راه های پیشگیری از تعارضات در نگرش مذهبی

راه های پیشگیری از تعارضات در نگرش مذهبی

توجه به گزینش همسر مناسب :

انتخاب همسر نخستین و مهم ترین مرحله ای است که در فرایند ازدواج باید به آن توجه کرد. سایه این انتخاب همیشه بر زندگی همسران وجود دارد و چه بسا گاه چنان خوشایند باشد که زندگی را آسوده می سازد و گاه چنان سنگین و جان فرساست  که تحمل آن شدنی نیست. وظیفه مهم دختر و پسر در آستانه ازدواج ، شناخت شرایط لازم برای همسر و تطبیق آن برای فرد مورد نظر است . انجام این وظیفه، بسیاری از اختلاف های بعدی را پیشگیری می کند . تاکید بر همسان همسری یا کفو بودن در تعالیم اسلام ، می تواند اختلاف های ناشی از تفاوت در بهره هوشی و امور فرهنگی از جمله تفاوت و اختلاف در باورهای دینی و حتی مراتب ایمانی را پیشگیری کند. اساس ناسازگاری دو همسر به تفاوت آنها در احساسات  شناخت ها و رفتارها باز می گردد. هرچه افراد در این زمینه ها مشابه باشند، اختلافات کمتری بروز می کند(سالاری فر،1389).

برخی اختلاف ها به رفتارهای نابهنجار ناشی از بدخلقی و صفات نامناسب و رفتارهایی مانند شراب خواری و قماربازی مربوط می شود. بروز این رفتارها معمولا هنگام ازدواج تا حدی آشکار است ، یا دست کم نشانه هایی از آنها در فرد وجود دارد و با توجه به آسیب های شدید آنها ، تعالیم اسلام نسبت به گزینش چنین همسرانی هشدارهایی جدی دارد. رفتار های جنسی خارج از محدوده مجاز نیز این چنین است و در صورت بروز، باید گزینش چنین افرادی با تامل بیشتری باشد. این جمله در قرآن که “پاکان به پاکان تعلق دارند” ، در واقـع نوعی بینش دادن به افراد در انتخاب همسر اسـت. همچنین برخی مشـکلات ناشـی از امـور اقتصـادی مانند نوع اشـتغال و سطـح درآمد، هنگـام گزینش افراد تا حدی قابل پیش بینی اسـت .

( سالاری فر،1389)

آموزش زوجین:

بسیاری از مشکلات خانواده ها ، ناشی از عدم شناخت وظایف، راه های برقرای رابطه و روش حل مسائل است. یکی از راهبرد های مهم حل مسائل خانوادگی، رویکرد روانشناختی –آموزشی است که شامل 5 مرحله است:

الف)  روشن شدن اهداف و ارزشها که در این قسمت، مقاصد هر یک از زوجین و انتظارات آنها برای یکدیگر بیان شده و زمینه تعادل آنها فراهم می شود. در اینجا توجه  به ارزش های فرهنگی و دینی یکدیگر دارای اهمیت است . ب) آموزش ارتباط و تبادل نظر در صورتی که نارسایی زوجین در مهارت های ارتباطی روشن شده باشد. مهارت هایی مانند گوش دادن، روشن ساختن مفهوم من یا هویت فردی، بازخورد، درخواست کردن، و ابراز وجود و جنبه های مثبت ارتباط کلامی باید به آنها آموخته شود. ج) آموزش مهارت های مذاکره و قرار داد بستن که در این قسمت اصل انصاف روابط برابر و رضایت بخش زوجین مورد توجه قرار می گیرد د) فنون تنظیم وقت به ویژه برای خانواده هایی که زن ومرد هر و شاغل هستند، بسیار ضروری است. فنون کنترل فشار روانی که خواه و ناخواه در همه ارتباط ها و برای همه افراد بروز می نماید(کارلسون،1387).

