2-3-1. پژوهش های انجام شده در داخل کشور
در پژوهشی که عبدالعلی زاده و همکارانش (1388) با عنوان «تعیین منابع اعتماد به نفس ورزشی در والیبالیست های جوان شرکت کننده در مسابقات قهرمانی کشوری و رابطه آن با سابقه ورزشی» انجام دادند، دریافتند که آزمودنی های با سابقه ورزشی پایین و متوسط، منبع آمادگی بدنی – روانی را مهم ترین منبع کسب اعتماد به نفس و آزمودنی های با سابقه ورزشی بالا، نمایش توانایی را به عنوان مهم ترین منبع کسب اعتماد به نفس دانستند. جامعه آماری این تحقیق را 36 والیبالیست با میانگین 17 سال در مسابقات قهرمانی کشور تشکیل می دادند که عناوین اول تا سوم را در مسابقات کسب کرده بودند.
همان طور که گفته شد (اعتماد به نفس) به عنوان مفهوم کلی خودکارآمدی شناخته می شود و به معنای باور فردی در توانایی برای کنترل خود و محیط است.
پژوهش بعدی با عنوان «تأثیر مشارکت ورزشی بر ویژگی های شخصیتی کمال گرایی و خودکارآمدی دانش آموزان نوجوان و ارتباط این ویژگی ها با رشد اجتماعی»، مربوط به دکتر عبدلی و همکاران (1389) می باشد. هدف آن ها تعیین تأثیر شرکت در کلاس های ورزشی فصل تابستان بر ویژگی های شخصیتی کمال گرایی و خودکارآمدی دانش آموزان نوجوان و ارتباط این ویژگی ها با رشد اجتماعی بود. جامعه آماری این پژوهش را دختران و پسران 11 تا 14 ساله ای تشکیل می دادند که در کلاس های ورزشی (فوتبال، بسکتبال، ایروبیک، تنیس خاکی) یا غیر ورزشی (علمی مانند زبان انگلیسی) شرکت داشتند. آن ها برای بررسی خودکارآمدی از پرسشنامه خودکارآمدی شرر استفاده کردند. نتایج آمار توصیفی آن ها بیان می کند که دانش آموزان شرکت کننده در کلاس های ورزشی در ویژگی های خودکارآمدی، کمال گرایی و رشد اجتماعی بالاتر از دانش آموزان دیگر بودند. ضرایب تأثیر متغیر کمال گرایی و خودکارآمدی نشان می دهند که متغیر خودکارآمدی با اطمینان 99 درصد می تواند تغییرات مربوط به رشد اجتماعی را در این گروه پیش بینی کند. یعنی در این پژوهش، افزایش خودکارآمدی موجب رشد اجتماعی بالاتر دانش آموزان شرکت کننده در کلاس های ورزشی شد.
«میانجی گرهای اثرگذار اعتماد به نفس و خودکارآمدی ورزشی در خصوص ارتباط میان اضطراب رقابتی و اجرای ورزشی»، عنوان پژوهش بعدی است که توسط محمدعلی بشارت و سامان پوربهلولی (2011) انجام شد. شرکت کنندگان آن ها شامل 263 ورزشکار از رشته های کشتی، تکواندو، بسکتبال، والیبال، دو و میدانی، شنا، ژیمناستیک و وزنه برداری بودند. آن ها برای ارزیابی خودکارآمدی ورزشی یک مقیاس ده موردی را به کار بردند و آن را از صفر تا ده درجه بندی کردند. بالاترین نمره نشان دهنده سطوح بالاتر خودکارآمدی و مهارت های مرتبط با این مؤلفه است. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که همبستگی معناداری بین اضطراب رقابتی، اعتماد به نفس و خودکارآمدی تمرین با نمرات پیشرفت ورزشی برقرار است. تحلیل های آماری آن ها نشان داد که با افزایش سطوح خودکارآمدی تمرین، اضطراب شناختی و بدنی مرتبط با اجرای ورزشی کاهش می یابد. آن ها همچنین گزارش کردند که اعتماد به نفس ورزشکاران چارچوب کلی برای کنترل و مدیریت استرس فراهم می کند، اما خودکارآمدی ورزشی به طور ویژه به ورزشکاران هر رشته کمک می کند تا استرس ورزشی شان را برای اجرای بهتر و پیشرفت ورزشی، کنترل و مدیریت نمایند. به گفته آن ها فهم این مؤلفه های روانی که به عنوان متغیرهای میانجی گر شناخته می شوند، می تواند یک گام کارآمد در پیشگیری از عواقب نامطلوب رقابت ورزشی به شمار آید. تنظیم تمرین و برنامه های مداخله ای به منظور افزایش اعتماد به نفس و خودکارآمدی، به ویژه در رقابت های ملی و بین المللی، دیگر اعمالی است که می تواند برای تعدیل اضطراب رقابتی و بهبود اجرای ورزشی به کار برده شود.
2-3-2. پژوهش های انجام شده در خارج از کشور
پژوهش بعدی، مطالعه انجام شده توسط کریستینا لی (1982) تحت این عنوان می باشد: « خودکارآمدی به عنوان یک پیش بین اجرا در رقابت های ژیمناستیک». آزمودنی های این مطالعه 14 دختر بین 7 تا 12 سال بودند که در گروه های سنی کمتر از 13 سال، کمتر از 9 سال و کمتر از 8 سال با هم رقابت می کردند. پنج نوع سنجش برای هر آزمودنی در نظر گرفته شده بود:
الف) اجرای پیشین: این سنجش با زیر نظر گرفتن مسابقات پیشین فرد و امتیازاتی که وی در اجراهای گذشته کسب کرده، انجام می شود.
