2- تفسیر نشانهها: مرحله دوم تفسیر نشانهها ممکن است شامل اسناد نیت و اسناد های علی باشد. اسناد های علی به تعیین هدفها و انتخابها کمک میکند و اسناد نیت به معنی درک هدفمندی در انجام قصد ونیت است (برنت،1995). در دهه گذشته افرادی بودند که به مطالعه سازگاری اجتماعی پرداختند و به این نتیجه رسیدند که تفاوتهای فردی در رفتار اجتماعی کودکان ممکن است به تفاوت های آنها در اسناد نیت مربوط باشد.
3- تعیین هدف: در مرحله سوم از پردازش اطلاعات اجتماعی، کودک به  تدوین یا روشن کردن هدفها مبادرت میورزد.
4- دستیابی یا ساخت پاسخ: در مرحله چهارم کودک پاسخهای رفتاری قابل دسترس در حافظه بلند مدت را فرا میخواند.
5- تصمیم گیری در مورد پاسخ یا انتخاب آن: در مرحله پنجم از پردازش اطلاعات اجتماعی، کودک باید پاسخهای موجود را ارزیابی کند و یکی از آنها را جهت ارائه به موقعیت انتخاب کند. در ارزیابی پاسخهای ممکن موقعیت اجتماعی، محتوای پاسخ، انتظار درباره پیامدها و میزان اعتماد فرد به توانایی خود، ادراک و خود کار آمدی نقش دارد. بررسی ارتباط میان خود کارآمدی و سازگاری اجتماعی با این فرض همراه است که کودکان با مشکلات اجتماعی به این دلیل که فاقد احساس خود کار آمدی دررابطه با انجام رفتارهای مناسب و مورد نیاز میباشند، قادر به انجام این رفتارها نمیباشند (ویلر ولاد١٩٨٢). همچنین کودکان پرخاشگر، ممکن است در مورد دوری کردن از موقعیتهای تحریک کننده فاقد احساس خودکار آمدی باشند (کریک داج،1994).
6- اقدام به عمل: در مرحله ششم، کودک پس از ارزیابی پاسخهای مختلف به یک موقعیت اجتماعی ویژه دست به گزینش میزند و پاسخی را که مثبت ارزیابی کرده است، اجرا میکند. پژوهشهای زیادی نشان میدهد، دانش آموزان مبتلا به نارساییهای ویژه یادگیری درمقایسه با همسالان طبیعی شان از محبوبیت کمتری برخوردارند و به همین دلیل درمعرض مشکلات اجتماعی قرار دارند. علاوه بر این معلمان هم به این نتیجه رسیدند که آنها مسایل رفتاری بیشتری از خود نشان میدهند و نمیتوانند خود را با دستور العمل های موجود در کلاس عادی تطبیق دهند (هالاهان و کافمن،ترجه ماهر،1378). بنا به نظر کراوتز و همکاران در سال ١٩٩٩ ادراک بین فردی کودکان مبتلا به نارساییهای ویژه یادگیری بسیار خودمدارانه است و کمتر از دیدگاه اطرافیان تأثیر میپذیرد و بروز برخی رفتارهای نامناسب توسط آنها به دلیل فقدان درک دیدگاه دیگران است در حالیکه منابع قدرت مانند والدین و معلمان این گونه رفتارها را نافرمانی عمدی تلقی کرده وسریعًا آن را منع می کنند.