آموزش دینی:

آموزش اعتقادات دینی در امور زندگی و حل مشکلات و اختلافات ، برای پیشگیری  از برخی اختلافات دارای اهمیت است . شناخت وظایف و حقوق متقابل اعضای خانواده ، بر اساس تعالیم اسلام ، برای عمل به آنها ضروری است. برخورداری زن و شوهر از باور های مستحکم، در تحکیم روابط اعضای خانواده تاثیر بسزایی دارد و بی بهره ماندن برخی خانواده ها از این باور ها در همه مراحل، مشکلات متعددی را در پی دارد که قرآن در آیه 124 سوره طاها از آن به زندگی تنگ و سخت یاد می کند. مهمترین باور های دینی شامل اعتقاد به خدا، اعتقاد به رسالت و امامت و اعتقاد به زندگی پس ازمرگ می باشد که مروری کوتاه بر چند اثر از آثار بی شمار این باورها خواهیم داشت. در اثر خداپرستی نگرش فرد به همه هستی و زندگی انسان هدف دار وبا معنا می گردد. باور به خدا همه ی رفتارها از جمله زندگی زناشویی و خانوادگی را به سوی کسب رضایت خداوند سوق می دهد، خداوندی که بهترین ها را در رفتار  گفتار و و احساس از بنده ی خویش می طلبد(سالاری فر،1388).

 

آن جا که در بن بست ها و شرایطی که به ظاهر همه ی اسباب ها ونشانه های مادی از عدم حل مشکل حکایت می کند توکل بر خداوند روزنه امیدی را در برابر افراد می گشاید و گاه مشکلات را طبق آیه 2و 3سوره طلاق از راه هایی که افراد گمان نمی برند حل می کند. از میان شیوه های متعدد یادگیری مشاهده الگو موثرترین و پایاترین روش ها محسوب می شود. در زمینه چگونگی روابط اعضای خانواده و نوع رفتارها ، نیز پیروی و همانند سازی با انسان هایی که تعالیم دین به طور کامل در آنها تجلی یافته ضروری است. در خانواده به علت عدم توجه به اهداف متعالی به کارکرد های محدود زندگی زناشویی اکتفا شده و خانواده ها در اثر بی هدفی به راحتی به جدایی انحلال کشیده می شوند . اعتقاد به زندگی بعد از مرگ، خانواده را متوجه اهداف پایداری می کند که موجب پیوند بیشتر اعضای خانواده می گردد. اثر دوم باور به معاد ، ایجاد انگیزه برای افراد و تشویق آنهاست در کلمات اولیای دین علیه السلام به پاداش ها و نعمت ها ی اخروی اشاره شده  که در ازای انجام وظایف خانوادگی و زناشویی به فرد داده می شود(سالاری فر، 1388)

مطلب مرتبط :   راهنمای خرید کاغذ خردکن

رعایت حدود و مرزها در خانواده :

بخشی از مشکلات خانواده ها از بی توجهی نسبت به رعایت حدود و مرزهایی ناشی می شود که رعایت آنها برای سلامت روابط اعضای خانواده و رفتار مناسب آنها ، ضروری است. از مهم ترین عوامل موثر در روابط عاطفی رضایت بخش بین زن وشوهر، رعایت حدود روابط زن ومرد نامحرم است. مهار تماس های چشمی و روابط کلامی بین زن ومرد نامحرم در محدوده عرفی لازم، و دوری از نگاه ها وروابط کلامی معنادار که حتی بار جنسی کمی داشته باشد، در پیشگیری از اختلافات نقشی مهم داردتحقیقاتی نیز این نقش را تایید می کند، برای نمونه آزمایش هایی نشان داد هنگامی که مردها عکس های زنان بسیار زیبا را می بینند، همسران مورد علاقه خود را با جذابیت کم تری ارزیابی می کنند(آذربایجانی، 1382).

بدیهی است ارزش گذاری کمتر به همسر، زمینه ای برای روابط عاطفی ضعیف تر است. کم ترین تاثیر نگاه ها و روابط عاطفی لذت بخش همراه با بار جنسی ، یا ارضای آنها در بیرون از محدوده خانواده، سرد شدن این روابط در خانواده است. از حدود دیگری که به زنان مربوط می شودپوشش شرعی است که این امر افزون بر خود زنان، بر مردانی که آنها را می بینند، تاثیر می گذارند. در تحقیقی پوشاندن زیبایی های زنان بررسی و از لحاظ تجربی ثابت گردید که این امر مانع افزایش آستانه ادراکی، مرد به محرک های درون خانواده، دیرتر پاسخ می دهد و زمینه برقراری روابط عاطفی لذتبخش فراهم نمی شود(منطقی، 1381).

