از جمله ایرادات حق شرط به شرح ذیل می باشد :
1ـ عدم امنیت یا تزلزل در مناسبات بین المللی.
2ـ برهم زننده ی توازن معاهده.
3ـ مثله کننده ی نظام معاهده.
4ـ بی ماهیت نمودن معاهده به نقل از پروفسور دوپویی. (این متضمن چه فایده ای است که، به بهای بی ماهیت کردن معاهده تعهدات تعدادزیادی را گرد آوریم).
5 ـ برهم زننده ی یگانگی نظام معاهدات و در نتیجه عامل خدشه به تمامیت و کلیت معاهده یا انهدام کامل آن.
باتوجه به ایرادات آورده در متن فوق، در صورتی حق شرط بر معاهده تاثیرگذار خواهد بود که نسبت به ماهیت مفاد آن اجرا شده باشد، ولی اگر تاثیرات آن بر روی ماهیت آن نباشد، این حق شرط تاثیر منفی روی مفاد و مقررات معاهده ی مزبورنگذاشته و به شکل و نحوه ی اجرای آن آسیب و زیانی نخواهد رساند.
گفتار پنجم: اعلامیه های تفسیری چیست؟
خود اعلامیه سندی است که معمولااصول حقوقی یک یا چند کشور در آن منعکس است و مفهوم از کلمه ی تفسیر آن است که در کنار برخی معاهدات ، به تفسیر مفاد آن نیز می پردازد.
متاسفانه تعریف دقیقی از این عنوان بین المللی، در سایتها و کتب حقوق بین المللی به عمل نیامده است.
بخش اول:انواع اعلامیه های تفسیری.
اعلامیه ها به دسته های زیر تقسیم می شوند.
1ـ اعلامیه ی تفسیری صرف:
همان گونه که از نامش مشخص است ،بیانیه ای است که، صرفاً به تفسیر آن می پردازد قصد و هدفش فقط و فقط تفسیر می باشد.
2ـ اعلامیه ی تفسیری مقید:
بیانیه ای است که یک کشورالحاق یا تصویب معاهده را به قبول تفسیر خاصی از کل معاهده یا بخشی از آن توسط سایر کشورهای متعاهد، منوط می کند. بعضی از حقوقدانان معتقدند: بین اعلامیه ی تفسیری صرف و اعلامیه ی تفسیری مقید، باید تمایز قایل شد. چنانچه این تمایز را بپذیریم، یک اعلامیه ی تفسیر ی مقید باید به عنوان یک حق شرط به معنای اخص تلقی شود. زیرا کشور اعلام کننده قبول معاهده را منوط و مشروط به موافقت ضمنی با تفسیری که به عمل آورده دانسته است و بدین وسیله قصد خود را دایر بر عدم شمول یا تغییر مفاد بیان نموده است. مشکلی که در اینجا مطرح می شود این است که، چنانچه معاهده، حق شرط نسبت به ماده ای را منع کرده باشد، کشور اعلام کننده ممکنست بیانیه ی خود نسبت به ماده ی مزبور را در قالب یک اعلامیه ی تفسیری قرار داده، سایر کشورهای متعاهد را در تصمیم گیری دچار مشکل سازد. بر مبنای تمایز مزبور می توان این مشکل را حل کرد. بدین سان اگر کشورهای متعاهد اعلامیه ی مورد نظر را اعلامیه تفسیر ی تلقی کنند، در صورت لزوم می توانند تفسیر را قبول کنند. اما اگر آن را یک اعلامیه ی تفسیری مقید که همان حق شرط است تلقی کنند، می توانند بر غیرمجاز بودن شرط استناد کنند. زیرا حق شرط در مورد ماده ای است که معاهده، شرط نسبت به آن را منع کرده است.
بخش دوم: فرق شرط با اعلامیه.
