منبع مقاله با موضوع ویژگیهای شخصیت

طریق سیستم کورتیکواستریالیمبیک تنظیم میگردد. صفات سرشتی در اوایل کودکی قابل مشاهده است وطی سال اول و دوم زندگی تثبیت میشود و در طول زمان نسبتأ باقی میماند و به طور متوسط رفتار شخص را در بزرگسالی قابل پیشبینی میسازد. به نظر می رسد که صفات سرشتی انسان بر اساس پاسخ خودکار و ناخودآگاه شخصیت به محرکهایی چون خطر، ترس، تازگی و پاداش ایجاد میگردد. بر اساس نظریه کلونینجر چهار نوع سرشت بر اساس چهار هیجان اصلی وجود دارد. این چهار سرشت در زیر آورده شدهاند:

آسیبگریزی، بر اساس هیجان ترس
نوجویی، بر اساس هیجان خشم
وابستگی پاداش، بر اساس هیجان دلبستگی
استقامت، بر اساس هیجان توانایی و سلطه
افراد مختلف نسبت به محرکهای خارجی مشابه پاسخهای متفاوتی را از طریق فعال ساختن دامنههای چند گانه سرشتی فراهم میسازند. به عنوان مثال یک محرک تازه و غیر آشنا علاقه را در فرد ماجراجو و ترس و مهار را در فرد آسیبگریز ایجاد میکند (کلونینجر، 2000).
منش، به عنوان یکی دیگر از هستههای اصلی نظریه کلونینجر، به طور متوسط تحت تأثیر عرفهای اجتماعی و فرهنگی و یادگیری های اجتماعی و خانوادگی شکل میگیرد. منش به عنوان هسته ادراکی و تعلقی شخصیت، عملکردهای شناختی بالاتر مغز را درگیر میسازد و توسط هیپوکامپ و نئوکورتکس تنظیم میشود. برخلاف سرشت که پاسخ به طور خودکار به محرکها صورت میگیرد، در اینجا پاسخها از روی هوشیاری و آگاهانه شکل میگیرد. سه نوع منش شناخته شده اصلی عبارتند از:
خودگردانی، که در ارتباط با شخص میباشد.
همکاری، که در ارتباط با جامعه میباشد.

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

خوداتکایی، که در ارتباط با جهان میباشد.
بلوغ منشی به طور گام به گام از کودکی تا اواخر بزرگسالی رشد و توسعه مییابد. زمان و میزان سرعت گذار از سطح بلوغ به عملکردهای پیشین سرشتی و رویدادهای زندگی شخص وابسته است. رشد صفات منشی سازگاری سرشت با محیط را به وسیله کاهش اختلاف بین نیازهای شخص و فشارهای مطلوب اجتماعی بهتر میسازد. بنابراین تصویر سرشتی ابتدایی در اثر تعاملات عوامل مختلف ممکن است به چندین شکل متفاوت و با ثبات منشی منتهی گردد (کلونینجر، 2000).
2-2-4 تاریخچه نظریه عاملی شخصیت
تاریخچه نظریه عاملی شخصیت به کارهای پژوهشی و بالینی گوردن- آلپورت (1897- 1967) باز میگردد. او بر این باور بود که ویژگیهای شخصیت، بنیادیترین واحدهای شخصیت هستند که بر پایه ویژگیهای سیستم عصبی مرکزی استوارند. ولی ویژگیها با خصلتهای شخصیت را به سه نوع «اساسی» ، «میانه» و «وضعیتهای ثانویه» تقسیم کرد (پروین، 2001؛ به نقل از یزدانی، 1388).
بعدها آیزنک (1994) سه عامل را برای شخصیت بیان کرد. این سه عامل شامل « برون گرایی»، «روانرنجورخویی» و «روانپریشخویی» میباشند آیزنک احتمال اینکه در آینده ابعاد تازهای از شخصیت بیان میشود، را منتفی ندانست.
مک کری و کاستا (1986) نیز پنج عامل را برای شخصیت شناسایی کرد. مدل پنج عاملی در مخالفت با سیستمهای ساختاری شخصیت آمده است و نشان میدهد که بسیاری از صفات را میتوان بر حسب ابعاد اساسی روانرنجورخویی، برونگرایی، انعطافپذیری، دلپذیربودن و باوجدان بودن نشان داد (مک کری، کاستا، 1998؛ به نقل از گروسی، 1380).
