تحقیقات انجام شده ثابت کرده اند که فضای فرهنگی و تربیتی خانه و معیارها و ارزشهایی که پدران و مادران در خانه برقرار می کنند و برداشت های آنان از مدرسه و در نتیجه همکاری مستقیم با معلمان از جمله مهمترین و قطعی ترین عوامل موثر در پیشرفت درسی پرورشی و عاطفی دانش آموزان است و همچنین میزان حضور والدین در کلاسهای آموزش خانواده گام بسیار مهمی است که می تواند رمز موفقیت آموزش و پرورش در تربیت نسل آینده باشد.
اخلاقی وفرهنگی خانواده در توانایی تربیت کودکان ونوجوانان وپروردن آنها از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار است ودر صورت انجام وظیفه خانواده می تواند از کانون کار و عبادت مرکز تربیت وکانون ایجاد تعالی ورشد باشد.
کودک ونوجوان درس زندگی وانسانیت را در خانواده می آموزد ووالدین از این بابت می توانند همچون کارگزاران الهی در خدمت او باشند.
همکاری و پیوند خانه و مدرسه مدتها مورد بی توجهی قرار گرفته بود ، اما در سه دهه اخیر با توجه به افزایش جمعیت دانش آموزی ثابت شده است که اولیای دانش آموزان می توانند در آموزش فرزندان خویش نقش موثر و به سزایی را ایفا کنند. در تحقیقات و بررسی های این موضوع به اثبات رسیده است که باید بین اولیاء دانش آموزان و مربیان مدرسه همکاری و هماهنگی تنگاتنگی وجود داشته باشد در غیر این صورت این خلا می تواند در ابعاد تحصیلی و شخصیتی ، اخلاقی، روانی و … دانش آموزان اثرات نامطلوب و گاها جبران ناپذیری را در پی داشته باشد. متاسفانه در بعضی ازمدارس مناطق محروم به خصوص مدارس حاشیه ، اولیاء همکاری و مساعدت لازم و کافی را با مربیان ندارند و این مشکل بستگی به عوامل متعددی دارد که از آن جمله می توان فقر اقتصادی، فقر فرهنگی و علمی را نام برد. چنانچه اولیا فرزندان خود را به کلی به مدرسه واگذار کنند و از نیاز های تربیتی فرزندان خویش که درچارچوب تربیت عمومی و رسمی نمی گنجد غافل شوند بدون شک نمی توانند امیدوار باشند که فرزندانشان در آینده با هیچگونه مشکل درسی ، شخصیتی روبه رو نخواهند شد. اگر معلین و مربیان فکر می کنند بدون یاری جستن و هماهنگی با خانواده ها درآموزش و تربیت دانش آموزان و شکوفا سازی درست استعدادهای آنان موفق می شوند سخت در اشتباه هستند.
رشد شخصیتی و تحصیلی دانش آموزان قبل از هر چیز مستلزم برخورداری آنان ازیک فضای متعادل و هماهنگ در خانه و مدرسه است. محیط خانواده می تواند الگوهای رفتاری احساس و تفکر را به کودکان بیاموزد و در آنان انگیزه و رغبت برای تحصیل و کسب علم را فراهم سازد. همکاری مستمر اولیاء با مدرسه باعث رشد شخصیتی و تحصیلی نونهالان خواهد شد و برای این کار باید از فعالیت خوب انجمن و اولیا و مربیان و هم چنین جلسات آموزش خانواده درجهت نیل به این هدف ،کمال استفاده را برد. اعضای انجمن در جذب مشارکت و همکاری اولیا باید جلساتی با آنها داشته باشد آموزش خانواده نیز در جذب و مشارکت آنان بسیار موثر خواهد بود.