اجزای مهارت های اجتماعی
اجزای مهارت های اجتماعی را فرایندهای واحدی نظیر نگاه، تکان دادن سر، یا رفتارهایی در روابط اجتماعی مانند سلام و خداحافظی تشکیل می دهند فرایندهای اجتماعی به توانایی فرد در ایجاد رفتار ماهرانه بر اساس قواعد و اهداف مربوطه و در پاسخ به باز خورد های اجتماعی اشاره دارد.این تمایز نیاز فرد را به نظارت بر موقعیت ها و تغییر رفتار در برابر واکنش سایر افراد می سنجند. ایسلر و فردریکسن  (1980) به نقل از کارتلج و میلبرن (1985) مهارت های اجتماعی را هم دارای جنبه های مشهود و هم دارای عناصر شناختی نا مشهود می دانند. عناصر شناختی نامشهود افکار و تصمیماتی است که باید در ارتباطات متقابل بعدی گرفته شود یا انجام گیرد این عناصر همچنین مقاصد و بینش فر دیگری را شامل می شود که واکنش در برابر آن احتمالا ً بر اندیشه های طرف مقابل تأثیر می گذارد. رشا و آشر (1991) به نقل قول از دهقان (1385) مهارت های اجتماعی را شامل رفتار های دانسته اند که در رتعامل موفق و مناسب با دیگران به کار می رود واین مهارت ها با داشتن پایه و شناخت اجتماعی از قبیل ادراک اجتماعی و استدلال ظهور می یابد. (مورگان،  1980، به نقل از کارتلج و میلبرن ، 1985) به نکته اشاره دارد که مهارت های اجتماعی نه تنها امکان شروع و تداوم روابط متقابل و مثبت را با دیگران فراهم می آورد بلکه توانایی نیل به اهداف ارتباط را نیز در شخص ایجاد می کند. لیبرمن  (1989) کنش متقابل اجتماعی را به یک فرآیند مرحله ای که هر مرحله نیازمند یک مجموعه از مهارت های متفاوتی است، تجزیه نموده اند، مرحله اول ارتباط، نیازمند مهارت گیرندگی است که شامل مهارت هایی است که شامل مهارت هایی است که برای توجه کردن و درک درست اطلاعات اجتماعی متناسب که در موقعیت ها وجود دارد لازم می باشد، چون متناسب بودن رفتار میان فردی وابسته به موقعیت هاست، اتفاق رفتار اجتماعی درست بستگی زیادی به شناخت صحیح نشانه های میان فردی و محیطی دارد، که ما را به پاسخ های مؤثر رهمنمون می شوند. مثال های مهارت های گیرندگی شامل شناخت متناسب اشخاصی است که با آن ها تعامل می کنیم. شناخت صحیح احساسات و امیالی که دیگران بیان می کنند.  در واقع شنیدن صحیحآنچه دیگران بیان می کنند و دانشتن اهداف شخصی فردی که با ما تعامل می نماید، می باشد. (ده بزرگی، 1385)در مرحله بعدی ما نیازمند مهارت های پردازشی می باشیم. برای موفق شدن در رویارویی میان فردی، نیازمند به این هستیم که بدانیم می خواهیم چه چیزی را به دست آوریم و چگونه می توانیم به بهترین وجه آن را کسب کنیم. انتخاب مهارت هایی که برای کسب اهداف نزدیک مؤترند هست مستلزم توانایی حل مشکل به شیوه منظم و سازمان یافته می باشد. بعد از درک صحیح اطلاعات اجتماعی متناسب با موقعیت (مهارت های گیرندگی) و شناخت مهارت های لازم برای تعامل (مهارت های پردازش) میبایستی مهارت ها را به طرز شایسته ای برای تکمیل موفقیت آمیز مبادله های میان فردی به اجرا در آورد.این مرحله سوم از ارتباط، مستلزم مهارت های فرستندگی رفتارهای واقعی درگیر در تبادل اجتماعی می باشد. مهارت های فرستندگی شامل محتوای کلامی یا آنچه که بیان می شود و همینکه چگونه پیام با دیگران ارتباط پیدا می کند، می باشد.ارتباط خوب مستلزم درک صحیح اجتماعی (مهارت های گیرندگی) و توانایی برنامه ریزی شناختی (مهارت های پردازش) قبل از دادن یک پاسخ (رفتار مؤثر مهارت فرستندگی) می باشند در مجموع هارجی و همکاران (1994) بر این نکات تأکید دارند:
1- نخست این که رفتارهای اجتماعی هدفمندند. ما از این رفتارها برای کسب نتایج مطلوب استفاده می کنیم و بنابراین بر خلاف سایر رفتاره که اتفاقی یا غیر تعمدی هستند. مهارت های اجتماعی هدف دارند. 
2- دومین ویژگی رفتارهای اجتماعی ماهرانه، به هم مرتبط بودن این توانایی هاست. یعنی آنان رفتارهای متفاوتی هستند که به منظور هدف ویژه مورد استفاده قرار می گیرن و ما به طور همزمان از آن ها استفاده می کنیم. 
