد در آن واحد با عناصر متعددی سرو کار داشته¬باشد، به اشتباه کردن و تغییر نظر در رفتار عادت کند و در نتیجه انعطاف پذیری ذهنی بیشتری داشته-باشد و بتواند دل به دریا بزند و راه حل¬های مختلف را آزمایش کند. (بهروزی، 1380).
2-2-6 ویژگی¬¬های افراد خلاق
ویژگی های خلاقیت در افراد، به سه دسته شناختی، انگیزشی و شخصیتی تقسیم می¬شوند (پیر خائفی، 1381) که در ادامه به شرح هر یک از آنها می پردازیم:
2-2-6-1 ویژگی¬های شناختی افراد خلاق
ویژگی¬های شناختی خلاقیت عبارتند از: هوشی، سیاسی، انعطاف پذیری، ابتکار، بسط، ترکیب و تحلیل.
2-2-6-2 ویژگی¬های انگیزشی افراد خلاق
ویژگی¬های انگیزش افراد خلاق عبارتند از انگیزه و عاطفه (ایمانی و همکاران، 1389). «آبراهام مازلو » (بی تا) در نظریه انگیزشی خود اظهار داشت که افراد در جهت خود شکوفایی تلاش و حرکت می¬کنند، ولی وقتی در مورد میزان افراد خود شکوفا تحقیق کرد، کمتر از یک درصد از افراد را خود شکوفا یافت. این تمایز بین تمایل به خودشکوفایی و پایین بودن تعداد افراد خودشکوفا او را بدین نتیجه رساند که افراد خود شکوفا دارای ویژگی¬هایی هستند که دیگران ندارند.«مازلو» پس از تحقیق و بررسی، ویژگی¬های کلی افراد خلاق و خود شکوفا را به شرح زیر بیان کرد.
1)ادارک بسیار کارآمد از واقعیت، آنها دنیا را چنانکه هست می بینند، بدون پیش داوری یا قضاوت قبلی.
2)پذیرش خود، دیگران و طبیعت بطور کلی.
3)خود انگیختگی، سادگی و طبیعی بودن.
4)تمرکز روی مشکلات به جا بی¬تمرکز روی خود.
5) نیاز به استقلال و داشتن حریم شخصی
6)احساس درک تازه و مداوم از جهان اطراف خود
7)تجربه¬های عرفانی
8)علاقه اجتماعی
9) روابط بین فردی، روابط دوستی افراد خود شکوفا شدیدتر و عمیق تر از روابط مردم عادی است.
10) خلاق بودن، افراد خود شکوفا در همه فعالیت¬های خود انعطاف¬پذیر، خود انگیتخه و مشتاق اشتباه کردن هستند.
11)ساختار منش دموکراتیک، قادرند در ارتباط با هر فردی با روشنی و تواضع ارتباط برقرار سازند.
12)مقاومت در برابر فرهنگ پذیری، در واقع آنان بوسیله ماهیت درونی خودشان اداره می¬شوند و نه بوسیله فرهنگ.
این ویژگی¬ها در مواردی با هم وجه مشترک دارند، بطور کلی به نظر می¬رسد که ویژگی انسان¬های خودشکوفا به استقلال و اعتماد به نفس است. آنها پذیرایی خود و دیگران هستند و مهم¬تر از همه پذیرایی چیزی هستند که زندگی به آنها عرضه می¬کند.
نیازمندی این اشخاص، نیازهای سطح بالا در سلسه مراتب نیازهای مازلو است، نیاز به چیزی که برای زندگی خوب لازم است، همچون حقیقت، عدالت و امثال اینها. شخصیت¬های خودی کلونا به مازلو آموختند که انسان نه تنها برای بقاء و یا رفع کمبودها و نارسایی¬ها تلاش می¬کند، بلکه به دنبال وجودی با معناست که از نیاز درونی برای همسازی و یکپارچکی نشأت می¬گیرد. تقریباً همیشه افراد میانسال یا بالاتر دارای این ویژگی هستند، به نظر مازلو آنها کمتر از یک درصد جامعه را تشکیل می¬دهند (مازلو، بی تا، 1389).
2-2-6-3 ویژگی¬های شخصیتی افراد خلاق
به دلیل اهمیتی که افراد مبتکر، مبدع و آفریننده در پیشرفت جوامع دارند، شناخت ویژگی¬های شخصیتی آنها مهم می¬باشد.
تورنس از مطالعاتی که در زمینۀ خلاقیت داشته است نتیجه می¬گیرد که معلمان طرفدار کودکانی هستند که بهرۀ هوشی بالایی دارند ولی در خلاّقیت ضعیف هستند. بر طبق این مطالعه، کودک خلاق (نمونه) چنین تعریف می¬شود.
او در مدرسه به هر طرف سرک می¬کشد، از یاد گرفتن (و نه ضرورتاً در مدرسه) لذت می¬برد، اهل تخیل و کشف و شهود است، انعطاف پذیر، کاوشگر و به مسائل حساس است (تورنس، ترجمه قاسم زاده، 1372).
رابطه بین خلاّقیت و ویژگی¬های شخصیتی را می¬توان از زمان افلاطون مورد بررسی قرار¬داد. ولی در کتاب جمهوریت، گزینش کودکان پر استعداد را تجویز نمود.
معروف¬ترین تحقیق تطبیقی که درباره¬ی ارتباط ویژگی¬های فردی و خلاّقیت انجام گرفت متعلق به «ترمن » است. وی، از طریق آزمون¬های خود گزارشی و رتبه¬بندی¬های والدین و مربیان نشان داد که نوجوانان خلاق سازگاری روانی – اجتماعی بالاتر از حد متوسط به خود نسبت می¬دهند. براساس تحقیقات «والاچ» ، دالاس و گایر » (1970) مشخص شد که خلاّقیت به ویژگی¬های شخصیت و به میزان کمتر، به برخی ویژگی¬هایی که تا حدی سازگار و دراز مدت به نظر می¬رسند مربوط می¬شود (نلر، ترجمه مسدد، 1369).
کودکان خلاق دارای ویژگی¬هایی همچون قابلیت انعطاف؛ حساسیت؛ تحّمل؛ احساس مسئولیت؛ احساس همدلی؛ استقلال؛ خودپندارۀ مثبت؛ نیاز به تماس¬های اجتماعی و علاقه به پیشرفت هستند (شعاع کاظمی، 1385).
«اشتاین » (1974) مطالعات انجام¬شده درباره¬ی ویژگی¬های افراد آفریننده را مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که افراد آفریننده دارای ویژگی¬های زیر هستند:
انگیزه پیشرفت بالا
 کنجکاوی فراوان
 علاقه¬مندی زیاد به نظر و ترتیب در کارها
 قدرت ابراز وجود، خود کفایی
 شخصیت غیر متعارف غیر رسمی و کامروا
 پشتکار و انضباط در کارها
 استقلال
 طرز تفکر اقتصادی
 انگیزه¬های زیاد و دانش وسیع
 اشتیاق و احساس سرشار
 زیباپسندی و علاقه¬مندی به آثار هنری
 تفکر شهودی
 علاقه کم به روابط اجتماعی و حساسیت زیاد
 قدرت تأثیر¬گذاری بر دیگران (اشتاین، 1974، سیف ، 1382).

مطلب مرتبط :   با همسر دروغگو چیجوری رفتار کنیم؟