الف: تحقیقات خارجی

علی رغم آگاهی فزاینده به شاخه های کلی و عمومی روان شناسی و مشاوره ، مشخص شده است که ادبیات پژوهشی کمی در ارتباط با توجه به مذهب و معنویت در مشاوره خانواده و ازدواج وجود دارد.(ولف[1] و همکاران ، 2006).

نگرش مذهبی می تواند در ارتباط با زناشویی موثر باشد زیرا مذهب شامل رهنمود هایی برای زندگی و ارائه دهنده ی سامانه باورها و ارزش ها است که این ویژگی ها می توانند زندگی زناشویی را متاثر کنند(هانلر و گنچوز[2]، 2005، به نقل از احمدی، 1386).

استانلی و همکاران (2002) به نقل از یانگ و لانگ (2007) در پژوهش خود موضوعات پول، فرزندان، ارتباط، سکس، امور روزمره، حسادت، دوستان، شغل، خویشاوندان، اعتیاد، مذهب و تفریحات را در تعارضات زناشویی مشاهده و گزارش کردند.

پری(2006) به بررسی زندگی خانوادگی ، عملکرد دینی و مذهبی در آسیا پرداخت نتایج نشان داد که بین اعتقادات مذهبی و رضایت زناشویی و رضایت از زندگی خانوادگی رابطه وجود دارد ، اکثر کسانی که از آموزش های مذهبی بهره مند بودند در بخش مدیریت خانواده بالاترین نمره را گرفتند. همچنین باور های مذهبی در تصمیم گیری اخلاقی والدین موثر بوده است و در یک چشم انداز کلی تاثیر آن در همه ی جنبه های زندگی موثر است.

دادلی[3] و کوسینکی[4] (2006) به بررسی رابطه ایدولوژی مذهبی ، تشریفات مذهبی تجربه و رضایت زناشویی پرداختند. نتایج نشان داد که همبستگی قوی بین رضایت زناشویی و اعمال مخصوص مذهبی ، انگیزه درونی و تجربه مذهبی (احساس نزدیکی به خدا) وجود دارد.

تحقیقی با هدف مشکلات زناشویی زوج ها در مراحل مختلف دوره زندگی انجام شد . نتایج این تحقیق نشان داد که مسایلی که اغلب به عنوان مشکل ذکر شده اند صممیت، مسائل جنسی و تصمیم گیری است و شایع ترین مشکلات گزارش شده ارتباط و مسائل مالی بودند(میلر، یورگاس، سندبرگ، وایت، 2003 به نقل از رحمت الهی و همکاران، 1385).

گاتمن[5] و همکارانش در بین زوجین برآشفته ، هفت الگوی مشکل زا را که آنها را از زوجین سالم متمایز می کند شناسایی نموده اند که عبارتد از عواطف منفی متقابل نسبت پایین رفتارهای مثبت به منفی ، میزان بالای انتقاد ، تدافعی رفتار نمودن ، تحقیر و عیب جویی و اسناد ها ی منفی و ثابت به همسر (فورمن[6]،2004 به نقل از رحمت الهی و همکاران، 1385).

تحقیقات حاکی از آن است که پریشانی رابطه زوجین با اختلافات عاطفی و رفتاری فرد با هم تغییر می کند که ورای آشفتگی کلی در دیگر روابط زوجین است (ویشمن[7] و همکاران ، 2000. به نقل از سیندر[8] و همکاران 2006).

