الگوهای شناختی و هیجانی خود-ویرانگری هستند که شکل گیری آنها از اوایل دوره رشد و تحول فرد آغاز می گردد و در طول زندگی فرد تکرار می شوند . براساس این تعریف ، رفتار فرد قسمتی از طرحواره او نیست ، بلکه یانگ باور دارد که رفتارهای ناسازگارانه به عنوان پاسخی در پاسخ به طرحواره های ناسازگار اولیه شکل می گیرند .بنابراین ، رفتارها توسط طرحواره ها برانگیخته می شوند ، ولی قسمتی از طرحواره ها نیستند. طرحواره های ناسازگار اولیه الگویی گسترده و نافذ است که شامل ؛ خاطره ها ، هیجان ها ، شناختارها و حسی های بدنی است که در ارتباط با فرد و رابطه های بین فردی او با دیگران است و در طول سال های کودکی یا نوجوانی شکل می گیرد و در طول زندگی فرد گسترش می یابد و به گونه چشمگیری مختل و ناکارآمد است (یانگ ،2003).
تعریف عملیاتی
منظور از طرحو اره های ناسازگار اولیه در این پژوهش میزان نمره ای است که هر آزمودنی در پرسشنامه طرحواره یانگ کسب می نماید. مقیاس اندازه گیری این متغیر فاصله ای است .
سبک های نگرش به عشق
تعریف نظری
سبک های عـشق ورزی بر اساس پژوهش هاوبرآوردهای بدست آورده توسط « لی » از کشورهای ایالات متحده، کانادا و بریتانیا در شش سبک تعریف می شود (نتو،2001) ، که عبارتند از:
عشق رومانتیک (اروس)
عشق دوستانه (استورگ)
عـشق بازیگرانـه (لـودوس)
عشق شهوانی (مانیا)
عشق واقعگرایانه (پراگما)
– عشق فداکارانه (آگاپه).
تعریف عملیاتی
سبک نگرش به عشق در پژوهش حاضر، نمره‌ای است که فرد درآزمون سبک نگرش به عشق(LAS) در 6 بعـد شـامل عـشق فداکارانـه، بازیگرانـه،شهوانی، واقعگرایانه، دوستانه و رومانتیک به دست می آورد.
فصل دوم : مبانی نظری و پیشینه پژوهش
تعارضات زناشویی
بنا به نظریه سیستمی، سطح اضطراب جاری، شیوه های برخورد با اضطراب، و شدت استرسورهای جاری، یا وقایع التهاب زا، که تشدید کننده اضطراب و فرآیندهای آن در سیستم خانواده گسترده است، عوامل اصلی تعیین کننده زمان، شدت و تداوم تعارض زناشویی است (ثنایی، 1378ب). باید توجه داشت که همیشه احتمال برخورد و اصطحکاک در سیستم وجود دارد، لذا این سیستم باید خود را برای ایجاد تغییرات بافتی مورد نیاز آماده کند (مینوچین و فیمشن، ترجمه بهاری و سیا، 1381). به عبارت دیگر، وجود یا عدم تعارض نیست که کیفیت ازدواج را تعیین می کند، بلکه چگونگی مقابله با شرایط تعارضی است که کیفیت رابطه را تعیین می کند (وود، 1997).
روابط زناشویی روی شرکای ارتباطی تأثیر گذاشته و باعث تغییر آنها می شود و همه اینها با تغییر روابط همراه است (کیومینگز و دیویس، 2002). باورها، شناخت و اسطوره هایی که در ذهن افراد، از جمله زوج ها، موجودند در نحوه ارتباطات آنان تأثیرگذار است. شناخت این باورها و نفوذ آنها در زوج ها بر کارکرد خانواده و در سازگاری زناشویی و تداوم این ارتباط نمی تواند نادیده گرفته شود (ذوالفقارپور و دیگران، 1383).
ارتباط، عنصر اصلی تعارض در تمام تعارضات بین فردی است. رابطه بین ارتباط و تعارض به یکی از اشکال زیر است (ویلموت و هاکر، 2001):
رفتار ارتباطی اغلب باعث ایجاد تعارض می شود.
رفتار ارتباطی تعارض را نشان می دهد.