روس و همکاران سرمایه های رابطه ای رو عبارت از رابطه بین سازمان و سهامداران خارجی و همینطور داشتن رابطه حسنه با تامین کننده هاش می دونن ( مار، ۲۰۰۵).

براساس عقاید جاکوبسن و هفمن بنگ (۲۰۰۵) میشه سرمایه رابطه ای رو تشکیل شده از عناصر زیر دونست:

شبکه ها : مانند شبکه های تامین کنندگان، سازمانهای موثر و ….

نام تجاری: در این قسمت نام تجاری مد نظره نه نشون تجاری )که جزئی از داراییای الهی حساب می شه( اینجا برتری شرکت، معروفیت، آوازه و وضعیت حال شرکت مد نظره.

مشتریان: و در آخر آخرین و بار ارزش ترین جزء موجود در این قسمت مشتریان هستن. این قسمت در اصل محلیه که پول شرکت به وسیله اونا ایجاد می شه و در نتیجه مهمترین منبع ای جاد کننده مزیت رقابتی واسه شرکت حساب می شه.

اندازه رضایت مشتریان، موفقیت یا شکست شرکت رو تعیین می کنه پس دونستن اینکه مشتری تا چه حد راضیه اهمیت داره.

سرمایه مشتری رو میشه مجموعه ای فرعی از سرمایه اجتماعی دونست که بعضی از محققان در IC تنها روی این جنبه از سرمایه اجتماعی و فقط روی مشتریانشان تمرکز کردن . از پایه این شامل دارا بودن علم کانالهای بازاریابی و اندازه رابطه با مشتریاس. سرمایه مشتری به پتانسیل بالقوه سازمان در فهم اون چیزی که مشتریان از اجناس با خدمات اونا در مقایسه با رقبایشان توقع دارن هم می گن. یعنی اگه با مشتری هاتون به صورتی بسیار با دقت رابطه برقرار کنین نسبت به رقبایتان موفقتر هستین. به قولی میشه شالوده سرمایه مشتری رو ارزش حاصل از ایجاد رابطه با مشتریان نامید )که در نتیجه اون در حال یا آینده سود نصیب ما می شه(.

بونتیس (۱۹۹۸) در مورد ارزش و اهمیت ایجاد رابطه با مشتریان، تامین کنندگان و رقبا بیان داشته که این نوع ارتباطات نقش زیادی در ایجاد فرصتهای رشد آینده شرکت داره . علاوه بر این، سرمایه مشتری به موضوعاتی مثل اعتماد مشتریان و حاکم بودن روح وفاداری بین یه شرکت و مشتریانش مربوط می شه . میشه گفت که همه تلاشها در سازمان به سمت ایجاد سرمایه مشتریه تا از اون روش شرکتها بتونن سرمایه های مالی خود رو زیاد کرده و به موقعیتی پایدار دست پیدا کنن . پروفسور کلاوس فورنل  از دانشگاه میشیگان عقیده داره که رضایت مشتریان می تونه به حفظ ارتباطات تجاری کمک کرده و کشش قیمت محصول رو کاهش داده و پرستیژ شرکت رو بهتر کنه ( فورنل، ۱۹۹۲).

طبق عقاید جین چن (۲۰۰۴) سرمایه مشتری رو میشه به توانایی بازاریابی اصلی، شدت بازار و وفا داری مشتریان تقسیم کرد.

طبق عقاید و چارچوب ارائه شده به وسیله گوتری و همکاران (۲۰۰۳) سرمایه مشتری شامل اجزاء زیره: ۱- رضایت مشتری، ۲- شناخت مشتری، ۳- وفاداری مشتری، ۴- مشتری مداری، ۵- خدمت به مشتری ۶- مشتریان به حساب میان اما اندازه توجه به تک تک اونا در گزارشهای مالی سازمانهای جور واجور فرق داره .

