بررسی موضوع دعا در شعر شاعران مشهور عصر عباسی اوّل- قسمت ۱۰

بررسی موضوع دعا در شعر شاعران مشهور عصر عباسی اوّل- قسمت ۱۰

و نیز در فراز ۱۶ همین دعا حضرت در حق افراد پشت جبهه چنین‌ می‌فرمایند: پروردگارا هر انسان مسلمانی که در خانه خود یک رزمنده را تجهیز‌ می‌کند و یا اینکه در غیاب فرد رزمنده از خانواده‌اش‌ حمایت‌ می‌کند و یا بخشی از مال خود را به آنها‌ می‌دهد و یا پشت سر آنها حرمت را نگاه‌ می‌دارد به‌ اندازه پاداشش به او پاداش بده، …(آصفی؛ ۱۳۸۷: ۱۶۰- ۱۶۱)

 

۲-۲-۲-۱-۰۴ دعاء مخصوص برای مؤمنان

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

 

همان طور که در متون اسلامی دعا کردن برای عامه‌ی مؤمنان بیان و توصیه شده است این موضوع به صورت اختصاصی هم آمده است یعنی اینکه در دعاهایمان مؤمنین را با نامشان ذکر کنیم. این نوع از دعا تأثیر جداگانه‌ای در درون فرد دعا کننده دارد. تأثیری جدای از دعای عمومی. این شکل از دعا تمامی کدورت‌هایی را که بر اساس ارتباطات دو طرفه گروهی در میان افراد شکل گرفته است می‌زداید.
زمانی که انسان مؤمن از خداوند برای برادرانش که از آنها با نام خودشان یاد‌ می‌کند طلب دعا و رحمت و مغفرت‌ می‌کند و از خداوند‌ می‌خواهد که نیازهای آنها را برآورده کند و کارهایشان را آسان کند این امر نشان دهنده آن است که دعا کننده آنها را دوست دارد و هر آنچه که از حسادت و نفرت در درونش نسبت به دعا شونده وجود داشته همگی از بین رفته است. (همان: ۱۶۹)
اهتمام فراوانی به این شکل از تخصیص و نامگذاری در دعا دیده‌ می‌شود که در متون اسلامی و در بیان رسول مکرم اسلام (ص) و اهل البیت (ع) با عناوینی همچون: دعا برای مؤمن در غیاب او، و یا دعا برای چهل نفر مؤمن ذکر شده است.

 

۲-۲-۲-۱-۰۵ دعا برای پدر و مادر

 

