درمطالعات ورزشی سنجش های خودکارآمدی معمولا از طریق فهرست کردن مجموعه ای از تکالیف که اغلب از لحاظ دشواری، پیچیدگی و فشار متنوع اند، مفهوم سازی می شوند (فلتز و لیرگ، 2001). در این رویکرد ابتدا از افراد پرسش می شود که آیا آن ها می توانند سطوح خاصی از یک تکلیف ویژه را اجرا کنند یا نه (سطح کارآمدی)، سپس برای هر گزینه درجه اطمینان صفر تا صد را به عنوان مقیاس رتبه بندی کردند (ثبات باورهای کارآمدی). در مفهومی سازی مقیاس ها، تعدادی از خرده مهارت ها برای اجرا در یک دامنه به فرد داده می شود. مثلا یک مقیاس برای کشتی گیران شامل فرار از خاک، واژگون سازی، امتیازات عقب کشی، پیش کشیدن حریف از آرنج و مسلط شدن بر حریف (هدایت حریف) می باشد (تریژر و همکاران، 1996). روش های دیگری نیز برای ارزیابی خودکارآمدی استفاده شده اند، گرچه این سنجش ها منطبق با توصیه های باندورا در مورد ارزیابی نبوده است. برای مثال چندین مطالعه از یک قالب تک موردی برای ارزیابی خودکارآمدی استفاده کردند (وینبرگ و همکاران، 1980؛ ویلز و همکاران، 1993). در اندازه گیری های تک موردی برای ارزیابی اطمینان پاسخ دهندگان، انتظارات پیامد ارزیابی می شود، اما به نظر می رسد انتظارات پیامد به تنهایی نمی تواند برای ارزیابی قضاوت توانایی های اجرای سطوح خاصی از مهارت مناسب باشد. باندورا (1977) اذعان کرد که معمولا انتظارات پیامد به عنوان پیش بین عملکرد به حساب نمی آیند، اما انتظارات کارآمدی به عنوان پیش بین عملکرد در نظر گرفته می شوند. گرچه هم باورهای خودکارآمدی و هم انتظارات پیامد مطابق با گفته باندورا می توانند در جایگاه رفتار ورزشی تأثیرگذار باشند، اما انتظارات پیامد بیش تر به قضاوت های خودکارآمدی بستگی دارند و بنابراین باورهای خودکارآمدی نسبت به انتظارات پیامد پیش بین بهتری به حساب می آیند.
مؤلفه های دیگری نیز برای توصیف کارآمدی در ورزش استفاده شده اند، گرچه این سنجش ها زمانی که با سنجش های خودکارآمدی تکلیف – ویژه مقایسه شوند، عمومی ترند ولی با معیارهای یک سنجش خودکارآمدی همسو به نظر می رسند. فلتز و چیس (1998) فرایند شناختی را به وسیله قضاوت های افراد در مورد قابلیتشان برای نیل به هدفی خاص در یک ورزش یا مجموعه ای از اجراهای حرکتی ارزیابی کردند. آن ها اظهار کردند که این هدف ممکن است کاملا باریک (مانند ضربه زدن آرام برای غلتاندن توپ) یا وسیع تر (مانند اجرای موفقیت آمیز در یک ورزش) تعریف شود.
2-2-3. سنجش های اجرا
باندورا (1997) اجرا را به عنوان دستاوردی که باید توسط نشانه های توصیفی معین شده باشد (مانند تعداد سرویس ها در گیم های تنیس و قضاوت های درجه بندی شده عددی درباره دستاورد)، تعریف نمود. در بازبینی ساندرا، مریتز و همکارانش (2000) دریافتند که سنجش های اجرا می توانند تحت سه عنوان نظری (ذهنی)، عینی و خودگزارش دهی تقسیم بندی شوند. باندورا سنجش های ذهنی اجرا را تحت عنوان «قضاوت های اجتماعی» معطوف کرد که آن توسط یک مشاهده گر بیرونی یا مربی سنجیده می شود (مانند وضعیت اسکیت سوار، ژیمناست و تخته پرش). در طرف دیگر، سنجش های عینی اجرا معمولا کمی تر و نوعی تر از سنجش های ذهنی اجرایند (مانند تعداد بردها و حساب امتیازها). سنجش های خودگزارش دهی شده اجرا شامل اندازه گیری هایی هستند که تلاش را ارزیابی می کنند.
