پاسخ دوم: حسین نوری همدانی : 
1 . در بیشتر موارد فرق دارد. 
2. مفسد فی‌الارض کسی است امنیت اجتماعی را به هم بزند هرچند بدون توسل به اسلحه باشداست . 
حضرت امام نیز در پاسخ به سؤالی مرقوم داشته‌اند: 
«محارب و مفسد دو موضوع است و تشخیص آن با محاکم صالحه است». 
با عنایت به مباحث فقهی طرح شده در این گفتار، «افساد فی‌الارض» عبارت است از ::
الف) هر عملی که آثار تخریبی گسترده‌ای را به وجود آورد و یا به بیان دیگر هر عملی که موجب بروز فساد گسترده‌ای گردد، مانند توزیع گسترده مواد مخدر یا دایر کردن اماکن و شبکه‌های فساد و فحشا در سطح وسیع. در چنین مواردی نفس عمل باید حاکی از قصد و سعی مرتکب در به فساد کشاندن جامعه تلقی گردد و عنصر معنوی در آن مفروض گرفته شود. از این رو ایجاد شبکه‌های گسترده فحشا و قاچاق مواد مخدر به هر انگیزه‌ای مصداق «افساد فی‌الارض» خواهد بود..
ب) تکرار محرمات و اصرار بر ارتکاب معاصی و جرائم، علی‌رغم حداقل اجرای سه مرحله تعزیر یا حد برای همان جرم. در این مورد نیز تکرار عمل و اصرار بر آن، کامل کننده عنصر معنوی بوده و حکایت از سعی مرتکب در «بر پا کردن فساد در روی زمین» تلقی می‌گردد، مانند تکرار قتل اهل ذمه و بردگان، تکرار عمل نبش قبر و ……… .
ج) اقدام به هر عملی، با قصد به فساد کشاندن گسترده جامعه اسلامی، هر چند در عمل چنین نتیجه‌ای محقق نگردد. هر چند چنین موردی مطابق برخی فتاوا و از جمله فتوای حضرت امام، از مصادیق «افساد فی‌الارض» است، لکن پذیرش این مورد به عنوان افساد، مشکل بوده و جای تردید فراوان دارد، زیرا در تحقق عرفی عنوان «افساد فی‌الارض»، تحقق خارجی فعل ضرورت دارد
3-4- احکام محاربه و تفاوت آن با بغی و جرم سیاسی
طرف مقابل محاربه و محارب، مردم عادی ، ضعیف و بی‌پناه است و حامی مردم نیز خداست است، حکومت‌ها مخصوصاً حکومت دینی موظف بر دفاع از مردم و تأمین امنیت و آرامش آن‌ها است، برای محارب شدید‌ترین مجازات‌ها پیش‌بینی شده است ولی طرف مقابل بغی و جرم سیاسی، حکومت‌ها و قدرت‌ها است و براساس یک فکر و اندیشه گر‌چه اشتباهی و با ادعای دفاع از حقوق مردم و جامعه انجام می‌شود، مجازات آن توأم با تخفیف، سعه صدر و رعایت حقوق سیاسی متهمان و طرفدارانشان می باشد از طرف دیگر حفظ حقوق وآزادی مردم وتأمین امنیت و آرامش جامعه برخورد شدید با محارب را می‌طلبد ولی بر عکس حفظ حقوق و آزادی‌ها اساسی مردم، تخفیف و عدم برخورد شدید با فعالان و متهمان سیاسی را ایجاب می‌کند با در نظر گرفتن این حقیقت که فلسفه کیفر و مجازات است، احکام و مجازات جرم سیاسی بسیار شدید تر از جرم بغی و جرایم سیاسی است و این دو موضوع نه تنها در یک مقوله نمی‌گنجند و بلکه مقابل یکدیگر هستند همانطور که موضوعاً متفاوت می‌باشند و در احکام و مجازات نیز تفاوت‌های زیادی، با هم دارند.:
1- درمحاربه اصل بر تشدید مجازات، بازدارندگی و عدم آزادی است ولی در جرایم سیاسی اصل بر آزادی و تخفیف مجازات و تساهل است.
2- در محاربه اصل بر شرارت و دنائت محارب و برسرکوب و خوار کردن او است ولی در جرم سیاسی اصل بر آزادی اندیشه و بیان و حفظ حقوق متهمان سیاسی است.
3- در محاربه به‌ مجرد شروع و اقدام به جرم، مشمول مجازت می‌شود گرچه عملاً منتهی به جرایم دیگر از قبیل قتل و غارت نگردد ولی در جرایم سیاسی تا منتهی به یک عمل مجرمانه که در قانون جرم محسوب شده است، نگردد، مشمول مجازت نخواهد بود.
4- در محاربه بر حکومت واجب است که محاربین راتعقیب و اگر لازم شد با آنان بجنگد و آن‌ها را سرکوب و ایجاد امنیت کند ولی در بغی و جرم سیاسی پیگیری و جنگ با آنان جایز نیست مگر این‌که خود آنان اقدام به جنگ و براندازی نمایند چنانکه علی امیر‌مؤمنان(ع) به باغیان حکومتش فرمود: من هرگز باشما جنگ آغاز نخواهم کرد مگر این‌که شما سلاح بر دست بگیرید و جنگ شروع کنید و در جامعه ایجاد فساد کنید . 
5- در مرحله جنگ، باغیان و محاربین در حکم باهم یکسانند و هر دو کشته می‌شوند و خونشان هدر است ولی بعد از جنگ باغیان مورد عفو قرار می‌گیرند چنان‌که علی امیر‌مؤمنان (ع) با خوارج بعد از پایان جنگ جمل چنین عمل کرد و اما محاربین مشمول عفو نخواهند بود و مجازات محاربه در مورد آن‌ها به هر صورت اجرا می‌شود. 
6- در جنگ با محاربین فراری‌ها و مجروحین، موردتعقیب سربازان و مورد پیگرد قانونی قرار می‌گیرند ولی فراریان و مجروحان بغی و جرم سیاسی و کسانی که د رحال جنگ سلاح بر زمین نهند و تسلیم شوند مورد تعقیب قرار نمی‌گیرند 
7- اگر باغی و مجرم سیاسی توبه کند خواه قبل از تسلط بر او و دستگیری او و یا بعد از آن در هردو صورت قابل بخشش و پذیرش است ولی محارب اگر قبل از تسلط بر او و دستگیری او توبه کند قبول می‌شود ولی بعد از دستگیری، توبه او پذیرفته نشده و مجازات از او ساقط نمی‌شود چنانکه قرآن مجید می‌فرماید «الاّالذین‌تابوامن قبل آن تقد روا علیهم» یعنی محارب با یکی از 4 مجازات تعیین شده مجازات می‌شود مگر این‌که قبل از دستگیری و تسلط بر او توبه کند. همه و یا اکثر فقهای بزرگ اسلام نیز بر این موضوع تصریح وتأکید کرده‌اند چنانچه صاحب جواهر در این مورد می‌فرماید 
اذاتاب قبل القدره علیه سقط الحد… ولو تاب بعد الّظفربه لم یسقط عنه حدّ و لاقصاص و لاغرم» محارب اگر قبل از دستگیری توبه کند توبه اوپذیرفته شده و ساقط می‌شود ولی بعد از تسلط و دستگیری ؛ نه حد ساقط می‌شود و نه قصاص و نه خسارت حضرت امام نیز بر همین نظر تصریح می‌کند و در قانون مجازات اسلامی نیز عیناً به همین صورت آمده است .
7- ماده 211 ـ هرگاه محارب و مفسد فی‌الارض قبل ازدستگیری توبه کند حد ساقط می‌شود و اگر بعد ازدستگیری توبه کند حد ساقط نمی‌شود. 
8- در اسلام و قرآن مجید برای بغی، حد و مجازات مشخص تعیین و پیش بینی نشده است قاضی می‌تواند طبق نظر خود و به تناسب جرم ارتکابی با آن برخورد و حکم صادر کند و یا آن را عفو نماید ولی در قرآن مجید برای محارب 4 نوع حد تعیین گردیده و شدید‌ترین مجازات برای آن پیش‌بینی و قطعی شده است
1- اعدام به هر شکلی که حاکم مقتضی بداند
2- به‌دار آویختن
3- بریدین دست و پا