در جمع بندی می توان گفت: اگرچه مسئولیت اجتماعی سازمان ها دارای لیست رو به رشدی در دهه 1990 بوده است، اما این موضوع پدیده نوینی نیست و در واقع ریشه هایش به زمان های گذشته باز می گردد (امیدوار،1389).
سیر تحول و تطور رویکرد مسئولیت اجتماعی در مدیریت را در سه مرحله تاریخی می توان مورد مطالعه قرار داد:
1- از سال 1800 تا 1930
دیدگاه حاکم در این دوره این بوده که مؤسسات و بنگاه های اقتصادی و بازرگانی تنها، مسئول تأمین منافع و کسب حداکثر سود برای خود هستند.
2- از سال 1930 تا 1960
در نتیجه استثمار کارگران و نادیده گرفتن حقوق انسانی آن ها در این دوره حرکت بسیار مهمی شکل می گیرد. نیروی کار پراکنده برای اینکه در برابر عامل سرمایه و مالکان صنایع بیش از پیش آسیب نبینند، تشکیل یافته و اتحادیه های کارگری را به وجود آوردند.
از سال 1960 تا کنون
در این دوره جوامع بیش از پیش متوجه اثرات زیست محیطی، بنگاه های اقتصادی و صنایع غول پیکر می شوند و در نتیجه، این نگرش به وجود می آید که چون جامعه به مؤسسات اجازه فعالیت و رشد داده است و سازمان های مزبور از منابع کمیاب همین مردم استفاده می کنند و جامعه محیط مناسبی برای تحصیل سود آن ها به وجود آورده است، بنابراین مؤسسات باید خدمت گذار عموم باشند و جامعه حق دارد به خاطر رفاه عموم، آن ها را کنترل کند. در این دوره است که رویکردی تحت عناوین نظریه عمومی مسئولیت اجتماعی و یا نظریه کیفیت زندگی در عرصه مدیریت شکل می گیرد و این نگرش به وجود می آید که سازمان ها نه تنها مسئول تأمین منافع خود و کارکنان و افراد ذیربط در سازمان هستند، بلکه یک مسئولیت عمومی نیز دارند و آن، رعایت هنجارها و ارزش های اجتماعی و تأمین منافع جامعه است (رسولی1389).
تاریخچه مسئولیت اجتماعی در ایران:
در ایران نیز مسئولیت اجتماعی شرکت ها در قالب مفاهیمی چون وقف و وام های قرض الحسنه نمود یافته است. البته وقف به عنوان سنت ملی اسلامی عمدتاً محدود به ساخت مدرسه و یا مسجد میشده است و تجار وصاحبان صنایع در ساخت و تأمین هزینه های این اماکن مشارکت داشته اند.
با توجه به اینکه فضای صنعتی در ایران در دهه اول سال های 1300 به آرامی شکل گرفت و تعداد کارگران صنعتی در اندازه های صنعتی در اندازه های بزرگی نبود، اغلب صاحبان صنایع با افراد جامعه و کارکنان خود دارای روابط اجتماعی گسترده ای بودند و نقش پررنگ مذهب و سنت باعث می شد مشارکت های اجتماعی گسترده ای داشته باشند. اما مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکت ها در سال های اخیر توسط صاحبان صنایع و بخش خصوصی، سازمان های غیر دولتی، روشنفکران و دانشگاهیان مطرح شده است. برگزاری اولین کنفرانس مسئولیت اجتماعی شرکت ها توسط برخی تشکل های صنعتی چون اتاق بازرگانی، کنفدراسیون صنعت، برخی از شرکت های خصوصی و سازمان های غیر دولتی، نقطه آغازی در زمینه مطرح کردن مفهوم و ادبیات این موضوع در ایران است. همچنین شدت یافتن فضای رقابتی برای برخی صاحبان صنایع باعث شده که بسیاری از سازمان های ایرانی در فرایندهای مدیریتی خود به این مفهوم توجه کنند. با پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی، سازمان های ایرانی باید دارای اصول اخلاقی مشخص و مدون شده ای برای خود باشند تا بتوانند در فضای تجارت جهانی فعالیت کنند (امیدوار،1389).