2-2-4. میانجی گرهای ارتباط خودکارآمدی و اجرا
الف) نوع ارزیابی خودکارآمدی و اجرا
استفاده از سنجش های خودکارآمدی عمومی و کاربرد سنجش های واسطه ای اجرا (مانند گزارش های افراد از اینکه چه کاری را می توانند انجام دهند یا ارزیابی دیگران هم چون والدین و مربی)، می تواند بر رابطه بین خودکارآمدی و اجرا تأثیر گذارد (باندورا، 1997).
در بازبینی مریتز و همکاران (2000) دو فرض در نظر گرفته شد:
الف) همبستگی سنجش های خودکارآمدی عمومی و تک موردی نسبت به سنجش های خودکارآمدی تکلیف – ویژه پایین تر است.
ب) همبستگی مطالعاتی که از سنجش های خود – گزارش دهی یا سنجش های ذهنی اجرا به دست آمدند، در مقایسه با سنجش های عینی اجرا پایین ترند.
ب) سازگاری بین سنجش ها
باندورا (1997) بیان کرد ساختار ارتباط بین باورهای کارآمدی و مقتضیات عمل هر دو از قابلیت های (توانایی های) مشابهی ریشه می گیرند. این گفته اشاره بدین دارد که ارزیابی خودکارآمدی و اجرا باید سازگار باشند (مریتز و همکاران، 2000). همانند اینکه یک محقق مهارت های تنیس را به صورت خرد– تحلیلی ارزیابی کند (مانند سنجش اطمینان فردی در بک هند، فورهند و سرویس)، اما بر سابقه برد یا باخت فرد به عنوان سنجش اجرا تکیه کند.
ج) ماهیت تکلیف
عامل سومی که در ارتباط بین خودکارآمدی و اجرا میانجی گری می کند، ماهیت تکلیف است (مریتز و همکاران، 2000). در مطالعات ورزشی، از دو دسته تکالیف جدید و تکالیف آشنا (تکالیف مشابهی که افراد قبلا انجام داده اند) استفاده کردند. مطابق با نظر باندورا (1986) باورهای خودکارآمدی تنها زمانی تعیین گر رفتارند که افراد خرده مهارت های لازم را کسب کرده باشند. بنابراین همبستگی های بین کارآمدی و اجرا در شرکت کنندگانی که تکالیف جدید را اجرا می کنند، در مقایسه با شرکت کنندگان باتجربه تر، پایین تر به نظر می رسند. با وجود این مسلم است که باورهای افراد می تواند بر توانایی شان برای یادگیری توسعه مهارت تأثیر گذارد (مریتز و همکاران، 2000).
د) زمان ارزیابی ها
باندورا (1986) ارتباط دوسویه بین خودکارآمدی و اجرا را مطرح کرد، که به موجب آن تأثیرات خودکارآمدی تابع اجرا و تأثیرات اجرا تابع خودکارآمدی می باشد. قضاوت های خودکارآمدی پس از هرکوشش برای کوشش بعدی مهیا می شود (بروس واتکینز، 1994). فلتز (1982) و مک آولی(1985) دریافتند که ارتباط بین اجرای مهارت ورزشی و نمرات خودکارآمدی پسین، قوی تر از ارتباط بین نمرات خودکارآمدی و نمرات اجرای پسین است. این یافته بدین نکته اشاره دارد که فرد با اجرای مهارت می تواند در مورد توانایی اش برای اجراهای آینده (باورهای کارآمدی) قضاوت کند. سنجش های خودکارآمدی پس از اجرا، همبستگی قوی تری نسبت به سنجش های خودکارآمدی پیش از اجرا دارند (مریتز و همکاران، 2000).
