یکی از مهمترین موضوعات مورد بررسی در روانپزشکی قانونی، موضوع تمارض و فریبکاری است.(1)
از آنجا که ماده 51 قانون مجازات اسلامی در حدود مسوولیت جزایی، جنون در حال ارتکاب جرم را رافع مسوولیت کیفری دانسته، بسیاری مجرمین تلاش می‌کنند با استفاده از این ماده قانونی و با تقلید علایم اختلالات روانی خود را از بند مجازات برهانند. نکته قابل توجه در خصوص متمارضین این است که همیشه انگیزه ای خارجی برای ایجاد عمدی و آگاهانه نشانه های جسمی و روانی دروغین وجود دارد.(2و3)
بسیاری از این افراد بطور عمدی نشانه های ذهنی مبهم و نامعینی را ابراز می‌کنند، و ممکنست از این نشانه ها به تلخی یاد کنند. این بیماران چنانچه نشانه های یک بیماری را هم شرح دهند، معمولا اظهار می‌کنند که نشانه ها گاه وجود دارد و گاهی برطرف می‌شود.(4)
برخی نشانه های رفتاری تمارض عبارتند از:
فرد متمارض در ابتدای مصاحبه آشفته و در انتهای مصاحبه راحت تر است.
نحوه ورود به جلسه مصاحبه، طرز نشستن، آراستگی و پوشش او ممکنست عجیب و غیر عادی باشد.
رفتارهای غیر سیکوتیک زمانیکه در کانون توجه نیست، بارزتر و در زمان توجه دیگران رفتارهای سیکوتیک آشکارتر است.
رفتار جنایی معمولا با انگیزه غیر سیکوتیک بروز کرده است.
فرد متمارض حین مصاحبه ژست حمله و خشم به خود می‌گیرد.(2)
براساس بررسیهای انجام شده تا کنون مطالعات بسیار محدودی در زمینه علایم روانی تقلیدی در مراجعه کنندگان به مراکز روانپزشکی قانونی در دنیا انجام شده و در اغلب مطالعات انجام گرفته نیز با هدف تعیین صلاحیت افراد برای حضور در دادگاهها روشها و تستهای مختلف تشخیص تمارض مورد مقایسه و بررسی قرار گرفته است.(3)
در مطالعه‌ای که Rogers و همکاران در مقایسه موارد تمارض قضایی و غیر قضایی انجام دادند، علایم بیماران را در سه بخش عمده اختلالات روانی، اختلالات شناختی و سندرم های بالینی مورد بررسی قرار دادند و مشاهده کردند افراد در موارد قضایی بیشتر مدعی وجود اختلالات منتال هستند و تمارض در خصوص اختلالات شناختی کمتر از تمارض به بیماریهای کلینیکی دیده می‌شود.(5)
درمطالعه Cornell که روی 39 مورد با علایم تقلیدی بیماریهای روانی انجام شد، نشان داده شد شایعترین اختلال اظهار شده توسط این افراد توهم شنوایی و پس از آن رفتارهای اغراق آمیز بوده و عاطفه نامتناسب، نؤلوژیسم، تفکر غیر انتزاعی و بهداشت فردی پایین بندرت مورد تقلید قرار گرفته است.
جرایم جنسی، سرقت و درگیری شایعترین علل زمینه‌ای تمارض به بیماریهای روانی بود.6/44% بیماران را افراد سفید پوست و 4/56% را سیاهپوستان تشکیل می‌دادند.سابقه بستری قبلی در 51% بیماران دیده می‌شد و 36% سابقه درمانهای سرپایی را ذکر میکردند.(6)
Cochrane و همکاران نشان دادند جرایم مربوط به مواد مخدر، جرایم دولتی و آدم ربایی از جمله جرایمی هستند که نیاز به توانایی های بالقوه شناختی بیشتری نسبت به سایر جرایم دارد، چرا که چنین جرایمی معمولا نیاز به طراحی نقشه مناسب دارند و بنابر‌این افرادی که بیماری جدی روانی مانند سیکوز دارند کمتر می‌توانند وارد چنین جرایمی شوند.(7)
این نتایج با نتایج مطالعه Cornell بخصوص در گروه جرایم جنسی و نسبت پایین اختلال منتال در آنها هماهنگی دارد. (6)
یکی از یافته های دور از ذهن در مطالعه Cochrane و همکاران میزان پایین تمارض در محکومین قتل بود (4% در مقابل 11% سایر جرایم).این مطالعه نشان داد تقریبا 25% این افراد را بومیان آمریکایی تشکیل می‌دهند که بسیار بیش از نسبت زندانیان بومی امریکاست.(7)
Kucharski و همکاران نشان دادند بعلت غیر معمول بودن علایم مورد ادعا در افراد مشکوک به تمارض می‌توان با 90% اطمینان تشخیص را در این موارد مطرح نمود. در اغلب این افراد عملکرد کلی با علایم روانی ذکر شده مطابقت