همزمان با کار زیمل، دیدگاه جدیدی نسبت به روابط اجتماعی به عنوان منبعی از معنا و نظم در کار جامعه شناس پیشکسوت فرانسوی امیل دورکیم رو گردید.دورکیم این اندیشه رو بابحث گذار طولانی مدت از اتحاد مکانیکی به ارگانیکی مطرح کرد. واسه اون در گذشته انسجام از نوع مکانیکی بوده به خاطر این که اون بدون قوه تفکر و از روی عادت و بر اساس الزمات و ساختار ثابتی از ارباب و رعیت بوده. در این ساختارهمه از پایگاه و موقعیت خودوهمچنین موقعیت بقیه باخبر بودن و هم اینکه همه مردم عقاید برابری دارن که براساس مذهبه امادر انسجام ارگانیکی ساختار اجتماعی، ساختاری پیچیده س و تقسیم کار پیشرفته ای دارن (یان کرایب، ۱۳۸۲؛ ۱۲۷).

همون طور که مشخصه در نگاه دورکیم هم در روند گذار از جوامع مکانیکی به ارگانیکی تماشاگر نوع تغییر در نوع روابط مردم هستیم. بطوری که در جوامع ارگانیکی به دلیل رابطه مستقیم و چهره به چهره فرد اندازه مراودات و رابطه افراد با همدیگه بیشتر بوده بنابر این سرمایه اجتماعی هم بیشتر بوده. بطوری که ایشون در بررسی خود بین خودکشی و اتحاد اجتماعی یه جور رابطه رو بیان می داره و می گوید که خودکشی در دوره های تغییر اجتماعی افزایش می یابد که به وجود اومده توسط سست شدن بافت اجتماعی و ضعیف کردن پیوندهای اجتماعیه.

در نظر مارکس هم آگاهی طبقاتی پرولتاریا -به طبقه واسه خود- منتهی به انسجام داخلی شده که در نتیجه خودآگاهی از استثماریه که به وسیله سرمایه دارانی بوجود آمده که این انسجام به عنوان یه منبع سرمایه اجتماعی در عکس العمل به موقعیتی نشون دادن یه طبقه از مردم ناشی می شه.

هم اینجور الکسی دوتوکویل در تشریح دموکراسی آمریکا به نقش زندگی انجمنی و نقش اون در پیشرفت اقتصادی آمریکا اشاره داره. از نظر ایشون انجمن های داوطلبانه یه چسب اجتماعی ایجاد کرده که به ترتیب آمریکایی ها کمک کرده در حالی که در اروپا پیوندهای رسمی موقعیت و تکلیف به شکل روابط سنتی و سلسله مراتب افراد رو در کنار هم نگه می داشت (فیلد، ۱۳۸۸؛ ۱۳)به باور ایشون زندگی انجمنی یکی از شالوده های مهم نظم اجتماعی تو یه نظام به نسبت بازه و اندازه بالای تعهد مدنی، از بروز استبداد جلوگیری کرده و به مردم آموخته که چیجوری در زندگی مدنی همکاری کنن.

