پنج بعد اساسی دین از دیدگاه روانشناسان

ابعاد دین

یکی از ابعاد دینداری که تقریباً در تمامی ادیان وجود دارد، اعتقادات یا باورهای دینی است. بعد اعتقادی عبارت است از باورهایی که انتظار می رود پیروان هر دین به آنها اعتقاد داشته باشند (کاظمی و فرجی، 1386). در دین اسلام مواردی همچون اعتقاد به خدا، اعتقاد به قرآن، اعتقاد به بهشت و جهنم، شیطان، حقیقت داشتن دین اسلام و در مجموع اعتقاد به اصول دین را می توان مورد بررسی قرار داد.

از نظر نینیان اسمارت، دین 5 بعد دارد که عبارتند از:

1) بعد مراسم عبادی. دین تا حدودی گرایش بدان دارد تا از طریق مراسم عبادی از جمله پرستش، نماز و نیایش، نذورات و صدقات و امثال آن، خود را بیان کند. در این رابطه چندین نظریه وجود دارد:

    الف)وقتی به مراسم دینی فکر می کنیم اغلب درمورد امری بسیار رسمی و سنجیده می اندیشیم در صورتی که حتی کوچک ترین و ساده ترین حالت های ارتباط با خدا نیز اگر هماهنگ با نیت درونی باشد، مراسم عبادی تلقی می شود.

ب) چون مراسم عبادی هم مستلزم جنبه درونی است و هم ظاهری، همواره این امکان وجود دارد که جنبه ظاهری بر جنبه درونی غلبه کند. در این صورت است که مراسم عبادی تا حد یک فرآیند مکانیکی یا قراردادی تنزل پیدا می کند. در واقع اگر افراد حرکات و اشارات مراسم مذهبی را بدون اینکه هیچ نیت یا احساسی که به آن رفتار معنی می دهد انجام دهند، این مراسم دینی صرفاً بعد صوری خواهد داشت.

ج) بسط معنی «مراسم عبادی» فراتر از اشاره آن به صور پرستش، قربانی و غیره نسبت به خدایان در عمل سهل خواهد بود. معنای مراسم عبادی بدون مراجعه به جوّ اعتقادی که این مراسم در آنها اجرا می گردد، قابل فهم نیست. بنابراین نماز و دعا در بیشتر آیین ها در مقابل یک وجود الهی به جا آورده می شود.

2) بعد اسطوره ای. کاربرد واژه اسطوره در ارتباط با پدیده های دینی نسبت به حقانیت یا کذب داستانی که در اسطوره از آن تحلیل کرده کاملاً طبیعی است. کاربرد واژه اسطوره نه تنها داستان هایی درباره خدا و خدایان و … را دربر می گیرد بلکه رویدادهای تاریخی با اهمیت دینی در یک سنت را نیز شامل می شود. بنابراین دین تحت عنوان بعد اسطوره ای، داستان هایی را مورد بررسی قرار خواهد داد که به رویدادهای تاریخی مهم مربوط می شوند و باز نسبت به واقعیت و صحت این داستان ها بدون تعصب است.

مطلب مرتبط :   تجربیات برتر تدریس | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

3) بعد اعتقادی و اصول عقاید. همواره به راحتی نمی توان میان جنبه اسطوره ای و نمادین دین و آنچه در الهیات بیان می گردد تمایزی قائل شد. اصول عقیدتی کوششی است تا به آنچه از طریق زبان اسطوره ای و نمادین ایمان دینی و مراسم عبادی متجلی می گردد نظم، شفافیت و نیروی عقلانی بخشد. بطور طبیعی الهیات باید از نمادها و اسطوره ها استفاده کند.

4) بعد اخلاقی. ادیان معمولاً مجموعه ای از دستورالعمل های اخلاقی اند. علم اخلاق رفتار فرد را مورد توجه قرار می دهد و اصول و ضوابط اخلاقی دین غالب نیز تا حدودی اجتماع را کنترل می کند.

ادیان در شکل دهی به گرایش های اخلاقی جوامعی که به آنها تعلق دارند موثر بوده اند مع هذا تمایز میان آموزه های اخلاقی موجود در اصول عقیدتی و اساطیری یک دین و واقعیت های اجتماعی مربوط به کسانی که پیرو دین مورد بحث می باشند، اهمیت دارد.

5) بعد اجتماعی. ادیان تنها نظام های اعتقادی نیستند بلکه در عین حال سازمان ها یا بخش هایی از سازمان هایی را تشکیل می دهند که از اهمیت اشتراکی و اجتماعی برخوردارند. البته این شکل اجتماعی دین تا حدودی با آرمان ها و کردارهای دینی و اخلاقی تحت حمایت دین تعیین می شود. متقابلاً بارها پیش می آید که آرمان های دینی و اخلاقی با شرایط و نگرش های اجتماعی موجود منطبق می گردند.

