درباره خود ورابطه با دیگران ناکارآمدند.
خلاصه اینکه ، طرحواره های ناسازگار اولیه ، الگو های هیجانی و شناختی خود آسیب رسانی هستند که در ابتدای رشد و تحول در ذهن شکل گرفته اند و در سیر زندگی تکرار می شوند . توجه کنید که طبق این توصیف ، رفتار فرد بخشی از طرح واره محسوب نمی شود ، چون یانگ معتقد است که رفتارهای ناسازگار اولیه در پاسخ به طرحواره ها به وجود می آیند . بنابراین ، رفتارها از طرح واره ها نشأت می گیرند ولی بخشی از طرحواره ها محسوب نمی شوند .
ویژگی های طرح واره های ناسازگار اولیه
تمام طرحواره ها برپایه وقایع آسیب رسان یا بدرفتاری دوران کودکی شکل نگرفته اند . ممکن است در ذهن یک فرد ، بدون تجربه وقایع آسیب زای دوران کودکی ، طرحواره وابستگی پدید آید ؛ به این دلیل که در دوران کودکی ، کاملأ تحت سلطه والدین بوده است .با این وجود ، اگر چه تمام طرح واره ها ریشه تحولی وقایع آسیب زا ندارند، ولی همه آن ها مخل زندگی سالم هستند. اغلب طرح واره ها نتیجه تجارب زیان بخش محسوب می شوند که فرد در مسیر دوران کودکی و نوجوانی دائمأ با این تجارب روبرو بوده است. اثر این تجارب ناگوار در سیر تحول با یکدیگر جمع می شوند و منجر به شکل گیری یک طرح واره های ناسازگار تمام عیار می گردند.( یانگ ، 2003).
طرح واره های ناسازگار اولیه برای بقای خودشان می جنگند. همان طور که قبلا ذکر شد، این امر نتیجه تمایل بشر به هماهنگی شناختی است. اگر چه فرد می داند طرح واره منجر به ناراحتی وی می شود ولی با طرح واره احساس راحتی می کند و همین احساس راحتی ، فرد را به این نتیجه می رساند که طرح واره اش درست است. افراد به سمت وقایعی کشیده می شوند که با طرح واره هایشان همخوانی دارند و به همین دلیل تغییر طرح واره سخت است. بیماران به طرح واره ها بع عنوان حقایقی می نگرند که بدون به بوته آزمایش گذاشتن صحت و سقم آن ها ، معتقدند که این حقایق درستند. نتیجه چنین دیدگاهی ، این است که طرح واره بر پردازش تجارب بعدی تاثیر می گذارد. طرح واره ها نقش عمده ای در تفکر، احساس ، رفتار و نحوه برقراری ارتباط بیماران با دیگران بازی می کنند و به گونه ای متناقض و اجتناب ناپذیر ، زندگی بزرگسالی را به شرایط ناگوار دوران کودکی می کشانند که غالبا برای بیماران زیان بخش بوده است.
طرح واره ها در اوایل دوران کودکی یا نوجوانی بازنمایی هایی دقیق از محیط پیرامون ایجاد می کنند. تجربه ما نشان داده است که طرح واره های افراد تا حدودی بازتابی دقیق از محیط زندگی اولیه شان است. به عنوان مثال، اگر بیماری به ما بگوید وقتی که بچه بوده است خانواده اش با او سرد و بی عاطفه برخورد کرده اند معمولا حرفش درست است ، حتی اگر علت رفتار والدین خود و مشکل آنها را در بیان احساسات و عواطف نفهمد. ممکن است اسناد های او برای رفتار والدینش اشتباه باشد، ولی حس اولیه اش از جو عاطفی و چگونگی رفتار والدین با او تقریبا همیشه درست است.
معمولا ماهیت ناکارآمد طرح واره ها وقتی ظاهر می شود که بیماران در روند زندگی روزمره خود و در تعاملاتشان با دیگران به گونه ای عمل کنند که طرح واره های آنها تایید شود، حتی اگر برداشت اولیه آنها درست نباشد. طرح واره های ناسازگار اولیه و راه های ناکارآمدی که بیماران از طریق آنها یاد می گیرند با دیگران کنار بیایند اغلب زیر بنای نشانه های مزمن اختلالات محور I مثل اضطراب، افسردگی ، سو مصرف مواد و اختلالات روان – تنی به شمار می روند.
طرح واره ها حالت ابعادی دارند بدین معنا که از نظر شدت و گستره فعالیت در ذهن با یکدیگر فرق دارند. هر چه طرح واره ها شدیدتر باشد شمار بیشتری از موقعیت ها می توانند آن را فعال کنند بع عنوان مثال اگر فردی در دوران کودکی به شدت و دائم از سوی پدر و مادر خود مورد انتقاد قرار گرفته باشد تقریبا در برخورد با هر کسی احتمال دارد طرح واره نقص در او برانگیخته شود. اگر فردی در دوران کودکی تنها از سوی یکی از والدین خود و آن هم گاهی اوقات و به شکل خفیف تری مورد انتقاد قرار گرفته باشد، ممکن است طرح واره نقص او تنها در برخورد با مراجع قدرتی که از جنسیت همان والد انتقاد گر هستند برانگیخته شود. به طور کلی هر چه طرح واره شدید تر باشد فرد به هنگام برانگیخته شدن طرح واره، عواطف منفی بیشتری را تجربه می کند و فعال بودن آن در ذهن مدت زمان بیشتری به طول می انجامد( یانگ، 2003).
