پژوهشگران زیادی در زمینه رهایی از فشارهای روانی و مسئله آرامش بخشی تماشای تلویزیون پرداخته اند. عده ای به این نتیجه رسیدند که (لوینسون[۳۷]، ۱۹۷۴؛ کوبی[۳۸] و میهالی[۳۹]، ۱۹۹۰؛ وین[۴۰]، ۱۹۹۰(افرادی که زیاد تلویزیون تماشا می کنند به همان نسبت از احساسات درونی ناخوشایند بیشتری مانند کسالت، غمگینی، تنهایی و خصومت رنج می برند. یعنی افسردگی را معلول تماشای زیاد تلویزیون و نداشتن تعامل های اجتماعی واقعی دانسته اند و گفته اند تماشای زیاد برنامه های تلویزیون مانند الکل و مواد مخدر عمل می کند .منجر به افسردگی فزاینده و در نهایت اعتیاد بیشتر به آن می شود ( بیابانگرد، ۱۳۸۰) .
اما بسیاری از پژوهشگران با این نظر موافق نیستند. بنا به اعتقاد بکهام[۴۱] و آدامز[۴۲]، یکی از سودمند ترین راه های مقابله رفتاری با فشاری روانی در افراد افسرده، افزایش تجربه های لذت بخش است. در این خصوص ، تماشای تلویزیون می تواند عامل موثری در دستیابی به آرامش باشد تا فرد بتواند به طور موقت مشکلات درونی خود را فراموش کند (بیابانگرد، ۱۳۸۰) .
نکته قابل توجه و تأمل آن است که با وجود کارکردهای متعددی که برای رسانه‌ها ذکر شد امروزه سرگرم کنندگی رسانه‌های جمعی نقش اصلی یافته به نحوی که بی‌شک وجه غالب رسانه‌های جمعی امروز، سرگرم کنندگی آنهاست. حتی مشاهده می‌شود که کارکردهای دیگر رسانه همچون آموزش و اطلاع‌رسانی جز از بستر سرگرم کنندگی حاصل نخواهد شد بطور مثال، همان‌طوری‌که ذکر شد از جمله ویژگی‌هایی که در اطلاع‌ رسانی رسانه‌ای مورد توجه قرار گرفته جذابیت آن است. در آموزش نیز بر ویژگی جذابیت و سرگرم کنندگی تأکید می‌شود. چه اینکه از بستر سرگرم شوندگی مخاطبان رسانه‌ها قادر خواهند بود، به رسالت‌های دیگر خود جامه عمل بپوشانند.
۲-۲-۲-۴- ضوابط ساختاری برنامه سازی در رسانه
در ساختار برنامه های صدا و سیما ضوابط و شاخص هایی وجود دارد که هر یک نیز از زیر شاخه هایی تشکیل شده است. این ضوابط عبارتنداز؛ ایده برنامه، نام برنامه، آرم برنامه،لزوم تناسب قالب با محتوا و مقوله های موضوعی و مواد برنامه ای. در ادامه هر شاخص با زیر شاخه هایش بر اساس دستورالعمل ابلاغی صداو سیما (۱۳۸۷) بحث شده است.
۲-۲-۲-۴- ۱- ایده برنامه
برنامه ساز اساساً چه ایده مطلوبی دارد؟ این پرسش باید بر اساس ملاک های زیر پاسخ داده شود:
۱- روشن بودن اهداف کار
آیا مشخص است که برنامه ساز به دنبال چیست و چه می خواهد بگوید؟ آیا “هدف” از ساخت این برنامه روشن است و می توان آن را از خلال برنامه دریافت؟ یا نه؟ اصولاً ذهنیت کلی و مبهم است و هدف خاصی در کار نیست؟ برنامه ای که نتوان برای اهداف و زمینه موضوعی آن چارچوب مشخصی در نظر گرفت توفیقی در جذب مخاطب نخواهد داشت.
۲- توجه به ضرورت و اهمیت پرداختن به چنین ایده ای در برنامه ها
ایده مورد نظر (فکر کار) به مسائل و موضوعات منطقه تحت پوشش مربوط است و اصولاً ضرورت دارد چنین برنامه ای ساخته شود؟ آیا موضوع برنامه کشش و جاذبه کافی برای شنونده بومی دارد و جمعیت مخاطبان به آن علاقه نشان می دهند و برای جامعه خود آن را موثر و مفید می دانند؟
۳- بدیع بودن ایده کار
موضوع اصلی و فکر کار، بدیع و تازه است یا نسخه ای صرفاً کلیشه ای است که از روی برنامه های موفق تلویزیونی اقتباس شده است؟
۴- قالب پذیر بودن
آیا تلویزیون محل مناسبی برای تحقق ایده مورد نظر است؟ آیا اگر مطا لب مورد نظر برنامه ساز به جای آن که در تلویزیون بازگو شود در یک روزنامه یا کتاب چاپ شود تاثیر آن بیشتر نخواهد بود؟
۵- قابل اجرا بودن
این برنامه اگر بخواهد ادامه پیدا کند اصولاً مقرون به صرفه است؟ دچار کمبود هزینه نمی شود؟ تجهیزات فنی مرکز کفاف آن را می دهد؟(مثلاً ممکن است برای برنامه ای نیاز به دعوت از چهل میهمان باشد ولی استودیوی تلویزیون گنجایش چنین اجتماعی از مدیون را نداشته باشد یا مقررات اداری و مالی مانع کار شود مثلاً امکان پذیرایی از این حجم میهمانان به دفعات ضبط برنامه در مرکز نباشد و امثال این ملاحظات).