3- سومین ویژگی مهارت های اجتماعی متناسب بودن آن با وضعیت است. فردی از لحاظ اجتماعی ماهر است که بتواند رفتارهایش را متناسب با انتظارات دیگران تغییر دهد. به این ترتیب داشتن ارتباط ماهرانه بستگی به استفاده صحیح (از لحاظ بافتی) و تسهیل کننده (از نظر رفتاری) از شیوه های برقراری ارتباط مناسب کار آمد با دیگران دارد. 
4- چهارمین ویژگی مهارت های اجتماعی این است که این مهارت ها در واقع واحدهای رفتاری مجزا هستند. فردی که از لحاظ اجتماعی مهارت دارئ قادر است رفتارهای مختلف و مناسبی داشته باشد. این توانایی های اجتماعی را در قالب عملکرد، رفتاری پی ریزی می کنند. این نکته یکی از ویژگی های بارز ارتباط اجتماعی ماهرانه است.
مهارت های اجتماعی، آموختنی است. در حال حاضر تمامی محققان اختلاف نظر دارند که اکثر رفتارهای اجتماعی آموختنی هستند. 
5-آخرین مورد از ویژگی های مهارت های اجتماعی این است که افراد بر این مهارت ها کنترل شناختی دارند. بنابراین کسی که از لحاظ اجتماعی کمبود مهارت دارد، ممکن است عناصر اصلی مهارت اجتماعی را فرا گرفته باشد اما از فرآیندهای فکری لازم برای استفاده از این عناصر در تعاملات خود بی بهره باشد. 
2-2- مبانی تجربی پژوهش
2-2-1- تحقیقات داخلی
درکشور ما در زمینه اثربخشی آموزش دیداری شنیداری بر مهارت های اجتماعی به طور اختصاصی تحقیقات چندانی صورت نگرفته است دراینجا چند نمونه ازپژوهش هایی راذکر می کنیم که در زمینه دیداری شنیداری درتدریس دروس دیگرومقاطع دیگر انجام شده است:
*آقایی،آزاده(1388). در پژوهشی به بررسی تأثیر قصه گویی بر مهارت های اجتماعی و رابطه کودک با والد کودکان پیش دبستانی دختر و پسر شهر تهران پرداخته اند. جامعه ی آماری آنها در این مطالعه شامل 2050 دانش آموزان پیش دبستانی در شهر تهران بود. آنان در این مطالعه دو مدرسه را به شیوه ی نمونه گیری در دسترس از بین 88 مدرسه ی موجود انتخاب کردند. تعداد دانش آموزان این دو آموزشگاه در مجموع 240 نفر بود که 61 نفر از آنان انتخاب و در دو گروه آزمایش (30 نفر) و گروه کنترل (31 نفر) تحت مطالعه قرار گرفتند. این مداخله به مدت 8 جلسه ی آموزشی و با استفاده از داستان های اجتماعی با محتوای مربوط به مهارت های اجتماعی صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که قصه گویی برای افزایش سطح مهارت ها اجتماعی، شایستگی اجتماعی، و تعامل با همسالان مؤثر اس*ملکیان،فرامرز ، الیاسی ،جلیل(1390) .در مطالعه ای به بررسی تأثیر آموزشی به شیوه ی قصه گویی خلاق بر مهارت های اجتماعی کودکان پرداختند. نتایج پژوهش آنها که به شیوه ی شبه آزمایشی بدون گروه کنترل انجام گرفت در یک بازه ی زمانی 3 ماهه و با استفاده از مقیاس مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت نشان داد که قصه گویی خلاق سبب ارتقاء سطح مهارت های اجتماعی کودکان و سه خرده مقیاس آن (همکاری، جرأت ورزی و خویشتن داری) گردیده است.
