طبق این نظریه در یادگیری به مشارکت آموزش گیرندگان در مراحل آموزش تأکید می شود. براساس این نظریه شرکت کنندگان در دوره آموزشی ، منابع خوبی برای انتقال دانش و مهارت و رفتارهای لازم هستند که به هر طریق باید آنان را به مشارکت در مباحث تشویق کرد. در این صورت کارشناسان، استادان و مربیان آموزشی ، بیشتر تسهیل کننده هستند تا ناظر یا ارائه کننده کل مطالب.( ابطحی،108،1387)
2-16 اصول یادگیری
این نظریه ها نمی توانند مراحل یادگیری را به سادگی بیان کنند ولی از مطالعه آنها می توان اصولی را دریافت که عمل به آنها می تواند راهنمای مناسبی برای کارشناسان امورآموزشی باشد. “دولان”، “شولر”، “ابطحی ” (همان) و دیگران اصولی را برای یادگیری متذکر شده اند.
از مجموعه اصول ذکر شده پنج اصل به اختصار در اینجا بیان می شود:
2-16-1 راهنمایی
کارکنانی که در دوره های آموزشی شرکت می کنند از همان آغاز دوره، نیازمند راهنمایی هستند این راهنمایی ها نیاز به یادگیری از راه آزمایش و خطا را کاهش می دهد و کارآموزان را از سردرگمی می رهاند و انسان ها به منظور یادگیری مفید و سازنده نیاز به راهنمایی دقیق و تشویق کننده دارند.
2-16-2 بازخورد
اگر افراد بازخورد مثبت و منفی عملکرد خود را دریابند ، یادگیری آنها سریع خواهد شد.اطلاع از نتایج وضعیت مطلوب را تقویت می کند و باعث تکرار آن و حذف واکنش های نامناسب می شود.
2-16-3 پاداش
تجربه نشان داده است که اگر آموزش همراه با پاداش برای شرکت کنندگان در قبال مطالب آموخته شده باشد مؤثرتر خواهد بود.اعمال پاداش داده شده همواره تکرار و تقویت می شوند.
2-16-4 انگیزش
مهمترین اقدامی که انگیزه یادگیری را افزایش می دهد مشارکت کارکنان در برنامه ریزی، اجرا و حتی نحوه ارزشیابی دوره های آموزشی است و همچنین ارتباط محتوا با مسائل و مشکلات کاری آنهاست جلسات آموزشی باید چنان طراحی شوند که بر کسب مهارت در محیطی جالب و برانگیزنده تأکید کنند تا انگیزش همواره تداوم داشته باشند.
2-16-5 انتقال
منظور از انتقال ، تسری دانش و مهارت و رفتارهای ایجاد شده در شرکت کنندگان است به محیط کاری . به عبارت دیگر مسئولان رده بالای سازمان، باید امکان اجرای آموخته ها در دوره های آموزشی را هر چه سریعتر در محیط کاری فراهم آورند . در غیر این صورت مطالب یاد گرفته شده ، فراموش و هزینه های آموزشی بیهوده خواهد بود.
2-17 تاریخچه آموزشهای ضمن خدمت در آموزش و پرورش
در ایران «یادگیری» هنگام «یاددهی» سابقه ای طولانی دارد ، اساتید برجسته مدارس نظامیه و مدارس علوم دینی و دیگر سازمان های تربیتی و آموزشی ، ضمن آموزش به دانشجویان ، خود به دانش اندوزی ، پژوهش و تألیف کتاب های متعدد همت گماشته اند. پس از ایجاد تدریجی مدارس جدید و مسئولیت پذیری حکومت مرکزی و دولت های وقت برای تربیت و آموزش معلمان ، سیر تحول آموزش های ضمن خدمت نیز شروع شد.
با گسترش مدارس ابتدایی و متوسطه به سبک جدید و نیاز معلمان این مدارس به اطلاعات روانشناسی و علوم تربیتی و روش های تدریس ، در «دارالفنون» کلاس های آموزش ضمن خدمت تشکیل شد. آغاز آموزش های ضمن خدمت در وزارت آموزش و پرورش تقریبا˝ از سال 1310 هجری شمسی می باشد. تأکید بر آموزش کارکنان در قوانین آموزش و پرورش از جمله « قانون تعلیمات اجباری» مصوب سال 1322 وجود داشته است.
