دانلود پایان نامه ارشد درباره طرحواره های ناسازگار اولیه و مشاوره پیش از ازدواج

هدف از پژوهش حاضر ، بررسی رابطه پیش بینی کنند گی طرحواره های ناسازگار اولیه و سبک های نگرش به عشق بر تعارضات زناشویی در بین دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد شهر کرج بود. نمونه پژوهشی شامل ۲۲۰ نفر دانشجوی زن و مرد متاهلی که در ترم آخر سال تحصیلی ۹۳-۱۳۹۲ به تحصیل اشتغال داشتند بود که به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و با پرسشنامه های تعارضات زناشویی ،طرحواره یانگ و سبک نگرش به عشق مورد ارزیابی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل رگرسیون چندمتغییره انجام شد.
این پژوهش دو فرضیه زیر را مورد بررسی قرار دارد:
فرضیه اول
طرحواره های ناسازگار اولیه (با مولفه های : طرد و بریدگی، خودگردانی و عملکرد مختل، محدودیت‌های مختل، دیگر جهت‌مندی و گوش به زنگی بیش از حد و بازداری) پیش‌بینی‌کننده تعارضات زناشویی است
فرضیه دوم
سبک های نگرش به عشق (عشق رومانتیک ، عـشق بازیگرانـه ، عشق شهوانی ، عـشق دوستانه ، عشق فداکارانه و عشق واقعگرایانه )پیش‌بینی‌کننده تعارضات زناشویی است.
نتایج نشان داد که ، مؤلفه ها‌ی طرد و بریدگی ، خود گردانی ، عملکرد مختل ،گوش به زنگی بیش از حد و بازداری پیش‌بینی‌کننده تعارضات زناشویی هستند و همچنین در شکل گیری تعارضات زناشویی ، مولفه های خودگردانی و عملکرد مختل نقش پیش بینی کنندگی بیشتری نسبت به دو مولفه گوش به زنگی بیش از حد و بازداری دارند.
براساس این یافته ها فرضیه اول مورد تاًیید قرار می گیرد . این یافته ها همسو و در راستای یافته های مریم ذوالفقاری و همکاران (1378) ، فاتحی زاده و عابدی)1387(،(آریتی و بمپوراد ،2007)، مریم پور رحیمی (138۹). بوده و آنرا تایید می کند. نتایج آنها نشان می داد که هرچه طرحواره ها ناسازگارتر می شوند صمیمیت زناشویی کاهش می یابد. این یافته با نظریه طرحواره های یانگ همخوان است که طرحواره ها هسته اصلی اختلالات شخصیت و منش شناختی است.
در تبیین این یافته پژوهشی می توان گفت افرادی که در حوزه خودگردانی و عملکرد مختل نمرات بیشتری را کسب می کنند. نمی توانند برای جدا شدن از والدین و داشتن عملکردی مستقل و در نهایت تشکیل خانواده توانمند و موفق عمل کنند. والدین این افراد اغلب به اعتماد به نفس فرزند خود لطمه زده اند و در تقویت عملکرد ماهرانه او در خروج از خانواده موفق نبوده اند. در نتیجه، این افراد نمی توانند در روابط زوجی خود درست عمل کرده و زندگی شان را بدون دریافت حمایت هاو کمک های دیگران اداره کنند. آنها نمی توانند برای خودشان اهداف مشخصی در نظر بگیرند و با همسر خود تعارضات را حل و فصل و مدیریت کنند ، لذا از نظر کارایی و کفایت در دوران بزرگسالی مثل یک کودک کم سن و سال عمل می کنند و همین امر آنها را در گستره ای از تعارضات زناشویی ناتمام قرار می دهد. آنها احساس می کنند توانایی کسب درآمد، حل مشکلات ، خوب قضاوت کردن، به عهده گرفتن وظایف جدید و تصمیم گیری درست را ندارند. این طرح واره اغلب خودش را به شکل منفعل بودن و درماندگی افراطی نشان می دهد. و یا می ترسند مبادا هر لحظه دچار یک فاجعه شوند و نتوانند با آن مقابله کنند.و یا به دلیل خود تحول نیافته در خصوص ارتباط شان با فرد مهم زندگی شان بیش از حد اشتغال ذهنی پیدا کنند و یا غرق شدن در شخصیت طرف مقابل ، فقدان هویت و بی هدف بودن زندگی آنها را در بر بگیرد و همین امر آنها را به سوی تعارضات جدی زناشویی سوق دهد.