2-2-5 نظریههای شخصیت
اگر ما درباره بعضی از نظریههای مهم شخصیت بحث نکنیم برررسیها برای درک معنی و ماهیت شخصیت کامل نیست. این نظریه میکوشند که ساختار اصلی و مطالب مهمی که در موردش هستند و همچنین فرایندهایی که بر هم تأثیر میگذارند را توصیف میکند (منگال، 2002، ترجمه کاظمی، 1388).
2-2-5-1 نظریه یونگ
کارل کوستار یونگ همکار سابق فروید، ارتباط خود را با روانکاوی مرسوم قطع کرد و نظریه شخصیت مجزایی را به نام روانشناسی تحلیلی به وجود آورد. یونگ انسانها را موجوداتی پیچیده با قطبهایی متضاد میدید. نظر او درباره انسان نه بد بینانه و نه خوش بینانه بود. از نظر او انسانها تا اندازهای به وسیله افکار هشیار، تا اندازهای توسط تصورات ناشی از ناهشیار شخصی، و تا اندازهای به وسیلهای ردهای نهفتهی حافظهی مربوط به گذشتهی نیاکانشان برانگیخته میشوند. از نظر یونگ، هرکسی آمیزههای از نیروهای متضاد است. هیچکس به طور کامل درون گرا یا برون گرا، زن یا مرد، فقط متفکر، احساسی، حسی و یا شهودی نیست و هیچکس همیشه پیشروی یا پسروی نمیکند.
«پرسونا» پارههایی از فرد است. آنچه که یک فرد دوست دارد به دیگران نشان دهد، فقط جنبه جامعه پسندش نیست. هرکس جنبهی تیزهای دارد که همان سایه است و اغلب افراد سعی میکنند تا آن را از جامعه و خودشان پنهان کنند. علاوه بر این هر مردی از آنیما و هر زنی از آنیموس برخوردار است. آنیما، جنبه زنانه مردان و مسئول بسیاری از خلقها و احساسهای غیر منطقی آنها است. آنیموس، جنبه زنانه مردان و مسئول تفکر و عقاید غیر منطقی زنان است (شولتز، 1998).
تأکید یونگ بر پیشرفت و تکامل شخصیت انسان از کودکی تا بزرگسالی است. هدف نهایی تکامل چیزی است که یونگ به آن خود شکوفایی میگوید. خود شکوفایی یعنی رسیدن به حداکثر وحدت هماهنگی و تکامل تمام قسمتهای شخصیت انسان در این مرحله، مرکز و محور شخصیت انسان از «خود» به «خویشتن» انتقال مییابد. تکامل شخصیت انسان مانند تمام موجودات زنده، از صورت ابتدایی به سوی حالت پیشرفته در جریان است. برای یونگ پیشرفت و آیندهی بشر، مسئلهای بسیار مهم و انسانی است و در تمام نوشته های او این مسئله بیان میشود (فیست، 2002؛ ترجمه سیدمحمدی، 1388).
2-2-5-2 نظریه عاملی آیزنک
به نظر آیزنک شخصیت انسان تشکیلاتی دارد که با در نظر گرفتن سلسله مراتب می توان گفت که تیپ ها در سطح بسیار عمومی و کلی مطرح هستند. در سطح پایین تر از آن صفات قرار دارند. پایین تر از این سطح پاسخ های عادت شده و در آخرین سطح شخصیت پاسخ های خاص که همان رفتار های قابل مشاهده هستند قرار دارن. در سطح تیپ ها، شخصیت در سه بعد کلی مورد بررسی قرار می گیرند. این سه بعد عبارتند از «روان نژندی گرایی» ، «برون گرا- درون گرایی» و «روان پریشی». تحقیقات آیزنک بیشتر در دو بعد اول بوده است.
2-2-5-3 نظریه عاملی شخصیتی نئو
نسخه تجدید نظر شده پرسش نامه شخصیتی نئو NEO-PI-R (کاستا و مک کری، 1992) نوعی پرسشنامه خودسنجی ویژگیهای شخصیتی است که مبتنی بر یک الگوی معروف شخصیتی است به نام مدل پنج عاملی است (گلدبرگ، 1993).
