در هنگام افسردگی افکار فرد اغلب منفی‌است ، شخص افسرده درباره خود و وضعیت حال و وضعیت آ ینده اش منفی بافی می کند ، تفکرات افسرده ساز افکار بد بینانه هستند که عود می کند ومداوم تکرار می شوند ، افراد افسرده اغلب از تمرکز بر حافظه ضعیف و دشوار داشتن در تصمیم گیری شکایت می کنند و گاه در شدید ترین حالت افسردگی هزیان ها و توهمات بروز می کنند ، باورهای ‌واهی و بی اساس که به رغم شواهد و مدارکی که خلاف آن را ثابت می کند با اطمینان عنوان می شو ند . ( گریست 12و جفرسون 13به نقل از قراچه داغی ، ١٣٨٣ ، ص ۴ )
افسردگی همان طور که از آن پیداست نوعی اختلال خلق یا اختلال عاطفی در نظر گرفته می شود از این رو غالباً اصطلاح بیمار عاطفی ‌نیز در مورد آن به کار می رود ،ا فراد مبتلا به افسردگی از خلق نا شاد یا احساس دلتنگی یا غمگینی و فرو رفتن در خیالات واهی‌شکایت می کنند که به مدت دو هفته یا غالباً بیشتر از آن تداوم داشته است . ( بلاک برن به نقل از شمس ، ١٣٨٧ ،ص ۲۰ )
الکساندر هیگ در سال ١٩۰۰ مطالبی درباره افسردگی ‌شدید را ارائه کرده است او می نویسد : در شرایط افسردگی جدی اتکای نفس به طور کلی‌از بین می ‌رود ، شکست نفس و فرو تنی شدید متداول است و حتی‌ گاهی‌اوقات ممکن است عادت شود و فشار به اندازه وزن یک پر برای له کردن بیمار کافی‌است ، حتی‌ شادی آورترین رویداد ها هم باعث نشاط و شادی در این افراد نمی شود . ( گریست و جفرسون به نقل از قراچه داغی ، ١٣٨٣ ، ص ٧ )
افسردگی بسیار عمومیت دارد و می ‌توان گفت در هر مقطعی‌از زمان حدود ۵ درصد از جمعیت ایالات متحده آ مریکا با افسردگی‌ عمده روبرو هستند و ١۰ درصد از آنها در طول عمر خود دست کم یک افسردگی‌عمده را تجربه می‌کنند . (همان منبع ، ص۲۰ )
افسردگی‌می تواند از دوران شیر خوارگی آغاز شود و تا پایان عمر فرد همراه او باشد ، معمولاً در شیر خوارانی که محبت لازم را از طرف مادر دریافت نمی کنند افسردگی به صورت سستی ، لاغری ، و وزن نگرفتن خود را نشان می دهد .( صادقی ، ١٣٨۶ ، ص ١۰ )
در میانسالی نقش فرد در زندگی عوض می شود و به تدریج با بالا رفتن سن بچه هایش بزرگ می شوند و می روند و در طول سالیان عمر خود مرگ عزیزان خود را می بیند و ممکن است شریک زندگی خود را از دست بدهد ، بازنشسته شود و روابطی را که داشته است از دست بدهد او با بالا رفتن سن به انواع بیماری های جسمی دچار می شود و همه این عوامل درونی وعوامل بیرونی باعث می شوند که سالمندان بیشتر در معرض بیماری افسردگی قرار بگیرند . (همان منبع ، ص ١۵ )
طبقه بندی بیماری افسردگی14 :
دو نوع اختلال افسردگی وجود دارد : افسردگی یک قطبی که طی آن فرد فقط از نشانه های افسردگی رنج می برد بدونه اینکه اصلاً به مانی مبتلا شود ، و دومین نوع آن افسردگی دو قطبی یا مانیک – دپرسیون 15است که طی آن هم افسردگی و هم مانی رخ می دهد . ( رزنهان و سلیگمن به نقل از سید محمدی‌ ، ١٣٨۵ ، ص ٣٩ )
در افسردگی دو قطبی بیمار مبتلا در طول یک دوره دچار افسردگی می‌شود و سپس بهبود می‌یابد و در دوره های دیگر دچار حالت مانیا یی می شود که این درست برعکس افسردگی یک قطبی است ، در افسردگی یک قطبی بیمار کم خواب است و فعالیت هایش افزایش می ‌یابد ، اشتهایش افزایش می یابد و احساسات مفرط به او دست می دهد و پر تحرک می شود و احساس بزرگ منشی‌ و توانایی فوق العاده در او به وجود می آ ید . ( صادقی ، ١٣٨۶ ، ص ۴۵ )

مطلب مرتبط :   سیستم های پاداش و درمان بیماران

افسرده خویی :
نوع خفیف تر از افسردگی است اما سیر طولانی و دائمی دارد و بیمار به مدت حداقل دو سال علا ئم افسردگی رابا شدت کمتری تجربه می کند و عملکردشان خیلی ‌کامل نیست و همیشه نا امید هستند ، نق می زنند ، از همه چیز شکایت دارند ، و افسردگی اساسی‌یک شروع و زمان مشخصی ‌دارد اما افسرده خویی زمان مشخصی ندارد . ( همان منبع ، ص ۴۴ )
نشانه های‌بیماری‌افسردگی :