اقتصادی

تو یه نگاه کلی، می توان گفت که نویسندگان سنتی به دنبال درک این موضوع بودن که چیجوری آدم ها ساختارهای اجتماعی پایدار و الگوهای رفتاری رو در جهانی که به نظر اونا شهری شدن، صنعتی شدن، عقلانیت عملی پایه های سنتی نظم از جمله عادت، ایمان، اطلاعات بدون فکر رو از بین برده ان ایجاد کنن. با این حال بطور دقیق به بخش هایی که معنی سرمایه اجتماعی به اونا اشاره داره توجه نکرده یا دست کم به صورت جداگونه اونا رو بررسی ننموده ان. بنابر این اصل معنی سرمایه اجتماعی در مقاله شخصی به نام هانی فن در سال ۱۹۱۶ که در آموزش و پرورش ایالت ویرجینیای آمریکا خدمت می کرد بکار گرفته شد. از نظر ایشون سرمایه اجتماعی شامل دارایی هاییه که در زندگی روزانه افراد وجود دارن و به ابعادی مانند: نیت پاک، رفاقت، دوستی و همدردی میان افراد و خونواده ها اشاره داره (غفاری، ۱۳۸۸؛ ۸۰). پس از اون تا حدود نیم قرن این نظریه مسکوت موند تا اینکه جین جاکوب در اواخر در سال ۱۹۶۱ در اثر خود بنام «مرگ و زندگی در شهرهای بزرگ آمریکا» درباره اون بحث کرد. ایشون سرمایه اجتماعی رو شبکه های اجتماعی فشرده ای می دونه که در محدوده های قدیمی شهری در رابطه با حفظ نظافت، نبود وجود جرم و جنایت خیابانی و دیگه تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی در مقایسه با نیروهای حفاظتی و پلیس مسئولیت بیشتری از خود نشون میدن. ایشون خاطرنشان می سازه که “شبکه ها، سرمایه اجتماعی غیر قابل جانشین واسه شهر هستن هر وقت که این سرمایه به هر دلیلی از بین رفت درآمد به وجود اومده توسط اون هم از بین می رود و این درآمد برنمی شه مگه این که سرمایه جدیدی به آهستگی و به گونه ای غیرقابل پیش بینی جمع شه (به نقل از دلفروز، ۱۳۸۷؛ ۹۹). گلن لوری اقتصاددان و ایوون لایت جامعه شناس اصطلاح سرمایه اجتماعی رو در دهه ۱۹۷۰ واسه توصیف مشکل پیشرفت اقتصاد درون شهری بکار بردن.

اقتصاد

اولین توضیح و تفسیر کامل از این اصطلاح به وسیله بوردیو و در سال ۱۹۷۲ انجام شد. ایشون در تعریف خود از سرمایه اجتماعی تأکیدش بیشتر روی شبکه های اجتماعیه که دسترسی به منابع گروهی رو جفت و جور می کنن. در دهه ۱۹۸۰ جیمز کلمن فصل مهمی از کتاب خود با نام «بنیادهای نظریه اجتماعی» رو به بحث سرمایه اجتماعی اختصاص داد و در سراسر این کتاب هم به توضیح عناصر و اجزای اون پرداخت. در دهه ۱۹۹۰ معنی سرمایه اجتماعی به وسیله بانک جهانی و کتاب «بولینگ تنهایی» رابرت پوتنام معروف شد (پیراهری، ۱۳۸۸؛ ۱۱۱-۱۱۰). طی سال های ۱۹۹۰ به این سو معنی و نظریه های سرمایه اجتماعی با استقبال قابل توجه اندیشمندان و محققان رشته های جور واجور علوم اجتماعی مواجه شده. بطوری که تعداد مقالات علمی مربوط به سرمایه اجتماعی قبل از سال ۱۹۸۱ در کل ۲۰ مقاله، از سال ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۵ به ۱۰۹ مقاله و از ۱۹۹۶ تا مارس ۱۹۹۹ به تعداد ۱۰۰۳ مقاله رسیده (جون فیلد، ۱۳۸۸؛ ۱۱) و هم حالا سرمایه اجتماعی بدلیل وجود و محتوایی که داره تقریباً با همه موضوعات و مسائل مطرح در بخش انسانی و اجتماعی رابطه پیدا می کنه و توانایی سازماندهی جمعی مشارکتی و خرید و فروش داوطلبانه واسه حل مشکلات گروهی یا عمومی رو به بیشترین حد می رساند.
مشکلات

