بسیاری از این جرائمی که در این سه ماده قانونی آمده از مصادیق بغی و جرایم سیاسی است  و با تعریف محاربه و محارب که در تفسیر آیه محاربه و در روایات محاربه و در کتب معتبر فقهی آمده است که به بخشی از آنها قبلاً اشاره شد، سازگاری ندارد و اساساً در فقه اسلامی مسأله بغی و جرم سیاسی در هر مرحله‌ای که باشد موضوعاً و حکماً از مقوله محاربه جدا است و از اهداف و انگیزه‌های آن خارج است و این احکام علاوه بر اصول و قواعد فقهی با سیره و سنت علی امیر‌مؤمنان (ع) و با روش آن بزرگوار در برخورد با گروه خوارج که بدترین، عنود‌ترین و لجوجترین با غیان و مجرمان سیاسی حکومت عدل علوی بودند، کاملاً منافات دارد که در مقاله جرم سیاسی به آن اشاره شده است (34)  جهت تأیید موضوع در این‌جا نیز به نکات دیگری از روش ومنش علی امیرمؤمنان (ع)  در برخورد با مجرمین سیاسی که برای ما حجت  قاطع است اشاره می‌کنم.
2-7 سیره و سنت علی (ع) در برخورد با  باغیان و مجرمان سیاسی 
علی امیر مؤمنان (ع) با مخالفان خود که با تمام جمود و تحجر و با تمام قدرت و لجاجت علیه حکومت او قیام کرده بودند یعنی با باغیان و مجرمان سیاسی حکومتش آنچنان با بزرگواری وسعه‌صدر برخورد می‌کرد که از حوصله بشر  خارج است به‌طوری که شهید مطهری در این مورد می‌گوید: « امیر‌مؤمنان (ع) باخوارج در منتهی درجه آزادی و دموکراسی رفتار کرد… شاید این مقدار آزادی در دنیا بی‌سابقه باشد که حکومتی با مخالفین خود تا این درجه با دموکراسی رفتار کرده باشد» (35) سپس نحوه برخورد و رفتار شاهکار‌ علی (ع) با مخالفینش را توضیح می‌دهد.(36)
      مخالفان علی امیر‌مؤمنان (ع) بسیار عنود و  لجوج و سرسخت بودند بلوا و آشوب بپا می‌کردند و بیش از حد آزارش می‌دادند ولی آن بزرگوار احدی از آنها را ترور نکرد و یا دستور ترور و کشتن آنها را صادر نکرد و حتی ترور کننده جنگ افروز‌ترین دشمن خود را که فرماندهی جنگ جمل را علیه او برعهده داشت سرزنش نمود و وعده آتش جهنم به او داد (37) و احدی از مخالفین و منتقدان خود را دستگیر‌و زندانی نساخت بلکه یک شلاق حتی یک سیلی هم به آنها نزد. مخالفین علی (ع) می‌آمدند، در برابر آن حاکم مقتدر، شجاع و نترس می‌ایستادند. در پیش یاران و عاشقانش با جرأت تمام و بی‌شرمانه و بی‌باکانه فحش و ناسزایش می‌گفتند، توهین و تکفیرش می‌کردند می‌گفتند یا علی تو کافر شده‌ای باید توبه کنی علی (ع) با استدلال و منطق پاسخشان می‌داد. توجیهشان می‌کرد تا آرام بگیرند و هدایت شوند ولی فایده‌ای نداشت اما علی باز کار به کارشان نداشت، یاران و عاشقانش می‌خواستند آنها را بزنند، بکشند ولی آن بزرگوار جلوگیری می‌کرد(38)  و نه تنها از ضرب ، مجازات و ترور ممانعت می‌کرد بلکه حتی اجازه سب و ناسزاگویی هم به آنان نمی‌داد و می‌گفت من دوست ندارم یاران و دوستان من ناسزا‌گو باشند دهن به بد‌گویی بگشایند. (39) حقوقشان را از بیت‌المال قطع نکرد از مساجد و مجامع اسلامی طردشان نکرد تا روزی که شمشیر برداشتند و آشوب و بلوا به ‌پا کردند کشت و کشتار براه انداختند علی‌(ع) ازشروع جنگ خودداری ‌نمود، (40) و از هر طریق ممکن اتمام حجت ‌کرد تاجنگی اتفاق نیفتد (41) آنگاه که همه راه‌حل‌های مسالمت آمیز را به روی خود بسته ‌دید، به‌ناچار شمشیر به‌دست گرفت تا غائله و آشوب را بخواباند بعد از پیروزی و خواباندن آشوب هم همه را عفو کرد و رهایشان ساخت تا زندگی کنند(42) و اموالشان را بخودشان مسترد ‌نمود واز حکم ارتداد آن‌ها خود‌داری کرد و علاً حکم اسلام را برایشان جاری ساخت. (43)
