تربیت نوجوان بر اساس این شیوه، باعث آسیب پذیری آنان می شود. نوجوانی که آموخته با غیر همجنس با سردی و خشکی رفتار کند بعد از ازدواج نیز این رفتار را در مقابل همسرش ادامه خواهد داد و همین سرمنشأ ناسازگاری در خانواده خواهد بود.
روایت شده است که حضرت علی (ع) با تواضع خاص خویش در سلام پیشقدم بودند ولی به زنان جوان سلام نمی کردند. این رفتار به عنون یک الگو می تواند برای جوانان ما درخور توجه باشد لکن باید دقت داشت که حضرت علی (ع) هرگز به ترشرویی و خشونت در مقابل مردم شهرت نداشتند
5- برخورد مبتنی بر پرخاشگری: پرخاشگری عبارت است از عمل یا گفتاری که به منظور آسیب رساندن به شخص یا شئ دیگری انجام می گیرد. فرد پرخاشگر با انجام عمل پرخاشگرانه، احساس لذت و رضایت می کند. پسرانی که با ویراژ دادن سریع موتور و یا ماشین در مقابل دختران باعث ترساندن آنان شده و یا با پرتاب سنگ، شیشه منزل آنان را می شکنند تمایل و رفتار پرخاشگرانه خویش را نشان می دهند. چنین رفتارهایی در میان زوجین به صورت کتک زدن، فحاشی، آزار و اذیت و نیش و کنایه های زبانی بروز می کند.
6- روابط پنهانی: در نظر اول، دختر و پسری که با یکدیگر نامه رد و بدل می کنند و یا تماس تلفنی برقرار می سازند عوامل اصلی برقراری روابط پنهانی به شمار می آیند ولی عامل بسیار مهم در ایجاد چنین روابطی، وجود زمینه ای اجتماعی و گاه پنهان در میان نوجوانان است. در حقیقت آنچه دختران و پسران نوجوان را به طرف برقراری روابط پنهانی سوق می دهد صرفاً تمایل غریزی آنان به طرف یکدیگر نیست بلکه وجود افکار و باورهایی است که معمولاً به شکل غیررسمی و گاه پنهانی در میان آنان جریان دارد.از قبیل:
1- وجود این فکر که داشتن دوست پسر و یا دوست دختر نشانه‌ی قدرت و جاذبه اجتماعی یک دختر و پسر است.
2- این اندیشه که داشتن چنین روابطی، نشانه بزرگ شدن و بزرگ بودن آنان است.
3- از جمله عوامل زمینه ساز در برقراری روابط پنهانی، احساس رسالت برخی دختران و پسران نوجوان در یافتن دوست برای یکدیگر است. این نوجوانان، نقش کاتالیزور را در برقراری روابط ایفا می کنند و آن را بخشی از پیمان دوستی خود به شمار می آورند.
7- عوامل استمراردهنده: رد و بدل کردن نامه، عکس، هدیه و… ممکن است در دختران ذهنیت ازدواج را تقویت کند و یا در صورتی که بخواهد رابطه را قطع کند ممکن است با این احساس که مدرکی در اختیار پسر دارد به رابطه ادامه دهد.
8- احساس گناه و آلودگی: بعد از برقراری اولین ارتباط، دختر و پسر نوجوان ممکن است دچار احساس گناه شود. این احساس در بعضی موارد به اصرار و پافشاری در انجام عمل می انجامد. در واقع با خود می گوید: آب که از سر گذشت، چه یک وجب! چه صد وجب!
9- برخوردهای غیر عادی و ناپخته: رفتارهایی چون متلک گویی، مزاحمت های تلفنی، پیامک های غیراخلاقی، ولگردی های دسته جمعی در پارکها و خیابان ها و…
 دخترانی که به بهانه‌ی درس خواندن با دوستانشان، کیف و کتابی زیر بغل می گذارند و با دوستانشان در خیابانها پرسه می زنند یا پسرانی که تا دیروقت در پارتی های شبانه حضور می یابند و خانواده که قدرت کنترل آنها را ندارد از نبودنشان در خانه برای آسودگی از شرّشان استقبال هم می کنند. این گونه دختران و پسران، طعمه های بسیار خوبی برای باندهای سوءاستفاده گری هستند که به دنبال گزینه هایی برای فساد و فحشا، جابه جایی مواد مخدر و… می باشند.