انسان‌ می‌تواند به جای پدر و مادر صدقه بدهد و به جای آنها حج به جای آورد و به جای آنها نماز بگذارد و برای آنها دعای خیر کند. (آصفی؛ ۱۳۸۷: ۱۷۵)
از امام صادق (ع) روایت شده است: هیچ کدام از شما از نیکی کردن نسبت به پدر و مادرش دریغ نکند چه زنده باشند و چه مرده، برای آنها نماز بخواند و به جای آنها صدقه بدهد و حج به جای آورد و روزه بگیرد که خداوند به‌اندازه این کارها او را پاداش‌ می‌دهد و بر احسانش‌ می‌افزاید.
و همچنین از آن حضرت نقل شده است که‌ می‌فرمایند: پدرم فرمود: پنج ندا و دعوت هستند که مستجاب ‌ می‌شوند: دعای امام عادل، دعای مظلوم که خداوند متعال در پاسخ او‌ می‌فرماید: انتقامت را خواهم گرفت هر چند بعد از مدتی باشد، دعای فرزند صالح برای پدر و مادرش، دعای پدر صالح برای فرزندش، دعای مؤمن برای برادرش در غیاب او.(حر عاملی؛۱۱۰۴: ۴/ ۱۱۵۳، ح ۸۸۹۵)
از جمله دعاهایی که در متون اسلامی در حق پدر و مادر بیان شده است فرازهایی از دعای ۲۴ صحیفه سجادیه است که امام زین العابدین در حق پدر و مادرش چنین‌ می‌فرمایند: (۱۲) ‌ای خدا درود فرست بر محمد و اهل بیت معصوم و ذریه پاکش و‌ای مهربان‌ترین مهربانان عالم، والدین مرا به عطایی نیکوتر از آنچه به والدین سایر بندگان با ایمانت مرحمت کردی اختصاص ده. (۱۳)‌ای خدا ذکر و دعای به آنها را در عقب هر نماز فراموشم مگردان و در هیچ وقتی از اوقات شب و هیچ ساعتی از ساعات آنها را فراموشم مساز. (۱۴) پروردگارا درود فرست بر محمد (ص) و آل پاکش و این دعایی که در حق والدینم‌ می‌کنم موجب آمرزش من قرار ده و آنها را هم به نیکی و محبت‌هایی که درباره من کرده‌اند ببخش و بیامرز و مغفرت حتمی خود را شامل حالشان گردان و به دعا و شفاعت و درخواست من از آنها به رضای قطعی راضی و خشنود باش و به کرامت و لطف ازلی خویش آنها را به منازل سلامت ابد برسان. (۱۵) پروردگارا اگر مغفرت و رحمتت بر آنها در ازل سبقت گرفته پس مرا به شفاعت آنها ببخش و اگر لطف و کرم و مغفرتت مرا در ازل شامل بوده پس آنان را به شفاعت من مشمول لطف و کرامت بگردان تا آنکه به رفعت و عنایتت همگی در دار کرامت و سرای مغفرت و رحمتت با هم مجتمع و همنشین باشیم که همانا تویی‌ای خدا صاحب فضل و رحمت بزرگ بی پایان و عطای احسان قدیم ازلی و تویی مهربان‌ترین مهربانان عالم. (الهی قمشه‌ای؛‌‌۱۳۸۴)

 

۲-۲-۲-۱-۰۶ دعای انسان برای خودش

 