ب) تخمین های ژیمناست: هفت روز پیش از مسابقه، هر فرد نمره خود را در هر رویداد تخمین می زد.
ج) تخمین های مربی: هفت روز پیش از مسابقه مربی نمره هر فرد را تخمین می زد.
د) اجرای رقابتی: هر فرد در گروه سنی خودش به طور جداگانه در مقابل دیگر ژیمناست ها به رقابت می پرداخت.
ه) اطلاعات دیگر: ارزیابی متغیرهای دیگری همچون سن، تعداد رقابت ها، طول تمرین با یک مربی.
لی (1982) نتیجه گیری کرد که نمره رقابت به طور معناداری با سن افراد مرتبط است (r=+ 0/58 p= 0/03,)، اما با زمان درگیر شدن در ورزش مرتبط نبود. هرچند به نظر می رسد دقت پیش بینی کودکان تحت تأثیر سن نمی باشد، اما آنها اذعان نمودند که تجربه و توانایی فرد می تواند بیشترین دقت را در پیش بینی اجرا داشته باشد. در پایان لی توصیه کرد که مربیان ورزشی می توانند با بررسی تفاوت های کارآمدی و اجرا در تمرینات، ورزشکارانی را که ممکن است اجرای ضعیفی در رقابت ها داشته باشند، شناسایی کنند.
بروس واتکینز و همکاران (1994) پژوهشی را تحت این عنوان انجام دادند: «ارتباط بین خودکارآمدی واجرای ورزشی: گواهی از یک نمونه بازیکنان جوان بیسبال». نمونه آن ها را 205 کودک و نوجوان پسر 9 تا 17 ساله تشکیل می دادند. آن ها به منظور ارزیابی اجرای ضربه زدن و خودکارآمدی آن ها در طول 4 فرصت 6 ضربه ای، دستگاه توپ انداز را با توجه به سن شرکت کنندگان در سرعت های مختلف تنظیم کردند. درست قبل از وارد شدن به جایگاه ضربه زنی، هر شرکت کننده گزینه های 6 موردی خودکارآمدی را پر می کرد. این مقیاس اطمینان هر فرد را در مورد این که او می تواند از 6 فرصت، یک ضربه، دو ضربه، سه ضربه، چهارضربه، پنج ضربه و یا شش ضربه را بزند، می سنجید. آن ها گزارش کردند که میانگین خودکارآمدی به طور خطی با تجربه قرارگیری در جایگاه ضربه زنی افزایش می یابد. در هر کوشش ضربه زدن ممکن است از ضربه های پیشین، کارآمدی پیشین یا کارآمدی جاری متأثر شود، به این معنی که ضربه زدن و خودکارآمدی اولیه به طور معناداری ضربه در کوشش دوم را پیش بینی می کند. به همین ترتیب نمره های ضربه زنی و کارآمدی در کوشش سوم، توسط کوشش اول و دوم پیش بینی می شود. قضاوت های خودکارآمدی پیشین، قضاوت های آتی را پیش گویی می کنند و ظرفیت های پیش بینی افراد در طول کوشش ها قوی تر می شود.
بروس واتکینز و همکارانش (1994) نشان دادند که یک روش مهم برای مطرح کردن خودکارآمدی به عنوان یک نظریه، مطالعه ارتباط بین کارآمدی و اجرا در فعالیت های ورزشی ورزشکاران است. از نظر آن ها اجرای فرد به تمرکز، ایستادگی و باوری که فرد درمورد خود دارد، بستگی دارد.
«ارتباط سنجش های خودکارآمدی با اجرای ورزشی: یک بازبینی فراتحلیل»، عنوان پژوهش بعدی ای است که توسط ساندرا مریتز و همکارانش (2000) انجام شد. در این بازبینی، ارتباط بین خودکارآمدی و اجرای ورزشی از طریق تکنیک های فراتحلیلی بررسی و میانجی گرهای تأثیرگذار بر ارتباط بین خودکارآمدی و اجرا شناسایی شدند. مطالعاتی در این تحقیق به کارگرفته شدند که:
الف) سنجشی از خودکارآمدی فراهم کند.
ب) سنجشی از اجرا فراهم کند.
ج) بیش تر باید با ورزش مرتبط بود تا با تمرین و فعالیت بدنی.
آزمودنی ها را افراد بالای 15 سال تشکیل می دادند. بدین خاطر این شرط به کار برده شده بود که آن ها باور داشتند تفاوت های رشدی در قابلیت کودکان در مورد تمایز بین توانایی و تلاش ممکن است بر روایی و پایایی سنجش های خودکارآمدی جمعیت جوان تر اثر بگذارد. متغیرهای نشانه گذاری شده در این مطالعات عبارت بودند از:
الف) همبستگی بین خودکارآمدی و اجرا
ب) نوع سنجش خودکارآمدی (تکلیف ـ ویژه، دامنه ـ ویژه، تک موردی)
ج) نوع سنجش اجرا (نظری، عینی، خود ـ گزارش دهی)
د) انطباق بین سنجش های خودکارآمدی و اجرا (منطبق ـ غیرمنطبق)
ه) ماهیت تکلیف (جدید، مشابه)