دانلود فایل پایان نامه روانشناسی بازداری رفتاری

درونی) و یا اینکه آن بوسیله نیرویی خارج از کنترل خودش، کنترل می‌شود (کنترل بیرونی). به عبارت دیگر خودکنترلی به این بستگی دارد که فرد رابطه بین عمل(رفتار) خویش و تقویت کننده‎ی آن را چگونه درک کند. افرادی که با متغیر شخصیتی خودکنترلی درونی مشخص می‎شوند، بر این باورند که موفقیت یا شکست به تلاش یا توانایی آن‎ها بستگی دارد. ولی افراد دارای خودکنترلی بیرونی، معتقدند که فاکتورهای دیگری مانند شانس یا سختی تکلیف باعث موفقیت یا شکست آن‎ها می شود. افراد دارای خودکنترلی درونی اعتقاد دارند تقویتی که آن‎ها دریافت می‎کنند تحت کنترل رفتارها و ویژگی‎های خود آن‎هاست. در مقابل آن‎هایی که دارای خودکنترلی بیرونی هستند، تصور می‎کنند که تقویت توسط دیگران، سرنوشت یا شانس کنترل می‎شود. آن‎ها متقاعد شده‎اند که در رابطه با این نیروهای بیرونی عاجز هستند. این افراد معتقدند که رفتارها و توانایی‎هایشان تاثیری در تقویت‎هایی که دریافت می‎کنند، ندارند. اغلب ارزش کمی برای هر گونه تلاش در برای بهبود شرایط خود قایل‎اند. وقتی که آنها تصور می‎کنند کنترل کمی بر زندگی خود چه در زمان حال یا در آینده دارند، پس چرا باید تلاش کنند (شولتز، 2004).
افراد دارای خودکنترلی درونی معتقدند که رویدادهای مثبت در نتیجه‎ی نقشه‎ریزی دقیق و کوشش پیگیر خود آن‎ها به دست می‎آید، لذا برای هر گونه عمل و رفتار خود و پیامدهای ناشی از آن قبول مسئولیت می‎کنند(برای مثال، دانش آموز دیر رسیدن به کلاس درس را به دیر از خانه خارج شدن نسبت می‎دهد نه به عوامل مبهم بیرونی) از سوی دیگر، افراد دارای خودکنترلی بیرونی بین رفتار خود و رویدادها هیچ گونه رابطه‎ی هسته‎ی علت و معلولی نمی‎بینند و بخت و اقبال، تصادف و یا اشخاص دیگر را مسئول نتایج رفتار خود می‎دانند، در نتیجه برای اعمال و رفتار خود قبول مسئولیت نمی‎کنند. بنابراین دانش آموزی که در یک درس نمره ضعیفی گرفته است، ممکن است چنین استدلال کند که نمره ضعیف او ناشی از غرض ورزی معلم بوده است. در ضمن چون افراد دارای منبع بیرونی خودکنترلی بر این باورند که رفتارها و مهارت های خود آنان بر تقویت‎هایی که دریافت می‎کنند چندان تأثیری ندارد، برای کوشش‎های خود ارزشی قائل نمی‎شوند. آن‎ها به کنترل زندگی خود به دست خویش در حال و آینده چندان ایمانی ندارند. در مقابل، کسانی که معتقد به منبع درونی خودکنترلی هستند، بر این باورند که کنترل زندگی خود را شخصاً در دست دارند و برای مهارت‌ها و توانایی های خود ارزش قائل می‎شوند (سیف، 1382).
2-6 انواع کنترل و نظارت
2-6-1 کنترل پیش از عمل
این نوع کنترل که به آن پیش کنترل نیز می گویند عبارت است از روشی که بدان وسیله، پیش از انجام یک عمل یا یک اقدام، فرد نسبت به وجود منابع اجتماعی، اقتصادی و روانشناختی رفتار و مواد اولیه اطمینان حاصل می کند. تهیه جدول زمان بندی شده و تدارک دیدن برای کارهایی که در پیش است نیز نمونه بارزی از کنترل پیش از عمل است(استونر و فریمن، 1996). تدوین برنامه زمان بندی شده به فرد کمک می کند تا رفتار آینده را مشخص نماید و سپس برای انجام عمل مدت زمان لازم را تعیین و برآورد نماید و برای مسایل و رویدادهای پیش بینی نشده هم مقداری وقت در نظر بگیرند (رضائیان، 1369).