کاواچی و برکمن در بررسی های خود به این نتیجه رسیدن :«آدمایی که از دید اجتماعی منزوی هستن از نظر سلامت روانی در وضعیت مطلوبی بسر نمی برند. شبکه های اجتماعی کوچکتر، روابط خویشاوندی کمرنگ تر و دریافت پشتیبانی اجتماعی کم باعث ایجاد افسردگی و یأس در افراد می شه» .(به نقل از آرزو، ۱۳۹۰؛ ۵۸) هم اینجور کلمن بیان می داره که سرمایه اجتماعی بر مریضی یا سلامت هر جامعه موثره. جوامعی که اندازه سرمایه اجتماعی اونا به هر دلیل کم بشه با پارگی ها و شکاف های خیلی عجیبی روبرو می شن (کلمن، ۱۳۷۷؛ ۴۸۵). یکی از مطالعاتی که در سطح خونواده انجام شد نشون می دهد که سرمایه اجتماعی احتمال فقیر بودن یه خونواده رو در ۳۶/۷ درصد کاهش و در مقابل احتمال پولدار شدن رو در بین ثروتمندان فقط ۴ درصد افزایش می دهد (به نقل از مویدفر، ۱۳۸۷؛ ۳). پس ایده اصلی سرمایه اجتماعی اینه که خونواده، دوستان و همکاران و آشنایان فرد دارایی مهمی رو تشکیل میدن که می توان به هنگام بحران ازش استفاده کرد.به تعبیر پورتس در حالی که سرمایه اقتصادی در حساب بانکی افراد و سرمایه انسانی در مغز افراد قرار داره سرمایه اجتماعی در درون ساختار روابط یافت می شه. واسه برخورداری از سرمایه اجتماعی فرد باید با بقیه رابطه داشته باشه در واقع همین بقیه هستن که منبع واقعی برخورداری از امتیازات و امکانات ان. (شارع پور، ۱۳۸۷؛ ۲۵۱)
سلامت روانی  

نارایان و پریتچت در بیان اهمیت سرمایه اجتماعی و  تأثیرگذاری اون بر بازده ها ۵ ساز و کار رو بیان می دارن: (گراهام هابز، ۲۰۰۰؛ ۲)

— پیشرفت توانایی جامعه در نظارت بر کارکرد دولت

— افزایش امکانات واسه عمل مشارکتی جهت حل مشکل

— آسون کردن انتشار نوآوری ها

— کاهش مشکل کمبود اطلاعات

— افزایش بیمه غیررسمی

بعضی از دلایل و کارکردهای مثبتی که موجب مطالعه و توجه به سرمایه اجتماعی گردیده از قرار زیرند:

-افزایش سلامت روانی ادما از راه جفت و جور آوردن پشتیبانی های عاطفی و روانی، کاهش عوامل استرس زا، کاهش حوادث زندگی مانند از دست دادن شغل. (لهسایی زاده، ۱۳۸۶؛ ۱۶۲)

– از نظر پاتنام تقویت هنجارهای محکم بده و بستان (از راه افزایش هزینه های بالقوه جدا شدن) آسون کردن جریان اطلاعات از جمله اطلاعات مربوط به معروفیت عمل گران و تجسم موفقیت های گذشته که به تحقق عمل جمعی کمک می کنه .(جون فیلد، ۱۳۸۶؛ ۵)

– سرمایه اجتماعی خصوصاً در شکل جمعی اون، هنجارهای همیاری، اعتمادمی تونه مردم رو در حل مشکل عمل جمعی کمک برسونه و در اون صورت همه مردم از برکات اون بهره مند گردند.