در آخر باید به سهم بازار هم به عنوان یکی از موضوعات مهم در بحث IC که مربوط به مباحث مربوط به اکتساب و نگهداری مشتریه هم اشاره شه.

موفق شدن در برقرار ارتباطات با خارج از سازمان بدون ایجاد ساختارهای حمایتی لازم اون و بدون حضور کارکنانی که به صورتی مناسب از عهده این کار بر بیان بسیار مشکله. سرمایه ساختاری و انسانی با سرمایه مشتری ارتباطی مستقیم دارن طوری که اگه این دو سرمایه زیاد شن سرمایه مشتری زیاد شده و بدنبال اون سرمایه مالی زیاد شده و این انتظار میره که سرمایه مشتری هم روی SC و HC اثر بزاره.

هر چقدر که یه شرکت ارتباطات بهتری با گروه های خارج از شرکت دا شته باشه، کارکنان اون بواسطه بازخورهایی که از خارج دریافت می کنن تلاش بیشتری در یادگیری می کنن. از بعد SC هم ایجاد ارتباطات موثر با گروه های خارجی باعث می شه که روش های عملیاتی مربوط به مشتریها که در سرمایه ساختاری هست بهبود یابد. در آخر سرمایه مشتری باید مالکیت الهی IP رو پرورش بده. مثلا فهم بدست اومده از درخواست مشتریان باید منتهی به پیشرفت حق ثبت و اختراع و اسمای تجاری شه و برعکس . IP در مقایسه با اجزاء دیگه به صورتی مستقیم تر روی فروش و رهبری بازار تاثیر میذاره. پس وجود رابطه بین IP و سرمایه مشتری و بالطبع کارکرد شرکت مورد انتظاره (بولتن[۱]، ۲۰۰۵). در مدلی که به وسیله نورما آ جوما در سال ۲۰۰۵ ارائه گردیده رابطه تعاملی بین سرمایه مشتری CC، HC و IP اثبات گردیده

 

 

cc
IP
HC

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل ۲-۲- مدل نورما آ جوما-۲۰۰۵

۲-۶- مالکیت الهی (IP)

مالکیت الهی شامل کل داراییای دانشی یه سازمانه که در قال حق مثبت، کپی رایت، نام تجاری ثبت شدن. از طرف دیگه رازهای تجاری، طرحهای صنعتی و مجموعه فرایندهایی که مالکیت اونا از دید قانونی از اون سازمانه هم جزئی از IP حساب می شن. ( مار، ۲۰۰۴).

اجزاء نام برده شده عموما جزء اونایی از نامشهودهایی حساب می شن که در ترازنامها وجود دارن. حق ثبت و اختراع حقی انحصاریه که در قبال اختراع انجام شده به مخترع یا نماینده قانونی اون اعطا می شه. هر حق ثبت و اختراع به صاحب اون اجازه میده تا بقیه رو از ساخت، استفاده یا فروش اختراع مربوطه در دوره وقتی ثابت و مشخصی، منع کنه

به مالکیت الهی میشه شکل های جور واجور لیسانسها و توافقنامه های فرانشیز رو هم اضافه کرد . تو یه قرارداد فرانشیز امتیازدهنده به امتیازگیرنده حق به کار گیری یه اختراع، حق اختراع، نشون تجاری، فرمول محصول، نام شرکت یا هر چیز با ارزش دیگری رو واگذار می کنه. علاوه بر این امتیازدهنده کمکای عملیاتی و مدیریتی رو هم در اختیار امتیازگیرنده قرار میده. خیلی از محققان باور دارن که IP مشخص ترین جزء موجود در سرمایه ساختاریه. که میشه در بازار موجود اون رو فروخت و یا خرید. یه شرکت با کمک IP می تونه یه انحصار موقت در بازار به سود خود بسازه و در نتیجه در اون دوره وقتی خاص شرکت رو به سمت موفقیت و عملکردی پایدار جهت دهد ( آنگستروم[۲]، ۲۰۰۳).