مدل پنج عاملی چهار دهه سابقهی تحول داشته است. (دیگمن، 1990) طبق نسخه تجدید نظر شده در پرسش نامه نئو، پنج عامل یا حیطه مذبور عبارتند از «روان نژندی» ، برون گرایی، گشودگی، موافق بودن و با وجدان بودن. هر حیطه شش جنبه یا مقیاس فرعی دارد، یعنی صفات شخصیتی خاصی که جنبه های مختلف هر حیطه را نشان می دهند. در جدول شماره 2-1 جنبههای هر حیطه مشخص شده است.
کاستا و مک کری یک رویکرد از بالا به پایین در ساختن پرسشنامه خویش اتخاذ کردند. آن ها ابتدا آن دسته از عوامل یا ابعاد شخصیتی رده بالا را انتخاب کردند که معتقد بودند بیشترین اهمیت و سودمندی را دارند. سپس صفات یا جنبه هایی را مشخص کردند که ذیل هر بُعد قرار می گیرد. در نسخه پرسشنامه اولیه آنها، فقط سه عامل از پنج عامل وجود داشت (یعنی روان نژندی، برون گرایی و گشودگی). امّا نسخه تجدید نظر شده پرسشنامه شخصیتی نئو هر پنج حیطه مدل پنج عاملی را می سنجد و برای هر یک، مقیاسهای فرعی دارد.
جدول 2-1) حیطه ها و جنبه های شخصیت طبق نسخه تجدید نظر شده
نظریه عاملی شخصیتی نئو (کاستا و مک کری، 1992)
حیطه ها
جنبه ها
روان نژندی
اضطراب، خصومت، افسردگی، کم رویی، شتاب زدگی، آسیب پذیری
برون گرایی
گرم بودن، معاشرتی بودن، ابراز وجود، فعال بودن، هیجان خواهی، هیجان مثبت
گشودگی
تخیل، زیبا پسندی، احساسات، کنش ها، ایده ها، ارزش ها
موافق بودن
اعتماد، رک گویی، نوع دوستی، همراهی، تواضع، دلرحم بودن
با وجدان بودن
کفایت، وظیفه شناسی، تلاش برای موفقیت، خویشتن داری، محتاط در تصمیم گیری

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان با موضوع دانش آموزان دبیرستانی

2-2-5-3-1 شاخص روان آزرده گرایی
از جمله ابعاد گسترده شخصیت، مقایسه سازگاری، ثبات عاطفی فرد، ناسازگاری و عصبیت یا روان آزردگی است. داشتن احساسات منفی مانند ترس، غم، برانگیختگی، خشم، احساس گناه، احساس کلافگی دایمی و فراگیر، مبنای این شاخص را تشکیل میدهند. از آنجا که هیجان مخّرب در سازگاری فرد و محیط تأثیر دارد، در زن و مردی که دارای نمره های بالا در این شاخص باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که دارای باورهای غیر منطقی باشند، قدرت کمتری در کنترل تکانهها داشته باشند و میزان سازش ضعیفتری با دیگران و شرایط استرسزایی را نشان دهند.
بیمارانی که معمولأ گرفتار حالات نوروتیک یا عصبی میشوند، در شاخص روان نژندی (N) نمره بیشتری میگیرند (آیزنک و آیزنک، 1975). با این حال شاخص روان نژندی در آزمون پنج عاملی همانند دیگر شاخصهای این آزمون، جنبههای شخصیت بهنجار را میسنجد. افراد دارای نمره بالا در این شاخص ممکن است در خطر ابتلا به برخی از اختلالات روانپزشکی باشند. باید توجه داشت که نمرات این شاخص نشان دهنده آسیب شناسی روانی نیستند و از طرف دیگر باید در نظر داشت که همه مواردی که دارای تشخیص روانپزشکی هستند، ضرورتأ نمره بالایی در این شاخص ندارند (کاستا و مک گری، 1990).