همچنین تحقیقات در زمینه سلامت جسمانی زوجین نیز نشان داده است که اختلال در روابط زناشویی با کارکرد ضعیف تر سیستم ایمنی در هر دو جنس همراه است و کیفیت یک رابطه بر عملکرد روانی و سیستم ایمنی بدن موثر است . از این گذشته پریشانی رابطه زوجین  به ویژه مراودات منفی، اثرات مستقیم و مضر بر دستگا ه های عروقی غدد مترشحه داخلی  سیستم ایمنی عصبی حسی و دیگر سیستم های فیزیولوژی دارد. به نوبه خود به مسائل سلامتی جسمانی مربوط می شود(کیگات گلاسر، وینوتونف 2001 به نقل از سیندر و همکاران، 2006).

نتایج بررسی های ساچر[9] و فاین[10] (1998) بیانگر این است که زنان به دلیل اینکه تعهد و حساسیت بیشتری نسبت به رابطه شان در زندگی مشترک احساس می کنند تلاش بیشتری نیز صرف حفظ و نگه داری آن می نمایند.

جونز (1992) [11]پژوهشی تحت عنوان ” طلاق، والدین، تعارض خانوادگی و شبکه روابط دوستانه” انجام داد . نتایج این مطالعه آشکار ساخت که تعارضات خانوادگی بدون توجه به اندازه و حجم شبکه روابط و کیفیت موثر روابط دوستانه و تجربه تنهایی را افزایش داد.

طبق گزارش موسسه ملی بهداشت روان در مورد پیشگیری ها، کشمکش ها و تعارض های زناشویی مخرب از جمله عوامل خطر ساز اصلی برای بروز بسیاری از اشکال اختلال و آسیب روانی ، به ویژه افسردگی در بزرگسالان  و اختلال سلوک در کودکان است(کوی و همکاران، 1993 .به نقل از کیسر[12] و همکاران1998).

مطلب مرتبط :   مفهوم ارزشیابی و دلایل استفاده از ان

مذهب راهنمایی های کلی در اختیار بشر قرار می دهد که اگر انسان ها بدان ها عمل نمایند منجر به استحکام پیوند زناشویی می گردد . این راهنمایی ها شامل قوانینی د ر مورد رابطه ی جنسی ، نقش های جنسیتی ، از خود گذشتگی و حل تعارضات در روابط زناشویی می باشند(ماهونی[13]، 2003).

یکی از دلایلی که نشان می دهد مذهب می تواند دیدگاه فکری زوجین را تحت تاثیر قرار دهد این است  که احتمال اینکه افراد مذهبی تر ازدواج خود را دارای کیفیتی معنوی ببینند بیشتر است ، می باشد مطالعه بر روی 97 زوج که نماینده ی تنوع مذهبی زوج های امریکایی بودند ، نشان داد که آن ها مفهوم تقدس را در مورد ازدواج خود به کار می برند . بدین معنی که غالبا چنین تصور می کردند که ازدواج آن ها محتوایی معنوی دارد(ماهونی، 2005).

گلاسر[14] و گلاسر در اثر خود(2002)، با عنوان به هم رسیدن و با هم ماندن به تفصیل رابطه ی زناشویی را بر اساس نظریه انتخاب تشریح می کنند.در بحث نیاز های اساسی  و رابطه ی آن را با ازدواج ، گلاسر رابطه ی زناشویی را مانند دیگر روابط در نظر می گیرد ولی در ازدواج ، علاوه بر ویژگی های دیگر روابط، تعهد نسبت به رابطه ی زناشویی را بیشتر دخیل می داند به نظر وی همین تعهد طرفین را به استفاده از کنترل بیرونی می کشاند (گلاسر و گلاسر،2002).

چندین مطالعه (روس[15]، وستفیلد[16] ،انسلی[17]، 2000)نشان دادند که مورد توجه قرار دادن باور های مذهبی در طی مراحل درمان می تواند در بهبود روابط زن وشوهر مفید باشد. بدین صورت که هر گاه تعارض خانوادگی بر سر موضوعی خاص ، شکل می گیرد، مذهب می تواند از طریق مفاهیم معنوی .و ارزش های مذهبی مشترک ، اختلاف نظر بین افراد را تعدیل کند. تاکید دین بر مفاهیمی مانند تقدس ازدواج می تواند مسیر حل تعارضات زناشویی را هموار سازد(به نقل از لطف آبادی، 1384).

ماهونی و همکاران (1999) معتقدند که درمانگران می توانند نقش باور های مذهبی و بعد متعالی رابطه ی زناشویی را طی فرایند حل اختلافات زناشویی مورد توجه قرار دهند و از سویی دیگر با استفاده از روش های مداخله ای مذهبی می توان به حل تعارضات زناشویی کمک نمود.

مسائل اقتصادی که نماینده ی نیاز به بقا می باشد با مشکلات رابطه ی زناشویی ارتباط تنگاتنگی دارد.اگر نیاز به بقا در دونفر در سطح متفاوتی باشند. یکی مقتصد و یکی ولخرج ، بسته به اهمیت اقتصاد برای طرفین می توان انتظار سطحی از تعارض را داشت(گلاسر و گلاسر ،2002)

در مطالعه ای تحت عنوان بررسی رابطه معنویت با کار و نقش های خانوادگی و رضایت از زندگی روی 99 نفر انجام شد نتایج نشان داد که بهزیستی و رضایت زناشویی به طور معناداری با رضایت از زندگی رابطه دارد و شرکت کنندگان گزارش دادند که معنویت بر کار ، ازدواج، فرزند پروری و رضایت از زندگی شان موثر است(کیزاک[18]،2006، به نقل از احمدی 1391).

.ویلیامز و لاور (2003) عنوان کرده اند زوج هایی که تجانس مذهبی داشته اند سطح بالاتری از رضایت زناشویی را گزارش کردند.

نتایج پژوهش برتونی [19]، بودنمن[20] (2010) نشان داد که در مقایسه با زوج های ناخشنود ، زوج های خشنود ابعاد مثبت بیشتر و منفی کمتری دارند و سبک های تعارض مناسب (بیشتر مصالحه می کنند و کمتر خشونت ، کناره گیری و توهین )داشته و به علاوه روابط بهتر با خانواده اصلی شان را داشتند ضمنا در ابعاد عشق تغریبا عشق کامل را داشته و از بودن کنار همسر احساس لذت می کردند.

محققان  با این فرض که در موضوعات مربوط به عبادت، چندین عامل مرتبط با زوج درمانی وجود دارد مطالعه ای روی 230 زوج که مدت 7سال از ازدواجشان گذشته بود و دارای عقاید مذهبی بودند، انجام دادند. این عوامل عبارت بودند از کاهش منفی بینی، اهانت، خشونت در طی تعارض، کاهش واکنش پذیری هیجانی، افزایش مسئولیت پذیری به منظور مصالحه و حل مساله، که فرضیه آن ها تایید شد(باتلر[21]، 2000، به نقل از احمدی 1391).

هیتون و پرات (2004) به این نتیجه رسیدند که همبستگی مثبت و معناداری بین میزان عمل به باور های دینی و میزان صمیمیت ، توافق، صادق بودن، محبت و پایبندی به تعهدات وجود دارد. به این معنا که هر چه میزان عمل به باور های دینی در زوج ها بالاتر باشد آنها احساس رضایت بیشتری را تجربه می کنند.

هندرسون[22] –کینگ[23] ووروف[24]،(2003) به این نتیجه رسیدند که رضایت از رابطه ی جنسی نقش مهمی در رضایت زناشویی و رابطه  زوج ها دارد و نارضایتی در رابطه جنسی در سال های اول ازدواج به اختلاف بین زوج ها و احتمالا جدایی در سال های بعد منجر می شود.

[1] Wolf,T

[2] Hanler & Ganchoz

[3] Dudley,M

[4] Kosinski,F

[5] Gutman

[6] Forman

[7] Wishman

[8] Synder,D.K

[9] Sacher,J

[10] Fien,M

[11] Jones,D

[12] Kaiser,A.H

[13] Mahoney,H

[14] Glaser,W

[15] Rows

[16] Westefild

[17] Ensly

[18] Ksiazak,T.M

[19] Bertoni

[20] Bodenman

[21] Butler,M.H

[22] Henderson

[23] King,D.H

[24] Veroof,J