– اثر داخلی سرمایه اجتماعی بر جامعه مدنی و گسترش دموکراسی، افزایش شهروندانی با جهت گیری معطوف به اجتماع و قانون مدار می باشن که با دولت بهتر همکاری می کنن .(توسلی، ۱۳۸۴؛ ۶)

– تجارب بانک جهانی نشون داد که سرمایه اجتماعی اثر زیادی رو بر اقتصاد و پیشرفت کشورای جور واجور داره. افزایش اون موجب پایین اومدن جدی سطح هزینه های اداره جامعه و هم هزینه های عملیاتی سازمان می شه .(موسوی، ۱۳۸۶؛ ۷۱)

۲-۱-۲-وجود سرمایه:

سرمایه اجتماعی اصطلاحی ترکیبیه که از دو بخش تشکیل شده:سرمایه و اجتماعی.مراد از واژه “اجتماعی ”  در برگیرنده رفتاریه که هشیار یا ناهشیار به سمت بقیه مردم جهت گیری می شه که از نظر دستور زبون صفته. اسم این صفت در زبون انگلیسی کلمه جامعه (society)است که از کلمه لاتین(socius)بمعنای دوست داشتن جدا شده .اینجور ریشه یابی نشون میده که از پایه کلمه اجتماعی social))از پدیده دوستی ناشی شده و نشون دهنده دلبستگی شخصی،همکاری،اتحاد،احترام دوطرفه و احساس مهربانی مشترکه (سازمان ملی جوانان ،۱۵۱:۱۳۸۷).واژه سرمایه نیزاز ریشه Kap به معنی سر گرفته شده معنی اساسی، اصلی و بزرگ از حروف از اون بر میاد و در این جا هر کالا، پول یا ثروتی رو شامل می شه که توانایی نگهداری و بالا رفته باشه. سرمایه یکی از چهار عامل شناخته شده در کنار زمین، کار، سازمان و مدیریته. .( ساروخانی، ۱۳۷۰: ۳۹)

اصطلاح سرمایه یکی از مهم ترین مفاهیم اقتصادیه که در این بخش واسه توصیف منابع و دارایی هایی که می تونن شکل پول و غیر پول و هم اینجور قابل لمس و غیر قابل لمس داشته باشن بکار می روند که به فرد امکان می دهد که سود خاصی از راه مشارکت در رقابت بر سرآن به دست بیاره. درک بوردیو از سرمایه رفیع تر از معنی پولی سرمایه در اقتصاده. سرمایه یه منبع بیشتر که می تونه شکل پولی و غیر پولی و هم شکل قابل لمس وغیر قابل لمس بخود بگیره. به نظر اون سرمایه هر منبعیه که در میدون های خاصی اثر بزاره(ملاحسنی:۳۵،۱۳۸۱). کلا با بررسی ادبیات سرمایه، ۵ نوع کلی از سرمایه رو می توان از هم تمیز داد:

۱- سرمایه اقتصادی: به درآمد پولی و بقیه دارایی های مالی گفته می شه. مثل پول و ثروت که می تونه جهت تولید کالا و خدمات مورد استفاده قرار بگیره.

بوردیو باور داره که سرمایه اقتصادی ریشه شکل های جور واجور سرمایه س.( جون فیلد، ۱۳۸۵: ۳۲)شکل اقتصادی سرمایه بدون این دست اون دست کردن قابل تبدیل به پوله مانند دارایی های منقول و ثابت یه سازمان.

۲- سرمایه انسانی: شکل دیگه سرمایه س که با آموزش دادن افراد واسه دادن مهارتها و توانایی هایی به اونا بوجود میاد و افراد رو توانا می سازه به روش های جدید رفتار کنن (کلمن، ۱۳۷۷؛ ۴۶۴). در دهه ۱۹۶۰ که ایده سرمایه به افراد و قابلیتهایشان هم گفته شد معنی پایه ای سرمایه انسانی به وسیله تئودور شولتز (۱۹۶۱) و بعد بکر (۱۹۶۴) مطرح گردید(جون فیلد، ۱۳۸۵؛ ۲۷).سرمایه انسانی ویژگی های کیفی آدم مثل آموزش تخصص، مهارت و داشتن خلاقیت رو شامل می شه.