مطلب مرتبط :   منابع تحقیق درمورد حقوق مالکیت فکری

بیان مسئله:
جهان امروز جهان تعامل و ارتباطات است. ارتباط صحیح و منطقی می‌تواند زمینه‌ای برای پیشبرد اهدافی باشد که در نهایت مورد نظر می‌باشد. آیا ارتباط را می‌توان منحصر به گروه خاص و یا مرحله‌ای ویژه از زندگی بشر دانست و آیا اصولاً همکاری بین اولیاء و مربیان و تشکیل جلسات می‌تواند پیامدها و نتایجی را در برداشته باشد یا خیر؟
باید دانست ارتباط مستمر و تبادل افکار سازنده بین اولیای دانش‌آموزان و مربیان یکی از مهم‌ترین زمینه‌هایی است که می‌تواند جایگاه بس ارزشمند و حساس خویش را به عنوان کوچکترین واحد ارتباطی چنان مقدمه‌ای برای رشد و پیشرفت فرزندان و در نتیجه رشد و پیشرفت جوامع بشری نشان دهد. از آنجا که دانش‌آموز قسمت اعظم زندگی خود را در محیط‌هایی غیر از مدرسه مانند خانه و … می‌گذراند ضروری است که معلمین و مربیان آموزشگاه از محیط زندگی فرهنگ و ارزش‌های مسلط و حاکم بر آن محیط اطلاع حاصل کنند تا در نهایت بتوانند تعلیم و تربیت بالقوه‌ای داشن‌آموزان را با استفاده از اطلاعات حاصله از محیط زندگی و همکاری اولیاء به فعلیت رسانند. از سوی دیگر لازم است هر چند وقت بین اولیای کودکان، معلیمن و مربیان مدرسه نشستی انجام شده تا بین مدرسه و خانواده هماهنگی جهت رشد و تعلیم و تربیت دانش‌آموزان برقرار شود.اولیاء باید بدانند در محیط مدرسه فرزندشان چه می‌گذرد معلمین او چه اشخاصی‌اند؟ با چه کسانی زمینه دوستی ریخته و ارتباط دارد؟ در مدرسه به او چه می‌آموزید. به طور کلی از برنامه‌های آموزشی و پرورشی او آگاه گردند.
در این‌جاست که اهمیت تشکیل انجمنی به نام انجمن اولیاء و مربیان در مدرسه بیشتر نمایان می‌شود. این انجمن یکی از نهادهای بسیار مؤثر و کارآمد در جهت پیشبرد هدف‌های تعلیم و تربیت در نهاد بزرگ آموزش و پرورش تلقی می‌شود. مطالعات و تحقیقات بسیاری که در کشور ما و در سایر کشورها از سوی محققان و پژوهشگران صورت گرفته نشان از آن دارد که اگر خانواده و اولیاء علاقمند به رسیدگی امور تعلیم و تربیتی دانش‌آموز خود گردند فرزندان آنها نیز با شور و علاقه‌ای بیشتر به تحصیل می‌پردازند. در جوامع کنونی و مدارس امروزی آنچه می‌تواند این ارتباط را محکم‌تر نماید و در واقع به منزله پلی برای ارتباط بیشتر اولیاء با مدرسه باشد انجمن اولیاء و مربیان است. «موریس چازان» در فصل هفتم کتاب «سال‌های مدرسه» در مورد برنامه و اهداف انجمن اولیاء و مربیان در انگلیس بحث نموده که برخی اهداف آن به شرح ذیل آمده است:
1ـ تفکر و تلاش و همکاری در جهت بهبود و پیشبرد هر چه بهتر آموزش و پرورش دانش‌‌آموزان مدرسه و توجه خاص به تربیت مطلوب فرزندان.
2ـ جلب توجه اولیای دانش‌آموزان و کارکنان مدرسه نسبت به مسائل دینی تربیتی اخلاقی اجتماعی و مشاوره با آنان به منظور هماهنگ کردن روش‌های تربیتی و آموزشی در محیط مدرسه و خانه.
