2. بازداری تکانه های مثبت( مثل شوخی، محبت، برانگیختگی مثبت و بازیگوشی)
3. مشکل در بیان آسیب پذیری
4 . تاکید بر عقلانیت و نادیده گرفتن هیجان ها. این بیماران اغلب افرادی کسالت آور، مقید، منزوی یا سرد و بی عاطفه به نظر می رسند.
بیمارانی که طرح واره معیارهای سرسختانه / عیب جویی افراطی دارند، معتقدند باید تلاش کنند تا به ممعیارهای بلند پروازانه خود دست یابند و این کار را به خاطر اجتناب از عدم تایید یا خجالت زدگی انجام می دهند. این طرح واره معمولا منجر به احساس فشار مداوم و عیب جویی افراطی از خود و دیگران می شود. این وضعیت در صورتی که به عنوان یک طرح واره ناسازگار اولیه در نظر گرفته می شود که منجر به اختلال در سلامت ، احساس ارزشمندی ، روابط بین فردی یا لذت بردن از زندگی شود. شکل های بروز این طرح واره عبارتند از: 1. بی نقص گرایی( مانند نیاز به انجام دقیق کارها،توجه غیر عادی به جزئیات یا کم برآورد کردن کارایی) 2 . قواعد و باید ها انعطاف ناپذیردر بسیاری از حوزه ها از جمله معیار های اخلاقی، فرهنگی، و مذهبی غیر واقع گرایانه و 3 . اشتغال ذهنی با زمان و بازده کار.
بیمارانی که طرح واره تنبیه دارند بر این باورند که افراد باید به خاطر اشتباهات خود سخت تنبیه شوند. در چنین طرح واره ای ، تمایل تنبیهی شدیدی وجود دارد نسبت به کسانی که طبق معیار ها یشان عمل نمی کنند( حتی خود فرد). بیمارانی که این طرح واره را دارند معمولا نمی توانند از اشتباهات دیگران چشم پوشی کنند و آنها را ببخشند زیرا نمی توانند موقعیت های مشکل زا، نقص ها و کمبود های انسان را مد نظر قرار دهندو از پذیرش این مورد طفره می روند( یانگ ، 2003؛ ترجمه حمید پور و اندوز، 1389) .
طرحواره درمانی
طرحواره درمانی که توسط یانگ (1999و 1990) به وجود آمده، درمانی نوین و یکپارچه است که عمدتا بر اساس بسط و گسترش مفاهیم و روش های درمان شناختی – رفتاری کلاسیک بنا شده است. طرحواره درمانی، اصول و مبانی مکتب های شناختی – رفتاری ، دلبستگی گشتالت ، روابط شیئی ، سازنده گرایی و روانکاوی را در قالب یک مدل درمانی و مفهومی ارزشمند تلفیق کرده است.
این شیوه درمان، سیستم جدیدی از روان درمانی را تدارک می بیند که مخصوصا برای بیماران مبتلا به اختلالات روانشناختی مزمن و مقاوم که تا کنون یک مسئله بغرنج در درمان محسوب می شدند، مناسب است. تجارب بالینی نشان می دهد بیمارانی که دچار اختلالات شدید شخصیتی هستند و نیز افراد مبتلا به مشکلات چشمگیر منش شناختی که چنین مسایلی شالوده اختلالات محور I انها را تشکیل می دهند ، به طرحواره درمانی خیلی خوب پاسخ می دهند.
تدوین طرحواره درمانی
یانگ ( 1999 ، 1990 ) طرحواره درمانی را برای درمان بیماران مبتلا به مشکلات منش شناختی مزمنی که به قدر کافی از رفتار درمانی شناختی کلاسیک کمکی دریافت نمی کردند ، تدوین کرد. این بیماران در رفتار درمانی شناختی کلاسیک به عنوان شکست درمانی در نظر گرفته می شوند. یانگ با یکپار چه سازی تکنیک های مختلف در قالب یک نظریه منسجم ، طذح واره درمانی را که رویکردی نظام مند است، به وجود اوردو با این کار باعث گسترش مرز های رفتار درمانی شناختی شد. طرح واره درمانی بسته به مشکل بیمار می تواند به صورت کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت به کار گرفته شود. طرحواره درمانی بر پایه رفتار درمانی شناختی کلاسیک بنا شه و با تاکید بیشتر بر ریشه های تحولی مشکلات روانشناختی در دوران کودکی و نوجوانی، استفاده از تکنیک های برانگیزنده و ارائه مفهوم سبک های مقابله ای ناسازگار، افق های نوینی فرا روی مرز های رفتار درمانی شناختی گشوده است.