۳-سرمایه فیزیکی: شامل مجموعه وسیله ها، ماشین آلات و بقیه لوازم فیزیکی می شه که مصنوع دست بشره( غفاری:۱۰،۱۳۸۵).

۴-سرمایه فرهنگی: به شکل های مختلفی هست. شامل تمایلات و عادات دیرینی که در پروسه جامعه پذیری، جمع شدن اشیای فرهنگی با ارزش مثل نقاشی، صلاحیت های تحصیلی و آموزشی رسمی حاصل آمده. ترنر در تعریفی سرمایه فرهنگی رو مجموعه ای از نه هاده ها، عادتها، منشها، روش های زبانی، مدارک آموزشی، ذوق و سلیقه ها و روش های زندگی که بطور غیر رسمی بین افراد شایعه تعریف می کنه (خادمیان، ۱۳۹۰؛۲۱).

۵سرمایه اجتماعی: سرمایه اجتماعی شامل منابع به درد بخور قابل دسترسی واسه کنشگرانه که از راه روابط اجتماعی اون حاصل می شودو به یه فرد یا گروه اجازه می دهد تا شبکه پایداری از روابط کم و بیش نهادینه شده آشنایی و شناخت دوطرفه رو در اختیار داشته باشن (جون فیلد، ۱۳۸۵؛ ۳)با توجه بدانکه واژه سرمایه اجتماعی در این تحقیق یکی از متغیرهای اصلی بشمار می رود لذابایستهه  تعاریفی چنداز طرف کارشناسان جور واجور ارائه شه.

تعاریف مختلفی در مورد سرمایه اجتماعی طرح و در بیان فضای مفهومی این اصطلاح از واژگان و تعابیر مختلفی چون انرژی اجتماعی (social energy)، روحیه اجتماعی (Community Sprit)، ترتیب اجتماعی (Social bands)، فضیلت مدنی (civil virtue)، شبکه های محلی (Community network)، امانت اجتماعی (Social Zone)، دوستی های گسترده (Extended friendships)، منابع اجتماعی، شبکه های رسمی و غیر رسمی، همسایگی خوب (Good neighbourliness) و چسب اجتماعی (glue Social) استفاده شده.

پورتس[۲۳] سرمایه اجتماعی رو «توانایی افراد واسه هدایت منابع کم پیدا بخاطر امتیاز عضویت شون درشبکه ها یا ساختارهای اجتماعی گسترده تر» تعریف می کنه.(به نقل از شجاعی، ۱۳۸۷؛ ۱۴۳)سازمان همکاری ها و پیشرفت اقتصادی (OECD) سرمایه اجتماعی رو شبکه هایی که به وسیله هنجارها، ارزش ها و برداشت های مشترکی که همکاری رو در درون گروه ها یا بین گروه ها آسون کردن می کنه به هم پیوسته ان تعریف می کنه. (همون: ۱۳۸۷؛ ۴۵) درنظر نورث (۱۹۹۰)، محیط و شرایط اجتماعی و سیاسی که منتهی به پیشرفت و بهبود هنجارها شده و ساختار اجتماعی رو شکل می دهد تعریف شده (خوشفر، ۱۳۸۷؛ ۱۳).

شاخص ترین تعریفی که در مورد سرمایه اجتماعی انجام گرفته مربوط به پاتنامه.  از نظرپاتنام سرمایه اجتماعی ویژگی هایی از سازمان اجتماعی چون اعتماد[۲۴]، هنجارها[۲۵] و شبکه ها[۲۶] است که می تونن کارایی جامعه رو از راه آسون کردن عمل های تعاونی بهتر کنن ( جون فیلد، ۱۳۸۸؛ ۱۱).  هم اینکه بوردیوسرمایه اجتماعی رامجموعه منابع مادی یا الهی که به یه فرد یا گروه اجازه می دهد تا شبکه پایداری از روابط کم و بیش نهادینه شده آشنایی دوطرفه رو در اختیار داشته باشه تعریف میکنه (همون؛ ۳۱).

