الف) هوش الهی یه جور هوش غاییه که مسائل معنایی و ارزشی رو به ما نشون داده و مسائل مربوط به اون رو واسه ما حل می­ کنن. هوشیه که کارا و رفتار ما رو در وسعت­های وسیع از نظر بافت معنایی جای می­دهد و هم اینکه با معنی بودن یه مرحله از زندگی­مون رو نسبت به مرحله دیگه مورد بررسی قرار می­دهد. (زهر و مارشال، ۲۰۰۰)

ب) هوش الهی ممکنه به شکل ملاک­های زیر مشاهده شه: صداقت، دلسوزی، توجه به تموم سطوح هشیاری، همدردی دوطرفه، وجود حسی مبنی بر اینکه نقش مهمی تو یه کل وسیع­تر داره، بخشش و خیرخواهی الهی و عملی، در جستجوی سازگاری و هم سطح­شدن با طبیعت و کل هستی، راحت بودن در تنهایی بدون داشتن احساس تنهایی.

ج) آدمایی که هوش الهی بالایی دارن، ظرفیت تعالی داشته و تمایل بالایی نسبت به هشیاری دارن. اونا این ظرفیت رو دارن که بخشی از فعالیت­های روزانه خود رو به اعمال روحانی و الهی اختصاص بدن و فضایلی مانند بخشش، سپاسگزاری، فروتنی، دلسوزی و خرد از خود نشون بدن.

هم اینکه می­توان گفت هوش الهی فهم مسایل دینی و برداشت­های درست فقاهتی رو آسون کردن می کنه. هم اینکه هوش الهی می ­تونه در فهم مسایل اخلاقی و ارزش اونا به افراد کمک کنه.

هوش الهی ذهن رو روشن و روان آدم رو با بستر پایه ای وجود در رابطه
می­سازه،  به ­فرد کمک می­ کنه تا واقعیت رو از خیال (خطای حسی) تشخیص بده. این معنی در فرهنگ­های جور واجور به­عنوان عشق، خردمندی و خدمت مطرحه. (وگان، ۲۰۰۳)

بعضی از ویژگی­های فردی که واسه بهره­ گیری از هوش الهی به درد بخور هستن عبارتند از: خردمندی، تمامیت (کامل بودن)، دلسوزی (مک مولن، ۲۰۰۳)، دیدگاه کل­نگر داشتن، درستی و صحت، ذهن باز داشتن و انعطاف­پذیری. (زهر و دریک، ۲۰۰۰) این ویژگی­ها روش­های متفاوتی رو واسه دونستن از راه روش­های غیرزبانی و غیر منطقی مانند رویا، شهود و تجربه عرفانی، واسه رسیدن به سطوح عمیق­تر معنا ارائه می­ کنن. (دسلوریرس، ۲۰۰۰؛ به نقل از: نازل، ۲۰۰۴)

ویژگی­هایی که لازمه هوش الهی هستن، شایدً در کنار توانایی­ها و فعالیت­های دیگری قرار دارن : دعاکردن، تفکر، رویاها و تحلیل رویا، باورها و
ارزش­های دینی و الهی، شناخت و مهارت در فهم و تفسیر مفاهیم مقدس و توانایی داشتن حالات فراروندگی. مثلا، بعضی از حقایق قدیمی مثل آزار نرساندن که فضایل اخلاقی رو مورد توجه قرار می­ بدن، ممکنه به عنوان روش­هایی واسه تقویت هوش الهی مطرح باشن. هم اینکه مسائل الهی ممکنه شامل مواردی مثل تفکر در مورد سؤالات وجودی مانند وجود زندگی پس از مرگ، جستجوی معنا در زندگی، علاقمندی به عبادت و تفکر مؤثر، رشد حس هدفمندی زندگی، رشد رابطه با خود، هماهنگی با قدرت برتر و نقش اون در زندگی خود  باشه. (نازل، ۲۰۰۴)

 

دراین تحقیق ازپرسشنامه استانداردنظریه آمرام استفاده شده.

 

 

 

[۱].Ultimate

[۲]. Zohar & Marshall

[۳]. Underlying ground of being

[۴]. Illusion

[۵]. Wisdom

[۶]. Descelorires