تعلیم و تربیت کودک امری است ظریف، حساس و مهم و انجام این مهم به نحو شایسته و مطلوب همسویی و هماهنگی بین دو نهاد خانواده و مدرسه را می‌طلبد.
اهمیت و ضرورت تحقیق
موضوع مهم و مشترکی که میان خانه و مدرسه و در فاصله اولیاء و مربیان است، کودک با نوجوانی است که هر دو می‌خواهند او را مورد و تعلیم و تربیت قرار دهند.
«گرایو» خاطرنشان می‌سازد، برخی معتقدند که بین رشد و تحول در خانه و مدرک تفاوت وجود دارد، در حالی بعضی دیگر تأکید می‌کنند که بین چنین رشد و تحولاتی پیوستگی وجود دارد و یادگیری در مدرسه را می‌توان برای کودکان به شرطی که این پیوندها را ایجاد و حفظ نمود آسان‌تر کرد.
تغییراتی که در دهه اخیر در زمینه ساختار اقتصادی اجتماعی و فرهنگی صورت گرفته است، خانواده‌ها را از ابعاد مختلفی متأثر ساخته است. بر این اساس ضروری است خانواده مدرسه جامعه بیش از پیش با موقعیت و شرایط تربیتی و آموزشی دانش‌آموزان آشنا شده و با فراگیری و ترویج آموزش‌ها لازم در سازندگی شخصیت آینده‌سازان دوراندیشی کنند. خانه و مدرسه زمانی می‌توانند رسالت آموزشی و تربیتی خود را به نحو مطلوب انجام دهند که هر یک شناخت تربیت کافی داشته باشند و نقش‌های تربیتی خاص خود را با بصیرت ایفا کنند. هنگامی که خانه و مدرسه اهداف تربیتی همسو و هماهنگی داشته باشند ناگفته پیداست که محصولی که از این دو نهاد خارج می‌شود، همان چیزی است که جامعه به آن نیاز دارد و فردی است که از نظر تربیتی دچار کمترین مشکلات و از نظر تربیت در بالاترین سطح ممکن است.
یکی از برنامه‌های سازنده در این زمینه تشکیل کلاس‌ها و جلسات آموزش خانواده‌ است. ضرورت اجرای این پژوهش در این است که اگر این پژوهش به خوب به اجرا درآید می‌تواند راهگشای خانواده‌ها و برنامه‌ریزان و مدیران مجری آموزش خانواده و مدرسسین این گونه برنامه‌ها باشد. از یافته‌ها و نتایج این تحقیق افراد و گروه‌های زیر بهره‌مند خواهند شد.
1ـ خانواده‌ها می‌توانند با اطلاع از آثار مفید و سازنده این برنامه‌ها رد حفظ و بقاء خانواده و تعلیم و تربیت فرزندان خویش موفق باشند و با حضور فعال در این برنامه‌ها علاوه بر دانش‌افزایی، می‌توانند در رفع مسائل و مشکلات احتمالی خانواده خود نیز کوشا باشند.
2ـ مدرسه (مدیریت آن): مدیران مدرسه می‌توانند با کسب اطلاع از یافته‌های این پژوهش نسبت به شیوه عمل و اجرای برنامه‌های خود در این زمینه اقدام کنند.
3ـ جامعه:‌ با یافته‌های مناسب این پژوهش نسبت به شیوه و اقدام شایسته کارشناسان و مدیران مدارس و خانواده‌ها به عنوان یک نهاد عمده و اساس در جامعه رو به تعادل و سلامت رفته و هماهنگی و همگونی خانواده‌ها نیز سبب تثبیت و بقاء مثبت جامعه خواهد بود.
4ـ برنامه‌ریزان آموزش خانواده: برنامه‌ریزان برنامه‌های آموزش خانواده می‌توانند بر اساس یافت‌های این پژوهش نسبت به تثبیت نقاط قدرت و رفع نقاط ضعف این گونه برنامه‌ها در سطح کلان اقدام نمایند.