فرتیز پرلز معتقد است که هر موجود انسانی به تمامیت و کمالگرایی تمایل دارد از‌این رو، روش درمانی خود را گشتالت درمانی نامیده است از‌این جهت که زمانی انسان از شخصیت سالم و سلامت روانی برخوردار است که‌این تمامیت و گشتالت و کمال گرائیدن برقرار باشد به نوعی که برای داشتن سلامت روانی بایستی ارگانیزم دائماً در حال برقراری توازن باشد. پرلز سائق یا نیروی بر انگیزاننده انسان را وضعیت های ناتمام،‌البته با اولویت بندی و میزان اهمیت آنها به تنظیم رفتار خود می‌پردازد و افراد سالم کسانی هستند که بدون توجه به فشارهای محیطی و نیروی بیرونی و اعم از خواسته ها و توقعات دیگران به تنظیم خود می‌پردازند و به عقیده پرلز آگاهی از خود تنها راه رسیدن به شخصیت سالم است چرا که با آگاهی از خود رفتارمان را تنظیم کرده و می‌توانیم ارگانیزم (جسم و ذهن خود را) تعادل و توازن ببخشیم. بنابراین توجه به زمان حال و ملزومات آن مهمترین روش زندگی توام با آرامش رسیدن به سلامت روانی است فهرست پرلز از خصوصیات سالم عبارتند از:
انسان سالم:‌این مکانی و‌این زمانی با احساس‌ایمنی در لحظه هستی زندگی کند.
انسان سالم به آنکه و آنچه که هست آگاهی کامل داشته و آن را می‌پذیرد.
اشخاص سالم مسئولیت زندگی خود را به عهده میگیرند و بالعکس مسئولیت زندگی هیچ کس دیگر را نمی‌پذیرند.
اشخاص با خود جهان ارتباط کاملی دارند.
انسانهای‌این مکانی و‌این زمانی قادر هستند که بدون ترس، خشم خود را ابراز نمایند.
افراد سالم علیرغم‌اینکه با جهان بیرون در ارتباط هستند، خودشان را از قید تنظیم های محیطی آزاد می‌کنند.
اشخاص سالم نسبت به شرایط زمانی که در آن زندگی می‌کنند پاسخ می‌دهند.
افراد سالم دارای مرزهای من گسترده‌ای هستند به گونه‌ای که انعطاف پذیر بوده و هیچ تغییری‌با دیگران ندارند (شوتز (1362)
در دیدگاه پرلز به اشخاص سالم و سلامت روان آنچه که بیش از همه اهمیت دارد. نظر وی راجع به زندگی کردن در حال و نداشتن آرزوهای بزرگ و نقش آفرین است اما بایستی به‌این نکته نیز اذعان داشت که پرلز راجع به بی تفاوتی و نداشتن احساس مسئولیت نسبت به دیگران کمی‌اغراق می‌کند و هیچ گاه نمی‌توان نسبت به پیامدهای منفی نگرش در حد افراطی بی تفاوت بود که همانا تنهایی ـ افکار منفی و افسردگی را در پی خواهد داشت (همان منبع)
ه) نظریه عقلانی ـ هیجانی الیس:
الیس معتقد است که انسانها تا حدود زیادی خود موجد اختلافات و ناراحتی های روانی خودشان هستند: الیس معتقد است که انسان با استعداد وآمادگی مشخص برای مضطرب شدن به دنیا می‌آید و تحت تأثیر عوامل فرهنگی و شرطی شدن اجتماعی‌این آمادگی را تقویت می‌کند. در عین حال انسان‌این توانایی قابل ملاحظه را هم دارد که به کمک تفکرو اندیشه،از اضطراب و آشفتگی خود، جلوگیری کند.
اشخاص (شخصیت های سالم) کسانی هستند که بطور طبیعی برای انسانهای دیگر یار و یاروند و بدانها عشق می‌روزند مشروط بر آنکه در دام تفکر غیر عقلانی خود گرفتار نشوند. چرا که‌این نوع تفکر به تنفر از خویش و رفتار مخرب نفس منجر می‌شود
و سرانجام به تنفر از دیگران خاتمه می‌یابد و علاقه اجتماعی او را مختل می‌کند (شفیع آبادی ئ ناصری 1378)
الیس اضطراب و اختلالات رفتاری را زاده طرز تفکر خیالی وبی معنی انسان می‌داند به همین دلیل وجود چند اعتقاد را در ذهن غیر منطقی می‌داند که اهم آنها را بر می‌شماریم(پاترسن 1996 ـ الیس 1973)،‌بانی 1964. (همان منبع)
اعتقاد به اینکه لازمه احساس ارزشمنی وجود حداکثر لیاقت،‌کمال و فعالیت شدید است.
عقیده خود مبنی بر‌اینکه برخی از مردم بد، و شرور و بد ذات هستند و باید به شدت تنبیه شوند.
اعتقاد داشتن به ضرورت برای تأیید و احترام گذاشتن دیگران به فرد و تعظیم و تکریم کردن وی.
اعتقاد بر‌اینکه اگر وقایع رویدادها به همان صورت نباشد که فردی می‌خواهد، فاجعه آمیز است.
اعقتاد براینکه بدبختی و عدم خوشنودی او توسط عوامل بیرونی بوجود آمده اند.
اعتقاد شخص بر‌این باور غلط که چیزهای خطرناک و ترس آور موجب نهایت نگرانی می‌شوند و فرد همواره باید کوشا باشد تا که احتمال رخ دادن آنها را تأخیر بیندازد.
اعتقاد به‌اینکه اجتناب و دوری از برخی از مشکلات زندگی، مسئولیتهای فردی آسان تر از مواجه شدن با آنهاست.