از نظر کلمن سرمایه اجتماعی هر اون چیزیه به وجود اومده توسط شبکه روابط ، اعتماد، حسن عمل دوطرفه و هنجارهای اجتماعی که موجب آسون کردن فعالیت فردی یا اجتماعی شه. و دارای دو عنصر مشترکه همه اونا بخشی از ساختارهای اجتماعی رو شامل می شن و بخشی از فعالیت عاملان رو آسون کردن می کنن (کلمن، ۱۳۷۷، ۴۶۲).

لین سرمایه اجتماعی رو سرمایه گذاری واستفاده ا ز منابع نهفته در دل روابط اجتماعی واسه رسیدن به منافع مورد انتظار می  دونه. (شارع پور، ۱۳۸۹؛ ۵)بیکر سرمایه اجتماعی رو منابعی می دونه که از راه شبکه های فردی و یا سازمانی قابل حصول هستن( غفاری،۱۳۸۶؛۱۹۱)

ترنر سرمایه اجتماعی رو نیروهایی که توان پیشرفت اقتصادی رو در جامعه از راه روابط اجتماعی افزایش می دهد تعریف می کنه (همون).کاکس سرمایه اجتماعی رو به عنوان “یه جور اتصال اجتماعی تارو پود بافتار اجتماعی در نظر میگیره که در برگیرنده تعاملات زیادیه که زندگی شخصی و عمومی رو شکل می بخشه دراین تعریف سرمایه اجتماعی مثل علقها،تعلقات و گره هاییه که بافتار اجتماعی رو محکم می کنه(شریفیان ثانی،۸۵:۱۳۸۴).از دیدنوکه سرمایه اجتماعی فرآیندیه که کنشگران اجتماعی طی اون پروسه شبکهدارتباطات درون و بین سازمانها رابرای دسترسی به منابع بقیه کنشگران اجتماعی خلق و بسیج می کنن.(پیران و همکاران۱۳۸۵؛۲۴)

در نظر بانک جهانی سرمایه اجتماعی به نه هاده ها، روابط و هنجارهایی اشاره داره که کمیت وکیفیت تعاملات اجتماعی یه جامعه رو شکل میدن. سرمایه اجتماعی فقطً شامل مجموعه ای از نهادهای یه جامعه نمی شه بلکه چسبیه که این نه هاده ها رو به همدیگه پیوند می دهد (غفاری ۱۳۸۵؛ ۲۰۰).استون (۲۰۰۲) سرمایه اجتماعی رو مجموعه ای از روابط اجتماعی در نظر می گیرد که از راه رابطه ها و پیوندها با بقیه ایجاد می شه و با هنجارهای بده و بستان و اعتماد محقق می شه .(علیوردی نیا، ۱۳۸۷؛۷)

فوکویاما در کتاب “پایان نظم”(۱۹۹۹) سرمایه اجتماعی رو مجموعه معینی از هنجارها یا ارزش های غیر رسمی تعریف می کنه که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میان شون مجازه در اون سهیم هستن.

کلاس اوفه با هدفی نئو مارکسیستی و انتقادی به تعریف سرمایه اجتماعی می پردازدو سرمایه اجتماعی رو به منبعی با مالکیت جمعی واسه محله ،مناطق،بخش هاوبالاخره جوامع معرفی وآن رامتغیر (کوچیک و بزرگ یا زیاد و کم) اجتماع محله(Community)می دونه. (سازمان ملی جوانان،۱۵۳:۱۳۸۷)