نوع سنجش های خودکارآمدی و اجرا هر دو مهم اند اما ضروری تر از آن، انطباق بین سنجش هاست. برای مثال اگر کسی مایل است اطمینان فردی در مهارت های تنیس را بسنجد، سنجش اجرا باید مهارت های معینی را ارزیابی کند (مریتز و همکاران، 2000). مریتز و همکارانش(2000) دریافتند که سنجش های تکلیف – ویژه خودکارآمدی، بالاترین همبستگی را با اجرا داشته و بنابراین برای ارزیابی مناسب تر به نظر می رسند.
2-2-5. کارآمدی گروهی
طبق نظریه باندورا (1997) خودکارآمدی و کارآمدی گروهی به لحاظ واسطه گری با هم تفاوت دارند. علاوه بر چهار منبع اساسی ذکر شده توسط باندورا از قبیل دستاوردهای اجرا، تجارب مشاهده ای، ترغیب کلامی و پاسخ های ادراک شده فیزیولوژیکی– روانی، والی و همکارانش (1998) منابع دیگری از اطمینان مانند آمادگی ذهنی و بدنی متشکل از حمایت اجتماعی و هدایت از سوی مربی را شناسایی کردند، که می تواند به این معنی باشد: «منابع دیگری از اطلاعات کارآمدی در سطح گروهی وجود دارند». باندورا (1997) در تکمیل نظریه خودکارآمدی، کارآمدی گروهی ادراک شده را عنوان کرد و آن را مجموعه ای از باورهای هر یک از نفرات گروه دانست و باور داشت کارآمدی گروهی رویدادی معین در سطح گروه است که در سطح فردی ارزیابی می شود. اما زاکارو و همکارانش (1995) تعریف دیگری از کارآمدی گروهی ارائه کردند؛ با این عنوان که «کارآمدی گروهی احساس شایستگی تقسیم شده در میان اعضای گروه است که پاسخ شان به عنوان یک منبع منسجم به اقتضای موقعیتی خاص، هماهنگ و تکمیل می شود. از این جهت کارآمدی گروهی برای به انجام رساندن تکالیف، به سطح بالایی از تعامل، همبستگی و همکاری نیاز دارد. کارآمدی گروهی ادراک شده می تواند بر تصمیمی که اعضا برای اجرا به عنوان یک گروه می گیرند، برچگونگی انجام دادن تدابیرشان، بر ترسیم اهداف و راهبردها، بر قابلیت شان برای ایستادگی در زمانی که تلاش های گروه برای کسب نتایج با شکست مواجه شده است، یا بر مقاومتی که آن ها در هنگام مواجهه با موانع نشان می دهند، تأثیر گذارد (باندورا، 1997). بنابراین کارآمدی گروهی به عنوان یک نگرش منتج از گروه توصیف شده است که از اداراکات فردی تشکیل می شود (فلتز و لیرگ، 1998).
2-2-6. منابع کارآمدی گروهی
ادراکات کارآمدی افراد و گروه ها در مسیر یکسان تفسیر می شوند. آن ها از تجربیات مستقیم پیروزی یا شکست، مقایسه اجتماعی یا تجربه مشاهده ای، تأثیر متقاعد کننده و ابزار ادراک شناختی و وضعیت روانشناختی متأثر می شوند (باندورا، 1997؛ فلتز، 1995). ورزشکاران این اطلاعات را در رابطه با عوامل موقعیتی تأثیرگذار بر رفتار، الگوهای فکری و احساسات فردی با هم جمع آوری می کنند. باندورا (1986 ،1997) این منابع را توصیف و آن ها را به عنوان منابع اطلاعات تعریف نمود. مطابق با نظریه منابع اطلاعات، قوی ترین منبع از تجربه مستقیم پیروزی یا شکست منتج می شود در حالیکه کمترین تأثیرگذاری با زبان رسانده می شود (بالاگور، 1995 و فلتز، 1995). اما همان طور که گفته شد منابع دیگری از اطمینان در سطح گروهی از قبیل آمادگی ذهنی و بدنی متشکل ازحمایت اجتماعی و هدایت از سوی مربی مطرح شدند.