2-2-5-3-2 شاخص برون گرایی
همانطور که میدانیم برون گراها افرادی اجتماعی هستند. علاوه بر آن، این گونه افراد دوستدار دیگران بوده و تمایل به شرکت در اجتماعات و مهمانیها را دارند. در عمل قاطع، فعال و حراف یا اهل گفتگو هستند. هیجان و تحرک را دوست دارند و به موفقیت در آینده امیدوارند. در مقابل برون گرایان که به روشنی قابل توصیف هستند، درون گرایان را نمیتوان به آسانی تعریف کرد. در برخی جوانب درون گرایی را میتوان با نبود ویژگیهای برون گرایی توصیف نمود. درون گرایان افرادی محافظه کار، مستقل و تکرو هستند ولی به هیچ وجه تنبل یا کند یا دوست نداشتنی نیستند. درون گرایان معمولأ خجالتی و تنها هستند. البته این مطلب به معنای آن نیست که اضطراب اجتماعی دارند. درون گرایان کنجکاو هستند و علاقه زیادی نیز به پژوهش دارند (کاستا و مک گری، 1990).
2-2-5-3-3 شاخص گشودگی
مقیاس گشودگی به جنبهها یا محدوده های تجربی که فرد در برابر آنها باز است، اختصاص داده شدهاند. افراد تجربهپذیر انسانهایی هستند که در باروری تجارب درونی و دنیای پیرامون کنجکاو بوده و زندگی آنها سرشار از تجربه است. این افراد طالب لذّت بردن از نظریههای جدید و ارزشهای غیر متعارف هستند و در مقایسه با افراد بسته احساسات مثبت و منفی فراوانی دارند. معمولأ این شاخص ارتباط مثبتی با هوش دارد و افراد دارای تحصیلات بالاتر در آن نمره بیشتری کسب میکنند. مردان و زنان دارای نمرات پایین در این شاخص کسانی هستند که در رفتار متعارف و در ظاهر محافظهکار به نظر میرسند. آنها موضوعهای رایج را بهتر از موارد نادر میپسندند و پاسخهای هیجانی آنها نسبتأ آرام و نهفته است. افراد تجربهپذیر، افرادی غیر متعارف، نایل به زیر سوال بردن منبع قدرت، علاقهمند به آزادی در امور اخلاقی و اجتماعی و دیدگاه های سیاسی هستند (کاستا و مک گری، 1990).
2-2-5-3-4 شاخص با وجدان بودن
یکی از موضوعهای مهم نظریه شخصیت و به ویژه در نظریه روان پویایی، موضوع کنترل تکانهها است. در روند تکوین و تحول فردی، بیشتر افراد میآموزند که چگونه کششها و نیازهای خود را اداره کنند. فرد با وجدان دارای هدف و خواستهای قوی و از پیش تعیین شده است. در جنبههای مثبت این شاخص، افراد دارای نمره های بالا در زمینه های حرفهای و دانشگاهی، افراد موفقی هستند و در جنبههای منفی، نمره بالا همراه با ویژگیهای ایرادگیریهای کسل کننده، وسواسی- اجباری به پاکیزگی و یا فشار فوق العاده به خود در امور کاری و حرفهای دیده میشود.
افراد دارای نمره بالا در این شاخص افرادی دقیق، وسواسی، وقت شناس و قابل اعتماد هستند. افراد دارای نمره پایین را نباید افرادی فاقد پایبندی به اصول اخلاقی دانست، بلکه این افراد معمولأ دقت کافی را برای انجام کارها از خود نشان نمیدهند و در جهت رسیدن به اهداف خود نیز چندان مصر و پیگیر نیستند. (کاستا، مک کری و دی، 1991).

2-2-5-3-5 شاخص موافق بودن
شاخص موافق بودن نیز همانند برون گرایی بر گرایشهای فردی تأکید دارد. فرد مواق اساسأ نوع دوست است، با دیگران احساس همدردی می کند و مشتاق کمک به دیگران است و اعتقاد دارد که دیگران نیز با او همین رابطه را دارند. در مقایسه، شخص ناموافق یا مخالف خودمحور بوده و به قصد و نیّت دیگران مضنون است و بیشتر اهل رقابت است تا همکاری. به نظر میرسد که این شاخص، به سمت جنبههای مثبت اجتماعی و سلامت روانی بیشتر سوق دارد. افراد موافق محبوبتر از افراد مخالف هستند. در هر صورت، آمادگی برای دفاع از حق فردی اولویت دارد و داشتن ویژگی موافق بودن در صحنه نبرد و یا دادگاه، برتری و فضیلت نیست، همانطور که داشتن دیدگاه انتقادی و داشتن شک علمی میتواند برای یک دانشمند حسن و فضیلت باشد.
