محارب کسی است که سلاح خود را آخته وآماده سازد وبه ترساندن مردم وسلب امنیت و ایجاد فساد در جامعه اقدام نماید خواه در صحرا باشد، یا در دریا، و یا در‌شهرها باشد یا در جاده‌ها، شب باشد یا روز، زن باشد یا مرد، در همه حالات محارب نامیده می‌شود و احکام محاربه با خدا در مورد او اجرا می‌گردد.
3. شیخ طوسی علیه الرحمه می‌فرماید: « المحارب الّذی ذکره الله تعالی فی‌الایه المحاربه : هم قطّاع الّطریق الّذی یشهرون الّسلاح و یخیفون الّسبیل…»(11)
 محاربی که حکم آن در قرآن مجید آمده و خداوند در آیه محاربه از آن نام برده و محارب با خدا و رسول خدا نامیده است،‌همان راهزنان مسلح هستند که سلاح به دست می‌گیرند، معابر، جاد‌ه‌ها و جامعه را نا‌امن می‌سازند.
4.علامه حلی درکتاب تبصره المتعلمین می‌فرمایند:  « کلّ من جرّد السّلاح للاخافه فی بّرأو بحر لیلاً أونهاراً تخیّر‌الامام بین قتله وصلبه و قطعه مخالفاً و نفیه»(12)
«هر کس سلاح خود را آخته و آماده کند برای ارعاب وترساندن مردم وسلب امنیت آنان در خشکی و یا در دریا، شب یا روز، او محارب با خداست.امام حاکم مخیر است که به تناسب حال با یکی از مجازات‌های چهار‌گانه مذکور در آیه محار به،  (13) او را مجازات کند. کشتن به دار آویختن، بریدن دست و پا، تبعید و نفی بلد»
اکثر فقهای شیعه در تعریف محارب سخن مشابه دارندو در اصول و کلیات آن تقریباً از اجماع و اتفاق نظر بر خوردارند. اگر اختلاف نظری هم باشد،در فروعات است وفقهای اهل سنت نیز به همین منوال بحث کرده‌اند و در اصول وکلیات اختلاف نظر قابل توجهی با علمای شعیه ندارند. بنابراین آنچه در مورد محارب ومحاربه ذکر شد در اصول و کلیات مورد وفاق همه و یا  اکثر فقهای اسلام می‌باشد. به‌عنوان نمونه به یک مورد از نظرات فقهای اهل سنت اشاره می‌گردد.
5. ابوالقاسم محمدبن‌احمد الکلبی والغرناطی، درکتاب قوانین الفقهّیه خود فصلی برای بحث محاربه به‌عنوان باب هشتم می‌گشاید ودر تعریف محاربه می‌نویسد:« و هوالّذی شهر السّلاح و قطع الّطریق قصد سلب النّاس سواءکان فی مصراو قفر…»(14)
« محارب کسی است که سلاح خودرا بیرون می‌کشد و راه مردم را می‌بندد، به این نیت که آنها را لخت و غارت کند. خواه در داخل شهر و یا در بیرون شهر،خواه در دریا و یا در صحرا و بیابان، بر مسلمانان واجب است که به جنگ چنین افراد شرور بپاخیزند و آنها را به قتل برسانند ویا دستگیر کنند. و بعد از دستگیری طبق حکم قرآن با 4 مجازات تعیین شده آنها را مجازات کنند. غرناطی سپس برای بغی و جرم سیاسی  فصل دیگری به‌عنوان باب نهم می‌گشاید و در تعریف آن می‌نویسد: 
«البغاه هم الّذین یقاتلون علی الّتأویل… و‌الّذین یخرجون علی‌الامام او یمتنعون من‌الّدخول فی طاعته…»(15)
« باغیان و مجرمان سیاسی کسانی هستند که براساس اعتقاد و یا شبهه‌ای که دارند با حکومت معارضه می‌کنند و علیه آن بپا می‌خیزند و یا از اطاعت او سرپیچی می‌کنند، اگرحکومت آنان را دستگیر کند، حکم محارب بر آنها جاری نمی‌شود و کشتن آنها بعد از دستگیری جایز نیست، بلکه حداکثرمجازات آنها زندان و تأدیب  است.
2-4-تفاوت محاربه با بغی و جرم سیاسی 
مسأله مهمی که در بحث محاربه قابل طرح است، شناخت مرز محاربه و بغی و تفاوت این دوعنوان جرم است. چون این دو جرم، تشابهات و قرابت‌هایی با هم  دارند و دارای مرز مشترک و آثار مشترک می‌باشند؛ چه  آن‌که در بغی و جرم سیاسی نیز مانند محاربه، گاهی آشوب و تشنج در جامعه به وقوع می‌پیوندد و موجب اخلال در نظم اجتماعی می‌شود. بدین جهت در برخی از موارد این دو موضوع به یکدیگر مخلوط و مشتبه می‌شوند و در مورد بغی و جرم سیاسی، حکم محاربه صادر و اجرا  می‌گردد. در صورتی که این دو موضوع کاملاً متفاوت و از هم جدا هستند هم حکماً و هم موضوعاً تفاوت ماهوی با هم دارند. 
از آنچه در مقاله پیش درمورد بغی و جرم سیاسی آوردیم و در این مقاله نیز در مورد محاربه توضیح دادیم، تمایزات و تفاوت‌های زیر بین این دو نوع جرم دیده می‌شود و آنها را از یکدیگر متمایز می‌سازد.
1.بغی، قیام و تعرض علیه حکومت و همان جرم سیاسی است. ولی محاربه، قیام علیه مردم و امنیت جامعه است و جرم عمومی و اجتماعی محسوب می‌شود.