زمانی که علایم حاد بیماری کاهش پیدا کنند ، طرحواره درمانی برای درمان بسیاری از بیماران مبتلا به اختلالات محور I و II که مشکلات منش شناختی دارند ، گزینه مناسبی به شمار می رود. این روش درمان ، اغلب به همراه سایر روش ها مثل رفتار درمانی شناختی یا دارو های روان گردان به کار گرفته می شود. طرحواره درمانی برای درمان جنبه های مزمن منش شناختی اختلالات روانی طراحی شده است ، نه برای کاهش علایم حاد آن اختلالات . مفید بودن طرحواره درمانی در درمان افسردگی و اضطراب مزمن ، اختلالات خوردن ، مشکلات شدید زناشویی و مشکلات رایج در تداوم روابط صمیمی، تایید شده است. علاوه بر این، طرحواره درمانی برای مجرمان جنایی و همچنین در جلوگیری از عود مشکل در بین سو مصرف کنندگان مواد نیز موثر است.
طرح واره درمانی ، درون مایه های روانشناختی را مدنظر قرار می دهد که شاخصه بیماران مبتلا به مشکلات منش شناختی هستند. این درون مایه ها را طرح واره های ناسازگار اولیه می نامیم. طرح واره درمانی به درمانگران کمک می کند یا مشکلات مزمن و عمیق بیماران را دقیق تر تعریف کرده و انها را به گونه ای قابل درک سازمان دهی کنند. در این مدل، رد پای طرح واره با تاکید بر روابط بین فردی از دوران کودکی تا زمان حال دنبال می شود. با به کار گیری این مدل ، بیماران می توانند مشکلات شخصیتی خود را به شکل خود – ناهمخوان ببینند و در نتیجه، برای رها شدن از شر مشکلات ، انگیزه بیشتری پیدا کنند. درمانگران با استفاده از راهبرد های شناختی، عاطفی ، رفتاری و بین فردی ، در مبارزه با طرح واره ها با بیماران هم پیمان می شوند. وقتی بیماران الگو های ناکارامد مبتنی بر طرحواره هایشان را تکرار می کنند، درمانگر انها را به شیوه همدلانه با دلایل و ضرورت تغییر ، روبه رو می کند. درمانگر به علت به کار گیری باز والدینی حدو مرز دار در برابر نیازهای ارضا نشده دوران کودکی بسیاری از بیماران ، در حکم یک پادزهر نسبی عمل می نماید. ( یانگ و همکاران ، 2003؛ ترجمه حمید پور و اندوز1389) .
سبک های نگرش به عشق
از مهمترین عوامل تعیین کنندۀ پویایی های روابط زناشویی وجود عـشق و کیفیـت آن است (حفاظی طرقبه، فیروزآبادی و حق شناس، 1385؛ گنزاگـه، کنتـالر، لونـدهال، اسـمه وهمکاران،2006)
عشق و سبکهای عشق ورزی عامل مؤثری بر کیفیت روابط زناشویی است(هایتور و روبرت1996 ، ؛ لوین، کریستینا و هـی 2006).
از مهمتـرین نظریه هایی که به تبیین انواع عشق می پردازد نظریه شش بعدی «لـی» می باشد.« لی » بر اساس برآوردهای بدست آمده از کشورهای ایالات متحده، کانادا و بریتانیا شش روش عـشق ورزی را بیان می کند (نتو،2001) ، که عبارتند از:
1- عشق رومانتیک (اروس) : این نوع عشق تـوأم بـا میل فیزیکی شدید به معشوق است و بر اسـاس زیبـایی، جـذابیت و تناسـب فیزیکـی شـکل می گیرد.
نوعی از عشق که در آن صـمیمیتی لـذتبخـش بـه آرامی رشد پیدا میکند.
2ـ عشق دوستانه (استورگ)
در ایـن فرآینـد بـه تـدریج طـرفین، زوایـای وجودی خود را بیشتر برای یکدیگر فاش میکننـد
در این شیوه، عشق به عنوان یک تفریح تلقی شده و هیچ تعهـدی در آن نیـست .