بعد اجتماعی روندی است که طی آن، دین مورد نظر نهادینه می شود که به موجب آن از طریق نهادها و آموزه هایش جامعه را در مسیری که خود را در آن می یابد، تحت تاثیر قرار می دهد.

6) بعد تجربی. اگرچه انسان ها امید دارند که از طریق مراسم دینی به عالم غیب متصل شوند، دین شخصی طبعاً مستلزم امید به درک و تجربه آن جهان است.

هنگامی که رویدادها و زندگی انسان ها را در نظر می گیریم که از آنها ادیان بزرگ سرچشمه گرفته اند عامل تجربه دینی حتی مهم تر می شود. بودا در حالی که در زیر درخت به تفکر نشسته بود به وارستگی نایل گردید. از طریق چنین تجربه هایی بود که محمد (ص) وحدانیت الله را ابلاغ نمود.

بررسی تاثیر این اعتقادات بر جهان معاصر ضروری است. اما تاکید عمده بر بعد باطنی است یعنی ادیان در تجربه شخصی چه مفهومی دارند و با چنین تجربه ای چگونه شکل گرفته اند.

مطلب مرتبط :   مفهوم رشد اجتماعی و شش نشانه بارز رشد اجتماعی

با توجه به تحقیقات صورت گرفته می توان گفت که مذهب بر ابعاد مختلفی از زندگی انسان ها تاثیرگذار بوده و با آنها مرتبط است که برخی از آنها عبارتند از:

مذهب، مشاوره و درمانگری. مطالعات روانشناختی سنت های روحانی شرق به ویژه ذن، بودیسم و یوگا نشان داده اند که چگونه پدیده هایی چون تنظیم تنفس، مراقبه، ذکر و نظایر آنها نه تنها آغازگر بسیاری از شیوه های درمانی بلکه امروزه از شیوه های بسیار موثر تلقی می شوند. (الیاده، 1372)

تاثیر مذهب از طریق آموزش «خودمهارگری»[1]بر مهار اضطراب و تنیدگی نیز قابل توجه است. (جان بزرگی، 1378)

حمایت اجتماعی مذهب از انسان. مذهب با ایجاد یک فضای حمایتی و منبع وحدت یافتگی اجتماعی برای فرد بر سلامت او هم در سطح پیشگیری اولیه با از میان بردن شرایط آسیب زا یا تنیدگی زا و هم در سطح پیشگیری ثانویه با کاهش دوره درمان تاثیر بسزایی دارد. (وورف[2]و دیگران، 1981) برخی ادیان مانند اسلام با توصیه اعمال حمایتی  خاص مانند شرکت در تشییع جنازه و مجلس ترحیم، پرستاری از ایتام و بازماندگان و … مقابله با تنیدگی های ناشی از داغدیدگی را تسهیل می کنند.

تاثیر مذهب بر بهداشت جسمی و روانی. سلامتی دربردارنده مولفه های عمر طولانی، شاد بودن، بهبود بیماری های حاد و بازگشت به سطح سلامت قبلی است. مذهب می تواند به عنوان یک نظام اجتماعی و پیچیده بر رفتار و بازخوردهای مهم از جمله برنامه ریزی خانواده، کار، سیاست و چگونگی تفسیر زندگی روزانه تاثیری فراوان داشته باشد. (آذربایجانی، 1383)

مذهب و مسائل اجتماعی. مذهب عامل مهمی در پیشگیری از گرایش به سمت بزهکاری است. (چادویک[3]و تاپ[4]، 1993) گرایش به مذهب و فعالیت های مذهبی در کاهش افکار خودکشی و اقدام به آن، مصرف مواد مخدر، رفتارهای جنسی پیش از موعد و بزهکاری تاثیر مثبت دارد. (دوناهو[5]، 1995)

مذهب و تحول شخصیت. تحول شخصیت، بازخوردها و باورهای فرد درباره معنویت را نیز دربر می گیرد. (آدامز[6]و دیگران، 1994) روی آوردهای تحولی بر این نکته تاکید می کنند که دین در مراحل مختلف زندگی به شکل خاص و متناسب با طراز تحول روانشناختی درک می گردد. (دادستان و همکاران، 1376)

[1]. Self-Controling

[2]. Veroff

[3]. Chadwick

[4]. Top

[5]. Danuhue

[6]. Adams