بی‌خوابی و خستگی‌ ، فکر کردن مداوم به از دست دادن ها و شکست ها ، احساس بی ارزش بودن ، از دست دادن روحیه و شادابی و قابلیت لذت بردن از زندگی‌ ،‌ لاغر شدن ، احساس پوچی درونی ، ترس فزاینده و احساس کلی ‌سر در گمی . ( گیلبرت به نقل از جمالفر ، ١٣٨۶ ، ص ٩٩ )
یکی از علائم شایع افسردگی اضطراب است ، اغلب بیماران مبتلا به افسردگی از اضطراب نیز رنج می برند آنها همیشه نگرا ن هستنند و دل شوره دارند که انگار قرار است خبر بدی به آنها بدهند دائم در تشویش و دلشوره به سر می برند و نیز تپش قلب دارند ، بعضی از بیماران مبتلا به افسردگی دچار وسواس نیز می شوند و گاهی تصور می کنند دچار بیماری جسمی لا علاجی هستند . ( صادقی ، ١٣٨۶ ، ص ٣۶ )
سبب شناسی بیماری افسردگی :
توارث :
تحقیقات فراوانی‌ نشان می دهد که احتمال دارد افراد ژنهایی را به ارث ببرند و آنان را در مقابل بیماری افسردگی آسیب پذیر کند ، در تحقیقاتی که روی خانواده ها انجام شده نشان داده است که بیماری افسردگی احتمالاً در خویشاوندان خونی افراد ی که از بیماری افسردگی شدید رنج می برند بیشترمتداول است ، و هر چه درجه خویشاوندی این افراد نزدیک تر باشد به همان نسبت فرد در مقابل بیماری افسردگی آسیب پذیرتر می شود ، برای مثال دو قلو های یک تخمکی بشتر از دو قلو های دو تخمکی در معرض خطر مبتلا شدن به این بیماری هستند ، دو قلو های دو تخمکی به همان میزان خواهر و برادر های عادی‌خود در معرض خطر هستند ، (١۴٪ ) و احتمال برای ابتلا والدین و فرزندان (١۴٪ ) می باشد . ( بلاک برن به نقل از شمس ، ١٣٨٧،ص ٣۰ )
فروید و بسیاری از نویسندگان معاصر بیماری افسردگی را ناشی از به دل ریختن عصبانیت می‌دانند بر این اساس به اعتقاد این روانشناسان خشم به درون ریخته به بیماری افسردگی منجر می شود ، توضیح ساده تر این است که اندوه ، نتیجه کاهش عزت نفس شخص است بیمار افسرده وقتی خود را منفی ارزیابی می کند معمولاً عصبانی نمی شود ولی‌در نهایت قضاوتی عینی می‌کند به همین شکل اگر کسی فکر کند که دیگران ارزش او را کم قلمداد می کنند اندوهگین می گردد (آرون بک به نقل از قراچه داغی‌ ، ١٣٨٨ ، ص ١١١ )
تغییرات هورمونی :
تغییرات هورمونی عمدهای که در بیماری افسردگی به وقوع می پیوندد به هورمون کورتیزول مربوط می شود یعنی هورمونی که از غده فوق کلیه که بالای کلیه ها قرار دارد ترشح می شود ، غده هیپو فیز ترشح هورمون کورتیزول را کنترل می کند ، افسردگی های شدید چه افسردگی یک قطبی و چه افسردگی دو قطبی ‌بیشتربا ترشح بیش از اندازه هورمون کورتیزول مشخص ومعلوم می شود .(بلاک برن به نقل از شمس، ١٣٨7،ص ٣١ )
عوامل روانی و اجتمایی :
وقایع زندگی و استرس محیطی : مشاهدات بالینی مدتها است که تکرار شده این است که وقایع پر استرس زندگی پیش از نخستین دوره های اختلالات خلقی بیشتر از دوره های بعد یش وجود دارد ، این ارتباط هم در بیماران دچار اختلال افسردگی اساسی گزارش شده است و هم در بیماران مبتلا به افسردگی دو قطبی ، یک نظریه که برای این توضیح ارائه شده است این است که استرس که به دوره اول می انجامد تغییرات دیر پایی در مغز و در وضعیت آن ایجاد می کند که موجب تغییراتی در حالات کارکرد انواع دستگاهای پیام دهنده نوروترانسمیرو داخل نورون می گردد .( کاپلان و سادوک به نقل از رضاعی ، ١٣٨٧ ، ص ٩۴ )
شخص مبتلا به بیماری افسردگی ممکن است نسبت به برخی از شرایط نا مطلوب زندگی اش حساس شود به عنوان نمونه می توان به مرگ پدر و مادر ، مورد پذیرش دوستان قرار نگرفتن اشاره کرد ، حوادث فوق در صورتی به بیماری افسردگی منجر می شود که برای شخص مهم باشد با این حال عامل تسریع کننده بیماری‌افسردگی همیشه حادثه مطلق و مجردی نیست ، فشار روانی پوشیده تری از نوع از دست دادن تدریجی محبت همسر و یا نا کام ما ندن در رسیدن به هدف هم به قدر کافی تاثیر دارد و شرایط را برای بیماری افسردگی مهیا می کند . ( آرون بک به نقل از قراچه داغی ، ١٣٨٨ ، ص ١۰۴ )