۲-۲-۲-۴- ۲- نام برنامه
در تعیین نام برنامه باید ملاک های زیر را در نظر گرفت :
نام برنامه باید بر محتوای برنامه دلالت کند و معرف موضوع باشد و ذهن مخاطب را به مقوله دیگری (غیر از موضوع برنامه) معطوف نسازد.
نام برنامه (چه ساده چه نمادین) باید جذاب و مبتکر باشد و ذهن مخاطب را جلب کند از نامه های قبلی برنامه ها نباید تقلید کرد (مگر آنکه برای مخاطبان امروز نا آشنا باشد).
نام برنامه باید خوش آهنگ باشد و براحتی تلفظ شود (به ریتم کلام و ترکیب هجاها و سازگاری و همخوانی واژه ها و عدم تنافر حروف در ساختار نام توجه شود). مثلاً “نغمه و نوا” به سبب واج یکسان در “ن” در شروع کلمات بهتر از “نغمه و آوا” است. برعکس ترکیب هایی نظیر “موج جوان” به علت اینکه حرف انتهای واژه اول با حرف شروع واژه دوم یکی است خوش آهنگ نیست. همچنین بهتر است ترکیبی انتخابی بیش از دو هجا باشد (گاهی نام برنامه ممکن است یک جمله باشد”آسمان همیشه ابری نیست” ).
نام های بسیار ساده و تشخیصی مانند “کار و کوشش” در برنامه های اقتصادی یا بسیار نمادین و دور از ذهن مانند “تنهایی آینه ها” برای برنامه شعر معاصر یا ترکیب های کلیشه شده مانند صدای بهداشت یا ترکیب های من در آوردی مانند تلخ تر از شیرینی و نام های کلی که موضوعات بسیاری را در ذیل آنها می توان مطرح کرد، مانند گفته ها مناسب نیستند.
انتخاب نام برنامه هایی که به زبان یا لهجه محلی است به همان گویش یا زبان مثل سی مو سی تو و همچنین نام های که ریشه در تاریخ و باور منطقه دارند به تعلق خاطر مخاطب نسبت به برنامه کمک می نماید.
۲-۲-۲-۴- ۳- آرم برنامه
آرم از اجزای مهم برنامه های تلویزیون است که معمولاً از ترکیب یک قطعه موسیقی کوتاه با برخی عناصر کلامی و گاه جلوه های صوتی (افکت[۴۳]) متناسب با نوع رسانه و مقتضیات برنامه مورد نظر بر اساس ایده ای خاص طراحی و ساخته می شود و به عنوان نشانه آغاز یا پایان و گاه بخش های فواصل برنامه به کار می رود.
۲-۲-۲-۴-۴- لزوم تناسب برنامه
شکل ارائه
ترکیب فرم های مورد استفاده باید برای طرح و انتقال موضوع مناسب و کارآمد باشد. مثلاً برای آنهایی که پرداختن به آنها مستلزم بحث و تحلیل کارشناسانه و تخصصی است فرم میزگرد از فرم های دیگر مناسب تر است. به علاوه اگر مشارکت مخاطب نیز در چنین برنامه ای مورد باشد از تلفن و میزگرد نیز باید در خلال میزگرد بهره گرفت.
مدت برنامه
مدت برنامه باید متناسب با ظرفیت و کشش موضوع و ضرب آهنگ انتقال گفتار باشد. چنانچه موضوعی در ۱۵ دقیقه قابل طرح باشد نباید یک برنامه ۳۰ دقیقه ای به آن اختصاص داد.
کیفیت ضبط و پخش
شرایط زنده یا تولیدی بودن برنامه ها در بخش ضوابط و شاخص های شکلی تنظیم جدول پخش بصورت مبسوط تعیین گردید.
۲-۲- ۲- ۵- تکنولوژی و مدیریت رسانه
همچنان که شتاب پیشرفت های تکنولوژی شدت می یابد ،درک پیامدهای استراتژیک تکنولوژی خصوصاً برای مدیران رسانه اهمیت بیشتری خواهد یافت. بسیاری از شرکت های رسانه ای که به تولید موضوعاتی با حساسیت زمانی می پردازند. بایستی به میزان کافی به اهمیت ظهور و ادغام تکنولوژی هایی مثل اینترنت واقف باشند و چگونگی سازش با آن را دریابند. تغییرات بر گرفته شده از تکنولوژی در حال تبدیل شدن به یک معیار و قاعده هستند و لذا مدیران رسانه باید بر فرهنگ سازمانی ،الگو های کاری یکنواخت و پیش داوری های موجود جهت مواجهه در خور، به این تغییرات غلبه کنند. وظیفه یک مدیر رسانه تبدیل تکنولوژی به یک مزیت سازمانی است، بدین منظور مدیر باید نقش سازمانی و تاثیر تکنولوژی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد ( ناپلی ،۲۰۰۶).
۲-۲-۲-۵-۱- انواع رویکرد مدیران رسانه به تکنولوژی
شیوه نگرش یک مدیر رسانه به تکنولوژی ، عملکرد سازمانی را متأثر می سازد .

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.