3-7- طراحی آزمایشات تاگوچی
طراحی آزمایشها شامل یک آزمایش یا یکسری از آزمایش هایی میشوند که به طور آگاهانه در متغیر های ورودی فرآیند تغیراتی ایجاد میگردد تا از این طریق میزان تغییرات حاصل در پاسخ خروجی فرآیند مشاهده و شناسایی شود. همانگونه که در شکل زیر نشان داده شده است. فرآیند را میتوان ترکیبی از دستگاهها، روشها و افراد تصویر نمود که مواد ورودی را به یک محصول خروجی تبدیل میکنند این محصول خروجی دارای کمی یا چند مشخصه کیفی یا پاسخهای قابل مشاهده است. بعضی از این متغیرها قابل کنترل و غیر قابل کنترل میباشند.
اهداف یک آزمایش ممکن است شامل موارد زیر گردد:
تعیین مقادیر متغیر هایی که بیشترین اثر را بر روی پاسخ دارند به گونه ای که پاسخ به مقدار اسمی خود نزدیک باشد.
تعیین مقادیر متغیرهایی که بیشترین اثر را بر روی پاسخ دارند، به گونه ای که تغییرات در پاسخ کوچک باشد.
تعیین مقادیر متغیرهایی که بیشترین اثر را بر روی پاسخ دارند، به گونه ای که اثرات متغیر های غیر قابل کنترل حداقل گردد.
بنابراین روشهای طراحی آزمایشها را میتوان در توسعه یا رفع مشکلات فرآیند و نتیجتاً عملکرد آن و یا دست یافتن به فرآیندی که بست به منابع تغییرات خارجی فاقد حساسیت یا مقاوم است استفاده کرد.
3-8- خطوط راهنما برای طراحی آزمایشها
روشهای طراحی آزمایشها از روشهای مهم بهبود فرآیند هستند. به منظور استفاده از این روشها، افرادی که آزمایش را انجام میدهند باید قبل از انجام آزمایش درک دقیق و واضحی در مورد هدف آزمایش، عاملهایی که مورد مطالعه قرار می گیرند، چگونگی نتیجه گیری در مورد آزمایش و حداقل یک درک کیفی از چگونگی تجربه و تحلیل داده ها داشته باشند. مراحل مورد نیاز جهت طراحی یک آزمایش به شرح زیر میباشد:
درک و بیان مسأله
انتخاب عاملها و سطوح
تعیین متغیر پاسخ
انتخاب نوع آزمایش طراحی شده
انجام آزمایش
تجزیه و تحلیل داده ها
نتیجه گیری ها و توصیه ها
3-8-1- درک و بیان مسأله:
در عمل، غالبا تشخیص یک مشکل یا مسأله را میتوان از قوانین طراحی آزمایشها حل کرد، بسیار دشوار است. به همین علت شاید بتوان به طور واضح مسأله رابیان کرد. به این حال باید بدانیم که ارائه نظرات به طور کامل در مورد مسأله و اهداف آزمایش ضرورت دارد . معمولاً تهیه اطلاعات باید قشر وسیعی از افراد نظیر واحدهای مهندسی، کنترل کیفیت، بازاریابی و غیره و همچنین مدیریت، مشتریان و اپراتورها (کسانی که معمولاً اطلاعات بیشتری دارند و معمولاً نیز نادیده گرفته میشوند) را در بر گیرد. غالباً بیان صریح و واضح مسأله یا مشکل و اهداف آزمایش در درک بهتر فرآیند و حل مسأله کمک بسزایی خواهد داشت.
3-8-2- انتخاب عاملها و سطوح:
شخص آزمایشگر باید عاملهایی که در آزمایش تغییر داده خواهند شد، دانه های مربوط به تغییرات عاملها و سطوح خاصی که برای انجام آزمایش در نظر گرفته خواهد شد را انتخاب نماید. به منظور انجام چنین کاری باید شناخت و دانش کافی در مورد فرآیند وجو داشته باشد. یک عواملی که ممکن است به گونه ای در آزمایش نقش مهمی داشته باشند باید مورد بررسی قرار گیرند تا از تاکید بیش از حد در مورد عاملهایی که ممکن است تحت نفوذ تجارب قبلی واقع گردند، مخصوصاً زمانی که در مراحل اولیه آزمایش به سر میبریم و یا اینکه از عمد فرآیند مدت زیادی نگذشته است، اجتناب نماییم. وقتی که هدف غربال عاملها یا ویژگی شناسایی فرآیند باشد، معمولاًبهتر است که تعداد سطوح عامل مورد مطالعه که در نظر گرفته شود.
3-8-3- تعیین متغیر پاسخ:
در انتخاب متغیر پاسخ شخص آزمایشگر باید اطمینان داشته باشد که متغیر انتخاب شده اطلاعات مفیدی را در مورد فرآیند مورد مطالعه فراهم نماید در اغلب موارد میانگین یا انحراف معیار(یا هر دو) مشخصه اندازه گیری شده متغیر پاسخ نیز عامل سهمی محسوب میشود اگر ابزار اندازه گیری از کارائی خوبی برخوردار نباشد آنگاه آزمایش فقط بوجود اثرات بزرگ پی خواهد برد و یا اینکه آزمایش باید تکرار گردد.