همانطور که قبلا ذکر شد علاوه بر طرح واره های اولیه و بعدی طرح واره های مثبت و منفی نیز وجود دارند. تمرکز یانگ عمدتا بر طرح واره های ناسازگار اولیه است لذا طرح واره های مثبت و بعدی را در نظریه خود توضیح نمی دهد. با این حال برخی از نویسندگان معتقدند که برای هر یک از طرح واره های ناسازگار اولیه، یک طرح واره سازگار نیز وجود دارد. از سوی دیگر با توجه به مراحل رشد روانی مراحل اجتماعی در دیدگاه اریکسون( 1950) می توان چنین استدلال کرد که حل موفقیت آمیز هر یک از این مراحل به یک طرح واره سازگار منجر می شود در حالی که شکست در آن مرحله باعث ایجاد یک طرح واره ناسازگار می گردد. با این وجود مسئله مورد توجه ما در این بحث بیماران مبتلا به اختلالات مزمن هستند که محتاج روان درمانی اند. لذا عمدتا بر طرح واره های ناسازگار اولیه متمرکز می شویم که به نظر ما ، پایه و اساس آسیب شناسی شخصیت به شمار می روند ( یانگ ، 2003).
حوزه های طرح واره و طرح واره های ناسازگار اولیه
در مدل یانگ هجده طرح واره بر طبق پنج نیاز هیجانی ارضا نشده تقسیم می شوند که “حوزه های طرح واره” نامیده می شوند ( یانگ ، 2003). پنج حوزه طرحواره را یانگ به صورت زیرتوضیح داده است :
حوزه اول : بریدگی و طرد
بیمارانی که طرح وایشان در این حوزه قرار دارد نمی توانند دلبستگی های ایمن و رضایت بخشی با دیگران برقرار کنند. چنین افرادی معتقدند که نیاز آنها به ثبات ، امنیت ، محبت، عشق ، و تعلق خاطر برآورده نخواهد شد. خانواده های اصلی آنها معمولا بی ثبات ( رها شدگی / بی ثباتی) ، بدرفتاری ( بی اعتمادی / بدرفتاری) ، سرد و بی عاطفه ( محرومیت هیجانی) ، طرد کننده ( نقص / شرم) یا منزوی ( انزوای اجتماعی و بیگانگی ) هستند. بیمارانی که طرح واره هایشان در حوزه بریدگی و طرد قرار می گیرد ( مخصوصا چهار طرح واره اول ) اغلب بیشترین آسیب را می بینند. بسیاری از آنها ، دوران کودکی تکان دهنده ای داشته اند و در بزگسالی تمایل دارند به گونه ای نسنجیده و شتاب زده از یک رابطه خود –آسیب رسان به رابطه ای دیگر پناه ببرند یا از برقراری روابط بین فردی نزدیک اجتناب کنند. رابطه درمانی ، اغلب محور اصلی درمان این گروه از بیماران قرار می گیرد.
بیمارانی که دارای طرح واره رها شدگی / بی ثباتی هستند، اعتقاد دارند روابط شان با افراد مهم زندگی ثباتی ندارد . بیمارانی که این طرح واره را دارند احساس می کنند افراد مهم زندگی شان در کنار آنها نمی مانند ، زیرا از نظر هیجانی غیر قابل پیش بینی اند ، فقط چند صباحی به طور موقت در کنار آنها حضور دارند و می میرند یا بیمار را به حال خود رها می کنند.
بیمارانی که طرح واره بی اعتمادی / بد رفتاری دارند، براین باورند که دیگران با کوچکترین فرصت از آنها سو استفاده می کنند. به عنوان مثال به آنها آسیب می زنند، تحقیرشان می کنند، دروغ می گویند، بدرفتاری می کنند، فریب می دهند یا آنها را دست می اندازند.
بیمارانی که طرح واره های محرومیت هیجانی دارند، انتظار ندارند تمایل آنها برای برقراری رابطه هیجانی با دیگران به طور کافی ارضا شود. تا به حال سه نوع محرومیت هیجانی را شناختیم:
1 . محرومیت محبت ( فقدان عاطفه یا توجه)
2 . محرومیت از همدلی ( به حرف دل فرد گوش ندادن و درک نشدن)
3. محرومیت از حمایت ( راهنمایی نشدن از سوی دیگران).
بیمارانی که طرح واره نقص / شرم دارند، احساس می کنند افرادی ناقص ، بد، حقیر یا بی ارزش اند و اگر خود را در معرض نگاه دیگران قرار دهند بدون شک طرد می شوند . این طرح واره معمولا با احساس شرم نسبت به نقایص ادراک شده همراه است. این نقص ها و کمبود ها ممکن است شخصی مثل (خود خواهی ، تکانه های پرخاشگرانه ، تمایلات جنسی غیر قابل قبول) یا عمومی ( مثل ظاهر غیر جذاب ) باشند.
بیمارانی که طرح واره انزوای اجتماعی / بیگانگی دارند، احساس می کنند با دیگران متفاوت اند و وصله ناجور اجتماع هستند. در واقع این طرح واره حس متفاوت بودن فرد یا عدم تناسب با اجتماع را در برمیگیرد. معمولا بیماران مبتلا به این طرح واره به هیچ گروه یا جامعه ای احساس تعلق خاطر نمی کنند ( یانگ، کسلو و ویشار؛2003،ترجمه حمید پور و اندرز؛ 1386).