طبقه بندی نارساخوانی

طبقه بندی نارساخوانی

بسیاری از متخصصان عصب روان­شناسی، نارساخوانی را به دو طبقه کلی تقسیم نموده‌اند (نلسون، 2007):

الف ـ نارساخوانی اکتسابی[1]: این طبقه به توصیف نوعی از ناتوانی خواندن می‌پردازد که بر اثر آسیب مغزی در افرادی ایجاد شده که قبلاً سطح توانایی خواندن آنها بهنجار بوده است.

ب ـ نارساخوانی تحولی[2]: عبارت است از اختلال در شناسایی کلمات برمبنای شکل‌های دیداری‌ آنها. براساس ویژگیهای فوق، نارساخوانی تحولی نوعی اختلال خاص خواندن است که کودکان مبتلا علیرغم داشتن هوشبهر طبیعی و آموزش مناسب و فقدان نارسایی حسی آشکار، در زمینه خواندن دچار مشکل هستند. کودکان دارای نارساخوانی تحولی در زمینه‌های آواشناسی، رمزگردانی کلمات منفرد، سرعت خواندن، مهارتهای بازشناسی کلمات به طور مجزا و صحیح، درک متن و در سایر فرایندهای زبان از جمله نحو و معنا، نارسایی دارند (کنت[3]، 2008). پاره‌ای از محققان بر این باورند که «نارسایی در پردازش گیجگاهی» علت اصلی نارساخوانی تحولی است (کیبی[4]، 2009). درنتیجه، آنها اظهار می‌دارند که مشکل عمده در نارساخوانی ممکن است ناشی از آسیب کلی در پردازش فرایندهای سریع مربوط به اطلاعات چند وجهی باشد. سایر مؤلفان معتقدند که سیستم مگنوسلولار مبنای عصب شناختی چنین مشکلی است. در حال حاضر مؤلفان با در نظر گرفتن دو ویژگی به طبقه‌بندی نارساخوانی تحولی پرداخته‌اند. ویژگی نوع اول عبارت است از نارسایی اولیه در «صداسازی[5]» کلمات (به­کار بستن قوانین در ایجاد رابطه بین نویسه ـ واج[6]). ویژگی نارساخوانی تحولی به طبقات گوناگون از جمله: نارساخوانی dysphonetic و نارساخوانی dyseidetic، نارساخوانی آوایی و سطحی/واژکی[7] و نارساخوانی نوع P (ادراکی[8]) و نارساخوانی نوع L (زبان‌شناختی[9]) تقسیم می شود (نیکولسون، فاوست و دیان، 2010).

مطلب مرتبط :   فنی و حرفه ای و اهمیت و ضرورت آن در ایران

ج- نارساخوانی اکتسابی به چهار طبقه عمده تقسیم می‌شود که عبارتند از: نارساخوانی دیداری، نارساخوانی آواشناختی، نارساخوانی سطحی، نارساخوانی عمیق. افراد مبتلا به نارساخوانی دیداری قادر به بازشناسی سریع کلمات نیستند اما زمانی که به آنها فرصت داده می‌شود تا تک‌تک حروف کلمه را نام ببرند، قادر به خواندن کلمات هستند (لرکانن[10]، 2006). شدیدترین نوع این نارساخوانی منجر به بازشناسی ضعیف تک‌تک حروف می‌شود. برای مثال فردی که دچار نارساخوانی دیداری است. وقتی کلمه «mat»  را می بیند ممکن است آن را به صورت «c,a,t» یعنی cat بخواند (نلسون، 2007). این افراد براساس حدس و گمان، حروف را می‌خوانند نه بر اساس حروفی که واقعاً چاپ شده‌اند. افراد مبتلا به این نارساخوانی آواشناختی در خواندن کلمات واقعی و آشنا بهتر عمل می‌کنند و در خواندن کلمات ناآشنا ضعیفند. معمولاً اشتباهات این افراد در کلمات ناآشنا عبارت است از: تلاشهای بی‌نتیجه در سطح تبدیل نویسه – واج و همچنین خطاهای دیداری تقریباً شبیه به خطاهای نارساخوانی دیداری. شیویتز[11] (2010) عقیده دارد شخص دارای نارساخوانی آواشناختی ابتدا یک رشته حروف را وارسی می‌کند. اگر این رشته، کلمه‌ای را تشکیل دهد به صورت یکپارچه درک و تلفظ می‌شود، اما اگر به صورت یک کلمه نباشد (به شکل غیرکلمه باشد)، شخص سردرگم می‌شود و از خواندن آن ناتوان خواهد بود، زیرا نمی‌تواند شیوه‌های تبدیل نویسه- واج را به کار بندد. افراد دارای نارساخوانی سطحی قادر به بازشناسی کلمه براساس ظاهر آن نیستند. این افراد کلمات را تجزیه و به صورت تکه‌تکه تلفظ می‌کنند، به شکلی که گویا این کلمات کاملاً ناآشنا هستند. این افراد کلمات باقاعده را درست­‌تر و بهتر از کلمات بی‌قاعده می‌خوانند و مرتکب خطاهای «قاعده‌دار[12]» می‌شوند (مثلاً تلفظ gauge به صورت garge، trough به صورت truff) (بایلیوکس[13]، 2010). نارساخوانی عمیق به توصیف ناتوانی شدید در توانایی خواندن می‌پردازد. نشانه بارز نارساخوانی عمیق خطای معنایی[14]است. خطای معنایی زمانی اتفاق می‌افتد که  فرد نارساخوان کلمه نوشته شده‌ای را به صورت کلمه‌ای می‌خواند که از نظر معنایی با آن مشابهت دارد. مثلاً خواندن city به صورت town. افراد دارای نارساخوانی عمیق قادر به خواندن کلمات عینی می‌باشند اما در خواندن کلمات انتزاعی با مشکل مواجه هستند (کازانوا[15]، 2006).

مطلب مرتبط :   مفهوم ارزشیابی و دلایل استفاده از ان

[1] – Acquired Dyslexia

[2] – Developmental Dyslexia

[3]– Kenneth, R. P.

[4] – Kibby, M. Y. A.

[5] -Sounding-Out

[6] – grapheme – phoneme

[7] – Morphemic

[8] – Perceptual

[9] – Linguistic

[10]– Lerkkanen, M. K.

[11]– Shaywitz ,V. W.

[12] – Regularisation

[13]-Baillieux, H.

[14] – Semantic errors

[15]– Casanova, M. F.