توافق

با وجود اهمیت IP تا سال ۱۹۹۶ تنها بروکینگ اون رو به عنوان یه جزء جدا از هم در اجزاء متشکله IC دونسته . این در حالیه که بیشتر نظریه پردازان IP رو به عنوان یه جزء کوچیک از اجزاء اصلی IC دونسته ان مانند )ادوینسون و مالون ۱۹۹۷ ، استیوارت ۱۹۹۷ ،اسویبی ۱۹۹۷ یاندت ۱۹۹۷ ،سوبرامانین و اسنل[۳] ۲۰۰۴، بروکینگ ۱۹۹۶).

مالکیت الهی رو میشه از راه هرگونه پیشرفت داخلی و یا از راه شبکه های موجود در خارج از سازمان بدست آورد. چاکرابرتی و انیانوا در سال ۱۹۹۳ رابطه مثبتی بین هزینه های R&D و تعداد اختراعای واگذار شده پیدا کردن. در عملی مشابه گریلیچس[۴] ۱۹۹۸ ارتباطی مشابه بین آندو یافت و گفت که از راه اونا میشه اندازه تاثیر صنعت رو در کنترل خود درآورد. یکی ازاساسی ترین منابع R&D ،IP و هزینه های صرف شده در این بخشه، از طرف دیگه ایده های جدید حاصل شده از مشتریان، تامین کنندگان یا رقبا یه منبع اساسی واسه نوآوری و IP حساب می شه. تحقیقات انجام شده هم اینکه نشون داده که بدون تلاشهای داخلی در R&D، یه شرکت بدون لوازم مناسب واسه تشخیص، انسجام و بکاربردن اقتصادی علم تجاریه.

ایده

کوهن و لوینتال گفتن که توانایی جذاب بودن یه شرکت به میزانی بسیار زیاد نتیجه سرمایه گذاری  در R&D هستش. پس بدون سرمایه گذاری کافی در R&D یه شرکت بدون امکانات لازم واسه به کار گیری ایده های جدیدی میشه که از منابع خارجی بدست آمده و در نتیجه نمی تونه اونا رو به IP جدید تبدیل کنه. از طرف دیگه این سرمایه نیروی محرکی واسه رشد سرمایه اجتماعی – مشتری هم میشه .

سرمایه گذاری

بهمین راه گریلیچس(۱۹۹۸) اثبات کرد که IP رو میشه محتمل ترین خروجی فعالیتای نوآورانه دونست، این اعلام نظرها اثبات می کنه که سرمایه گذاری در R&D و تواناییا در ایجاد اختراع به بالا رفتن اندازه ذخایر IP شرکت منجر می شه ( نورما، ۲۰۰۵).

آلمیدو و روسنکوف[۵] (۲۰۰۵ و۲۰۰۳) نشون دادن که اطلاعات مربوط به حق ثبت و اختراعای یه شرکت، نشون دهنده موجود بودن روند نوآوری در اون سازمان و رابطه اون نوآوری با پیشرفت اقتصادی و تکنولوژیکی در سازمانه. اندازه هزینه های R&D از یه طرف و تعداد حق ثبت و اختراع داده شده از طرف دیگه دو شاخص اصلی هستن که می تونن تا حدی IP یه سازمان و همینطور توانایی سازمان واسه نوآور بودن رو نشون بده. علاوه بر این، مالکیت الهی یه شرکت می تونه این پیام رو واسه توانمندیهای تکنولوژیکی یه شرکت داشته باشه که نوآوریهای بیشتری در فعالیتها انجام داده و خود رو بیشتر با بازارهای جدید هم جهت سازه تا از این روش سرمایه گذاری در مورد نوآوری اجناس و فرایندها افزایش و از این روش به حصول بیشتر درآمد در آینده مطمئن گردید. از وقتی که قوانین پشتیبانی از حق و حقوق مالکیت الهی وضع گردیده، شرکتهای تکنولوژی گرا تونسته ان از داراییهای فکری و معنویشان، ارزش بدست بیارن، این نوع شرکتها تونسته ان به حق ثبت و اختراع، لیسانسها و مجوزهای بیشتر دست یافته و هم جهت با پیشرفت بخش هاشون اقدام کرده و کار و کاسبی و اندازه IP رو سروسامان ببخشند. مثلا در سال ۲۰۰۵ IBM در حدود یه میلیارد دلار درامد از شکل های جور واجور IP داشته و این در حالیه که شرکت HP حدود ۲۰۰ میلیون دلار از دادن شکل های جور واجور لیسانس بدست آورده. مایکروسافت هم در این سال حدود ۳۰۰۰ حق ثبت و اختراع داشته که این رقم در سال ۱۹۹۰ فقط پنج عدد بوده ( چانگ، ۲۰۰۷).