هیچ یک از دو قطب این شاخص دارای منزلت اجتماعی برتر نیستند. همچنین، نمیتوانیم بگوییم کدام گروه از کسانی که در قطبهای این شاخص قرار میگیرند، سلامت روانی بهتری دارند. نمره پایین در این شاخص معمولأ با ویژگیهای اختلال شخصیت خود شیفته، ضد اجتماعی و پارانوئید همراه است. در حالی که نمره بالا با اختلال شخصیت وابسته همراهی دارد (کاستا و مک گری، 1990).
2-3 تاب آوری
2-3-1 تعاریف تاب آوری
تاب آوری که در لاتین به آن «رزیلنسی» اطلاق میگردد، در فرهنگ لغات به خاصیت ارتجاعی، فنری و کشسانی ترجمه شده است، رسایی و گویایی لازم را برای انتقال مفهوم این واژه را نداشته و به همین دلیل تاب آوری که به عنوان معادل فارسی آن برگزیده شده، اصطلاح بهتر و مناسبتری است. واژه تاب آوری را میتوان به صورت توانایی بیرون آمدن از شرایط سخت یا تعدیل آن تعریف کرد. در واقع تاب آوری ظرفیت افراد برای سالم ماندن و مقاومت و تحمل در شرایط سخت است که فرد تنها برآن شرایط دشوار فائق میشود بلکه طی آن و با وجود آن قویتر نیز میگردد. سپس تاب آوری به معنای موفق بودن، زندگی کردن و خود را رشد دادن در شرایط دشوار (با وجود عوامل خطر زا) است.
تاب آوری نه تنها به معنی مقابله با مشکلات و رویداد های ناگوار، بلکه پاسخ قابل انعطاف به فشارهای زندگی روزانه است. ریشه کلمه رزیلنسی یا تاب آوری از علم فیزیک گرفته شده و به معنی جهیدن به عقب است و در واقع افراد تاب آور قادر هستند به عقب بجهند. آنها توانایی زنده ماندن و حتی غلبه بر ناملایمات را دارند. تاب آوری میتواند باعث شود فرد پیروزمندانه از رویدادهای ناگوار بگذرد. علیرغم قرار گرفتن در معرض تنشهای شدید، شایستگی اجتماعی تحصیلی و شغلی ارتقاء یابد (به نقل از کاظمی، 1383).
گارمزی و ماسن (1984، به نقل از ابرنهام، 2009) سه نوع متفاوت از تاب آوری را تعریف میکنند. اولین تعریف را «غلبه بر ناسازگاری » عنوان میکنند؛ که عبارت است از کسب یک نتیجه مثبت با وجود خطرات زیاد. دومین تعریف را «توان تحمل در برابر استرس» ذکر میکنند. سومین تعریف از تاب آوری را «سالم ماندن در مقابل آسیب» میدانند.
کامپفر (1999) معتقد است تاب آوری یا بازگشت به پایه است، یا رسیدن به تعادل سطح بالاتر در شرایط تهدید کننده، و باید موجبات سازگاری موفق در زندگی را فراهم آورد (به نقل از جوکار، 1386).
در نوشتهای در انجمن پزشکان آمریکا با عنوان «ایجاد مقاومت، تاب آوری، بهبود در مدرسه و خشونت محل کار» (نوسیفورا و دیگران، 2007) آوردهاند که مقاومت و تاب آوری توسط استراتژی حمایتی تسهیل میگردند. که در سومین استراتژی که روش شناختی است پرورش شناختهای مثبت، از طریق محدود نمودن استرس و همچنین یادآوری خاطرات مثبت به ایجاد مقاومت و تاب آوری کمک مینماید.
2-3-2 روان شناسی مثبتگرا و تاب آوری
رویکرد روانشناسی مثبتگرا، با توجه