یکی از مهمترین عوامل تعیین کنندۀ پویایی های روابط زناشویی وجود عـشق و کیفیـت آن است .
نتایج به دست آمده در خصوص فرضیه دوم این پژوهش نشان داد که سبکهای عشق رومانتیک ، عـشق بازیگرانـه و عشق شهوانی پیش‌بینی‌کننده تعارضات زناشویی هستند.و سبک های عـشق دوستانه ، عشق فداکارانه و عشق واقعگرایانه پیش‌بینی‌کننده تعارضات زناشویی نیستند .
براساس این یافته ها فرضیه دوم نیز مورد تاًیید قرار می گیرد.این یافته هاهم جهت با یافته های ناصر یوسفی و همکاران(1390) بوده و آنرا تایید می کند. همچنین این یافته ها همسو و تاییدی بر یا یافته های رویا مشاک (1387). یافته های او نشان می داد که مؤلفه های صمیمیت و تعهد پیش بینی کننده مناسبی برای رضایت زناشویی می باشند.
در تبیین این یافته پژوهشی می توان گفت که سبکهای عشق رومانتیک ، عـشق بازیگرانـه ،عشق شهوانی میتوان گفت که این سبکهای عشق ورزی نسبت به سبکهای دیگر بر اساس متغییر های بی ثباتی بنا شده اند. تعهد یک متغییر با ثبات در روابط زناشویی است اما در این سبک های نگرش به عشق جایگاهی ندارد. این سبکها هر چند قوام روابط را شکل می دهند و موجب شادی و شعف در زندگی می شوند ولی بدون همراهی متغییرهای با ثبات تر عشق نظیر تعهد و مسئولیت پزیری دوامی نخواهند داشت .
سبک عشق شهوانی
متغییرهای اروتیک برپایه ظواهر می باشند ، با گذشت زمان و عادی شدن ظواهر انسانها برای یکدیگر ،کمبود متغییرهای با ثبات تر عشق ،نظیر دوستی و صمیمیت نمود بیشتری پیدا کرده و به مرور زمان تعارضات زناشویی شکل می گیرند.
عـشق بازیگرانـه
اساس این عشق بر مبنای متغییرهای بی ثبات تنوع طلبی،لذت جویی و کنجکاوی شکل می گیر د و تعهدی در آن دیده نمی شود . این افراد به دنبال تجربه های تازه هستند و دوست دارند پس از کسب تجربه و یا ارضاء نیازهای مقطعی خود با سرعت از رابطه عبور کنند . اینگونه افراد در صورتیکه به ناچار تن به ازدواج دهند به سرعت درگیر تعارضات جدی زناشویی شده و از آن خارج خواهند شد.
عشق رومانتیک : این عشق نیز بر پایه متغییرهای بی ثبات فانتزی و رویا پردازانه بنا شده است .این افراد داستان عشق خود را بی همتا و منحصر به فرد می دانند و در رویا های عاشقانه و به دور از واقعیت سیر می کنند.
در حقیقت کلید اصلی عشق کاملی که موجب قوام و دوام روابط زناشویی باشد تعادل در شش سبک عشق ورزی است.. تعادل در این شش سبک موجب رسیدن افراد به تعهد ، صمیمیت و اشتیاق بوده و در نتیجه آنها را به سمت عشقی کامل رهنمون می سازد .
پیشنهادهای حاصل از پژوهش
بر اساس این تبیین میتوان راهکار مفیدی را در دو حوزه مشاوره پیش از ازدواج و زوج درمانی به روانشناسان و مشاوران پیشنهاد داد.