این آخرین ایستگاه از ایستگاه های دعاست نه برترین آن، البته اسلام از انسان‌ می‌خواهد که در کارها و ارتباط با دیگران در امور روزمره زندگی از باب ایثار آنان را بر خود‌ترجیح دهد و خود را در درجه دوم قرار دهد. همچنین از او‌ می‌خواهد که دیگران را در دعایش در پیشگاه خداوند نیز بر خود‌ترجیح دهد. (آصفی؛ ۱۳۸۷:‌۱۷۶)
و این روشی است که ما از سیره و رفتار اهل البیت نبی‌اسلام‌(ص) و خصوصا حضرت زهرا(س) آموخته‌ایم.
اما از طرفی هم لازم است که در دعا هر آنچه را که از نظر شرع منعی ندارد و نیاز داریم از خداوند طلب کنیم و هر آنچه برای دنیا و آخرتمان اهمیت دارد، ، از او درخواست کنیم، و بخواهیم که ما را از هر آنچه بدی است و برای دین و ایمانمان ضرر دارد حفظ کند، زیرا تمامی کلیدهای خیر و اسباب آن همگی به دست خداوند است و هیچ چیز خارج از اراده و مشیت او نیست و هیچ چیز سبب درماندگی او نمی‌شود واز طرفی هیچ خیر و رحمتی را از بندگانش دریغ نمی‌کند، حال که خداوند در بخشش و اجابت بخل نمی‌ورزد، پس چرا از او درخواست ننمائیم.
در حدیث قدسی آمده است که: اگر اولین و آخرین و زنده و مرده شما همگی جمع شوند و هر کدام هر آنچه که آرزو دارند درخواست کنند به آنها خواهم داد و این امر هیچ نقصان و کاهشی در ملک من ایجاد نخواهد کرد. (مجلسی؛ بی‌تا: ۹۳/۳۹۲).
همچنین در حدیث قدسی دیگری آمده است که: اگر تمامی اهل هفت آسمان و زمین همگی از من درخواست کنند، درخواست هر کدام از آنها را برآورده‌ می‌کنم بدون اینکه ذره‌ای از ملک من کم شود چگونه ملکی که من سرپرست آن هستم کم‌ می‌شود! (همان ۹۳).
و نیز در دعای سحر از امام زین العابدین‌(ع) آمده است که: الهی در تمامی کارهای مهم مرا کفایت کن و مرا عاقبت به خیر گردان و تمامی کارهایم را مبارک کن و تمامی نیازهایم را برآورده ساز، خداوندا هر آنچه که از سختی آن‌ می‌ترسم برایم آسان گردان زیرا آسان گرداندند هر آنچه که از سخت شدن آن‌ می‌ترسم بر تو آسان است و هر آنچه را که از آن بیم دارم بر من آسان گردان و هر انچه که از تنگی آن‌ می‌ترسم بر من گشاده ساز و هر آنچه که ناراحتی آن‌ می‌ترسم از من دور کن و هر آنچه که از بلای آن‌ می‌ترسم از من دور کن.
البته نباید از این نکته غافل شد باید هنگام دعا در حیات اجتماعی امور را به تدبیر الهی محول کرد چرا که:
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
محول کردن امور به تدبیر الهی در دعا از جمله شاخصه‌های دعا و طلب است. یعنی اینکه از خداوند متعال بخواهیم که با تدبیرش ما را بی نیاز کند و با رحمت و حکمت خود امور ما را سرپرستی کند و هیچ یک از کارهایمان را به خودمان واگذار نکند این مطلب را ما از دعای عرفه امام حسین(ع) که‌ می‌فرمایند: الهی، با تدبیرت نسبت به من مرا از تدبیر خودم و از اختیار خودت مرا از اختیار خودم بی نیاز کن. و نیز از مناجات شعبانیه که‌ می‌فرماید: خدایا امور مرا با لطف و مرحمت خود سرپرستی کن. الهام گرفته‌ایم.
انسان در دعا چه چیزی برای خودش طلب کند؟
انسان اختیار دارد هر نوع حاجت شرعی که مباح است برای خودش درخواست نماید لکن درخواست برخی از نعمت‌های خداوند قابل قیاس با نعمت‌های مادی زندگی روزمره انسان نیست و چنان که از سیره اولیاء الله بر‌ می‌آید بهتر است که انسان در دعا آنها را برای خود طلب نماید از جمله این نعمت‌ها‌ می‌توان همنشینی با انبیاء و اولیاء الهی در بهشت ودرخواست وجه الهی نام برد .
توضیح اینکه ظریف‌ترین، بزرگترین و مهمترین دعاها این است که انسان از خداوند متعال نه دنیا را بخواهد و نه بهشت را بلکه درخواست وجه الهی را در دعاها خواستار شود و این موارد را ما از سیره و سنت پیامبر و اهل بیت (ع) گرفته‌ایم. وجه خداوند در نزد عرفا مقامی است مخصوص اولیاء الهی و شهدا و لذا به همین خاطر است که ما در بیانات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی (ره) این مطلب را که از کلام معصوم (ع) اخذ شده است‌ می‌بینیم که‌ می‌فرمایند: « شهید نظر‌ می‌کند به وجه الله»

 

۲-۲-۲-۰۲ چه چیزهایی نباید در دعا از خدا طلب کنیم؟‌

 

 

۲-۲-۲-۲-۰۱ دعا بر خلاف سنت‌های عامه الهی در زندگی و هستی

 