*قاسم تبار وهمکاران(1391). در پژوهشی که به منظور تعیین اثربخشی نمایش خلاق بر تحول اجتماعی کودکان پیش دبستانی انجام دادند . با استفاده از روش نمونه برداری خوشه ای چندمرحله ای، از بین کودکان 6-5 ساله منطقه 3 تهران، 30 کودک (16 دختر، 14 پسر) انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه مداخله (15 نفر) و کنترل (15 نفر) تقسیم کردند. گروه مداخله طی پنج هفته (دو جلسه یک ساعته در هفته) در فعالیت های نمایش خلاق شرکت داده شد. تحول اجتماعی دو گروه در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری (بعد از گذشت دو ماه از مداخله گری) با استفاده از مقیاس رشد اجتماعی واینلند (1984) اندازه گیری شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان دادند که نمایش خلاق، تحول اجتماعی کودکان را به طور معناداری افزایش داد. همچنین، نتایج آزمون t نشان دادند که تاثیر مداخله تا مرحله پیگیری دوام نیافت. چگونگی تاثیر فعالیت های نمایش خلاق بر تحول اجتماعی کودکان مورد بحث قرار گرفت.
*(عسکری1392).در پژوهشی باعنوان تعیین اثربخشی نمایش خلاق بررشد مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی به این نتایج دست یافت که: مهارت های اجتماعی کودکانی که نمایش خلاق اجرا کرده اند به طور معناداری بیشتر از مهارت های اجتماعی کودکانی است که تحت اجرای نمایش خلاق قرارنگرفته اند . نمایش خلاق بر رشد مهارت های اجتماعی در طول زمان از پایداری مناسبی برخوردار است. در واقع این نمایش یک روند گروهی کار با کودک است که در آن با توجه به توانایی ها و نیازهای کودکان و باکمک خودشان مفهومی را در قالب نمایش و به صورت کاملا غیر مستقیم آموزش می دهد .
*(لنگرودی وهمکاران1392). پزوهشی با هدف بررسی تعیین برنامه ی درسی قصه گویی و نمایش خلاق بر خلاقیت وعملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی شهر نجف آباد درسال تحصیلی (91-90) انجام دادند. روش پژوهش مورد استفاده در این پژوهش،روش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری مورد مطالعه ،کلیه دانش آموزان دختر پایه پنجم مقطع ابتدایی شهر نجف آباد،در سال تحصیلی 91-90،بود. که تعداد آنها به 1930می رسد.با استفاده از شیوه نمونه گیری خوشه ای از بین کلیه مدارس ابتدایی شهرستان نجف آباد یک مدرسه انتخاب و تمامی دانش آموزان پایه پنجم مشتمل بر 70 نفر (35 نفر گروه آزمایش،35 نفر گروه کنترل)برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند.به دانش آموزان گروه آزمایش در کنار برنامه دروس دیگر،برنامه درس قصه گویی و نمایش خلاق ارائه شد و به دانش آموزان گروه کنترل هیچ گونه برنامه آموزشی اضافی ارائه نشد. خلاقیت و عملکرد تحصیلی هر گروه یکبار قبل و یکبار بعد از اجرای آزمایش مورد سنجش قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که اجرای برنامه درسی قصه گویی و نمایش خلاق بر خلاقیت و عملکرد تحصیلی، نمره سیالی، نمره بسط،نمره ابتکار و نمره انعطاف پذیری دانش آموزان دختر پایه پنجم تاثیر مثبت داشته و در همه موارد افزایش معنی داری را نشان داده است.(p<0>*(ژارمن، عباس زاده1392). در پی بررسی نقش چند فرهنگی بودن دانش آموزان بر آموزش و یادگیری درس هدیه های آسمانی به روش تدریس توأم شعر و نمایش خلاق از نظر معلمان ابتدایی ناحیه 2 ارومیه در سال تحصیلی 92-1391 بودند. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین آموزش و یادگیی درس هدیه های آسمانی با چند فرهنگی بودن دانش آموزان و استفاده از روش تدریس توأم با شهر و تدریس توأم با نمایش خلاق در سطح آماری 1 درصد ارتباط معنادار وجود دارد. نتیجه تحلیل رگرسیون نشان داد که چند فرهنگی بودن دانش آموزان و استفاده از روش تدریس توأم با شعر و تدریس توأم با نمایش خلاق 88/6 درصد بر آموزش و یادگیری دانش آموزان تأثیر مثبت و معناداری دارد و چند فرهنگی بودن دانش آموزان 77/3 درصد، تدریس توأم با شعر 81/6 درصد و تدریس توأم با نمایش خلاق 83/7 درصد بر آموزش و یادگیری دانش آموزان ابتدایی در درس هدیه های آسمانی تأثیر می گذارند. 