اقتصادی

هر چقدر IP در سازمان پیشرفت داده شه، منافع حاصل از اون سود زیادی رو عاید شرکت می کنه ( تیس[۶]، ۱۹۹۸). تیس در سال ۱۹۹۸، ۳ ملاک رو واسه نمایش چگونگی کسب ارزش از راه IP پیشنهاد کرد : این سه ملاک عبارت از ۱-  تناسب ۲-  وجود بازار واسه علم فنی ۳- توانمندیهای پویا بودن.

این سه مورد همون سه ملاک مورد استفاده به وسیله راجرز (۱۹۹۵) است که از اونا واسه نشون دادن چگونگی انتشار یه نوآوری در چرخه نوآوری استفاده کرده.

۲-۷-تحقیق و پیشرفت (R&D)

R&D به یه بخش خودکفا در سازمان میگن که با زمینه هایی مانند تحقیق همیشگی در مورد ارائه اجناس و خدمات جدید رابطه داره (_ عبدالمحمدی، ۲۰۰۵).

در سالهای گذشته IP و R&D در تیررس توجهات زیاد در بحث IC قرار گرفتن، چون که در اقتصاد دانشی ایده ها و نوآوریهای مربوط به اجناس و فرایندها مهمترین منابعی هستن که می تونن جانشین زمین، انرژی و مواد خام بشن. مخصوصا در صنایعی مانند تکنولوژی ارتباطات نقش R&D و IP به سرعت در حال تغییر و پررنگتر شدنه. ابرنتی و همکاران (۲۰۰۳) در مورد اهمیت R&D مطالعاتی انجام دادن که نتیجه همه اونا به صورتی به طور کامل مشخص نشون بدن عایدات مثبت به وجود اومده توسط سرمایه گذاری در R&D شرکتها بوده. قابل توجه اینکه برگشت سرمایه به شرکت از این روش چندین برابر برگشت سرمایه حاصل از سرمایه گذاری در مورد داراییای مشخصه. اونا نشون دادن که بدون سرمایه گذاری در مورد R&D ، یه شرکت قادر به تشخیص و استفاده اقتصادی فرایندهای تکنولوژیکی جدید نیستن . چن (۲۰۰۵) و همکاران اثبات کردن که سرمایه گذاری در R&D اثر مثبتی روی سودآوری و بدنبال اون IP بدست اومده اثر مثبتی روی ارزش و کارکرد مالی شرکت میذاره.

تا الان خیلی از محققان در مورد وجود رابطه مشخص و معنی دار بین هزینه های R&D و کارکرد کار و کاسبی و همینطور ارزش بازار تحقیق کرده و به یافته های مثبتی در این مورد دست پیدا کردن ( چاوین و هیرسچی[۷]، ۱۹۹۳ و کیلیچز و کوکبارن، ۱۹۹۸).

تحقیقات دیدز[۸] (۲۰۰۱) نشون داده که شدت R&D (توانایی پیشرفت تکنولوژی موجود و توانایی جذب تکنولوژی جدید)، ارتباطی مثبت با ارزش افزوده بازار داره. پس میشه نتیجه گرفت که هزینه های R&D شرکت نه فقط روی کارکرد جاری و ارزش بازار موثره بلکه روی کارکرد آینده هم تاثیری شگرفت میذاره ( وانگ[۹] و بقیه، ۲۰۰۵).