روش علی(ع) نه تنها در جرایم سیاسی بلکه در جرایم و گناهان عادی نیز همین‌طور بود علی برای کسی با استدلال و توجیه، جرم و گناه ثابت نمی‌کرد اثبات جرم در سنت و سیرت علی جایی نداشت  نه تنها اثبات  جرم علیه کسی نمی‌کرد حتی از ثبوت جرم هم تا حد امکان و هر مقدار که راه داشت جلوگیری می نمود علی نه تنها مجرمین و متهمین را به اعتراف و اقرار وادار نمی‌کرد بلکه آنان را از اعتراف و اقرار به جرم برحذر می‌داشت و از شنیدن اقرار و اعترافات آنان خودداری می‌کرد تا جرم و گناه برایشان ثابت نشود و حکم خدا و مجازات برایشان متوجه نگردد و از اسلام شلاق نخورند، رنج و زندان نبینند یعنی در واقع در ثبوت جرم و مجازت برای مردم، تسامح بخرج می داد و از اعتراف و ثبوت جرم و تحمل مجازات جلوگیری می‌نمود (44) ولی آنجا که حد و تعریز ثابت می‌شد در اجرای آن کوچکترین اغماض و تسامح را روا نمی‌داشت مجرم هر‌کسی و در هر مقام و نسبتی بود بدون تبعیض، بر اجرای حد و مجازات، پافشاری می‌کرد تا حکم خدا را اجرا نکرده از پای نمی‌نشست  یعنی سختگیری و حساسیت علی در مسأله جرم و جزا فقط در چهار مورد بود: 
          1.ظلم بر مردم 
2.حقوق مردم ( حقوق خصوصی)
3. حیف و میل وخیانت در بیت المال
4.اجرای حدود بعد از ثبوت جرم و نه در اثبات جرم که بخواهد جرم را در مورد کسی با تحلیل و استدلال  و یا با اعتراف گرفتن به اثبات برساند آنگاه او را مجازات کند نه اصلاً و هرگز!!
این بود روش، سنت و سیرت علی(ع) که در تاریخ زندگی او قطعی و کلمه به کلمه مستند است و اختلافی در میان تاریخ‌نگاران و سیره نویسان وجود ندارد.
2-8- شیوه‌های برخورد با جرایم سیاسی درروایت اسلامی
در این جا چند روایت که از اصول مسلم و منشأ قواعد فقهی هستند و  در نحوه برخورد با جرایم سیاسی و حکومتی و حدود الهی، مستندات سیره علوی را تشکیل می‌دهند، بدون شرح و توضیح می‌آورم و استنتاج و استنباط را به خود خوانندگان خبیر وامی‌گذارم:
1. رسول الله (ص) : ادرؤاالحد ود بالشبهات
  حدود و مجازات را با کوچکترین شک و شبهه که وجود داشته باشد از گرده مردم بردارید.
 این روایت با عبارات مختلف بقدری زیاد و به‌طور متواتر وارده شده است که فقها «قاعده درأ» را که یکی از مبانی و قواعد مسلم فقهی است از ان استخراج کرده‌اند
2.رسول الله (ص) : ادفعوا الحدود ماوجدتم له مدفعاً : (46)  
حدود و مجازات را هر مقدار که بتوانید با یافتن راه فرار و بهانه، از مردم بر طرف سازید و در مجازات مردم، جری و گستاخ نباشید .
3.علی (ع): انّی لا آخذ علی التّهم و الا اعاقب علی الظّنّ: (47) 
بعضی از یاران علی (ع) پیش آن بزرگوارآمدند و گزارش دادند که عده‌ای علیه آن بزرگوار و درجهت براندازی حکومت او توطئه و فعالیت می‌کنند آنها را دستگری و مجازات کند علی فرمود من با حرف و تهمت کسی را دستگیر نمی‌کنم و باظن و گمان کسی را مورد مجازات و مؤاخذه  قرار نمی‌دهم.
      4. علی (ع): لاحبس فی التهم الاّفی الّدم: (48)
 دراتهامات زندان نیست مگر اینکه خون انسانی در میان باشد.
 5.رسول الله (ص): ادرؤا الحدود ما استعطتم فان وجدتم للمسلم مخرجاً فخلّوا سبیله فاّن الامام لان یخطیء فی العفو خیر من ان یخطی فی العقوبه. (49) 
حدود و مجازات را هر مقدار که بتوانید از دوش مردم بردارید و هر مسلمان متهمی که کوچکترین بهانه و راه فراری برای تبرئه او پیدا کردید، رهایش کنید و آزادش بگذارید زیرا اگر امام در عفو و بخشش خطا و اشتباه کند بهتر از  خطا و اشتباه در مجازات است.
6.دارء عن المومنین ما استطعتم فانّ ظهره حمی الله و نفسه کریمه  علی الله. (50)