تعریف مسئولیت اجتماعی
مسئولیت اجتماعی سازمان، مفهومی است که سازمان ها آن را مورد توجه قرار داده و مصلحت و منافع جامعه را از طریق مسئولیت پذیری در برابر اثراتی که فعالیت هایشان بر مصرف کنندگان، عرضه کنندگان، کارمندان، سهام داران،جامعه و محیط در همه فضای عملیاتی می گذارد، تحت تأثیر قرار می دهند. این تعهد به نظر می رسد که فراتر از الزامات قانونی برای پیروی کردن از مقررات باشد و سازمان ها به طور داوطلبانه گام های آینده را در جهت بهبود کیفیت زندگی کارکنان و خانواده هایشان به خوبی در حیطه جامعه محلی و جوامع وسیع تر بردارند (چاوش باشی،1389)*. پیچیدگی عوامل و متغیرهای تأثیرگذار بر پدیده هایی که به نوعی به اجتماع باز می گردند، ارائه تعریف واحدی از آن ها را غیر ممکن ساخته است. مسئولیت اجتماعی نیز از این امر مستثنی نیست، در ادامه تعاریف موجود از مسئولیت اجتماعی ارائه می شود:
گریفن و بارنی در کتاب خود، مسئولیت اجتماعی را اینگونه زیر تعریف کرده اند: «مسئولیت اجتماعی، مجموعه وظایف و تعهداتی است که سازمان باید در جهت حفظ، مراقبت و کمک به جامعه ای که در آن فعالیت می کند، انجام دهد» (رسولی ،1389؛نیکومرام و فیض آبادی،1389؛ بارنی،1992). سرتو و گراف مسئولیت اجتماعی سازمان را «تعهد و تکلیف مدیریت برای اقداماتی که هم موجب حمایت و بهبود رفاه جامعه به طور کلی می شود و هم منافع سازمان را در بردارد» تعریف کرده اند (سرتو،2008؛ امینی،1387؛ صالحی امیری و مطهری نژاد، 1389؛نیکومرام،1389). از نظر رابینز و کولتر، مسئولیت اجتماعی به تعهد یک سازمان به پیگیری هدف های بلند مدتی که برای جامعه خوب هستند، در ورای آنچه که از لحاظ قانونی و اقتصادی مقرر است، اطلاق می شود (ایران نژاد پاریزی،1389و روبینس،2002).
رابینسون: مسئولیت اجتماعی یکی از وظایف و تعهدات سازمان در جهت منتفع ساختن جامعه است؛ به نحوی که هدف اولیه سازمان یعنی به حداکثر رساندن سود را صورتی متعالی بخشد (رسولی،1389؛ عراقی و مهرانگیز 1383). دیویس درباره مسئولیت اجتماعی معتقد است: «مسئولیت اجتماعی یعنی نوعی احساس تعهد به وسیله مدیران سازمان های تجاری بخش خصوصی که آن گونه تصمیم گیری کنند که در کنار کسب سود برای مؤسسه، سطح رفاه کل جامعه نیز بهبود یابد» (رسولی،1389؛ عراقی و مهرانگیز 1383). سترو و داگلاس در کتاب تجارت می گویند: «مسئولیت اجتماعی از تعهدات مدیریت است که علاوه بر حفظ و گسترش منافع سازمان، در جهت رفاه عمومی جامعه نیز انجام می گیرد» (عراقی،1383؛شیخیان عزیزی و باقری،1389؛قاهری،1389).
ایران نژاد پاریزی در مورد مسئولیت اجتماعی می گوید: «مسئولیت اجتماعی، تعهد تصمیم گیران برای اقداماتی است که به طور کلی علاوه بر تأمین منابع خودشان، موجبات بهبود رفاه جامعه را نیز فراهم می آورد» (ایران نژاد پاریزی،1389).
انجمن کیفیت آمریکا ( ASQ) ، «مسئولیت اجتماعی» را به عنوان رفتار و مشارکت تجاری مردم و سازمان ها از نظر اخلاقی با درنظر گرفتن جامعه، فرهنگ و اقتصاد تعریف نموده و آن را تلاشی می داند که افراد، سازمان ها
کنفرانس توسعه و تجارت سازمان ملل (UNCTAD) مسئولیت اجتماعی شرکت ها را چنین تعریف می کند:
مسئولیت اجتماعی شرکت ها در پی این است که شرکت ها تا چه اندازه با اهداف و نیازهای جامعه در ارتباط هستند و چقدر روی اهداف و نیاز های جامعه تأثیر می گذارند. تمامی گروه های اجتماعی مایلند کارکرد و نقش معینی را اعمال کنند یا بتوانند به مرور زمان باعث تحول جامعه شوند (چاوش باشی،1389).
ابعاد مسئولیت اجتماعی:
کارول، در مطالعه ای با عنوان «هرم مسئولیت اجتماعی بنگاه»، برای هر بنگاه چهار دسته مسئولیت اجتماعی قائل شده است. به تعبیر دیگر، او مسئولیت اجتماعی را برآیند چهار مؤلفه زیر می داند:
1- اقتصادی؛
2- رعایت قوانین و مقررات عمومی؛
3- رعایت اخلاق کسب و کار؛