در مورد تفاوت حق شرط (Rezervation) با اعلامیه (Declaration) کمیته حقوق بشر تعاریف خاصی ارائه ننموده و حتی در نظریه ی تفسیری خود به دشواری این تفکیک اعتراف نموده است. شرط، بیانیه ای یک جانبه است unilateral statement که به موجب آن کشوری در تعهدات قراردادی معاهده ی مشمول شرط نسبت به خود اصلاح و تغییراتی انجام داده و یا خود را نسبت به برخی تعهدات مذکور در معاهده پایبند نمی بیند. این بیانیه می تواند در هنگام الحاق و یا در صورتی که معاهده اجازه دهد پس از الحاق صادر شود.
بر اساس نظر کمیته در صورتی که بیانیه ی کشوری صرف نظر از نام و عنوانی که ممکنست بر آن اطلاق شده باشد در پی استثناء و یا ایجاد تغییرات و اصلاحات در تاثیر حقوقی معاهده ای بر آن کشور باشد می تواند به آن شرط اطلاق نماید. کمیته ی حقوق بشر در تبیین مفهوم شرط دقیقاً همان تعریف ماده ی 2 کنوانسیون 1969 حقوق معاهدات وین را به کار گرفته است. کنوانسیون وین شرط را به عنوان بیانیه ای یک جانبه که به منظور ایجاد اصلاح و تغییرات tomodify و یا استثناء کردن to exclude کشوری از برخی تعهدات قراردادی معاهده ای که شرط بر آن وارد شده، به شمارآورده است. کنوانسیون مذکور نحوه ی تنظیم و عبارت بندی و یا عنوانی و نامی که برای این بیانیه انتخاب شده باشد موثر در مفهوم نمی داند. بلکه، نتیجه ی مدلول آن بیانیه را ملاک قرار داده از نقطه نظر کمیته حقوق بشراعلامیه های تفسیری با چنین هدف و مقصودی ارائه شده است و مفاد آن بیانگر چنین مدلولی نیست. اگر بیانیه و شرط وارده تنها بیانگراستنباط و فهم یک کشوراز عبارات و مقررات معاهده بوده و در پی استثناء تاثیرات حقوقی معاهده بر آن کشور و یا ایجاد اصلاح و تغییراتی نسبت به این تاثیرات حقوقی نباشد، چنین بیانیه ای در واقع یک شرط به شمار نمی آید.
1ـ حق شرط دارای خصوصیات ویژه ای است که، اعلامیه ی تفسیری دارای آنها نیست. حق شرط در کلیه ی معاهدات قابل اعمال نیست. ولی ممکنست اعلامیه ی تفسیری نسبت به آن معاهدات مجاز شناخته باشد.
2ـ اعلامیه تفسیری یک عمل یک جانبه بدون اثر و اعتبارمتقابل است. به عبارت دیگر اعلامیه ی تفسیری فاقد هر گونه الزام حقوقی برای دیگر کشورهای معاهده است. ازاین رو در روابط بین دو کشور صادرکننده ی اعلامیه و دیگر کشورهای متعاهد قابلیت استفاده نخواهد داشت. امااگر حق شرط حتی از سوی یک کشور هم مورد پذیرش قرار گیرد، میان آن کشور و کشور واضع حق شرط رابطه ی قراردادی در حدود همان حق شرط برقرارمی شود و در نتیجه میان آن دو تاثیر متقابل خواهد داشت. این اثر حق شرط بدان دلیل است که، حق شرط یک عمل حقوقی یک جانبه است که به محض آنکه از طرف کشور مقابل مورد پذیرش قرارگرفت به یک عمل حقوقی دوجانبه تبدیل می شود.
3ـ اعلامیه ی تفسیر ی در بسیاری موارد خط مشی و مواضع یک کشور را مشخص می سازد و معمولاً دارای جنبه ی سیاسی است. در صورتی که اعلامیه ی حق شرط برای تحدید یا گسترش مفاد معاهده که جنبه ی حقوقی دارد استفاده می شود که، درصدد تغییر شمول مقررات معاهده نسبت به کشور شرط کننده است.