10- افراط در معاشرت: میهمانی های مختلط و شوخی و خنده، غیرمقید بودن در مورد نحوه پوشش و حتی تماس بدنی و… از جمله مشخصه های معاشرت افراطی است. در واقع چنین خانواده هایی، اینگونه معاشرت ها را نشانه‌ی ترقّی و اجتماعی بودن می دانند و در این زمینه، الگوی مترقی بودن را از غرب می گیرند. در حالیکه در امریکا سالیانه ۴ میلیون کودک از مادران زیر نوزده سال متولد می شود!!
از جمله عوامل زمینه ساز در برقراری روابط پنهانی، احساس رسالت برخی دختران و پسران نوجوان در یافتن دوست برای یکدیگر است
2-11- مروری بر مطالعات پیشین
دو نفردریک پیاده رو یک شهرازکنار هم می گذرند نگاه مختصری بهم می اندازند خیلی سریع چهره و سبک لباس پوشیدن دیگری را بر انداز می کنند هنگامی که به هم نزدیک تر می شوند و از کنار هم می گذرند هر یک بسویی می نگرد تا نگاهش با نگاه دیگری تلاقی نکند .
هنگامی که رهگذران سریعا” نگاهی به یکدیگر می اندازند و آنگاه وحتی وقتی که خیلی نزدیک می شوند و دوباره بسویی دیگر می نگرد آن چیزی را به نمایش میگذارند که گافمن آن را بی توجهی مدنی می نامند و ما در اغلب موقعیت ها چنین انتظاری از یکدیگر داریم بی توجهی مدنی به هیچ وجه با نادیده گرفتن کسی یکی نسبت اما از هرگونه حرکتی که ممکن است مزاحمانه تلقی شود اجتناب میکند نشان دادن بی توجهی مدنی به یکدیگر چیزی که ما کم و بیش و بطور ناخودآگاه انجام می دهیم اما در زندگی روزانه ما اهمیت اساسی دارد مردم بوسیله آن به یکدیگر می فهمانند که دلیلی ندارد که به مقاصد دیگران بدگمان باشند نسبت به آنها دشمنی داشته یا به هر طریق دیگری مخصوصا” از آنها احتراز کنند. (گافمن1967 ص 228 ) .
داشتن دوست اعتماد ، به خود را تایید و تقویت می کند و هنگامی که پیوند های دوستی از هم می گسلند ، شخص نسبت به  ارزش های وجود خود دچار شک و تردید می شود به همین دلیل که دوستی در آغاز جوانی همچون آینه ای تصویر اطمینان بخش فرد را به او باز می گرداند باید گفت که این نوع دوستی ها یک جنبه ی خود شیفتگی شدید دارند که چندان نیز منفی وبدون فایده نیست و نه تنها باعث نابودی دوستی های غیر انتفاعی نمی شود بلکه موجب تقویت من ووحدت شخصیت می شود زیرا همانند سازی های پی درپی که به سرعت تغییر می کنند موجب تکه تکه شدن من گشته ، بیان شخصی و خودی را مختل ووحدت شخصیت را متزلزل می سازند از این رو مقداری خود شیفتگی الزم است تا در برابر کنش زیاد به طرف دیگری وتمایل به همانند سازی و مشابهت جویی با او تعادل بوجود آید (محسنی 1350) .
