نوع پارانویید 30:
ویژگی اصلی آن وجود افکار هذیانی یا توهمات شنیداری بارز در چهار چوب برجا ماندگی نسبی کنش وری عاطفی و شناختی است ، دارای افکای هذیانی ، آزار شدگی ، خود بزرگ پنداری ،و یا هر دو هذیان همزمان هستند . ( دادستان ، ١٣٨٩ ، ص ۴١۲ )
نوع کا تا تو نیا31 :
با الگو های حرکتی غیر عادی نشان داده می شود ، رفتار حرکتی افراطی و گاهگاهی خشن و یا در بی حرکتی فرو می روند . ( ویتیتک ، به نقل از بناب ، ١٣٨۶ ، ص ١۵۰ )
نوع نا مشخص32 :
به معنای شخصی است که نشانه های عمومی اسکیزو فرنی را از خود نشان می دهد اما به وضوح ملاک های شخصی یکی از انواع اختلال های اسکیزو فرنی را که در بالا گفته شد ندارند . ( همان منبع ، همان ص )
نوع باقی مانده 33:
در این نوع یک دوره اسکیزو فرنی وجود دارد اما نشانه های بارز روان پریشی وجود ندارد ، اما نشانه های پلیدار عاطفی سطحی ، فقر گفتار و یا فقدان اراده یا رفتار های غیر عادی ، و گفتار با آشفتگی خفیف نیز مشاهده می شود . ( کشاورز ، ١٣٨۵ ، ص ٧٩ )
نوع نا بسامان34 :
مشخصه ی اصلی آن پیشرفت آشکار رفتار های بدوی ، مهار گسیخته و سازمان نیافته و فقدان علائم نوع کا تا تو نیا است ، شروع این نوع از اختلال اسکیزو فرنی پس از سن ۲۵ سالگی است وآنها معمولاً فعال هستند و فعالیت آنها بی هدف و غیر سازنده است . ( فراهانی ، ١٣٨٨ ، ص ۲٣ )
تاریخچه اسکیزو فرنی :
اختلالی که امروز به عنوان اسکیزو فرنی یا شیزو فرنی شناخته می شود در گذشته با عنوان کلی جنون یا دیوانگی از آن نام برده می شود از زمان قدیم سوء برداشت هایی از این اختلال شده است که در حال حاضر در برخی از فرهنگ های بدوی این طرز تلقی وجود دارد ، در ازمنه گذشته ابتلا به این اختلال را ننگ و عار شمرده می شود در این ایام بروز این اختلال را به علت نفوذ قدر ت های ماوراء قدر ت انسانی و عوامل طبیعی مانند خورشید و ماه و ستارگان و رعد و برق در بدن در مصر باستان و اروپای شرقی و قرون وسطی آن را ناشی از حلول شیطان یا تسخیر جسم از سوی ارواح خبیثه می دانستند و ( همان منبع ،ص ۵۰ )
این شرایط دیری نپایید که از اواخر قرن هیجدهم و قرن نوزدهم با شروع درمان های اخلاقی و انسانی و وضعیت بهبود یافت پرچم داران این نهضت پینل ، ویلیام کوک ، ون سنز ، و کیارو گی ، و راش که به ترتیب از کشورهای فرانسه ، انگلستان ، ایتالیا ،و آمریکا بودند .( همان منبع ، همان ص )
سبب شناسی اسکیزو فرنی :
عوامل ژنتیکی :
در برخی و شاید در تمامی انواع اسکیزو فرنی عوامل ژنتیکی دخالت دارد بخش اعظم واریانس استعداد ابتلا به این اختلال مربوط به عوامل ژنتیکی است که اثرات افزایشی دارند برای مثال بروز بیماری اسکیزو فرنی و اختلالات مرتبط با آن ( اسکیزو تا یپی ، اسکیزو یید ، پارانویید ) در بستکان زیستی بیماران مبتلایان افزایش دارد احتمال ابتلا به این اختلال با میزان قرابت خو نی‌بستگان مبتلا بستگی دارد . ( سادوک ، سادوک، به نقل از رضاعی ، ١٣٨٧ ، ص ١٧ )