هر کدوم از تعاریف بیان شده از سرمایه اجتماعی فقط به بخشی از معنی سرمایه اجتماعی اشاره دارن و از اون جایی که سرمایه اجتماعی مفهومی غیر قابل لمس می باشه برداشت کارشناسان از این معنی نسبی بوده و یکی از دلایلی که موجب تعدد تعاریف در مورد سرمایه اجتماعی شده تعریف این معنی به شکل موردی و با در نظر گرفتن شکل فرارو و یا موضوع مورد بررسیه. این موضوع رو می توان در پروژه ها و طرح های انجام شده  نهادهایی چون بانک جهانی و تحقیقات موردی دانشگاهی و یا دولتی دید.مثلا پرویز پیران و همکارانش( ۱۳۸۵) در مورد تعریف ارائه شده از طرف بانک جهانی اینجور می می گن:«باید به هوش بود که تعریف سازمان های جهانی اون هم مخصوصا با مشخصاتی که بانک جهانی داره با محدودیت های خاص روبروس. چون سازمان های جهانی از منظری عمل گرایانه به مفاهیم پرداخته ان و به ناچار بعضی جنبه هایی رو اونم از قصد، کلی کرده و بعضی وجوه دیگه رو کمتر روش زوم کرده ان… اما از اونجایی که سازمان های جهانی در متن های زیاد و متفاوتی که از قضا بیشتر جهان سومی ان کار می کنن مجبورند تعاریف خود رو در سطح مفهومی عام تری ارائه بدن تا اندازه عمومیت اونا زیاد شه». نون کی ول[۲۹] خاطر نشون می سازه که «… معنی سرمایه اجتماعی در حال بوجود آمدنی دایمیه که هنوز به فرجام خود نرسیده.» به خاطر همین تعاریف زیاد از سرمایه اجتماعی رو تماشاگر هستیم (همون: ۷) .هم اینکه دورلاف[۳۰] بیان می داره که ادبیات سرمایه اجتماعی پر از تعاریف مبهم امتحان ضعیف داده ها، از دست دادن شرایط مقایسه پذیری و اطلاعات لازم واسه پذیرش صحت ادعای مطرح شده .(به نقل ازادیبی،۳:۱۳۸۷)به نظر سراگلدین و گروتارت طرح دو گزاره زیر به فهم سرمایه اجتماعی کمک می کنه:

۱- تفاوت های مطرح شده در مورد تعاریف سرمایه اجتماعی بیشتر مصنوعی و غیر لازمن. اونا اهمیت و ارزش این واقعیت که نوعای جورواجور سرمایه اجتماعی می تونن در کنار همدیگه قرار گیرند و مقوم همدیگه باشن رو از بین می برند. در نتیجه توجه به تعامل بین نوعای جورواجور سرمایه اجتماعی ضرورت داره.

۲- واسه یه کشور مشخص، تو یه زمان مشخص، اندازه و ترکیب متناسبی از سرمایه اجتماعی هست، ترکیب سرمایه اجتماعی شایدً درزمان زمان تغییر می کنه لکن کل اون به دلیل جمع شدن افزایش می یابد( به نقل از غفاری، ۱۳۸،۹۰).

تعاریفی که از نظر گذشت فقط بخشی از تعاریف عنوان شده در ادبیات سرمایه اجتماعیه. اما اون چیزی که از تعاریف زیاد از سرمایه اجتماعی بر میاد اینه که این معنی دربردارنده مفاهیمی هم چون اعتماد، همکاری و روابط دوطرفه بین اعضای یه گروه س طوری که سرمایه اجتماعی دلیل می شه که گروه به سمت ارزش ها و هنجارهای تشویق و ثابت شده در جامعه قدم بر می داره. نقطه مشترک در همه تعاریف نامبرده که می توان به روشنی دید دو موضوع س:

۱- همه تعاریف در این نکته توافق دارن که اجزایی هم چون هنجارها، اعتماد و بده بستان که در روابط اجتماعی عمل می کنه جزیی از این معنی هستن.