بونتیس در سال ۱۹۹۸ شاخصهای زیر رو واسه R&D برشمرده:

به اجرا در آوردن ایده های جدید

پشتیبانی از پیشرفت ایده های جدید

به اجرا در اومدن بیشتر ایده ها در سازمان اندازه پشتیبانی روش های موجود از نوآوریها ( انگستروم[۱۰]، ۲۰۰۳).علاوه بر موارد بالا کیفیت(سطح تحصیلات و تجربه و …) و کمیت تعداد کارکنان R&D) که از دید تجربی با پیشرفت اجناس و تکنولوژیهای جدید در رابطه هستن هم میتونه جزء شاخصهای مهم  R&D در نظر گرفته شه ( همرت، ۲۰۰۴ و پاوولیونگ و کولیانگ، ۲۰۰۴).

تحقیقات پاو لونگ و کو لیونگ[۱۱] (۲۰۰۴) نشون داده که تعداد کارکنان R&D و به همون اندازه وجود کارکنانی با کیفیت و با درجه بالا در سازمان در پیشرفت هرچه بیشتر اجناس جدید در سازمان تاثیر میذاره. همرت[۱۲]  (۲۰۰۵) عقیده داره که اندازه دسترسی به علم کارکنان بخش R&D روی کارکرد و اکتساب تکنولوژیهای جدید در شرکت اثرگذاره. همرت بر این اعتقاده که اندازه علم داخلی شدیدا با علم کارکنان بخش R&D شرکت بستگی داره. از این تحقیقات میشه این جوری برداشت کرد که وجود سرمایه انسانی مناسب، تیم مدیریت ارشد موثر و کارکنان شایسته تحقیق و پیشرفت واسه نوآوری و خلاقیت و بالطبع کارکرد مالی مناسب یه شرکت لازمه. البته باید گفت که این تحقیقات در شرکتهایی کارآفرین و با تکنولوژی بالا صورت پذیرفته س ( نورما، ۲۰۰۵).

۲-۸- سرمایه نوآوری:

سرمایه نوآوری یکی از اجزای ICه که با احتمال خیلی کم در مدلهای IC بدون اشاره شده. طوریکه تحقیق انجام شده بوسیله ون بورن (۱۹۹۹) در ادبیات سرمایه های فکری یه استثناء در این موردیه . نوآوری به معنی ایجاد ترکیبی جدید از فاکتورهای لازم تولید تو یه سیستم تولیدیه که به ارائه اجناس، تکنولوژیهای، بازارهای، مواد و ترکیبات جدید منجر می شه. سرمایه نوآوری به توانایی سازماندهی و اجرای تحقیق و پیشرفت و بوجود آوردن یه ریز اجناس و تکنولوژیهای جدیدتر واسه پاسخگویی به مشتریان و بالاتر بردن رضایت اونا از این روش می گن.

جین چن (۲۰۰۴) در تقسیم بندی که از سرمایه نوآوری به عمل آورده، اونا رو در سه دسته اصلی گنجانده س. این سه دسته عبارتست از:

 

 

الف موفقیتهای نوآورانه

شامل اجناس جدید، حق ثبت و اختراعا و تکنولوژیهای بدست اومده از راه نوآوری تکنیکیه . این موفقیتها نمایانگر گذشته تاریخی نوآوری در شرکته.