2-6-2 کنترل سکانی
کنترل سکانی که گاهی آن را سیبرنتیک یا کنترل آینده نگر هم می نامند، از این جهت اعمال می شود که بتوان موارد انحراف از استاندارد را تعیین کرد و پیش از این که به نتایج نامناسبی بیانجامد، درصدد اقدامات اصلاحی برآمد. تنها زمانی کنترل سکانی موثر واقع می شود که فرد بتواند درباره تغییراتی که در محیط رخ خواهد داد، یا در رابطه با پیشرفت کارکرد در جهت هدف مورد نظر، اطلاعات دقیق و بهنگامی را بدست آورد (استونر و فریمن، 1996).
2-6-3 کنترل تفکیکی(بلی- خیر)
کنترل بلی- خیر یا کنترل رفتن یا نرفتن فرآیندی است که بدان وسیله جنبه های خاصی از اقدامی که باید انجام شود یا شرایط خاصی که پیش از ادامه کار باید تائید گردد مشخص خواهد شد(رضائیان، 1369).
2-6-4 کنترل بعد از عمل
همان گونه که از عبارت بعد از عمل برمی آید، در این نوع از کنترل نتیجه کارهای انجام شده به سنجش در می آید، علت انحراف از برنامه یا استاندارد مورد نظر تعیین می شود و نتیجه این اقدام برای فعالیت های مشابه آینده مورد استفاده قرار می گیرد. کنترل بعد از عمل را به عنوان مبنایی برای پاداش دادن یا تقدیر، تشویق و ترغیب کارکنان به کار می برند. برای مثال، امکان دارد فردی که توانسته باشد رفتار را طبق استاندارد انجام دهد در آینده پاداش یا جایزه ای بگیرد (استونر و فریمن، 1996).
2-7 ارزیابی انواع کنترل
این چهار نوع کنترل(پیش از عمل، سکانی، بلی- خیر و بعد از عمل) جایگزین یکدیگر نمی شوند، یعنی چون بهترین نوع کنترل انتخاب شد نباید سایر انواع را حذف کرد بلکه این روشها مکمل یکدیگرند. جریان اطلاعات در کنترل به شکل سریع و دقیق امری حیاتی است، زیرا هر قدر سریعتر بتوان انحرافها را مشخص کرد سریعتر می توان اقدامات اصلاحی به عمل آورد.
از آنجا که کنترل سکانی روشی است برای انجام اقدامات اصلاحی رفتار، در حالی که هنوز رفتار در حال اجرا است معمولاً در مقایسه با سایر روش های کنترل کاربرد بیشتری دارد. افراد با اجرای کنترل سکانی می توانند انحرافها را تعیین کنند و بدین صورت درصدد بهره جستن از فرصت های موجود باشند، به هر حال نمی توان گفت که کنترل سکانی روشی کامل است. در نتیجه، اگر مساله سلامت مطرح باشد، با بهره گرفتن از کنترل بلی- خیر می توان حاشیه ایمنی را گسترش داد (همان منبع).
2-8 مراحل فرآیند خودکنترلی
به طور کلی فرایند خودکنترلی از چهار مرحله تشکیل می شود که عبارتند از: الف) تعیین معیار یا استاندارد، ب) سنجش عملکرد، ج) تشخیص انحرافات و د) انجام اقدامات اصلاحی.
2-8-1 تعیین معیار یا استاندارد
کمال مطلوب این است که هدف هایی که در فرآیند برنامه ریزی تعیین می شوند کاملاً دقیق و مشخص باشند تا بتوان آنها را در زمان مقرر سنجید یا اندازه گیری کرد. به چند دلیل این امر اهمیت دارد: نخست، هدف هایی که روشن نباشند و با عبارت های مبهم مثل بهبود مهارت های رفتاری فرد بیان می گردند، چیزی جزء شعار تو خالی نخواهند بود مگر این که درمانگر مقصود و هدف از واژه بهبود را به صورتی دقیق بیان و مشخص نماید که برای رسیدن به هدف(کنترل رفتار) چه باید بکنند.