خداوند در سوره هود جریان نوح پیامبر را چنین بیان‌ می‌کند: حضرت نوح(ع) از پروردگار درخواست کرد که شفاعت او را در مورد فرزندش قبول کند و فرزندش را از غرق شدن نجات دهد، بر این اساس که خداوند به او وعده داده بودکه خانواده‌اش‌ را نجات خواهد داد، و خاندان وی در این حادثه از نجات یافتگان خواهد بود، اما خداوند متعال درخواست پیامبر و بنده خود را نپذیرفت. و فرمود ﴿ یا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ﴾ فرمود: اى نوح! او از اهل تو نیست! (هود/۴۶) داستان این ماجرا در قرآن کریم بدین شرح است‌‏ ﴿ وَ نادى نُوحٌ رَبَّهُ فَقالَ رَبِّ إِنَّ ابْنی‏ مِنْ أَهْلی‏ وَ إِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْکَمُ الْحاکِمینَ *هود قالَ یا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْجاهِلینَ *قالَ رَبِّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْئَلَکَ ما لَیْسَ لی‏ بِهِ عِلْمٌ وَ إِلاَّ تَغْفِرْ لی‏ وَ‌ترحَمْنی‏ أَکُنْ مِنَ الْخاسِرینَ﴾ (هود/۴۷-۴۵)
نوح به پروردگارش عرض کرد: پروردگارا! پسرم از خاندان من است و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است و تو از همه حکم‏کنندگان برترى
خداوند فرمود: اى نوح! او از اهل تو نیست! او عمل غیر صالحى است [فرد ناشایسته‏اى است‏! پس، آنچه را از آن آگاه نیستى، از من مخواه! من به تو‌اندرز مى‏دهم تا از جاهلان نباشى!
نوح عرض کرد: پروردگارا! من به تو پناه مى‏برم که از تو چیزى بخواهم که از آن آگاهى ندارم! و اگر مرا نبخشى، و بر من رحم نکنى، از زیانکاران خواهم بود!
حضرت نوح (ع) بر اساس عواطف پدری میل داشت که خانواده‌اش‌ را نجات دهد اما کسی که اهلیت این را ندارد که جزء خانواده او قلمداد شود و دارای عمل غیر صالح است تقاضای نجات برای او از روی عدم آگاهی خلاف است و چون این درخواست از روی عدم شناخت و بر خلاف دستور و حکم الهی بود لذا‌ می‌بینیم که بلافاصله پاسخ نوح (ع) در جواب امر الهی تغییر نموده و آن حضرت به عنوان یک بنده توبه کار فوراً در صدد کسب رضایت الهی برآمد و به خدا پناه برد از این که درخواست چیزی کند که نسبت به آن علم ندارد و از خدا درخواست‌ می‌کند که با رحمت و مغفرت خود او را رستگار کند.
فهم سنت‌های الهی مطلبی است که باید در دعا مد نظر قرار گیرد و دعا نباید این سنت‌ها را بشکند و از آن تجاوز کند. درخواست و دعای بنده باید در چارچوب سنت و قوانین الهی باشد. سنت‌های الهی همواره مجسم کننده اراده تکوینی خداوند متعال‌ می‌باشند. و امر مهم دعا طلب عطوفت اراده الهی است نه شکستن و تجاوز کردن از آن به همین خاطر است که خداوند متعال‌ می‌فرماید: ﴿‌… وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْویلاً﴾ ‌(فاطر/‌۴۳) و هرگز برای سنت خداوند تبدیلی نخواهید یافت.
نظام هستی یک تجسم و تبلور اراده الهی است که جایز نیست امر هستی چیزی غیر از آن باشد و درست نیست که بنده در دعایش خواهان تغییر آن باشد. دعا از درخواست رحمت الهی برای بندگانش است و اراده الهی دائما منطبق با رحمت اوست و درست نیست که بنده خواهان تغییر و تحول آن باشد. از طرفی سنت‌های الهی بیانگر اراده الهی است و اراده الهی بیانگر رحمت و حکمت اوست. به عنوان مثال از جمله سنت‌های الهی، نیاز مردم به یکدیگر در امور دینی ودنیوی است و درست نیست که انسان از خداوند بخواهد که او را از دیگران بی‌نیاز کند و او را محتاج دیگران نکند، این دعایی بر خلاف سنت و اراده خداوند متعال است. (آصفی؛ ۱۳۸۷:۱۸۸ – ۱۸۹)
روایت شده است که: شخصی بنام شعیب از امام صادق (ع) در خواست نمودکه: از خداوند بخواه که مرا از مخلوقاتش بی نیاز کند امام. فرمود: خداوند روزی بعضی از افراد را در دست بعضی دیگر قرار داده است اما از خدا‌ می‌خواهم که احتیاجت به افراد پست و شرور نیفتد. (کلینی؛۱۳۶۲: ۴۳۸- حر عاملی؛۱۱۰۴: ۴/۱۱۷۰، ح ۸۹۴۶) با این فهم از دعا در می‌یابیم که متون اسلامی یک دایره واقعی برای دعا‌ترسیم کرده و دعا را از محدوده‌های خیالی و غیر واقعی خارج نموده است. و این امر بر حقیقت مهمی در راه و روش زندگی انسان مسلمان تأکید‌ می‌کند. پس همان‌گونه که لازم است تلاش و حرکت واقعی انسان و به دور از خیال باشد لازم است که دعایش هم در محدوده این دایره واقعی باشد.
و لذا‌ می‌بینیم که وقتی پیرمردی از اهل شام از امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) سؤال می کند که: کدام دعا از همه گمراه‌تر است؟ حضرت‌ می‌فرمایند: دعا کند به آنچه که وجود ندارد. (مجلسی؛ بی تا: ۹۳/۳۲۵) آنچه که وجود ندارد آن چیزی است که خارج از دایره سنت‌های شناخته شده الهی در زندگی انسان است و فکر کردن و تلاش برای آن واقعی نیست. و باز در مورد دعا کننده از آن حضرت سئوال کردند فرمودند: هر کس بیش از توانش درخواست کند مستحق محرومیت گردد. (مجلسی؛ بی‌تا: ۹۳/۳۲۷، ح ۱۱٫) و بر این باور بودند که درخواست بالاتر از توان این است که درخواستش واقعی نباشد.