ب ساختار نوآورانه

یه شرکت وقتی به موفقیتهای نوآورانه می رسه که ساختار نوآورانه داشته باشه. در این ساختار باید ساختار سرمایه گذاری، ساختار عملیاتی، ساختار همکاری و مکانیزمای انگیزشی تعبیه شده با شد . بدین صورت که واسه انجام یه نوآوری مؤثر باید ۱- سرمایه گذاری کافی در سرمایه های انسانی و ابزارآلات اولیه لازم انجام شه ۲- خط مشیای هدف دار مناسب به وسیله سطوح ارشد سازمانی تصویب بگردد و در آخر -۳ همکاری مناسب بین بخشهای R&D ، بازاریابی و ساخت و همینطور با خارج از سازمان در جهت کسب موفقیت در گرفتن حمایتهای تکنیکی مؤثر برقرار شه.

ج فرهنگ نوآورانه

فرهنگ نوآورانه شالوده یه ساختار نوآورانه رو تشکیل میده. تحقیقات نشون میده که همه شرکتهایی مانند M 3  و اینتل که فعالیتهای نوآورانه شون رو دوباره سازمان دادن، فرهنگ نوآورانه نیرومندی داشتن. وجود اینجور فرهنگی به یه سازمان اجازه میده تا تعدیلات مناسب رو در روش هدف دار، سازماندهی و کارکنانش انجام داده و از راه ایجاد شرایط مطلوب در فرایندهای نوآوری، شرکت رو به عنوان طلایه دار در مدیریت نوآوری مطرح سازه.

  ۲-۹-اندازه گیری سرمایه های فکری

اندازه گیری IC فقط واسه تعامل با خارج از سازمان لازم نیس. مهم بودن این اندازه گیری فقط به دلیل توانایی در نشون دادن جوهره IC یه شرکت نبوده بلکه نکته مهم در توانایی اونا در نشون دادن مواردیه که باید تغییر کرده و اصلاح بشن. اندازه گیری فقط یه نتیجه نیس بلکه یه آغازه.

۲-۹-۱- اهداف اندازه گیری IC

هدفهای اندازه گیری IC در تحقیقات انجام شده شامل موارد زیره:

    1. شناسایی و نقشه یابی ( نقشه برداری) دارائیهای نامشهود
    2. شناخت الگوها و جریانهای علم در درون سازمان
    3. الویت بندی مباحث دانشی حیاتی و سرنوشت ساز
    4. تسریع و شتاب دادن به الگوهای یادگیری درون سازمانی
    5. شناسایی بهترین اقدامات (BP) و گسترش اون در سرتاسر سازمان
    6. تحت نظات داشتن دائمی ارزش دارائیها و پیدا کردن راههایی واسه افزایش ارزش اونا
    7. درک شبکه های اجتماعی سازمان و شناسایی عاملان تغییر
    8. افزایش نوآوری
    9. درک بیشتری از این موضوع که چیجوری علم، یه سری روابط دوطرفه رو بوجود می آورد.
    10. افزایش همکاریها و گسترش فرهنگ تسهیم علم در نتیجه افزایش باخبر شدن از منافع و امتیازات مدیریت علم
    11. افزایش خود ادراکی کارکنان از سازمان و افزایش انگیزه اونا
    12. ایجاد و خلق فرهنگ کارکرد گرا ( کنان و بقیه، ۲۰۰۲).
    13. افزایش شفافیت
    14. هزینه سرمایه کمتر
    15. زیاد شدن قیمت سهام

 

  1. به کار گیری اون به عنوان یه وسیله بازاریابی
  2. بهبود هدف گذاری در سطح کلی و کاهش شکاف اطلاعاتی در بازارهای مالی و موفقیت شرکتها در مورد اجرای استراتژیهای خود و… ( کنان، ۲۰۰۴).

[۱] – Bulletin

[۲] – Angstrom

[۳] – Svbramanyn and Snell

[۴] – Grylychs

[۵] – Lmydv and Rvsnkvf

[۶] -Teece

[۷] – Chavyn and Hyrschy

[۸] -Deeds

[۹] -Wang

[۱۰] -Engstrom

[۱۱] -Pao-Long and Kwo-Liong

[۱۲] -Hemmert

[۱۳] -Innovational achievments

[۱۴] -IInnovational mechanism

[۱۵] -IInnovational culture