در سال 1327 برنامه های آموزش کارکنان جزء طرح های دولت قرار گرفت. بین سال های 1332 تا 1338 به علت گسترش تعلیمات ابتدایی کلاس های کار آموزی متعددی برای معلمان در تابستان‎ها تشکیل شد. تا چند دهه آموزش های ضمن خدمت از حالتی سازمان یافته و هماهنگ برخوردار نبود و واحد خاصی تصدی آن را به عهده نداشت. آنچه که کل فعالیت های مربوط به آموزش ضمن خدمت را تشکیل می داد ، عبارت بود از تعدادی دوره های ویژه برای کادر اداری و آموزشی که اغلب مبتنی بر نیازهای واقعی آموزش و پرورش نبودند و جنبه سلیقه ای داشتند و به صورت پراکنده و نامنظم به مرحله اجرا در می آمدند.
از سال 1345 هم زمان با اجرای مرحله اول قانون استخدام کشوری و مطابق ماده 44 و 45 این قانون آموزش ها از حالت پراکنده و نا منظم خارج شده و تا حدودی منسجم گردید. در سال 1347 واحد آموزش کارکنان وزارت آموزش و پرورش تحت عنوان « اداره آموزش کارکنان» زیر نظر دفتر تشکیلات و روش ها قرار گرفت و به عنوان یک واحد مصوب شروع به فعالیت نمود.
در سال 1348 مسئولیت آموزش کادر اداری وزارت آموزش و پرورش به عهده « انستیتو مدیریت و برنامه ریزی آموزشی » واگذار شد. انستیتو دوره های آموزشی مختلفی را به منظور ارتقاء سطح دانش و اطلاعات مدیران کل ، معاونان مدیران کل ، رؤسای ادارات و معاونان آنان و نمایندگی بخش‎ها و رؤسای مناطق جدید آموزش و پرورش ، طراحی و اجرا می کرد. این انستیتو تا پایان سال 1352 موفق گردید ، جمعا˝ تعداد 5150 نفر از کادر اداری را تحت پوشش آموزش های خود قرار دهد. لازم به ذکر است کارکنان آموزشی در این سال توسط دفاتر برنامه ریزی مربوط آموزش‎های لازم را فرا می گرفتند.
از سال 1352 به بعد آموزش های کارکنان شاغل در وزارت آموزش و پرورش تحت مسئولیت «دفتر آموزش ضمن خدمت» ، با برنامه ریزی متمرکز و هماهنگ و انسجام بیشتری انجام می پذیرفت.
در سال های بعد دفتر آموزش ضمن خدمت ، علاوه بر انستیتوی مدیریت و برنامه ریزی آموزشی تهران ، سه انستیتوی دیگر در شهرهای : شیراز ، مشهد و تبریز تأسیس نمود که مستقیما˝ زیر نظر مدیر کل آموزش های ضمن خدمت فعالیت می کردند.
در سال 1353 این دفتر سمینارهایی را در ارتباط با مشاوران مدارس راهنمایی تحصیلی در چند شهر مختلف کشور برگزار کرد و در سال 1354 از جمله مهمترین اقدامات این دفترکار آموزی های مربوط به معلمان ابتدایی ، جهت تدریس در دوره راهنمایی و نیز کارآموزی 1500 نفر برای احراز پست تکنسین آزمایشگاه بود. همچنین در سال 1356 به منظور جلوگیری از تمرکز آموزش های ضمن خدمت ، مراکز آموزشی در بعضی شهرستانها تجهیز گردیدند تا اجرای دوره های ضمن خدمت در این مراکز به صورت گسترده تر و غیر متمرکز انجام شود.
در سال 1356 برنامه آموزش های بلند مدت نیز در دستور کار قرار گرفت و در تابستان همان سال اولین دوره با تعداد 4570 نفر از معلمان دیپلمه شاغل در مدارس راهنمایی در رشته های : زبان ، علوم انسانی ، علوم تجربی ، ریاضی و حرفه و فن پذیرش شدند بر اساس این طرح پذیرفته شدگان طی سه دوره تابستانی و انجام مطالعات شخصی در طول سال موفق به اخذ مدارک کاردانی (فوق دپبلم دانشسرای راهنمایی) می گردیدند.
دفتر آموزش ضمن خدمت تا سال 1361 علاوه بر اجرای دوره های باز آموزی و توجیهی برای کارکنان اداری و آموزشی ، دوره های آموزشی معلمان را به علت تغییر کتب درسی گسترش داد و توانست برای اجرای دوره ها در 19 استان کشور مرکز آموزش ضمن خدمت تأسیس نماید. سایر استان ها تحت پوشش دفتر آموزش ضمن خدمت مرکزی قرار داشتند.