مقایسه بزهکاری مردان و زنان

مقایسه بزهکاری مردان و زنان

شکی نیست که در کل پدیده بزهکاری، نسبت بزهکاری زنان به مردان کمتر می‌باشد. و این رابطه در بین دختران و پسران بزهکار نیز جاری و ساری است. بدیهی است که این اختلاف در جوامع مختلف مانند تمام پدیده‌های اجتماعی تابع زمان و مکان بوده و بسته به فرهنگ و شرایط زندگی و اعتقادات مذهبی متفاوت است.         مع الوصف، این رابطه در تمام جهان وجود داشته و آمارها و بیانگر بالا بودن سطح بزهکاری جنس مذکر نسبت به مونث است.

در فرانسه تعداد زنانی که در دادگاههای جنایی در سال 1968 محاکمه و محکوم شده‌اند تقریبا یک سیزدهم تعداد مردان محکوم در همان مراجع است( 95 نفر زن در برابر 1233 نفر مرد جنایتکار) و تعداد زنانی که در دادگاههای جنحه محکومیت پیدا کرده‌اند هشت برابر کمتر از تعداد مردان محکوم در آن دادگاهها بوده است ( 34919 نفر زن در برابر 259011 نفر مرد) این نسبت به رابطه با بزهکاران دختر بشرح زیر بوده است:

3605 نفر در برابر 43946 نفر، یعنی یک سیزدهم جرائم پسران، در آلمان غربی، در سال 1959 زنان جرم 16% کل مجرمین را تشکیل می‌دادند. در آمریکا نسبت دختران بزهکار نسبت به پسران حدود 15% می‌باشد. لازم به یادآوری است که این آمار نمی‌تواند معرف واقعیت بزهکاری زنان باشد، زیرا همانطوری که زیلیک( Seeling) جرم شناس اتریشی می‌گوید این ارقام از یک سو کم و بیش بستگی به شدت و ضعف رژیم کیفری نسبت به زنان در کشورهای مختلف دارد. در ممالکی که برای زنان احترام بیشتری قائل هستند و نسبت به آنان بیشتر یا رافت و مهربانی و ادب رفتار می‌شود و زنان بیشتر در حمایت مردان و پلیس قرار می‌گیرند مسلما در آن کشورها زنان کمتر محکومیت کیفری پیدا می‌کنند و از سوی دیگر صور مختلف زندگی اجتماعی زن را در کشورهای مختلف نباید از یاد برد. بزهکاری زنان نسبت به مردان نه تنها از نظر کمی و رقمی بلکه از جهت ویژگی انگیزه و جهت‌گیری این جرائم نیز متفاوت است. همانطوری که جرم شناسی فرانسوی می‌گوید بزهکاری زنان دارای اوصاف جنسی، عاطفی، و هورمنی می‌باشد. عمده بزهکاری زنان در امور جنائی بچه کشی است که رقم بالائی را در جرائم علیه اشخاص تشکیل می‌دهد و مردان معمولا بندرت دست به ارتکاب آن می‌زنند، آتش‌سوزی، پنهان نمودن تبهکاران، در جرائم کم اهمیت تر از بزهکاری جنائی می‌توان سقط جنین، افترا، و برای دختران سرقت در مغازه‌ها، و منازل همسایگان را نام برد. در جرائم فوق شرکت زنان به نسبت مردان بیشتر بوده و بعضی از آنها مثل سقط جنین، اصلی فقط خانمها می‌باشند و مردان در صورت مشارکت فقط زمینه‌سازی و معاونت را به عهده دارند.

مطلب مرتبط :   فواید عزت نفس بالا چیست؟

توجیه اختلاف بین بزهکاری زنان و مردان به عناوین گوناگون صورت می‌گیرد. بعضی از متفکران آن را ناشی از تفاوت فیزیکی موجود بین این دو جنس دانسته و زنان را به علت ضعف نیروی بدنی و طبع ظریف و احساساتی بودن قادر به ارتکاب اعمال بزهکارانه مردان نمی‌دانند. بعضی از محققان چون لئوته معتقدند چون سیستم عصبی پسران در مراحل اولیه رشد از سیستم عصبی دختران بیشتر آسیب‌پذیر است و این امر احتمالا مربوط به هورمونهای این دو جنس است بنابراین یکی از علتهای بالا بودن درصد بزهکاری آنان نسبت به دختران است.

عده‌ای دیگر از دانشمندان چون ساترلند و کرسی اختلافات فاحش جرائم زنان و مردان را ناشی از اختلاف موقعیت اجتماعی این دو جنس دانسته و می‌گویند« در کشورهایی که مساوات بین زنان و مردان برقرار شد و زنان استقلال یافتند، مانند کشورهای اروپایی و آمریکایی شمالی، نرخ جنایی زنان خیلی به نرخ جنایی مردان نزدیک می‌شود.»

قطع نظر از عقاید این متفکران در رابطه با علت اختلاف بزهکاری بین دو جنس مخالف، می‌توان گفت، علت اصلی را نه تنها در شرایط اجتماعی جنس بلکه در تربیت خانوادگی دختران که عمدتا محجوب تر و در زندگی اجتماعی بخصوص در سنین جوانی کم دخالت‌تر از مردان می‌باشند و همچنین در مرحله ازدواج، مسئولیت‌پذیری شوهر و به عهده گرفتن مشکلات و مسائل زندگی باید دانست.

در عین حال ناگفته نماند که رقم بسیتر پائین بزهکاری زنان نباید باعث فریب گردد. چرا که بسیاری از جرائم ارتکابی بوسیله جنس مونث در بوته ابهام باقی و در آمار جنائی نمی‌گردد.

در پایان لازم است در مورد افزایش بزهکاری زنان در سالهای اخیر در کشورهای اروپایی یادآوری نماییم. اخیرا طبق مطالعات آماری درصد بزهکاری زنان بالاخص دختران در رابطه با بعضی از جرائم به شدت افزایش یافته است. این افزایش بیشتر مربوط به سرقت از مغازه‌ها گرفته تا شرکت در باندهای متشکل و سازمان یافته و فعالیت در سرقت بانک‌ها و قاچاق مواد مخدر می‌باشد.

مطلب مرتبط :   اهمیت خلاقیت در زندگی زناشویی

غیر از تقسیم‌بندی‌های بیان شده بعضی از متفکرین انواع دیگری از بزهکاری مثل بزهکاری ‌ثروتمندان  و فقرا، بزهکاری شهری و بزهکاری روستائی، و دیگر تقسیمات که بر مبنای جامعه‌شناسی و سایر علوم می‌باشد انجام داده‌اند که شرح تفصیلی آنها نیازمند بررسی دیگری است.