2. در مقوله بغی، عنصر تشکل و گروهی بودن شرط است و عاملان آن را «فئه با غیه» یعنی گروه سرکشی می‌نامند؛ ولی در محاربه گروهی بودن و تشکل به آن معنا شرط  نیست و یک نفر هم می‌تواند شمشیر و سلاح به دست بگیرد وشرارت کند و امنیت جامعه و مردم را سلب نماید، که در این صورت محارب نامیده می‌شود.
3. در محاربه عنصر به‌کارگیری سلاح، ارعاب و تهدید با اسلحه سرد و گرم شرط است؛ ولی بغی و جرم سیاسی بدون سلاح و حتی در قالب گفتار و اعتراض نیز می‌تواند تحقق پیدا کند.
4. در محاربه عنصر ارعاب مردم و ایجاد رعب و وحشت در جامعه شرط است؛ ولی در بغی و جرم سیاسی چنین شرطی وجود ندارد. بدون ارعاب مردم و با روش آرام و مسالمت آمیز وصرفاً با  ایجاد بدبینی در میان مردم نسبت به حکومت و حاکمان و از طرق مختلف دیگر نیز می‌تواند تحقق پیدا کند.
5. بغی و جرم سیاسی براساس یک فکر، اندیشه و اعتقاد، گرچه به طور واهی و خیالی و با مطالبات و انگیزه‌های سیاسی و اعتقادی صورت می‌گیرد، ولی محاربه از عنصر فکر‌، اندیشه و اعتقاد تهی است. صرفاً با انگیزه‌های مادی،  زورگویی، با ج‌گیری و بلکه گاهی بی‌هدف و از روی شرارت انجام می‌گیرد. محارب در روایات با عنوان «من سلّ سیفه» مطرح است. یعنی هر‌کس که شمشیر، چاقو و یا هر نوع سلاح سرد یا گرمی را به دست گیرد و عریان کند در کوچه، بازار، ملأعام مردم را بترساند و یا معابر‌، راه‌ها و جاده‌ها را  ناامن سازد و یا راهزنی کند و از جامعه و مردم سلب امنیت نماید، آزادی و آرامش آنان را مورد تهدید قرار دهد، همه آنها را «محارب» و این‌گونه اعمال را «محاربه با خدا و رسول خدا» می‌نامند.
      6.بغی و جرم سیاسی ـ  گرچه به ظاهر و در ادعا و یا پندار عاملان آن ـ  به‌عنوان دفاع از حقوق و آزادی‌ها مردم دربرابر قدرت و حکومت انجام می‌گیرد، ولی محاربه درست به عکس جرم سیاسی، مسقیماً علیه حقوق، آزادی و آرامش مردم ضعیف و پی‌پناه خدا و سلب امنیت جامعه به وقوع می‌پیوندد.
      7.مسأله بغی و جرم سیاسی و مسأله محاربه هر دو در حقوق اساسی مردم مطرح می‌شوند، ولی به طورمعکوس یعنی در جرم سیاسی تخفیف در مجازات مجرمین سیاسی و رعایت حقوق آنان از  سوی حکومت، در مقوله حقوق اساسی مردم و حفظ آزادی‌های آنان می‌گنجد ولی در محاربه تشدید مجازات اشرار و محاربین و برخورد شدید با آنان به وسیله حکومت، در محدوده حفظ حقوق، امنیت،‌ آرامش و آزادی مردم جای می‌گیرد. بدین جهت آزادی خواهان و جوامع‌آزاد و دموکراتیک معمولاً طرفدار رعایت و حمایت از حقوق متهمان و مجرمان سیاسی و سرکوب اشرار و محاربین هستند.
 2-5-احکام محارب و تفاوت آن با بغی و جرم سیاسی 
چون طرف مقابل محاربه و محارب، مردم عادی ، ضعیف و بی‌پناه است و حامی مردم نیز خداست است، حکومت‌ها مخصوصاً حکومت دینی موظف بر دفاع از مردم و تأمین امنیت و آرامش آن‌ها است، برای محارب شدید‌ترین مجازات‌ها پیش‌بینی شده است ولی طرف مقابل بغی و جرم سیاسی، حکومت‌ها و قدرت‌ها است و براساس یک فکر و اندیشه گر‌چه اشتباهی و با ادعای دفاع از حقوق مردم و جامعه انجام می‌شود، مجازات آن توأم با تخفیف، سعه صدر و رعایت حقوق سیاسی متهمان و طرفدارانشان می باشد از طرف دیگر حفظ حقوق وآزادی مردم وتأمین امنیت و آرامش جامعه برخورد شدید با محارب را می‌طلبد ولی بر عکس حفظ حقوق و آزادی‌ها اساسی مردم، تخفیف و عدم برخورد شدید با  فعالان و متهمان سیاسی را ایجاب می‌کند با در نظر گرفتن این حقیقت که فلسفه کیفر و مجازات است، احکام و مجازات جرم سیاسی بسیار شدید تر از جرم بغی و جرایم سیاسی است و این دو موضوع نه تنها در یک مقوله نمی‌گنجند و بلکه مقابل یکدیگر هستند همانطور که موضوعاً متفاوت می‌باشند و در احکام و مجازات نیز تفاوت‌های زیادی، با هم دارند:
       1.درمحاربه اصل بر تشدید مجازات، بازدارندگی و عدم آزادی است ولی در جرایم سیاسی اصل بر آزادی و تخفیف مجازات و تساهل است.
       2.در محاربه اصل بر شرارت و دنائت محارب و برسرکوب و خوار کردن او است ولی در جرم سیاسی اصل بر آزادی اندیشه و بیان و حفظ حقوق متهمان سیاسی است.