3.در محاربه به‌مجرد شروع و اقدام به جرم، مشمول مجازت می‌شود گرچه عملاً منتهی به جرایم دیگر از قبیل قتل و غارت نگردد(18) ولی در جرایم سیاسی تا منتهی به یک عمل مجرمانه که در قانون جرم محسوب  شده است، نگردد، مشمول مجازت نخواهد بود.
      4.در محاربه بر حکومت واجب است که محاربین راتعقیب و اگر لازم شد با آنان بجنگد و آن‌ها را سرکوب و ایجاد امنیت کند(19) ولی در بغی و جرم سیاسی پیگیری و جنگ با آنان جایز نیست مگر این‌که خود آنان اقدام به جنگ و براندازی نمایند چنانکه علی امیر‌مؤمنان(ع) به باغیان حکومتش فرمود: من هرگز باشما جنگ آغاز نخواهم کرد مگر این‌که شما سلاح بر دست بگیرید و جنگ بیا غازید و در جامعه ایجاد فساد کنید
      5.در مرحله جنگ، باغیان و محاربین در حکم باهم یکسانند و هر دو کشته می‌شوند و خونشان هدر است ولی بعد از جنگ باغیان مورد عفو قرار می‌گیرند  چنان‌که علی امیر‌مؤمنان (ع) با خوارج بعد از پایان جنگ جمل چنین عمل کرد (21)  و اما محاربین مشمول عفو نخواهند بود و مجازات محاربه در مورد آن‌ها به هر صورت اجرا می‌شود
     6.در جنگ با محاربین فراری‌ها و مجروحین، موردتعقیب سربازان و مورد پیگرد قانونی قرار می‌گیرند ولی فراریان و مجروحان بغی و جرم سیاسی و کسانی که د رحال جنگ سلاح بر زمین نهند و تسلیم شوند مورد تعقیب قرار نمی‌گیرند(23)
      7.اگر باغی و مجرم سیاسی توبه کند خواه قبل از تسلط بر او و دستگیری او و یا بعد از آن در هردو صورت قابل بخشش و پذیرش است ولی محارب اگر قبل از تسلط بر او و دستگیری او توبه کند قبول می‌شود ولی بعد از دستگیری، توبه او پذیرفته نشده و مجازات از او ساقط نمی‌شود چنانکه قرآن مجید می‌فرماید «الاّالذین‌تابوامن قبل آن تقد روا علیهم»(24)  یعنی محارب با یکی از 4 مجازات تعیین شده مجازات می‌شود مگر این‌که قبل از دستگیری و تسلط بر او توبه کند. همه و یا اکثر فقهای بزرگ اسلام نیز بر این موضوع تصریح وتأکید کرده‌اند چنانچه صاحب جواهر در این مورد می‌فرماید:
« اذاتاب قبل القدره علیه سقط الحد… ولو تاب بعد الّظفربه لم یسقط عنه حدّ و لاقصاص و لاغرم» (25)
محارب اگر قبل از دستگیری توبه کند توبه اوپذیرفته شده و ساقط می‌شود ولی بعد از تسلط و دستگیری ؛ نه حد ساقط می‌شود و نه قصاص و نه خسارت.
حضرت امام نیز بر همین نظر تصریح می‌کند (26) و در قانون مجازات اسلامی نیز عیناً به همین صورت آمده است:
ماده 211 ـ هرگاه محارب و مفسد فی‌الارض قبل ازدستگیری توبه کند حد ساقط می‌شود و اگر بعد ازدستگیری توبه کند حد ساقط نمی‌شود. (27)
8. در اسلام و قرآن مجید برای بغی، حد و مجازات مشخص تعیین و پیش بینی نشده است قاضی می‌تواند طبق نظر خود و به تناسب جرم ارتکابی با آن برخورد و حکم صادر کند و یا آن را عفو نماید ولی در قرآن مجید برای محارب 4 نوع حد تعیین گردیده و شدید‌ترین مجازات برای آن پیش‌بینی و قطعی شده است:
1. اعدام به هر شکلی که حاکم مقتضی بداند.
2. به‌دار آویختن
3. بریدین دست و پا.
4. نفی بلد و تبعید ازمحل سکونت
قاضی مخیر وموظف است که یکی از این چهار مجازات را به شکل مقتضی و به تناسب جرم ارتکابی در مورد محارب اجرا کند.(28) علاوه بر این چهار مجازات اگر محارب در حین محاربه به جرایم دیگری هم مرتکب شده باشد مانند قتل، جرح ، سرقت و باجگیری و امثال آن باید آن‌ها را هم جبران کند به قصاص نفس یا عضو و استرداد مال مسروقه و جبران خسارت نیز محکوم خواهد شد(29) چهار مجازات اول چون حدود الهی و حقوق عمومی و اجتماعی است با عفو صاحبان حق ساقط نمی‌شود ولی مجازات جبرانی به‌علت خصوصی بودن با  عفو صاحبان حق قابل سقوط هستند.(30)
قرآن مجید بعد از اعلام این چهار مجازات شدید می‌فرماید که این مجازات فقط برای کیفر دنیوی است و در آخرت نیز عذاب شدید‌تری در انتظار چنین افراد شرور است که آرامش و آزادی بندگان خدا و امنیت جامعه را بر هم می‌زنند.
تذکر: مجازات قطع دست محارب در حد مجازات سرقت می‌باشد که در مرتبه اول چهار انگشت دست راست و در مرتبه دوم پای چپ در حد نصف قدم بریده می‌شود. (31)
احکام محارب و محاربه به همین صورت که در قرآن مجید و در فقه اسلامی بیان شده است در جمهوری اسلامی به‌صورت قانون درآمده و در قانون مجازات اسلامی تحت عنوان فصل هفتم از ماده 183 تا ماده 196 در14 ماده گنجانده شده وعلاوه بر جنبه شرعی و فقهی جنبه‌ قانونی نیز بخود گرفته است.(32)
2-6- خلط مبحث و اشتباه در قانونگذاری
چنانکه توضیح داده شد مسأله محاربه و مسأله بغی و جرم سیاسی دو مسأله جدا از هم و بلکه متقابلند هم از نظر موضوع و مصداق و هم از نظر احکام و مجازات تفاوت‌های زیادی با هم دارند و نباید این دو موضوع در قانونگذاری و یا در رسیدگی‌های قضایی با یکدیگر مخلوط و مشتبه شوند و تداخل پیدا کنند ولی متأسفانه در قانونگذاری ما چنین اشتباه غیر حقوقی و غیر شرعی رخ داده و خلط مبحث شده است و احکام محاربه به برخی از مصادیق بغی و جرم سیاسی آن هم بسیار وسیع و گسترده که در بعضی از حوادث شاید تعدا آن ‌ها به هزاران انسان بالغ گردد،  تسری پیدا نموده است وبه همه آن‌ها که از مصادیق بغی و جرم سیاسی هستند، عنوان محاربه داده شده و بر مرتکبین این جرایم احکام محارب بار شده است. به مواد زیر که در قانون مجازات اسلامی آمده توجه فرمایید:
       1 . ماده 186 ـ هر گروه یا جمعیتی متشکل که در برابر حکومت اسلامی قیام مسلحانه کند تمام افراد و هوا دارانی که موضع آن گروه یا جمعیت را می‌دانند و به نحوی در پیشبرد اهداف سازمان فعالیت و تلاش موثر دارند محاربند اگر چه در شاخه نظامی شرکت نداشته باشند.
تبصره: جبهه متحدی که از گروه‌ها و اشخاص مختلف تشکیل شود در حکم واحد است.
      2. ماده187 ـ هر فرد و یا گروهی که طرح براندازی حکومت اسلامی را بریزد و برای آن منظور اسلحه و مواد منفجره تهیه کند و نیز کسانی که با آگاهی و اختیار، وسایل و اسباب کار و سلاح در اختیار آن‌ها بگذارند محارب و مفسد فی‌الارض می‌باشند.
      3. ماده188ـ هر کس در طرح براندازی حکومت اسلامی خود را نامزد یکی از پست‌های حساس حکومت کودتا نماید و نامزدی او در تحقق کودتا بنحوی مؤثر باشد «محارب» و «مفسد فی‌الارض» است. (33)