دوم، هدف هایی که با کلمات سنجیده و دقیق بیان می شوند مثل بهبود یا اصلاح رفتار از طریق برگزاری سمینارهای آموزشی در ماه های مختلف(جلسات فردی و گروهی کاردرمانی) باعث می شود نسبت به آن دسته از شعارهای مطرح شده به صورت راحت تری برخورد کرد.
سوم اینکه اگر هدف ها یا عبارت ها و کلمات دقیق و سنجیده بیان شوند می توان به راحتی آنها را به استانداردها و روش های قابل سنجش تبدیل کرد و بر آن اساس عملکردها را اندازه گیری کرد. اعلام هدف هایی که با کلمات دقیق و سنجیده بیان شده باشند مساله کنترل را تسهیل می نماید و همین موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا معمولاً در زمینه برنامه ریزی و کنترل رفتار، افراد گوناگون عمکلرد متفاوتی را از خود نشان می دهند (استونر و فریمن، 1996). همان طور که ذکر شد کنترل رفتار مستلزم تعیین استانداردهایی برای مقایسه است.
2-8-2 سنجش عملکرد
مانند سایر جنبه های خودکنترلی، سنجش عملکرد یک فرآیند مستمر دایمی و تکراری است که تکرار سنجش یا دفعات اندازه گیری به نوع فعالیت مورد نظر بستگی دارد. برای مثال: در ارزیابی کاهش مصرف دخانیات میزان مصرف روزانه باید به طور دائم سنجیده شود. در صورتی که عملکرد واقعی با استانداردهای از پیش تعیین شده مقایسه شود، حدود انحراف مشخص می شود. بدیهی است که اندازه گیری عملکرد باید به گونه ای روشن تعریف و به سهولت قابل تشخیص باشد.
2-8-3 تشخیص انحرافات از طریق تطبیق عملکرد با استاندارد
این مرحله، تا حد زیادی در فرآیند خودکنترلی آسانترین است. در دو مرحله اول، مسایل پیچیده تا حد زیادی حل می شوند، ولی اینک باید نتایج بدست آمده را با هدف های مورد نظر یا استانداردهای از پیش تعیین شده مقایسه کرد. در این مرحله اگر عملکرد با استانداردهای رفتاری مطابقت نماید، فرد چنین می اندیشد که همه چیز تحت کنترل وی است (همان منبع).
2-8-4 انجام اقدامات اصلاحی
در مرحله پایانی اگر عملکرد کمتر از حدود استاندارد رفتاری تعیین شده باشد، تحلیل رفتار فعلی نشان می دهد که باید دست به اقدامات اصلاحی زد (برای مثال اگر عمل کاهش مصرف دخانیات کمتر از حد استاندارد تعیین شده باشد باید در برنامه های مبتنی بر کنترل درونی و کنترل بیرونی اقدام به اصلاحات صورت گیرد). از جمله فواید کنترل و تنظیم هیجانات کنترل سطوح برانگیختگی برای به حداکثر رساندن عملکرد، پشتکار داشتن، به رغم دلسردی و وسوسه، جلوگیری از واکنش مخرب در مقابل تحریک و عملکرد صحیح به رغم فشارهای وارده می باشد. ناتوانی در تنظیم هیجان حاصل از مخالفت های اجتماعی و ترس از این گونه مخالفت ها گاهی آنقدر شدید است که بر تلاشهای فرد برای انجام عمل صحیح چیره می شود (رضائیان، 1369).
2-9 پیشینه عملی پژوهش
2-9-1 مطالعات انجام شده در ایران
بهرامی خوندابی (1383) در پژوهش خود با عنوان بررسی رابطه ی میان خودکنترلی و کیفیت زندگی دانشجویان به این نتیجه رسید که بین خودکنترلی و کیفیت زندگی دانشجویان ارتباط وجود دارد، یعنی هرچه خودکنترلی بالاتر رود کیفیت زندگی بهبود می یابد و در مقایسه ی خودکنترلی دانشجویان دختر و پسر نشان داد که تفاوتی بین خودکنترلی دانشجویان دختر و پسر وجود ندارد.
ذوالجنایی و وفایی (1385) درتحقیقی تحت عنوان رابطه بین تیپ شخصیتی D با اضطراب و سیستم های بازداری رفتاری و فعال ساز رفتاری دانشجویان دانشگاه دولتی مشهد دریافت تیپ شخصیتی D به طور معناداری با افزایش فعالیت سیستم بازداری رفتاری درکل نمونه و در آزمودنی های با بالاترین تیپ شخصیتی D همراه است. اما تیپ شخصیتی D به طور معناداری با کاهش فعالیت سیستم فعال ساز رفتاری در کل نمونه و در آزمودنی های با بالاترین تیپ شخصیتی D همراه نبود. بین اضطراب با سیستم فعال ساز و بازداری رفتار رابطه معنادار و جود ندارد.
خدایاری فرد و همکاران (1388) درتحقیق خود تحت عنوان رابطه دینداری و خودکنترلی پایین با استعداد سوء مصرف مواد در دانشجویان دریافتند که، بین خودکنترلی پایین با استعداد سوء مصرف مواد رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. همچنین بین ماهیت خودکنترلی و اضطراب نیز رابطه منفی دیده شد.
نتایج مطالعه ابطحی (1389) نشان داد، کنترل و خودکنترلی از مهمترین ابزارها و وسایل، برای نیل به اهداف سازمانی(کارایی و اثر بخشی) اهداف فردی و الهی(ابعاد معنوی) است.
در پژوهش نبیزاده و همکاران (1389) با هدف بررسی صفات شخصیتی و سیستم های بازداری/ فعال سازی رفتاری در سه گروه بیماران اسکیزوفرن، دوقطبی و افراد بهنجار، نتایج نشان داد که سطوح افراطی )چه بالا و چه پایین( صفات شخصیتی روان رنجوری (N)، برو نگرایی (E) و روانپریشی (P) و حساسیت BAS، BAS تمایل به رابطه با نشانه های آسیب شناختی دارند. به ویژ ه ترکیب حساسیت BAS ، BAS با گونه خاصی از آسیب شناسی رابطه دارد.
منصوری و بخشی پور رودرسری(1389) درتحقیقی با هدف بررسی رابطه سیستم های فعال ساز و بازداری رفتاری با نگرانی آسیب شناختی و غیر آسیب شناختی دانشجویان خوابگاه دانشگاه تبریز دریافتند که رابطه بین سیستم بازداری با نگرانی آسیب شناختی و غیر آسیب شناختی معنی دار بوده و سیستم بازداری تاثیر مثبت و معنی داری بر نگرانی ها داشته است. به عبارت دیگر، سیستم بازداری درصدی از واریانس نگرانی را شامل شده و می تواند آن را پیش بینی کند. علاوه براین، رابطه بین سیستم بازداری و نگرانی درباره روابط، کار و نگرانی های مالی معنی دار بود و سیستم بازداری تاثیر مثبت و معنی داری بر آنها داشت. از طرف دیگر، رابطه بین سیستم فعال ساز با نگرانی ها معنی دار نبوده و سیستم فعال ساز تاثیر مثبت و معنی داری بر نگرانی ها نداشته است.
پژوهش سیمیاریان و همکاران (1390) با هدف بررسی تأثیر آموزش خودکنترلی بر کاهش سهل انگاری نوجوانان دختر، نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات سهل انگاری در دو گروه آزمایش و کنترل با 99 درصد اطمینان تفاوت معنی داری وجود دارد، بنابراین آموزش خودکنترلی بر کاهش سهل انگاری در گروه آزمایش به طور معنی داری مؤثر بوده است.