۲- در همه تعاریف ارائه شده میشه این نکته رو برداشت کرد که ویژگیهایی در ساختار اجتماعی هست که کنشهای دوطرفه موجود میان افرادرا سروسامون می بخشه و آنهارا به سمت و سویی هدایت می کنه که منافع جمعی بشکل آسون الوصول تری تامین  شه و دلیل آسون کردن و گسترش همکاری شه. پس مردم با ایجاد سرمایه اجتماعی با همدیگه دست به کارایی می زنند که به تنهایی قادر به انجام اون نیستن یا واسه انجام اون مشکلات زیادی دارن افراداز روش مجموعه ای از شبکه ها با هم در ارتباطند و با دیگر اعضای شبکه ارزش های مشترکی دارن بطوری که این شبکه ها منبعی ایجاد می کنن و به نظر میاد که اونا یه جور سرمایه ایجاد کرده ان این بدون معناست که هر چی قدر افراد بیشتری بشناسیم دارای سرمایه اجتماعی بیشتری هستیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدولچکیده تعاریف موجود در مورد سرمایه اجتماعی

 

نام نظریه پردازخلاصه تعریف
بوردیوحاصل جمع، منابع بالقوه و بالفعلی که تحت نتیجه مالکیت شبکه بادوامی از روابط نهادی شده بین افراد ایجاد می شه.
کلمنسرمایه اجتماعی رو با کارکردش تعریف می کنه و هر اون چیزیه که به وجود اومده توسط شبکه روابط، اعتماد، حسن عمل دوطرفه و هنجارهای اجتماعی که موجب آسون کردن فعالیت فردی یا اجتماعی شه.
فوکویاماشکل قابل لمس از یه قانون غیررسمیه که باعث گسترش همکاری بین دو یا چند نفر می شه. هنجارهای اجتماعی و اعتماد دو پایه اصلی سرمایه اجتماعی هستن.
پاتنامویژگیایی از سازمان اجتماعی چون اعتماد، هنجارها و شبکه هاست که می تونه کارایی جامعه رو از راه آسون کردن کنشای اختلافی بهتر کنه.
لینسرمایه گذاری و به کار گیری منابع نهفته در دل روابط اجتماعی واسه رسیدن به منافع مورد انتظار.
بیکرمنابعی که از راه شبکه های فردی و یا سازمانی قابل حصول باشن.
ترنرنیروهایی که توان پیشرفت اقتصادی رو در جامعه از راه روابط اجتماعی زیاد کنن.
کاکستعلقات و گره هایی که رفتار اجتماعی رو محکم می کنه.
استونیه سری از روابط که از راه رابطه با بقیه ایجاد می شه
تورتستوانایی افراد واسه هدایت منابع کم پیدا بخاطر عضویت در شبکه های اجتماعی گسترده تر
OECDشبکه هایی که به وسیله هنجارها، ارزشهای مشترک به هم پیوسته ان.
نورثمحیط و شرایطی که منتهی به بهتر شدن هنجارها شده و ساختار اجتماعی رو شکل دهد.

 

 

[۱]- Gemeinschaft

[۲]- Gessellschaft

[۳]- George simmel

[۴]- Emile Durkheim

[۵]- Mechanical Solidarity

[۶]- Organical solidarity

[۷]- Karl Marx

[۸]- Alexis de tocqueville

[۹]- Hanifan

[۱۰]- Jine jacob

[۱۱]- Glen Loary

[۱۲]- Iven Light

[۱۳]- Bowling alone

[۱۴]- Kawachi & Berkman

[۱۵]- Portes

[۱۶]- Narayan & Pritchett

[۱۷] -Economic Capital

[۱۸] -human  Capital

[۱۹] -Schultz

[۲۰] -Becker

[۲۱] -Cultural  Capital

[۲۲] -Social Capital

[۲۳] – Portes

[۲۴] – Trust

[۲۵] – values

[۲۶] – Networks

۱-Knoke

[۲۸]-Stone

[۲۹]-Nankivell

[۳۰]- Durlauf

[۳۱]- Serageldin

[۳۲]- Grootaert