 

۲-۲-۲-۲-۰۲ دعا به آنچه که جایز و حلال نیست

 

همانطور که درخواست و دعا به آنچه که وجود ندارد جایز نیست، دعا به آنچه که حلال نیست نیز جایز نیست و هر دو از یک مقوله هستند، اولی خارج شدن در اراده تکوینی الهی است و دومی خروج بر اراده تشریعی الهی. از امیر المومنین‌(ع) روایت شده است که فرمودند: «لا تَسْألْ ما لا یَکُونُ وَ ما لا یَحِلْ» درخواست آن چیزی را که امکان ندارد و حلال نیست نکن. (آصفی؛ ۱۳۸۷:‌۱۹۰)

 

۲-۲-۲-۲-۰۳ آرزوی از بین رفتن نعمت دیگران

 

یکی دیگر از مواردی که در دعا جایز نیست این است که فرد دعا کند که خداوند نعمت را از دیگران زایل و نصیب او کند ﴿ وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلى‏ بَعْضٍ﴾ (نساء/۳۲) برتریهایى را که خداوند براى بعضى از شما بر بعضى دیگر قرار داده آرزو نکنید! (این تفاوتهاى طبیعى و حقوقى، براى حفظ نظام زندگى شما، و بر طبق عدالت است. البته این که انسان نعمتی مانند آنچه نصیب برادر مؤمنش شده بدون زوال آن نعمت از دیگری از خداوند بخواهد اشکالی ندارد، اما اشکال آنجا است که طلب سلب آن نعمت از برادر دینیش نماید. ﴿ وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَهَ الْحَیاهِ الدُّنْیا ﴾ (طه/‌۱۳۱) و هرگز چشمان خود را به نعمتهاى مادّى، که به گروه‏هایى از آنان داده‏ایم، میفکن! اینها شکوفه‏هاى زندگى دنیاست.
خداوند دوست ندارد که بنده‌اش‌ آرزوی انتقال نعمت از دیگران به خودش را داشته باشد زیرا که این یک عمل زشت است که خداوند بر بندگانش نمی‌پسندد این نشانه تنگ نظری و در آرزوهای انسان است و مورد پسند خداوند نیست.
از طرفی چون قدرت خداوند وسیع است و خزانه او بی پایان و تمام نشدنی و ملک او بی‌حد، بنابراین اشکالی ندارد که انسان از خداوند هر چیزی را طلب کند و آرزو کند حتی بهتر از آنچه که به دیگران داده است به او بدهد بدون اینکه آرزو و طلب سلب آن نعمت از دیگری داشته باشد.
در دعا آمده است: خداوندا ما را برگزین و مرا از جهت بهره و نصیب از زمره بهترین بندگان در نزد خودت قرار ده و دارای نزدیک‌ترین جایگاه باشم. همه اینها اشکالی ندارد و خداوند آن را دوست‌ می‌دارد؛ اما این که انسان آرزو کند که خداوند نعمتش را از دیگران بگیرد و به او بدهد. چیزی است که نزد خداوند ناپسند و نا خوشایند است. خداوند احتیاجی به این ندارد که هر گاه نعمتی به کسی بخشد آن را از دیگری بگیرد. (آصفی؛ ۱۳۸۷‌:۱۹۱)

