سبک اسناد و رابطه آن با سلامت و سبک های کنارآیی

سبک اسناد و رابطه آن با سلامت و سبک های کنارآیی

سبک اسناد خوش بین بطور کلی با پیامدهای خوب برای سلامت روانشناختی و جسمی در ارتباط است. شی یر وکارور (1987 و 1992) خوش بینی را به عنوان یک هسته خلقی بررسی کردند. آنها خوش بینی را به گونه ای که بیشتر احتمال دارد پیامدهای مطلوب را احساس کنند، می بینند، در واقع خوش بینی نوعی احساس کنترل با جهت گیری به آینده است. شی یر وکارور (1985) و شی یر و همکاران (1986) شواهدی ارائه دادند که خوش بین ها به استرس مقاوم ترند و این مقاومت نتیجه ای از انتخاب راهکار کنارآیی است. آسپینوال[1] و تیلور[2] (1992) در مطالعه طولی بر روی دانشجویان دانشگاه دریافتند که خوش بین ها کمتر متحمل است که از کنارآیی اجتنابی استفاده کنند.

شی یر و وین تراب[3] و کارور (1986) سیاهه شیوه های کنارآیی را برای آزمودنیهایی اجرا کردند، بویژه از آنها خواسته شد رویداد پراسترسی را در گذشته بخاطر آورند. آزمودنیها قبلا برای سطح خوش بینی شان به شیوه یک مقیاس خود گزارش دهی آزمون شده بودند. خوش‌بینی با شیوه های کنارآیی ارجح از نظر آزمودنیها ، ارتباط داشت: افرادی که نمرات خوش بینی شان بالا بود از کنارآیی مسئله مدار بیشتر از بدبین ها استفاده کردند. بویژه وقتی رویداد پراسترس زندگی قابل کنترل بد خوش بینی، رابطه منفی با «انکار» و «فاصله گرفتن» از مشکل داشت. خوش بینی تمایل به استاده از مقابله مسئله مدار و پذیرش استرس به عنوان یک سبک کنارآیی عمومی در میان کل موقعیت های پراسترس دارد(کارور- شی یر و وین تراب ، 1989). یافته های مطالعه ای که توسط آسپینوال و تیلور (1992) انجام شد با مطالعاتی که قبلاً خاطرنشان کردیم، منسجم بود و نیز نشان داده که خوش بینی در سلامت روانشناختی و جسمی نقش ایفاء می‌کند. خوش بین ها نسبت به بدبین ها باز هم محتمل تراست که از کنارآیی مسئله مدار فعال استفاده کنند و به احتمال کمتری از کنارآیی دفاعی استفاده می‌کنند. همانطور که انتظار می رفت ، استفاده از کنارآیی فعال (مسئله مدار) بطور معنی داری با سازگاری روانشناختی مثبت مرتبط است. علاوه بر آن آسپینوال و تیلور نشان دادند که سلامت روانشناختی متاثر از خوش بینی بوده و به نوبه خود با سلامت جسمی ارتباط داشت.

شواهد جمع آوری شده حاکی از این است که بدبین ها استرس و آسیب پذیری بیشتری نسبت به بیماری دارند. در مطالعه طولی (پیترسون، سلیگمن و وایلانت ، 19988) محققین به تحلیل مصاحبه هایی با فارغ التحصیلان دانشگاه هاروارد از سالهای 1939 تا 1944 که در آن زمان 25 ساله بودند، پرداختند. این پژوهشگران بویژه علاقمند به تفسیر رویدادهای منفی آزمودنی ها در زندگی شان بودند. آنها از آزمودنیها در مورد تجارب شان در جنگ جهانی دوم، سوالاتی همچون «جنگ چگونه بود؟ تا چه حد با مافوق شان جور می شدند؟ و آیا آنها به طور موفقیت آمیزی با مشکلات برخورد می‌کردند؟ را بررسی کردند. محققین هر پاسخ را به عنوان خوش بینی یا بدبینی کدگذاری کردند. نمونه ای از پاسخ خوش بینانه این بود، من در ارتش کنترل چی بودم اما در مجموع این شغل مختص ارتش است و انعکاس از این دارد که یک مرد باید پستی و بلندیهایش را در شغل نظامی به عنوان گام بلندی باور  کند. یک نمونه پاسخ افراد بدبین این بود «بنظر می رسد من نمی‌توانم بطور جدی در مورد شغلی تصمیم بگیرم. این ممکن است عدم رغبت من برای روبرو شدن با واقعیت باشد، که حاکی از تمرکز فرد بر نگرش منفی و سرزنش نسبت به خودش است. در آغاز 44 سالگی آنهایی که در 25 سالگی بدبین بودند، بطور قابل توجهی سلامتی کمتری نسبت به خوش بین ها داشتند.

مطلب مرتبط :   سلامت روان و ابعاد آن از دیدگاه روانشناسی

مطالعات دیگری بر اثر خوش بینی در مقابل بدبینی بر بهبودی از بیماری متمرکز شده است. یکی از این تحقیقات بر روی 34 زنی که در طول 5 سال دچار عود مجدد سرطان پستان شده بودند، پیگیری شد )لوی[4]  و همکارن ، 1989) . بدون توجه به شدت بیماری شان بدبین ها زودتر از خوش بین ها مردند. مطالعه دیگری روی بیمارانی که جراحی بای پاس شریان کرونر قلب داشتند، دنبال شد (شی یر و همکاران، 1989).  محققین دریافتند که خوش بین ها زودتر از بدبین ها بهبود می یابند، از بیمارستان مرخص می شوند، زودتر به فعالیت های عادی باز می‌گردند و کیفیت زندگی بالاتری در 6 ماه بعد را گزارش کردند. با این اشارات خوش بینی سبب شرایط طبی مطلوب می‌گردد. البته خوش بینی غیرواقعی و بیش از اندازه می‌تواند سبب گردد تا افراد مشکلاتی همچون بیماری جسمی که نیازمند در مان در مراحل اولیه است و هنوز برای کنار آمدن با آن دیر نشده را انکار کنند یا تصور کنند قادر به کنترل شرایط در موقعیت‌های غیرقابل کنترل هستند، موقعیت هایی همچون قماربازی و مصرف مواد مخدر ، با این وجود شی یر و کارور وینتراب (1986) استدلال می‌کنند که بدبین ها به احتمال بیشتری به سمت رفتارهای غیرانطباقی جلب می شوند (با انکار رویدادهای پرتنش و متمرکز شدن بر هیجانات منفی به جای اینکه در برابر مشکل اقدامی‌کنند) ، در مقابل خوش بین ها با احتمال بیشتری به اقتباس راهکارهای موفق کنارآیی نائل می شوند، بر جنبه های مثبت یک رویداد پرتنش تمرکز یافته، در جستجوی حمایت اجتماعی اند و مستقیما با مشکل برخورد می‌کنند (ورتمن و همکاران 1998).

مطلب مرتبط :   ابعاد شیوه های فرزندپروری و ویژگی آنها

در مجموع شماری از محققین معتقدند سبک اسنادی، عامل کلیدی دیگری برای تمایز افرادی که با مشکلات بطور موثری کنار آمده، در مقایسه با کسانی که ممکن است چنین نباشد (آبرامسون و همکاران،1978،گلادستون[5] و کاسلو[6]، 1995).

کودکانی که به هنگام مواجهه با رویدادهای منفی سبک اسنادی بدبینانه ای نشان می‌دهند آن رویداد را آن زمان دائمی (ثابت) و اثرش را فراگیر ادراک می‌کنند . علاوه بر آن باور دارند شخصا کوتاهی کرده اند، چرا که مربوط به بخشی از ویژگیهای آنهاست (ویژگی درونی). در مقابل افرادی سبک اسناد خوش بینی رویداد بد را به گونه ای زودگذر و محدود به آن واقعه خاص تعبیر می‌کنند که برای هر رخداد علتهای ممکنه متعددی منهای شخص خودشان وجود دارد. به عبارت دیگر بدبین ها ، رویدادهای مثبت را به گونه ای موقتی، خاص و مسبب آن را خوش شانسی تفسیر می‌کنند، در حالیکه خوش بین ها باور دارند که رویدادهای مثبت دائمی، فراگیر و مسبب آن خودشان هستند (نولن هوکسما[7] و همکاران ، 1992). از دورنمای نظری بنظر می رسد اسناد علی مقدم بر انتخاب راهکارهای کنارآیی می‌باشد. شاید تعیین آن ، انتخاب از طریق تاثیر بر فرایند ارزیابی باشد (برودر – ماتسون[8] و هوانیتز[9]) در این موارد  اگرچنین الگویی باشد، انتظار می رود تغییر در سبک اسنادی بر تغییراتی در شیوه کنارآیی اثر بگذارد (کانینگهام[10]، 2001).

واقعیت این است که تفکر بدبینی می‌تواند با مداخله درمانی تغییر کند، همانگونه که در درمان شناختی – رفتاری بک، تمایل به حمایت از سبک شناختی منعطف تری دارد. به عبارت دیگر خوش بینی – بدبینی به عنوان سبکی از تفکر (سبک شناختی) توصیف می‌شود که می‌تواند آموزش داده شود و پذیرای تغییر است. (کاسیدی ، 1999).

[1] . Aspinwall

[2] . Taylor

[3] . Weintraub

[4] . Levy

[5] . Goldstone

[6] . Kaslow

[7] . Nolen Hoksema

[8] . Bruder-Mattson

[9] . Howanitz

[10] . Cunningham