عبدی و همکاران (1390) درتحقیقی تحت عنوان میزان حساسیت بازداری رفتاری در میزان اضطراب افراد سوء مصرف مواد و سالم شهر تهران دریافتند که فعال سازی رفتاری با میزان اضطراب رابطه منفی وجود دارد یعنی با افزایش میزان فعال سازی رفتاری میزان اضطراب کاهش می یابد و برعکس و بین سیستم بازداری و فعال سازی رفتار بین زنان و مردان افراد سوءمصرف مواد و سالم تفاوت معنادار وجود ندارد.
علیمرادی و همکاران(1390) درتحقیقی تحت عنوان مقایسهی فعالیت سیستمهای مغزیرفتاری و اضطراب در افراد معتاد وابسته به مواد مخدر و افراد بهنجار شهر تبریز دریافتند که بین دو گروه در دو سیستم فعالساز و بازداری رفتاری با اضطراب رابطه منفی وجود دارد.
کوثر و همکاران (1390) درتحقیقی با هدف بررسی اثربخشی آموزش خودکنترلی بر کاهش اضطراب نوجوانان دختر پایه دوم متوسطه شهر تهران دریافتند که بین میانگین نمرات اضطراب در دو گروه آزمایش و کنترل با 99 درصد اطمینان تفاوت معنی داری وجود دارد، بدین معنی که آموزش خودکنترلی بر کاهش اضطراب در گروه آزمایش به طور معنی داری موثر بوده است. این یافته ها بیانگر آن است که برنامه آموزش خودکنترلی به دانش آموزان گروه آزمایش کمک کرده است تا اضطراب خود را کاهش دهند.
شاهنده و آقا یوسفی (1391) درتحقیقی درمقایسه سیستم های مغزی فعال سازی/ بازداری رفتاری و اضطراب و منبع کنترل دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور اهواز دریافتند که تفاوت میزان فعالیت سیستم‌های مغزی- رفتاری بین چهار گروه آزمودنی معنی دار است. میزان فعالیت سیستم فعال سازی رفتاری در آزمودنی های با منبع کنترل درونی بیشتر و این میزان در پسران بالاتر از دختران بود و میزان فعالیت سیستم بازداری رفتاری در آزمودنی های با منبع کنترل بیرونی بیشتر و این برتری با گروه دختران بود. در سیستم جنگ- گریز، درک از مرکز کنترل بیرونی میانگین بالاتری را نشان داد و میانگین دختران در گریز و میانگین پسران در جنگ بیشتر بود. بین دو گروه در دو سیستم فعالساز رفتاری و بازداری رفتاری با اضطراب رابطه منفی وجود دارد.
نتایج تحقیق علیوردی نیا و همکاران (1391) نشان میدهد که متغیّر خودکنترلی و متغیّرهای باور و التزام تحصیلی دارای رابطه مستقیم و معنادار با نگرش نسبت به مصرف الکل بوده و متغیّر باور نیز مهم ترین تبیین کننده نگرش به مصرف الکل بوده است.
نتایج تحقیق بشیریان و همکاران (1391) با هدف بررسی رابطه خود کنترلی با تمایل نوجوانان به مصرف مواد مخدر، نشان داد که بین خود کنترلی و سابقه مصرف سیگار، سابقه مصرف مواد مخدر، قصد مصرف مواد مخدر و نگرش نسبت به مواد مخدر رابطه معنی داری وجود دارد. بنابراین خود کنترلی به عنوان عامل مهم و کلیدی در گرایش نوجوانان به مصرف مواد است و آموزش به موقع مهارتهای خود کنترلی می تواند در پیشگیری از مصرف مواد مخدر بسیار موثر باشد .
صالحی و همکاران (1391) در پژوهش خود با هدف بررسی راهکارهای نهادینه سازی وجدان کاری و فرهنگ خود کنترلی در کارکنان واحدهای دانشگاهی دریافتند که عوامل فرهنگی- اجتماعی، فردی- شخصیتی و خانوادگی- تربیتی بر نهادینه سازی فرهنگ خودکنترلی و وجدان کاری کارکنان تأثیرگذار میباشد.
بر اساس تحقیق بلاغت و همکاران (1392) با هدف بررسی رابطه بین خود کنترلی با تعهد سازمانی معلمان ابتدایی،