دانلود تحقیق در مورد دانش آموختگان، رقابت در بازار، جامعه مدرن، عزت نفس

مقدمه
قافله پیشرفت و توسعه بر توسن زمان همچون تندری ره می پیماید. دستیابی به توسعه به اصلی ترین دغدغه در بین دولتمردان و مردم بسیاری از کشورهای جهان تبدیل شده است. تغییر و تحولات دهه های اخیر به قدری عمیق و گسترده و سریع اتفاق افتاده است که تمامی ابعاد و شئونات زندگی فردی، اجتماعی و اقتصادی جوامع بشری را به طور محسوس و نامحسوس، تحت تاثیر قرار داده است. تا جایی که نگاه به علم و تکنولوژی نیز تغییر کرده است و برنامه های توسعه و نظام های ملی نوآوری در کشورهای جهان مطرح گردیده است، تا از طریق پرورش نیروی انسانی ماهر و خلاق و نوآور به عنوان مهمترین منبع و سرمایه هر کشوری دستیابی به توسعه امکان پذیر شود. این امر خود سبب شده است تا نگاه جامعه به آموزش عالی و کارکردهای دانشگاه تغییر کند. زیرا که دانشگاه به عنوان قلب جامعه جدید نقش تعیین کننده ای در حیات جامعه مدرن دارد، و علاوه بر این که مرکز تولید علم و فناوری است مرکز تربیت و پرورش نیروی انسانی متخصص و ماهر برای جامعه است. دانشگاه ها کارکردهای متفاوتی دارد که بخشی از این کارکردها به وسیله کانون ها و انجمن های دانشجویی انجام می شود. یکی از مهترین نهادها و انجمن های دانشجویی، انجمن های علمی – دانشجویی است که می توانند در بخش آموزش نقش مکمل را ایفا کنند.
انجمن های علمی – دانشجویی قابلیت آن را دارند که به یافته های جدید علمی توجه کرده و در نشر آنها موثر باشند، زیرا برنامه های آموزشی رسمی نمی توانند به سرعت تغییر کرده و یافته ها و دانش جدید را به مجموعه خود اضافه نمایند. از سوی دیگر، انجمن های علمی دانشجویی

می توانند نقش مهمی در درک کامل تر و عمیق تر و تعمیق مباحث علمی ایفا نمایند و با تجلی استعدادها و بر انگیختن خلاقیت ها و شکوفایی علمی دانشجویان، بستر و زمینه ای مطلوب را فراهم آورند جهت آموزش معیارها و شایستگی ها و ویژگیهای مختلفی که دانش آموختگان آموزش عالی در دنیای امروز برای ورود موفق به بازار کار داخلی و بین الملی و قدم گذاردن در مسیر توسعه ملی و جهانی باید از آن برخوردار باشند.
این انجمن ها در صورت دریافت حمایت های لازم می توانند بخش عمده ای از نیاز کشور به نوآوری و کارآفرینی و ایجاد فرصت های شغلی را بر طرف کرده و نقش مهمی در برنامه های توسعه کشور ایفا نمایند. زیرا که سیر تاریخی، دگرگونی ها و پیشرفت های اقتصادی و علمی و تکنولوژیکی کشورهای پیشرو نشان می دهد که موفقیت اینان در سایه تلاش و کوشش کارآفرینان بوده است. این کشورها با پی بردن به نقش و اهمیت کارآفرینی در رشد و توسعه اقتصادی، موجب نفوذ این پدیده به عرصه های علمی، فنی و فرهنگی شده اند، و پرورش و تربیت کارآفرینان و ترویج روحیه و فرهنگ کارآفرینی را سرلوحه برنامه های توسعه اقتصادی خود قرار داده اند و همین امر موجب شده که این کشورها به موفقیت های قابل توجهی در حوزه های تکنولوژی و اقتصاد دست یابند.
در این بین شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورمان به گونه ای است که لزوم توجه به حل مشکلات و تنگناها در حال و آینده را طلب می کند. ترکیب جمعیتی جوان کشور، ضرورت ایجاد فرصت های شغلی و نیز روند مستمر کاهش نقش نفت در اقتصاد کشور سه عامل عمده ای است که موجب می شود سیاستگذاران کلان کشور به منبع قابل اتکایی به جز نفت بیندیشند و بدون شک آن منبع به جز کارآفرینی و مولفه های آن، چیز دیگری نخواهد بود (کردنائیج و همکاران، 1383).
افراد کارآفرین دارای مولفه های کارآفرینی افرادی توانمند، خلاق، مبتکر، فرصت جو،
ریسک پذیر و اهل کار و عمل، دارای اعتماد به نفس و میل به ترقی بالا می باشند.در این بین دانشگاهها از طریق کارکردهای انجمن های علمی دانشجویی در روند شناسایی افراد کارآفرین و ترویج روحیه و فرهنگ کارآفرینی در بین دانش آموختگان آموزش عالی به عنوان نیروی انسانی متخصص آماده جهت ورود به بازار کار نقش مهمی را ایفا می کنند، تا به این طریق جامعه ما نیز بتواند با کاروان جهانی حرکت کرده و به سلامت به ساحل توسعه و ترقی دست یابد.

بیان مساله
در جهانی که اغلب کشورهای توسعه یافته در پی تربیت کارآفرینان برآمده اند و توسعه کارآفرینی به عنوان ضرورت مطرح می شود، به نظر می آید در عصر دانایی و استفاده از حداکثر قدرت فکری بشر، تربیت کارآفرین راهی است که بسیاری از کشورها برای طی کردن مراحل توسعه یافتگی، ناگزیر به انجام آن هستند. در ایران نیز شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور به گونه ای است که لزوم توجه به حل مشکلات و تنگناها در حال و آینده را طلب می کند. ترکیب جمعیتی جوان کشور، ضرورت ایجاد فرصت های شغلی و نیز روند مستمر کاهش نقش نفت در اقتصاد کشور سه عامل عمده ای است که موجب می شود سیاستگذاران کلان کشور به منبع قابل اتکایی به جز نفت بیندیشند و بدون شک آن منبع به جز کارآفرینی و مولفه های آن، چیز دیگری نخواهد بود (کردنائیج و همکاران، 1383).
کارآفرینی تنها به معنای راه اندازی یک کسب و کار جدید و کوچک نیست. بلکه به منزله خلق ارزش، ایجاد بازار جدید و ارائه محصول یا خدمات جدید و به مشتریان جدید است. کارآفرینی فرایند ابتکار و نوآوری و ایجاد کسب و کار جدید در شرایط پر مخاطره از طریق شناسایی فرصت ها و مدیریت تخصیص منابع است. کارآفرین بودن مستلزم دارا بودن توانایی عملکرد در شرایط ابهام و ریسک پذیری است (داوری،1382). ماکس وبر جامعه شناس شهیر
آلمانی روحیه کارآفرینی را عامل مهم در تشریح و تبیین چگونگی شکل گیری تمدن نوین صنعتی و سرمایه داری در مغرب زمین می داند (شیرازی، 1385). کارلند و همکارانش اهم ویژگیهای را در مورد کارآفرینان جمع آوری نمودند که عبارتند از: خلاقیت، نیاز به توفیق، تمایل به مخاطره پذیری، نیاز به استقلال و مرکز کنترل درونی.
چیزی که در این خصوص اهمیت دارد این است که علی رغم اهمیت روز افزون کارآفرینی و نقش فزاینده آن در اقتصاد جهان، در کشورمان کمتر به این موضوع پرداخته شده است (کردنائیج و همکاران، 1383).
امروزه آموزش کارآفرینی به یکی از مهم ترین و گسترده ترین فعالیت های دانشگاه ها تبدیل شده است. در ایران نیز کم و بیش این مساله در نهادهای مختلف به خصوص محافل دانشگاهی مطرح می شود، ولی نهادهای آموزشی و سیستم آموزشی در ایران در جهت تربیت کارآفرینی و توسعه آن قدم های رضایت بخشی برنداشته اند و در صورت ادامه روند موجود، به نظر می آید نتوانیم کارآفرینانی را به صورت برنامه ریزی شده و منظم تربیت نماییم. به همین دلایل که شکل گیری یک نهاد که در زمینه کارآفرینی نقش موثری ایفا کند، ضرورت پیدا می کند. به نظر می آید انجمن های علمی دانشجویی با توجه به اهداف و کارکردهایی که دارند، به خصوص این که در ارتباط با جوانان تحصیلکرده هستند، می توانند نقش مهمی در تربیت و توسعه کارآفرینی و ترویج فرهنگ کارآفرینی داشته باشند (جعفرزاده، 1385).
شارع پور و فاضلی (1380) فهرستی 16 گانه از کارکردهای انجمن های علمی دانشجویی تحت عنوان شایستگی های کانونی ارائه نموده اند که به سه دسته مهارت مورد نیاز در زندگی شخصی، اجتماعی و شغلی تقسیم می شود.
در این تحقیق شایستگی های کانونی انجمن های علمی – دانشجویی متغییر مستقل و روحیه کارآفرینی متغییر وابسته است. مساله اصلی در جامعه دانشگاهی پایین بودن روحیه کارآفرینی است. با توجه به نقش کارآفرین و تاثیر انجمن های علمی و “شایستگی های کانونی آنها ” در رشد کارآفرین و پرورش روحیه کارآفرینی، این تحقیق با بررسی شایستگی های کانونی انجمن های علمی – دانشجویی (مهارت مورد نیاز در زندگی شخصی و اجتماعی و شغلی)، دانشجویان عضو انجمنهای علمی – دانشجویی و ارتباط آن با روحیه کارآفرینی آنها، سعی در شناخت تاثیر این عامل (شایستگی های کانونی)، بر روحیه کارآفرینی داشته است.

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ تحقیقمصرف خودسرانه، بخش بهداشت و درمان، بهداشت و سلامت، فرهنگ مصرف

اهمیت و ضرورت پژوهش
امروزه یکی از بزرگترین مشکلات اقتصادی و اجتماعی جامعه، مساله بیکاری است. این معضل به اشکال مختلف بروز می کند و گروه گسترده ای از نیروی انسانی کشور، از افراد فاقد تخصص تا متخصص ترین افراد، را در بر می گیرد. بیکاری دانش آموختگان آموزش عالی نیز یکی از ابعاد این مساله است و برای بررسی آن می توان از جوانب مختلف به موضوع نگریست. با چنین رویکردی می توان ابتدا به ترسیم و تصویر واقعیت بیکاری پرداخت و سپس برای یافتن
راه حلهای مناسب اقدام کرد و به راهبردهای اجرایی کارآمد دست یافت. در طول سالهای پایانی قرن بیستم، سه نگرش کلی در باب محتوای آموزش عالی و هدف از آن، با یکدیگر به رقابت پرداخته اند. این سه دیدگاه را می توان چنین خلاصه کرد:
1) آموزش به مثابه اقدامی انتقالی، 2) آموزش به مثابه روشی برای فعال سازی دانشجو و
3) آموزش به مثابه روشی برای ممکن سازی یادگیری (محسنی، 1378).
در شرایطی که رقابت در اقتصاد جهانی مطرح نبود و موضوع جهانی شدن اقتصاد پدید نیامده بود و سرعت تغییرات تکنولوژیک به اندازه امروز نبود، دو دیدگاه اول کاربرد داشتند. دیدگاه اول از آن رو به کار می آمد که با توجه به سرعت کم تغییرات، دانش و مهارتی که فرد کسب می کرد تا زمان نسبتا زیادی به او در بازار کار و زندگی اجتماعی یاری می رساند. دیدگاه دوم نیز مولود زمانه تغییرات شتابان است، لیکن هنوز فعال بودن دانشجو در روزآمد کردن دانشی که کسب کرده بود کارآمدی او را تضمین می کرد. اما دیدگاه سوم محصول تعامل با زمانه ای با ویژگیهای ذیل است: اولا فرد باید برای مواجه با محیط دائما در حال تغییر، آمادگی داشته باشد، چرا که همواره تضمین اندکی برای ثبات وجود دارد. ثانیا، ابهام جزء ذاتی فضای کار است. ثالثا، محیط کار نیاز به تصمیم سازان دارد نه ومجریان صرف، چراکه ماشین آلات هوشمند و غیرهوشمند قادرند بسیاری از امور اجرایی را به راحتی انجام دهند. رابعا، سازمان کار احتیاج به کسانی دارد که قادر به تجزیه و تحلیل امور به قصد استخراج قاعده عمل باشند، چرا که پیچیدگی شرایط اجازه نمی دهد که چیزی بیش از چند قاعده کلی برای کار تعریف شود. فرد باید در موقع مقتضی به درستی تصمیم بگیرد (جنکل، 1376).
این همه حاکی از آن است که تحولی بزرگ در هر دو عرصه اشتغال و تحصیل رخ داده است. هسته مرکزی تحولات پدید آمده در اشتغال، خارج شدن این پدیده از تکرار و کلیشه ای بودن است. تقاضای متنوع بازار، همواره سبب می شود که هر مهارت یا تخصصی به سرعت کهنه شود و تنها آنها که قادرند دائما به صورت پویا و خود جوش دانش و مهارت خود را تقویت کنند، در بازار کار پیشرفت می کنند. در عرصه تحصیل نیز، دستیابی به اطلاعات بسیار آسان شده است، لذا آنچه که اهمیت دارد توانایی گزینش مناسب اطلاعات و قابلیت تحلیل و پردازش کارآمد و توانایی کاربردی کردن آن است. بنابراین، برای انطباق دو پدیده تحصیل و اشتغال برخی خصایص کلی باید در میان همه دانشجویان وجود داشته باشد. به عبارت دیگر، توقع این است که آموزش عالی در کنار رسالت و نقشهای متعددی که ایفا می کند توانمندیه
ای اساسی را در دانش آموختگان فراهم آورد. (هابرماس، 1373).
دانشگاهها باید پرورش دهنده افرادی با جسارت، خلاق، با انرژی فکری همراه با استقامت، تلاش، جستجوگری و کشف پدیده های نو، دارای اعتماد به نفس و روحیه کارآفرینی باشند. تحقیقا شرط بقاء و رقابت در دنیای فعلی و پویا ماندن و کسب موفقیت، و همچنین ریشه کن کردن معضل بیکاری به عنوان ریشه تمامی معضلات و آسیب های اجتماعی و فرهنگی، به تکثر و ترویج فرهنگ کارآفرینی و نهایتا تربیت کارآفرینان بستگی زیادی دارد. در این بین نقش دانشگاهها به عنوان مجرای خروجی این دانش آموختگان چشمگیر است، دانشگاهها و موسسات آموزش عالی به عنوان متصدی امر آموزش با هدف اشتغال زود هنگام می توانند حل بخشی از معضل بیکاری را بر عهده بگیرند. بررسی ها نشان می دهد استخدام و بکارگیری
فارغ التحصیلان دانشگاهی مستلزم فرایند بلند آموزشهای عملی، سابقه کاری و تجربه لازم در ارتباط با هدف پیش بینی شده برای رقابت در بازار کار است. کاریابی باید به طور مداوم در طول دوره ای از زمان هدایت و رهبری شود و دوران پرتلاطم دانشجویی بهترین دوران برای آغاز این فرایند دشوار و طاقت فرسا به شمار می رود. از جمله حرکتهای بسیار سازنده و مثبت دانشگاهها تشکیل انجمن های علمی بوده است. انجمن های علمی دانشجویی با توجه به کارکردهای متفاوتی که دارند می توانند تسهیل کننده شکوفایی و تبلور خصایصی تحت عنوان شایستگی های کانونی در دانشجویان باشند. و دانشجویان با تکیه بر این خصایص علاوه بر توانایی های تخصصی در زمینه رشد تحصیلی خود، از قابلیت های بیشتری در زمینه زندگی شخصی و اجتماعی و برخی توانایی های مرتبط با زندگی شغلی برخوردار باشند. که این قابلیتها می توانند بستر و زمینه ای مطلوب جهت پرورش روحیه کارآفرینی که شامل خصایصی همچون انگیزه پیشرفت، خلاقیت، منبع کنترل درونی، عزت نفس، و …است، را در دانشجویان فراهم آورد.
گسترش کارآفرینی می تواند گره گشای بسیاری از مشکلات موجود در بخش اشتغال کشور باشد. که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان اشتغال کشور بزرگترین دغدغه دهه 80 است و بحرانهای ناشی از آن سالهای آغازین دهه 90 شمسی گریبان کشور را خواهد گرفت، این در حالی است که اشتغال و بازار کار به دلیل ارتباط جدی که با جنبه های انسانی به عنوان مهمترین بخش توسعه، دارد در فرایند برنامه ریزی و توسعه از حساسیت های بیشتری برخوردار است.
این مهم میسر نخواهد شد مگر با توانمند سازی دانش آموختگان در جهت نیل به اشتغال مولد با استفاده از روش ها و معیارهای کارآفرینی که در دانشگاهها و موسسات آموزشی به آنها آموزش داده می شود. که در این صورت فرد کارآفرین قدرت ایده سازی و جسارت لازم برای شروع یک کسب و کار مولد را می یابد. از جمله مهمترین و اصلی ترین عوامل موثر بر حرکت از کارآفرین بالقوه به کارآفرین بالفعل یا به عبارت بهتر، بروز روحیه کارآفرینانه در افراد، آموزش و ترویج فرهنگ کارآفرینی وبسط و توسعه عملی آن در جامعه دانش آموختگان کشور از طریق دانشگاهها است.

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد دربارهحسابرسان مستقل، حسابرس مستقل، حقوق و دستمزد، بهبود عملکرد

اهداف پژوهش
1 – بررسی رابطه بین شایستگی های کانونی لازم در زمینه زندگی شخصی دانشجویان و روحیه کارآفرینی آنها است.
2 – بررسی رابطه بین شایستگی های کانونی لازم در زمینه زندگی اجتماعی دانشجویان و روحیه کارآفرینی آنها است.
3 – بررسی بین شایستگی های کانونی لازم در زمینه توانایی های مرتبط با زندگی شغلی دانشجویان و روحیه کارآفرینی