*(گرامی پور،عباس1392). به منظور بررسی تاثیر نمایش خلاق بر رشد مهارت های حل مسئله در دختران پیش دبستانی(6 ساله) استان تهران پژوهشی انجام دادند. روش پژوهش، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون _ پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری،کلیه کودکان دختر(6 سال) دوره پیش از دبستان مراکز پیش دبستانی استان تهران است که از بین آن ها 60 نفر به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای، در دو گروه کنترل و آزمایش جای گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که اجرای فعالیت های نمایش خلاق بر تمام مهارت های یادآوری، سازمان دهی، تحلیل، تولید و ارزشیابی و به طور کلی بر مهارت های حل مسئله، با بیش از 95 درصد اطمینان، تاثیر مثبت و معنی داری داشته است. 
*( حاجیان،امین1391). در پژوهش که با عنوان بررسی کاربرد تئاتر پدافوژیک بر روی هوش هیجانی کودکان پیش دبستانی ودبستانی انجام دادند با این یافته ها دست پیدا کردند که نمایش از جمله بازی هایی است که به دلیل خصوصیت و ویژ گی های خاص خود هم جنبه ی فیزیکی هم جنبه روحی–روانی کودک در آن رشد کرده و کودک را برای مقابله با مشکلات زندگی آماده می نماید . پژوهشگر با هدف شناخت و معرفی نیازهای ضروری کودک و براساس این نیازها، مکاشفه ی روش های نوین جهت ارائه ی روشی از شیوه های تئاتر کاربردی، ضمن معرفی هوش هیجانی به عنوان یکی از مباحث روان شناسی و نیز بیان ویژگی ها و اهداف آموزش و پرورش، تئاتر کاربردی را معرفی و ویژگی ها و خصوصیات و ضروریات آن را بررسی و اثر آن را بر هوش هیجانی ارزیابی نموده است و نتیجه گرفته است که تئاتر تربیتی می تواند باعث ارتقاء هوش هیجانی کودکان شده، آن ها را قادر خواهد ساخت ضمن شناخت خود، سازگارانه رابطه موثری با دیگران برقرار کند.
2-2-2- تحقیقات خـارجی
*هالفنز (2012). در مطالعه ای به بررسی اثر آموزش شنیداری به روش چند حسی بر واکنش های مثبت اجتماعی کودکان با معلولیت های عمیق پرداخت. داستان گویی به شیوه ی چندحسی شیوه ای است که در آن یک داستان شخصی بیان می شود و بچه ها با تحریک حسی به جستجو و کشف اشیایی که متعلق به داستان هستند تشویق می شوند. این عمل به منظور بالا بردن سطح واکنش آنها به قصه (اشیاء) و قصه گو صورت می گیرد. نمونه ی مورد مطالعه در این پژوهش شامل دو گروه آزمایش (34 نفر) و کنترل (20 نفر) بود. نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش به روش مذکور بر واکنش های مثبت اجتماعی دانش آموزان تأثیر مثبت داشته و این نتایج بیانگر یک روش امید بخش برای کودکان و بزرگسالان معلول است.
*گونگور (2008) در مطالعه ای اثر درام در استفاده از استراتژی های درک مطلب خواندن و نگرش آنها نسبت به مطالعه را انجام داد.هدف از این پژوهش به منظور بررسی اثر روش های نمایشی و سنتی در استفاده از استراتژی های خواندن، نگرش نسبت به خواندن و درک روش درام در دانش آموزان مدارس ابتدایی بود. روش نیمه تجربی با طرح پیش آموزان و پس آزمون با دو گروه کنترل و گواه در مدرسه ابتدایی در شهر ازمیر ترکیه بودند. تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان داد که با توجه به استفاده از استراتژی های خواندن روش نمایشی مؤثرتر از روش سنتی است ولی تفاوت معنا داری بین دو گروه از نظر نگرش نسبت به خواندن وجود نداشت. همچنین نتایج نشان داد که گروه آزمایش ادراک مثبت تری از روش نمایشی نسبت به گروه گواه داشتند.