 

۲-۲-۲-۲-۰۴ دعا بر خلاف صلاح و مصلحت انسان

 

از جمله چیزهایی که لازم است انسان آن را از خدا طلب نکند دعا بر خلاف مصلحتش است زیرا انسان به نفع و ضرر خود آگاه نیست و این خداوند است که به آن آگاهی دارد. گاهی خداوند متعال استجابت دعا را با نعمتی دیگر یا دفع بلایی جایگزین‌ می‌کند و یا این که اجابت دعا را به زمانی که اجابت به نفع اوست به تاخیر می‌اندازد.
در دعای افتتاح آمده است که: خداوندا از تو درخواست‌ می‌کنم از روی انس به تو، نه از ‌ترس یا بیم که دلالت دارد بر آنچه که از تو تمنا دارم اگر (خواسته‌ام) دیر برآورده سازی به سبب نادانیم از تو گله‌مند هستم.
شاید آنچه که از آرزوهایم به تاخیر افتاده و دیر آمده به نفعم بوده است و دلیل آن هم علم تو به عاقبت امور‌ می‌باشد، من هیچ مولایی بزرگوارتر و صبورتر از تو نسبت به بنده‌ای پست و بی‌ارزش ندیده‌ام. (قمی؛ بی‌تا: ۳‌-۳۷۲)
بر انسان لازم است که در چنین حالاتی در دعایش خداوند را بخواند و نتیجه کار را به او واگذار کند و هر آنچه را که او مصلحت‌ می‌داند بپذیرد اگر درخواست وی را به تأخیر‌انداخت و یا اینکه درخواستش را نپذیرفت زبان به اعتراض نگشاید. انسان به جهت ناآگاهی خود چیزهایی را از خداوند درخواست‌ می‌کند که شر است و به ضررش‌ می‌باشد. (آصفی؛ ۱۳۸۷: ۱۹۲)
خداوند متعال‌ می‌فرمایند: ﴿ ‌‌وَ یَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَیْرِ وَ کانَ الْإِنْسانُ عَجُولاً﴾ (الاسراء/‌۱۱) انسان (بر اثر شتابزدگى)، بدیها را طلب مى‏کند آن گونه که نیکیها را مى‏طلبد و انسان، همیشه عجول بوده است!
حضرت صالح (ع) خطاب به قوم ثمود‌ می‌فرماید:‌﴿ قالَ یا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّیِّئَهِ قَبْلَ الْحَسَنَهِ…﴾ (النمل/‌۴۶)‌صالح گفت: اى قوم من! چرا براى بدى قبل از نیکى عجله مى‏کنید (و عذاب الهى را مى‏طلبید نه رحمت او را) چرا از خداوند تقاضاى آمرزش نمى‏کنید تا شاید مشمول رحمت (او) شوید؟امام صادق (ع) هم در این باره‌ می‌فرمایند: راه های نجات را بشناس تا از خداوند طلب چیزی نکنی که هلاکت در آن است و تو تصور کنی که مایه نجات توست. (مجلسی؛ بی تا: ۹۳/۳۲۲)

 

۲-۲-۲-۲-۰۵ پناه بردن به خداوند از آزمایش (فتنه)

 

پناه بردن به خدا از آزمایش درست نیست زیرا همسر و فرزندان و مال انسان از وسایل آزمایش او هستند و درست نیست که انسان از دست مال و خانواده‌اش‌ به خدا پناه ببرد بلکه جایز است که انسان از گمراهی‌های آزمایش به خدا پناه ببرد.
امیر المومنین علی‌(ع) در بیانی چنین دارد که: هیچ کدام از شما نگوید: خداوندا از آزمایش به تو پناه‌ می‌برم زیرا خداوند متعال‌ می‌فرماید: ﴿ وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَهٌ﴾ ‌(انفال/۲۸) و بدانید که اموال اولادتان (وسیله‌ی) آزمایش است.
امام موسی‌بن‌جعفر‌(ع) از پدرانشان روایت کرده است که: امیر‌المومنین‌(ع) شنید که مردی‌ می‌گوید: خداوندا از آزمایش به تو پناه‌ می‌برم. امیر المومنین فرمودند:‌ می‌بینم که به خدا از مال و فرزندت پناه‌ می‌بری خداوند متعال‌ می‌فرماید:
﴿ إِنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَهٌ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظیمٌ﴾ (التغابن/‌۱۵) اموال و فرزندانتان فقط وسیله آزمایش شما هستند و خداست که پاداش عظیم نزد اوست

 

۲-۲-۲-۲-۰۶ نفرین بر مؤمنان

 

یکی دیگر از چیزهایی که در دعا کردن جایز نیست، نفرین بر مؤمنان است:
از جمله اهداف مهم در زندگی امت اسلامی استحکام ارتباطات در درون خانوادگی برادران ایمانی و زدودن کدورت‌های زندگی دنیایی است. و دعا از عوامل پاک گشتن این ارتباط است که در میدان زندگی بروز‌ می‌کند اما موارد خلاف این معنا که سبب ثبوت حالات منفی در روابط مؤمنین‌ می‌شود همان چیزی است که خداوند دعا کردن درباره آن را دوست ندارد. خداوند متعال دعاهای مؤمنان در حق یکدیگر در نهان و آشکار و همچنین مقدم داشتن دیگران بر خود در دعا و مقدم کردن نیازها و نام بردن آنها را دوست‌ می‌دارد. خداوند دعا در زمینه زایل شدن نعمت از برادر دینی را دوست نمی‌دارد و همچنین دوست ندارد که انسان در دعا برادر مؤمنش را نفرین کند هر چند که ظلم یا آزاری به او رسانده باشد (البته تا زمانی که برادر ایمانی او باشد و با ظلم از محدوده برادری ایمانی خارج نشود) و همچنین دوست ندارد که بندگانش در برابر او از یکدیگر بدگویی کنند. (آصفی؛ ۱۳۸۷: ۱۹۴)
هشام بن سالم نقل‌ می‌کند که: شنیدم اباعبدالله (ع)‌ می‌فرمود: بنده مظلوم‌ می‌باشد اما آن قدر نفرین ‌می‌کند تا ظالم‌ می‌شود. (کلینی؛ ۱۳۶۲: ۴۳۸- صدوق؛ ۳۸۱ق: ۴۱ – حر عاملی؛ بی‌تا: ۴/۱۱۶۴، ‌ح‌۸۹۲۶٫)
از علی‌بن‌حسین‌(ع) نقل شده است که فرمودند: زمانی که فرشتگان‌ می‌شنوند که فردی مؤمن به بدی از برادرش یاد‌ می‌کند و او را نفرین‌ می‌کند، به او‌ می‌گویند: تو برادر بدی برای برادرت هستی. از گناهان و آبروی او دست بکش و به خودت بپرداز، و سپاس‌ می‌گوییم خدایی را که بر تو پرده پوشاند و بدان که خداوند متعال به بنده‌اش‌ آگاهتر از تو‌ می‌باشد. (کلینی؛‌۱۳۶۲: ۵۳۵- حر عاملی؛ بی‌تا: ۴/۱۱۶۴، ‌ح ۸۹۲۷٫)
خداوند متعال آرام بخش است و آرامش به او باز‌ می‌گردد و آرامش از جانب اوست و محضر او محضر سلام است زمانی که در پیشگاه او با قلب‌هایی از آرامش‌ می‌ایستیم برای یکدیگر دعا‌ می‌کنیم و خداوند دوست دارد که برای دیگران طلب رحمت کنیم و دیگران را در رسیدن به رحمت الهی بر خود مقدم داریم طلب نزول رحمت الهی کنیم تا شامل حال همه ما شود.
اگر در خلاف این جهت هم در برابر خداوند با قلب‌هایی پر از کینه و حسادت و خالی از عشق و محبت و آرامش بایستیم و شکایات و اختلافات میان خود را بر خدا عرضه بداریم و بر یکدیگر تجاوز نمائیم رحمت الهی از همگی ما قطع خواهد شد و این رحمت الهی که تمامی مخلوقات را در عالم در بر‌گرفته است بر ما نازل نخواهد شد و اعمال و دعاها و قلب‌هایمان به سوی خدا اوج نخواهد گرفت. پس قلب‌های دوستدار هم، سبب نزول رحمت الهی و دفع بلا و عقوبت از مؤمنان خواهد شد و قلب‌های مخالف هم و دشمن یکدیگر از میان مؤمنان سبب سلب رحمت الهی از آنها و نزول بلا و عقوبت بر آنها خواهد شد.‌(آصفی؛‌۱۳۸۷:‌۱۹۴ – ۱۹۶)
جمیل بن دراج از امام صادق‌(ع) روایت‌ می‌کند که فرمودند: از جمله فضایل انسان نزد خداوند محبتش نسبت به برادرانش است هر کس را که محبتش نسبت به برادرانش نشان دهد، خداوند او را دوست‌ می‌دارد و خداوند هر کس را دوست بدارد پاداشش را به طور کامل در روز قیامت به او‌ می‌دهد. (صدوق؛‌۳۸۱ق: ۴۸- مجلسی؛ بی‌تا: ۷۴/۳۹۷٫)
از رسول اکرم (ص) روایت شده است که فرمودند: امت من همواره بر خیر هستند مادام که یکدیگر را دوست داشته باشند و امانت‌داری را رعایت کنند و زکات مال را پرداخت نمایند. (حلی؛ ۸۴۱ق: ۱۳۵- مجلسی؛ بی‌تا: ۷۴/۴۰۰٫)

 

فصل سوّم

 

 

نگاهی به اوضاع سیاسی، اجتماعی و ادبی عصر عباسی اول

 

فصل سوم
نگاهی به اوضاع سیاسی، اجتماعی و ادبی عصر عباسی اول

 

۳- ۱‌۰ آغاز تاریخ عصر‌عباسی‌

 

عصر عباسی که خود به دوره‌های کوچکتری تقسیم‌ می‌شود از سال ۱۳۲ هجری با به قدرت رسیدن ابو‌العباس‌سفاح آغاز و به سال ۶۵۶ هجری که بغداد به تصرف هلاکو و مغولان درآمد منتهی‌ می‌شود. (رادمنش؛۱۳۸۷:‌۱۴)

 

۳- ۲‌۰ چگونگی به قدرت رسیدن بنی‌العباس‌

 

ضعف بنی‌امیه در اداره امور، فشار آنان بر شیعیان و مسلمانان غیر‌عرب و فساد دستگاه حاکم از اصلی‌ترین عوامل سقوط بنی‌امیه و به قدرت رسیدن بنی‌عباس به شمار‌ می‌رود.(همان)
مجموع بدعت‌ها و انحراف‌هایی که خلفای اموی در دین، حکومت و کشورداری به وجود آورده بودند، باعث شد تا دست به دست هم بدهد و خشم و نفرت مردم را برانگیزاند و به قیام مسلمانان و انقراض آنان بیانجامد را‌ می‌توان چنین خلاصه کرد:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *