دانلود فایل پایان نامه روانشناسی سیستم بازداری

همچنین کمترین رتبه تحصیلات در بین شرکت کننده گان به لیسانس با 5 درصد اختصاص یافته است. جدول 4-3 توزیع فراوانی آزمودنی ها بر حسب ترتیب تولد را نشان می دهد.
جدول 4-3 توزیع فراوانی افراد نمونه بر حسب ترتیب تولد
فراوانی
درصد
شاخص
رتبه تولد
16
20
اول
28
35
دوم
24
30
سوم
6
5/7
چهارم
6
5/7
پنجم و بالاتر
80
100
جمع
نتایج جدول 4-3 در خصوص ترتیب تولد حاکی از آن است که اکثر آزمودنی ها با 35 درصد فرزند دوم و 30 درصد آنان فرزند سوم خانواده بوده اند. جدول 4-4 توزیع فراوانی آزمودنی ها بر حسب سن را نشان می دهد.
جدول 4-4 توزیع فراوانی افراد نمونه بر حسب سن
فراوانی
درصد
میانگین سنی
شاخص
سن
42
5/52
70/26
20 تا 25 سال
22
5/27
26 تا 30 سال
12
15
31 تا 35 سال
4
5
36 تا 40 سال
80
100
جمع
همان طور که در جدول شماره 4-4 نشان داده شد، اکثریت شرکت کننده گان 5/52 درصد نمونه مورد مطالعه در دامنه سنی 20 تا 25 سال قرار دارند. همچنین میانگین سنی نمونه مورد مطالعه 70/26 گزارش شد.
4-3 آمارههای استنباطی
سوال اول پژوهش: آیا خودکنترلی در افراد نابینا و عادی متفاوت است؟
با توجه به اینکه متغیر خودکنترلی در سطح فاصله ای و از توزیع بهنجاری برخوردار است از آزمون تی مستقل برای آزمون پرسش اول پژوهش استفاده گردید. جدول 4- 5 نتایج آزمون t مستقل برای مقایسه تفاوت میانگین و انحراف معیار خودکنترلی در افراد نابینا و عادی را نشان می دهد.
جدول 4-5 آزمون t مستقل برای مقایسه تفاوت میانگین و انحراف معیار خودکنترلی در افراد نابینا و عادی
تعداد
میانگین
انحراف معیار
سطح معنی داری
درجه آزادی
مقدار t
شاخص
گروه
40
03/127
67/15
960/0
78
050/0
نابینا
40
20/127
47/15
عادی
همانگونه که در جدول 4- 5 مشهود است در ارتباط با پرسش اول تحقیق می توان استنباط نمود که بین نمره خودکنترلی افراد نابینا (67/15SD = و 03/127M =) و نمره خودکنترلی در افراد عادی (47/15 SD = و20/127M =) تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0p). بنابراین فرض صفر تایید و بین نمره خودکنترلی نابینایان و افراد عادی تفاوت معناداری وجود ندارد(05/0p ).
سوال دوم: آیا سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری در افراد نابینا و عادی متفاوت است؟
جدول 4- 6 نتایج آزمون تی مستقل برای مقایسه تفاوت میانگین و انحراف معیار سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری در افراد نابینا و عادی را نشان می دهد.
جدول 4-6 آزمونt مستقل برای مقایسه تفاوت میانگین و انحراف معیار سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری در افراد نابینا و عادی
تعداد
میانگین
انحراف معیار
سطح معنی داری
درجه آزادی
مقدار t
شاخص
گروه
40
10/41
85/4
001/0
10/70
42/4-
نابینا
40
20/35
88/6
عادی
همانگونه که در جدول 4- 6 مشهود است بین نمره سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری نابینایان (85/4 SD = و10/41M = ) و افراد عادی (88/6SD= و20/35 M=) تفاوت معناداری وجود داشت(05/0 p ). بطوری که این تفاوت در سطح معناداری (001/0p = دو دامنه، 10/70 df = و42/4- t =) مورد تایید است. همچنین نتایج آزمون لوین برای برابری واریانس ها از لحاظ آماری معنادار (05/0 p و78/2 f=) و در نتیجه از آزمون t برای واریانس های نابرابر استفاده گردید. بنابراین در تبیین پرسش دوم پژوهش می توان گفت فرض صفر مردود و بین سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری نابینایان و افراد عادی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0P ).
سوال سوم پژوهش: آیا متغیرهای دموگرافیک(جنسیت،تحصیلات و ترتیب تولد) بر خودکنترلی و سیستم بازداری- فعالسازی رفتاری از افراد نابینا و عادی موثر است؟
جدول 4- 7 نتایج آزمون تحلیل واریانس دو عاملی برای مقایسه تفاوت میانگین و انحراف معیار خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری افراد مورد مطالعه بر حسب جنسیت را نشان می دهد.
جدول 4-7 آزمون تحلیل واریانس دو عاملی برای مقایسه تفاوت میانگین و انحراف معیار خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری بر حسب جنسیت
میانگین
انحراف معیار
سطح معنی داری
درجه آزادی
مقدار F
متغیر
جنسیت
68/127
80/12
781/0
1
087/0
خودکنترلی
زن
70/126
31/17
مرد
71/13
51/3
917/0
1
011/0
سیستم بازداری / فعال ساز رفتار
زن
63/13
92/2
مرد
با توجه به یافته های جدول شماره 4-7 تحلیل واریانس دو عاملی نشان داد که به طور کلی جنسیت از تاثیر معناداری بر خودکنترلی افراد مورد مطالعه برخوردار نسبت(781/0P = و087/ 0 F =). در ارتباط با تاثیر جنسیت بر سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری نتایج حاکی از آن است که جنسیت تاثیر معناداری بر سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری ندارد (917/0 P =و011/0 F =).
جدول 4- 8 نتایج آزمون تحلیل واریانس دو عاملی برای مقایسه تفاوت میانگین خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری افراد مورد مطالعه بر حسب ترتیب تولد را نشان می دهد.
جدول 4-8 آزمون تحلیل واریانس دو عاملی برای مقایسه تفاوت میانگین خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری بر حسب ترتیب تولد
خودکنترلی
سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری
متغیر
میانگین
سطح معناداری
درجه آزادی
مقدار F
میانگین
سطح معناداری
درجه آزادی
مقدار F
ترتیب تولد
25/121
286/0
4
27/1
44/15
116/0
4
91/1
فرزند اول
86/827
61/13
فرزند دوم
58/126
71/12
فرزند سوم
67/135
33/13
فرزند چهارم
83/132
33/13
فرزند پنجم و بالاتر
همانگونه که در جدول 4- 8 مشهود است، تحلیل واریانس دو عاملی نشان داد که به طور کلی ترتیب تولد از تاثیر معناداری بر خودکنترلی در گروه های مطالعه برخوردار نیست ( 05P/ و 27/1= F). در ارتباط با تاثیر ترتیب تولد بر سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری نتایج حاصل از جدول 4- 8 حاکی از آن است که ترتیب تولد از تاثیر معناداری بر سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری برخوردار نیست (05/0

جدول4-9 نتایج آزمون تحلیل واریانس دو عاملی برای مقایسه تفاوت میانگین خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری افراد مورد مطالعه بر حسب تحصیلات را نشان می دهد.
جدول 4-9 آزمون تحلیل واریانس دو عاملی برای مقایسه تفاوت میانگین خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری بر حسب تحصیلات
خودکنترلی
سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری
متغیر
میانگین
سطح معناداری
درجه آزادی
مقدار F
میانگین
سطح معناداری
درجه آزادی
مقدار F
تحصیلات
90/123
681/0
4
576/0
60/12
پایین تر از دیپلم
57/124
29/13
230/
4
43/1
دیپلم
32/130
45/13
0
فوق دیپلم
81/128
25/15
لیسانس
50/128
75/13
فوق لیسانس و بالاتر
همانگونه که در جدول 4- 9 مشهود است، تحلیل واریانس دو عاملی نشان داد که به طور کلی تحصیلات تاثیر معناداری بر خودکنترلی ندارد(05/0

فصل پنجم:
بحث و نتیجه گیری
5-1 بحث یافتهها
نقش نظام های خودکنترلی و بازداری- فعال سازی رفتار به عنوان عوامل زمینه ساز در آمادگی فرد برای ابتلا به مشکلات رفتاری و هیجانی در سال های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. یکی از مهمترین مهارت ها که مشخصه بهنجاری و سازگاری افراد است، برخورداری از صفت خودکنترلی است. افرادی که می توانند هدف های واقع گرایانه را اولویت بندی کنند و در زمان تصمیم گیری میان عواطف و عقل تعادل برقرار کنند، خود کنترل هستند، خودکنترلی بیانگر میزان مطابقت ویژگی های رفتاری خود با شرایط و موقعیت موجود است (آقایار وشریفی درآمدی، 1385). از سوی دیگر حساسیت نظام های بازداری و فعال ساز رفتاری درنظریه گری به نقل از کارور و وایت منعکس کننده تفاوت های فردی از حساسیت نظام عصب شناختی زیر بنایی افراد در پاسخ به نشانه های محیطی می باشد(گری، 1972). همچنین الگوهای بازداری- فعال ساز رفتار بر اندازه گیری و بررسی بازداری و فعال سازی رفتار در مقایسه با سازه هایی چون توجه تاکید می کند، که احتمالاً قدرت تمایز بالایی برای تشخیص افراد با اختلالاتی چون عدم توانایی در تکلم و بینایی دارد. بنابراین این مطالعه با هدف تعیین و مقایسه خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری افراد نابینا و عادی شهرستان اقلید انجام گرفت.
قبل از بحث در مورد یافته ها و نتایج، قابل ذکر است که اطلاعات جمعیت شناختی آزمودنی ها بر حسب جنس، تحصیلات، سن و ترتیب تولد در فصل چهارم ارائه شده است و آزمودنی ها بر اساس این اطلاعات همتاسازی شده اند تا امکان مقایسه بین آنها فراهم گردد. با این وجود 5/57 درصد از شرکت کنندگان را مردان و 5/42 درصد را زنان تشکیل داده اند. اکثریت نمونه مورد مطالعه با 35 درصد دارای تحصیلات دیپلم بوده اند. همچنین میانگین سنی شرکت کنندگان 70/26 گزارش شد.
پرسش اول پژوهش: آیا خودکنترکی در افراد نابینا و عادی متفاوت است؟
یافته های تحلیلی در مورد پرسش اول پژوهش حاکی از آن بود که تفاوت معناداری بین نمره خودکنترلی نابینایان و افراد عادی وجود ندارد. به طوری که در ارتباط با پرسش اول مطالعه می توان نتیجه گرفت بین نمره خودکنترلی در افراد نابینا(67/15SD = و 03/127 M =) و نمره خودکنترلی در افراد عادی (47/15SD = و20/127 M =) تفاوت معناداری وجود ندارد(05/0p > ).
در تبیین پرسش اول تحقیق می توان گفت که خودکنترلی به معنی سرکوب کردن هیجانات و احساسات نیست. برعکس خودکنترلی یعنی اینکه ما یک انتخاب برای چگونگی ابرازاحساساتمان داریم وچیزی که موردتاکید است، روش ابرازاحساسات است به طوری که جریان تفکرراتسهیل کند(گلمن، 1995). هرچه خودکنترلی بالاتر رود کیفیت زندگی بهبود می یابد. مطالعات انجام شده(بلکلی و همکاران،2003 ؛ بارن،1989 ؛ بریک و همکاران ،2005 ؛ کاشال و کوانتس، 2006)، بین خودکنترلی با تعارض، رفتار، شخصیت، سلامت و بهزیستی روانی ارتباط معناداری نشان دادند. به طور کلی نتایج حاصل از مطالعات انجام شده حاکی از آن است که متغیر خودکنترلی نقش بسزایی در بهزیستی و سلامت روانی افراد دارد که در این راستا نتایج مطالعه ی حاضر نشان داد بین نمره خودکنترلی در افراد نابینا و عادی تفاوت معناداری وجود ندارد(p0/05). بنابراین افراد با آسیب بینایی معلولانی هستند که می توانند عضوی مؤثر و مفید در جامعه باشند. آنان حق دارند از حقوق و مزایای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی که افراد عادی از آن بهره مند هستند، استفاده کنند. در این راستا نظام آموزشی هم باید فرصت های آموزشی و پرورشی مساوی و مناسبی برای آنان تدارک ببیند، به گونه ای که بتوانند استعدادهای نهفته خود را شکوفا سازند.
پرسش دوم پژوهش: آیا حساسیت سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری در افراد نابینا و عادی متفاوت است؟
نتایج در مورد پرسش دوم پژوهش حاکی از آن بود بین نمره سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری نابینایان و افراد عادی تفاوت معناداری وجود داشت(05/0p). بطوری که این تفاوت در سطح اطمینان 95 درصد مورد تایید است. با توجه به نمره سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری نابینایان(85/4SD = و10/41 M =) و افراد عادی (88/6SD = و 20/35M =) این تفاوت به سود نابینایان است و در واقع نبابینایان از حساسیت سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری بالاتری نسبت به افراد عادی برخوردارند.
در تبیین پرسش دوم تحقیق می توان گفت سیستم بازداری رفتاری و سیستم فعال ساز رفتاری است که به محرک های تقویت کننده‌‌ی ثانوی مختلف پاسخ می دهند. سیستم بازداری رفتاری در مقابل نشانه های شرطی تنبیه یا عدم پاداش ناکام کننده و همچنین(محرک های جدید و ترس آور ذاتی) برانگیخته می شود و سیستم فعال ساز رفتاری از طریق نشانه های شرطی پاداش با رهایی از تنبیه فعال می گردد (پیکرینگ و گری، 1999).
اسلوبودسکایا (2001) در بررسی خود نشان داد، افرادی که سیستم فعال سازی رفتاری قویتری دارند وقتی با احتمال تنبیه مواجه می شوند از آن می گریزند و از رفتاری که منجر به پیامدهای ناخوشایند شود دوری می کنند. نظام فعال سازی رفتاری صرفاً برای دستیابی به نتایجی که برای فرد پاداش دهنده است عمل می کند و موجب عدم توجه به تنبیه می شود. همچنین نتایج بررسی گری (1990) نشان داد، این سیستم های مغزی- رفتاری اساس تفاوت های فردی می باشند و فعالیت هر یک از آنها به فراخوانی واکنش های هیجانی متفاوت نظیر ترس و اضطراب می انجامد. همچنین یافته های وی نشان داد، حساسیت سیستم فعال ساز رفتاری نشان دهنده تکانشگری فرد می باشد. مطالعات متعدد نشان داد، فعالیت سیستم بازداری رفتار موجب فراخوانی حالت عاطفی اضطراب و بازداری رفتاری، اجتناب فعل پذیر، خاموشی، افزایش توجه و برپایی می گردد .همچنین فعالیت زیاد پایه های نوروآناتومی این سیستم با تجربه اضطراب مرتبط می باشد (کر، 2002). نتایج حاصل از این مطالعات نشان می دهد عملکرد سیستم بازداری- فعال سار رفتاری نقش بسزایی در تجربه حالت های روانشناختی نظیر اضطراب، ترس، تکانشگری و … دارد.
پرسش سوم پژوهش: آیا متغیر های دموگرافیک (جنسیت، ترتیب تولد و تحصیلات) بر خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال سازی رفتار در نمونه مورد مطالعه موثر است؟
یافتهها در مورد پرسش سوم پژوهش حاکی از آن بود که جنسیت، ترتیب تولد و تحصیلات از تاثیر معناداری بر خودکنترلی و سیستم بازداری فعال ساز رفتاری در نمونه مورد مطالعه برخوردار نبود(05/0p). همچنین این یافته ها حاکی از آن است که بین خودکنترلی و حساسیت سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری در زنان و مردان در سطح اطمینان 95 درصد تفاوت معناداری وجود ندارد(05/0p). که این یافته ها با یافته پژوهش های بهرامی خوندابی(1383) و بیابانگرد (1384)، همسو است. به طور کلی این پژوهش ها نشان دادند بین خودکنترلی و بازداری- فعال سازی رفتار در بین زنان و مردان تفاوت معناداری وجود ندارد. در تبیین همسویی نتایج این مطالعات با مطالعه ی حاضر می توان به عوامل فرهنگی و نقش فعالانه زنان در فعالیت های اجتماعی نظیر ادامه تحصیل، اشتغال، تمایل زنان به استقلال مالی و شرایط تربیتی و پرورشی یکسان برای رشد و شکوفایی زنان و مردان اشاره نمود.
از طرفی نتایج حاصل از تحقیق حاضر با نتایج تحقیق علیپور و همکاران(1390) ناهمسو می باشد که در تبیین این ناهمسویی می توان گفت دختران به علت تاثیرپذیری از الگوهای متفاوت جامعه پذیری، از خودکنترلی بالاتری نسبت به پسران برخوردارند. تحقیقات اشنایدر و همسترا (1987) نشان دادد، که مردان نسبت به زنان خودکنترلی بالاتری دارند. در حالیکه نتایج پژوهش حاضر عکس این نظریات را نشان می دهد از جمله دلایل این ناهمسویی می توان احتمالاً تفاوت در جامعه آماری را بیان کرد و همچنین از آنجایی که کنترل داشتن برخود یا خودکنترلی ظرفیتی در فرد است که موجب می شود که بجای اینکه رفتار فرد از بیرون و به وسیله عوامل محیطی کنترل شود از درون وی کنترل شود یعنی فرد به سطحی از نظم دهی برسد که بتواند رفتارهایش را کنترل کند می تواند دلیلی بر این ناهمسویی باشد.
عبدی و همکاران (1390) درتحقیقی تحت عنوان میزان حساسیت بازداری رفتاری در میزان اضطراب افراد مبتلا به سوء مصرف مواد و سالم شهر تهران دریافتند که فعال سازی رفتاری با میزان اضطراب رابطه منفی وجود دارد یعنی با افزایش میزان فعال سازی رفتاری میزان اضطراب کاهش می یابد و برعکس و بین سیستم بازداری و فعال سازی رفتار در زنان و مردان تفاوت معنادار وجود ندارد و با یافته های مطالعه ی حاضر همخوانی دارد. این همسویی می تواند شباهت های فرهنگی- تربیتی جوامع مورد مطالعه را بیان کند.
اسلوباد اسکایاز (2001) در پژوهش خود، به برتری فعالیت سیستم بازداری رفتاری دختران نسبت به پسران اشاره کرد. شاهنده و آقا یوسفی (1391) درتحقیقی در مقایسه سیستم های مغزی فعال سازی/ بازداری رفتاری و اضطراب و منبع کنترل دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور اهواز دریافتند که تفاوت میزان فعالیت سیستم های مغزی/ رفتاری بین چهار گروه آزمودنی معنی داری است. میزان فعالیت سیستم فعال سازی رفتاری در آزمودنی های با منبع کنترل درونی بیشتر و این میزان در پسران بالاتر از دختران بود و میزان فعالیت سیستم بازداری رفتاری در آزمودنی های با منبع کنترل بیرونی بیشتر و این برتری با گروه دختران بود. در سیستم جنگ- گریز، درک از مرکز کنترل بیرونی میانگین بالاتری را نشان داد و میانگین دختران در گریز و میانگین پسران در جنگ بیشتر بود. بین دو گروه در دو سیستم فعالساز رفتاری و بازداری رفتاری با اضطراب رابطه منفی وجود دارد. علت این ناهمسویی می تواند ناشی از عوامل فرهنگی، آموزشی و تربیتی در جوامع مورد مطالعه و تفاوت های فردی دختران و پسران در واکنش به حالت های هیجانی(مانند اضطراب) و عملکردهای مغزی- رفتاری متفاوت در بین دختران و پسران باشد
بارکلی(1997) اظهار کرده است که الگوی بازداری رفتاری به پژوهش های بیشتری احتیاج دارد. در همین راستا، بررسی های مروری انجام شده پیرامون الگوی بازداری رفتاری و خودگردانی نشان از آن دارد که الگوی بارکلی با وجود نقاط قوت دارای برخی نقاط ضعف است. همچنین وی در سال های اخیر بر خود کنترلی و خودگردانی و سرانجام الگوی بازداری رفتاری تاکید گسترده ای کرده است. بنابراین با توجه به اهمیت خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری در آسیب شناسی اختلالات روانی و به خصوص در افراد دارای اختلالات جسمی نیاز به مطالعات جامع و گسترده پیرامون این مهم و بومی سازی دانش آن هر بیشتر احساس می شود.
5-2 نتیجه گیری
با توجه به اهمیت نقش سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری در سلامت افراد و نقش این سیستم ها در تجربه حالت های روانشناختی نظیر اضطراب، ترس، استرس، شادمانی و امید، توجه به تفاوت های فردی نابینایان در عملکرد سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری هر چه بیشتر احساس می شود. همچنین حمایت های بیش از اندازه والدین افراد با آسیب بینایی، به تمامیت روانی آنها آسیب می رساند. پیشنهاد می‌شود والدین این افراد آموزش هایی در زمینه نیازها و تفاوت های فردی کودکانشان و نحوه مواجهه با مشکلات فرزندانشان دریافت کنند. بنابراین با توجه به یافته های این پژوهش به نظر میرسد که سیستم بازداری- فعال سازی رفتار نابینایان از حساسیت بالاتری برخوردار است لیکن خودکنترلی رفتار به عواملی غیر از حساسیت سیستم بازداری – فعال سازی مربوط میشود.
5-3 محدودیت های پژوهش
با توجه به اینکه پژوهشگر خودش نابینا بوده است مشکلاتی از قبیل رفت و آمد محقق، دسترسی به آزمودنیها و … وجود داشته است.
این پژوهش در مورد نابینایان شهر اقلید انجام شده است و تعمیم نتایج آن به سایر جامعه ها باید با دقت صورت گیرد.
با توجه به محدودیت جامعهی فوق، نتایج این پژوهش قابل تعمیم به جامعه های نابینای شهرها یا شهرستانهای دیگر، بخصوص شهرها یا شهرستان هایی با ویژگی های فرهنگی، قومی و آموزشی بسیار متفاوت با شهر اقلید، نیست و لازم است در تعمیم دهی نتایج این پژوهش محتاط بود.
5-4 پیشنهادات پژوهش
الف) پیشنهادات کاربردی:
مهندسی اجتماعی جهت روان شدن ارتباطات معلولین و به خصوص نابینایان در ساختارهای شهری صورت پذیرد .
فراهم کردن شرایطی

Author: مدیر سایت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *