مسئولیت‌پذیری چگونه در فرزندان شکل می‌گیرد؟

مسئولیت‌پذیری چگونه در فرزندان شکل می‌گیرد؟

اساس ایجاد حس مسئولیت در افراد به نخستین سال های زندگی هر فرد باز می‌گردد. کودک پس از طی مرحله اولیه رشد یعنی مرحله حسی- حرکتی (2-5 سالگی) به تدریج وارد مرحله کشف دنیای پیرامون خود گشته و به طور غریزی به تعامل با دیگران می‌پردازد و در این راه از حرکات اطرافیان به شکل الگوی دیداری- شنیداری تقلید می‌کند. در همین دوران است که می‌توان آرام آرام رفتار صحیح و به دور از خطر را به وی آموخته، او را مورد تشویق قرار داد. به طور مثال کودک پس از تجربۀ لمس یک وسیله داغ و درک این مسئله که هر گاه به وسیله سوزاننده نزدیک شود همین تجربه ناخوشایند تکرار خواهد شد می‌آموزد که از دست زدن یا نزدیک شدن به وسیله داغ مانند بخاری، شومینه و… اجتناب کند. اگر چه کودک در این مرحله از رشد هنوز قادر به درک استنباطی نبوده و به تفکر انتزاعی نرسیده اما به طور تجربی و غریزی اجتناب از خطر و آسیب را فرا می‌گیرد (ابوطالبی، 1389).

مسئولیت‌پذیری یک بخش مهم از رشد شخصیت کودک است. معمولاً کودک از سن دو تا سه سالگی متوجه وجود دیگران می شود و می‌فهمد که به دیگران نیاز دارد و باید به آن‌ها و نیازهایشان اهمیت بدهد و به انتظاراتی که از او دارند پاسخ بدهد؛ این روند یک تصویر ایده‌آل از خود را در ذهن کودک ایجاد می‌کند که باعث رشد شخصیت او شده و حس مسئولیت‌پذیری را در او ایجاد می‌کند. از این گذشته مسئولیت‌پذیری همیشه یک رابطه دو طرفه بوده و هست و اگر انتظار داریم کودک مسئولیت‌پذیر باشد، پدر و مادر باید الگوی این مسئولیت‌پذیری را به او ارائه دهند. در این رابطه دو طرفه، باید هر دو طرف حضور داشته باشند، خواسته یکدیگر را بشنوند و متقابلاً به آن پاسخ دهند؛ یعنی باید این رابطه، رابطه زنده‌ای باشد. اگر شرایط مسئولیت‌پذیری رعایت نشود در این صورت فرزند، کم خطرترین و یا بی‌خطرترین راه را برای اعتراض به شرایط آزار دهنده‌اش برمی‌گزیند که همان « مسئولیت‌پذیر نبودن » است (زارع بیدکی، 1391).

مطلب مرتبط :   تاثیر کودک عقب مانده ذهنی بر روابط زناشویی والدین و خانواده

برای مسئولیت پذیر شدن فرزندان باید توانایی آن‌ها را شناخت، به آن توجه کرد و به آن‌ها نقش فعال داد تا فرزندان احساس کنند در پیشبرد اهداف خانواده نقش دارند. اگر والدین وظایف فرزندان را بر عهده بگیرند، آن‌ها را وابسته بار می‌آورند و از رشد و مسئولیت پذیر شدن آن‌ها جلوگیری می‌کنند. بچه‌ها دائم در حال الگوبرداری هستند، اگر والدین یا مربی‌های آنان مسئولیت‌پذیر باشند و بتوانند کارها را به خوبی انجام دهند و از زیر بار آن‌ها شانه خالی نکنند، بچه‌ها هم این رفتار را سرمشق خود قرار می‌دهند. این مهمترین عاملی است که می‌تواند به مسئولیت‌پذیر شدن آن‌ها کمک کند. این نکته مهم است که مسئولیتی را که از کودک می‌خواهیم چگونه برایش تصویر کنیم. اگر انجام کارهای روزمره منزل را ارزشمند بدانیم و به فرزند خود بگوییم که انجام دادن این کارها، احترام به محیط خانه و احترام به خودت است، و تو به این طریق در زندگی جمعی شرکت می‌کنی، او هم متقابلاً برای این کار ارزش قائل می‌شود، اعتماد به نفس پیدا می‌کند و در نهایت تصویری را که از خود دارد مثبت تلقی می‌کند (همان منبع) .

مسئولیت پذیری را در هر سنی می توان آموخت (پس یادگرفتنی است). اما باید دانست از اول درست آموختن بهتر از بعداً درست  آموختن است. پدر و مادر مسئول، با پیوند عاطفی که با فرزند خویش برقرار می کنند درس عشق و انضباط و مسئولیت را به کودک شان می دهند. بنابراین بهتر است مسئولیت پذیری را در خانه و در دامان مادر آموخت. کودکی که والدینش سرمشق او بوده اند و در خانه به او تعلیم داده اند به آن ها احترام خواهد گذاشت و آن ها را دوست خواهد داشت         (یادگیری اجتماعی بندورا، تأثیر الگو و مشاهده ی آن). اگر والدین طریق مسئولیت پذیری را در پیش گیرند موجب از خود بیگانگی فرزندان نخواهند شد. مسئولیت پذیری در دل انضباط قرار دارد و همیشه عشق باید با عنصر انضباط همراه باشد. انضباط یعنی: مقررات و قوانین انضباطی که رفتار فرد را با توجه به فرهنگ یک گروه، تحت کنترل در می آورد (حاج ملک، 1390).                                                                                                                                        کانت معتقد است که مسئولیت پذیر بودن حسی شگفت است ، که نه وعده و وعید می تواند آن را به کار اندازد و نه بیم و تهدید و فقط عامل محرک آن انس و آشنایی روح با قانون، وظیفه و تکلیف است (مسگری، 1389).

مطلب مرتبط :   فواید عزت نفس بالا چیست؟

اگر آموزش مسئولیت‌پذیری از ابتدای کودکی اغاز گردد، عادات خوب و پسندیده جایگزین عادات بد خواهد گردید. بنابراین بهتر است به کودکان مسئولیت‌پذیری را آموزش داد. این تغییرات باعث می‌گردد تا کودک احساس پیشرفت و عزت نفس کند و در دریافت بازخورد های مثبت مسئولیت‌پذیرتر خواهند شد. یکی از روش های مهم و مؤثر در آموزش مسئولیت‌پذیری، واگذار کردن فعالیت های روزمره مناسب با سن به آنهاست. هر قدر سن کودک بالاتر می‌رود، مسئولیت‌ ها می‌تواند پیچیده‌تر و مشکل‌تر شود این فعالیت ‌ها باید متنوع باشد تا کودک مهارت ‌های مختلف را بیاموزد. با انجام کارهای روزمره، کارآمدی و مسئولیت‌پذیری کودک افزایش ‌می‌یابد (رحیمی، 1377، به نقل از حسینی قمی، 1391).