2-2-7. سنجش کارآمدی گروهی
برای سنجش کارآمدی گروهی ادراک شده، دو دیدگاه روانشناختی اصلی وجود دارد (باندورا، 1997). اول در نظر گرفتن تفسیر فردی اعضاء در مورد قابلیت فردی شان برای اجرای اعمال خاصی که در داخل تیم انجام می شود. رویکرد دوم به محاسبه تفسیر اعضاء در مورد قابلیت گروه برای انجام وظیفه به عنوان یک تیم می پردازد (باندورا، 2006؛ فلتز و همکاران، 2008). ارزیابی دوم شامل تعامل و انطباق جنبه های عمل در درون تیم هاست. در کل سطوح متعدد رویکردهایی که مولفه های گروه را تحت عنوان کارآمدی گروهی بررسی کردند (مایرز و همکاران، 2004؛ واتسون و همکاران، 2001)، دریافتند ادراکی که هر فرد از کارآمدی گروهی تیمش دارد، به عنوان مجموعه ای از ادراکات گروه شناخته می شود. در بیش تر پژوهش هایی که بر روی کارآمدی گروهی انجام شده است، برای ارزیابی کارآمدی افراد از پنج گزینه تلاش (مانند مسئولیت پذیری و اشتیاق)، توانایی (مانند نمایش مهارت و توانایی تیمی)، آمادگی (مانند آمادگی ذهنی و بدنی)، ایستادگی (مانند اجرا زیر فشار در مواجهه با موانع) و اتحاد (مانند حفظ تماس در حین بازی) استفاده کردند. همچنین در کنار کارآمدی گروهی، عوامل دیگری مانند انسجام گروهی (شامل مواردی همچون یکپارچگی گروهی در اجرای تکلیف و یکپارچگی گروهی – اجتماعی) و وضعیت حریف های دیگر از عناصر مهم اطلاعاتی کارآمدی است. بنابراین در ورزش های گروهی علاوه بر مفاهیمی مانند خودکارآمدی و کارآمدی گروهی، سازه های مؤثر دیگری نیز حضور دارند که می توانند بر اجرای تیمی تأثیر بگذارند و از افت اجرای ورزشی پیشگیری کنند. بنابر گفته باندورا (1977) ادراکات خودکارآمدی ممکن است برای تبیین اجرای گروهی کافی نباشد، چرا که کارآمدی گروهی بر مقدار تلاشی که صرف اهداف گروهی می شود و ایستادگی افراد هنگامی که تلاش های گروهی برای ایجاد نتایج با شکست روبه رو می شود، تأثیرگذار است. ما در این تحقیق سعی کردیم تا با بررسی متغیرهای موثر در باورهای کارآمدی گروهی به طور جداگانه عوامل مؤثر در افزایش سطوح کارآمدی گروهی در تیم را شناسایی کنیم.
2-3. پیشینه پژوهش
با توجه به مطالعات و بررسی های انجام شده، تحقیق مشابه با موضوع تحقیقی مورد مطالعه ما در داخل کشور مشاهده نگردید، از این جهت که مقالات انجام شده یا به خودکارآمدی فعالیت بدنی در دانش آموزان نوجوان پرداخته اند، یا این که خودکارآمدی ورزشی را در سطوح حرفه ای بررسی نموده و یا این که تاثیر خودکارآمدی را همراه با دیگر متغیرهای موثر بر عملکرد ورزشی بررسی نموده اند. پژوهش های انجام شده در خارج از کشور نیز در زمینه خودکارآمدی ورزشی نیز تا حدی محدود بوده و به سال های گذشته برمی گردد؛ همچنین پژوهش های با موضوعیت خودکارآمدی بیشتر در رشته هایی مانند بیسبال، ژیمناستیک و رشته هایی انجام شده اند که کمتر با محوریت تحقیق ما ارتباط دارند. اما در زمینه کارآمدی گروهی مقالات و پژوهش های مطلوبی درسال های نه چندان دور انجام شده اند که ما را در تعیین نقش این عامل در موفقیت گروهی کمک می کنند. به منظور مکتوب و روشن نمودن پیشینه پژوهش، ابتدا به پژوهش های انجام شده در حوزه خودکارآمدی در داخل کشور اشاره ای کرده و سپس تحقیقات انجام شده در خارج از کشور و سپس تحقیقات کارآمدی گروهی یا تیمی را مورد بررسی قرار خواهیم داد.