 بررسی اجتماعی شدن به ما امکان می دهد خصوصیت کنش انسانی یا آنچه را دور کیم فشار اجتماعی نامیده عمیق تر درک کنیم برای آگاهی و شعور بیش از آنچه بیرونی باشد درونی است این فشار اجتماعی عبارتست از اجبار اجتماعی درونی شده که به دلیل به تعهد اخلاقی شده و ادراک من بوسیله ی دیکری است که در ادراک خود فرو رفته است و حضور فی النفسه اشکال و پرستاژهاست که مدلها آرمان ها و مجازات ها که در طی قرون و نسل ها انتقال یافته با آن همراه است اما درضمن اجتماعی شدن به ما امکان میدهد تا وجود دیگرفعالیت انسانی را کشف کرده که به نحوی آن را ملایم می کند در واقع اجتماعی شدن لزوما”    نتیجه اش ایجاد همنوایی یا سازگاری نمی باشد . سازگاری شدید لزوما” خواست جامعه نیست و چیزی جز خواست بعضی جوامع معین و بعضی جماعات و یا گروه ها نیست چنانچه در مورد همنوایی در کجروی می توان گفت بعضی گروه های کجرو همنوایی شدیدتری را در مورد هنجارهای خود تحمل می کنند تا دیگر گروه ها از سویی هرروند اجتماعی شدن هدفش تطابق شخص با محیطش می باشد اما تطابق اجتماعی لزوما” به معنی همنوایی نیست تطابق با یک محیط می تواند میل به نوآوری در این محیط یا تغییر شکل آن باشد . روند اجتماعی شدن می تواند عوامل پویا و نوآور اشخاص ضد اجتماعی و همچنین افراد سازگار یا منفعل را در بر داشته باشد فرهنگ و جامعه در هر شخصی وجود دارد و هر شخص در سازمان اجتماعی یگانگی می یابد . بطور خلاصه باید بگوییم که نباید اهمیت و بردروایی – اجتماعی همنوایی را دست کم گرفت زیرا حتی در همنوایی انسان در جست و جوی ارزش هاست و آرزوهای شخصی را دنبال می کند و از وجدان خود تبعیت می نماید همنوایی اغلب می تواند راه حل ساده ای باشد اما غالبا” اطاعت از یک وظیفه قرار دادن یک تلاش در برابر مقاومت های درونی یا بیرونی حرکت یک اراده و گذشتن از خود می باشد هرچند جامعه در همه جا حتی در تنهایی حمایت و تایید و تشویق و یا تمایل ضروری را به همراه داشته باشد از اعمال فردی این فضیلت را سلب نمی کند که نتواند به گونه ای دیگر باشند در حالی که اگر شخص فقط از انگیزه های ابتدایی و احتیاجات غرایزش تبعیت می کرد به گونه ای دیگر بود آنچه که شکل اجبار دارد می تواند در ضمن به شکل تمایلات جلوه گر شود این دو در هم می آمیزند و متقابلا” به یکدیگر متکی هستند . کنش هنجارهای اجتماعی اکنون به نظر ما نتیجه تنش های متعددی به نظر می رسد که بین همنوایی آزادی و نوآوری بین انگیزه ها و بین احتیاجات شخصیت فردی و احتیاجات محیط اجتماعی بین اجبار اجتماعی و تمایلات شخصی وجود دارد . ( شمس  ، 1384  . 88 )
اختلاف نظر میان بزرگسالان و جوانان در مورد این مسئله ( یعنی برقراری دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج ) از موضوعی الهام می گیرد که هر دو در آن سهیم اند یعنی جامعه ای که هر دو عنصر آنند می خواهند به آن سازمان دهند تعادل و تمدنش را تضمین کنند و از آن بهرمند شوند . (همان ، 90)
2-12- چهارچوب نظری تحقیق
 کنش متقابل اجتماعی : موضوع مورد مطالعه جامعه شناسی کنش اجتماعی است یعنی کنش انسانی در محیط های مختلف اجتماعی ، اما این موضوع که در وحله نخست به نظر ساده و آسان می نماید در واقعیت مشکلات بسیار به وجود می آورد و ضروری است که این واقعیت اجتماعی را در بطن کلماتی که آن را مخفی می سازد دریابیم کوچکترین واحد منسجم و محسوس مورد مطالعه و مشاهده جامعه شناسی رابطه فی ما بین دو شخص است یعنی رابطه ای که بین آنها وجود دارد و به عبارت دقیق تر کنش متقابل ناشی از روابط آنها است (ریترز    1382 ، 351)
نظریه متقابل نمادین : نیز مانند دیگر نظریه های عمده جامعه شناختی چشم انداز بسیار گسترده ای را باز می نمایاند . نظریه های جورج هربرت مید و از آن کمتر چالز هورتون کولی و دبلیو . ای . تامس شیرازه ی اصلی این نظریه را فراهم کردند ولی چشم اندازهای آشکارا متفاوتر دیگری نیز در سالهای اخیر به این نظریه راه یافته اند . نظریه سنتی کنش متقابل نمادین با افکار هربرت بلومر مشخص می شود ولی انواع دیگری از جمله رهیافت علمی تر مانفورد کون ، رهیافت نمایشی اورین گافمن و شاید روش شناسی مردم نگارانه و پدیده شناسی نیز در این مقوله جای می گیرند (همان ،      267).