در نیمه اول قرن بیستم یک رشته مطالعه که ژنتیکی بودن بیماری اسکیزو فرنی را ثابت کرده اند که ردای تصوف را از روی بیماران روانی برداشتند اگر چه فقط ١ درصد از جمعیت جهان به بیماری اسکیزو فرنی مبتلا می شوند اما احتمال وقوع اسکیزو فرنی در نزدیکان که رابطه زیست شناختی نزدیک با شخص مبتلا به اسکیزو فرنی دارد ، حدود ١۰ درصد است حتی اگر آن نزدیکان پس از تو لد تحت سر پرستی خانواده ی سالمی قرار گرفته باشند . ( پینل ، به نقل از فیروز بخت ، ١٣٨٧ ، ص ۶۰٧ )
در دو قلو های یک تخمکی که ژنتیک یکسانی دارند میزان همگامی در مورد این اختلال ۵۰ درصد است که این میزان ۴ تا ۵ برابر همگامی در دو قلو های دو تخمکی با میزان بروز در سایر بستگان در جه اول است . ( سادوک ، سادوک، به نقل از رضاعی ،١٣٨٧ ، ص ١٧ )
دیدگاه روان پویشی :
فروید پس از تماس هار بسیار محدود با افراد روان گسیخته به این نتیجه رسید که بیماری اسکیزو فرنی از تعارض بنیادین بین تمایل به ارضا ها ی کشاننده ای و خواسته های جهان واقعی‌ناشی ‌می شود ، فروید همچنین عقیده داشت که پس از وا پس روی به مرحله ی تمایز نا یا فتگی من و غیر من این افراد کو شش می کنند که مجدداً به مهار من و تماس با واقعیت دست یابند و این کوشش های‌جبرانی‌بروز نشانه های‌اسکیزو فرنی را در پی‌دارد . ( دادستان ، ١٣٨٩ ، ص ۴۲٧ )
نظریه یادگیری :
آن طوری که نظریه پردازان می گو یند بچه هایی که بعداً دچار بیماری اسکیزو فرنی می شوند که با تقلید از والدین خود که خود نیز ممکن است مشکلات روحی چشمگیری داشته با شند و واکنش های غیر عاقلا نه و روش غیر منطقی اندیشیدن را می آموزند ، طبق این نظریه روابط بین فردی بد نیز در بیماران مبتلا به اسکیزو فرنی به دلیل الگو های یاد گیری بد پیدا می شود که در کودکی وجود داشته است . ( سادوک ، سادوک ، به نقل از رضاعی ، ١٣٨٧ ، ص ۲٣ )
دیدگاه شناختی در مورد اسکیزو فرنی :
این دیدگاه در بر گیرنده یا فته های زیست شناختی چند دهه اخیر است ، براساس این دیدگاه در وهله ی نخست مشکلات زیست شناختی بروز می کند و تجربه های حس نا معلوم را به وجود می آورد پس نشانه های ‌اسکیزو فرنی به منزله ی پیامد کوششهای فرد برای درک و تعیین تجربه های نا معلوم خویشتن وارد میدان می شوند ، وقتی این افراد برای نخستین بار با صداها ، تصویر ها و یا دریافت ها ی حسی نا متداول مواجه می شوند به دوستان و آشنایان روی می آورند تا در درک آنچه روی داده است از آنها کمک بگیرند اما آنچه از آنها دریافت می کنند نفی واقعیت این تجربه ها است و به این باور می رسند که دیگران سعی می کنند تا واقعیت ها را از او پنهان کنند و موجب می شود تا همه ی پسخوارندی راکه به دست می آ ورند مطرود شمارد . (دادستان ، ١٣٨٩ ، ص ۴٣۲ )
کامرون و مارگارت معتقد هستند که اختلالات اسکیزو فرنی علائمی‌از عدم تعادل در شخصیت و در روابط اجتمایی است که در آن توهم شدید و ادراک غیر عادی به صورت بارزی ظاهر شده و رفتارهای تحت تخیلات مخصوص قرار دارد . ( شاملو ، ١٣۶٩ ، ص ۲٧۰ )