1 )کمک مستقیم به کودکان به منظور سازگاری بهتر در منزل و مدرسه و اجتماع .
2 ) دادن کمک و اطلاعات علمی و مفید به کسانی که در تماس با کودکان هستند و رابطه مستقیم با اطفال ناسالم دارند.
3 ) شناساندن فعالیت های مراکز راهنمایی کودک به آموزگاران ، با تعلیم اصول بهداشت روانی به آنان.
4 ) تعلیم بهداشت روانی کودک ، به افراد و موسسات مختلف اجتماع و ترغیب آنان به تهیه و ایجاد مرکزی که مرتبط به مسائل کودکان است.
کودکان و نوجوانان ناسازگار
یکی از مسائل مهم بهداشتی روانی امروز موضوع کودکان و نوجوانان ناسازگار است . تعداد بزهکاریهایی که بدست افراد نا بالغ صورت می گیرد ، روز افزون است و روشهای قدیمی ، بویژه تنبیهات بدنی شدید نیز در جلوگیری از این افزایش موثر نبوده است . در روش علمی رفتار با این نوع کودکان ، باید علت و معلول را در نظر گرفت . به عبارت دیگر ، لازم است که با دقت علمی ، در مورد دلایل رفتارهای نا بهنجار کودک تجسس نموده ، و بدین وسیله ناراحتی های آنان را برطرف ساخت و یا از وقوع آن جلوگیری کرد .
علل پیدایش رفتار کودکان و جوانان ناسازگار
تحقیقات رانداری در مورد علل رفتارهای ناهنجار کودکان و نوجوانان بدست آمده است . یکی از مهمترین پژوهشها را گلوک انجام داده است . در این تحقیق هزار نفر پس از سن یازده تا هفده سال ، مورد وطالعه قرار گرفتند . پانصد نفر از این افراد کودکان و جوانان سالم و نصف دیگر ناسازگار بودند.
این دو گروه بر حسب سن ، تاریخچه خانوادگی ، هوش و چگونگی محیط مقایسه شدند .
هدف این مطالعه پیدا کردن علل ناسازگاری در پانصد نفر کودک ناسازگار بود .
نتایج تحقیق گلوک از خیلی جهات ، بویژه در مورد اولیای کودکان ناسازگار ، قابل اهمیت است. در مقایسه با اولیای اطفال سالم ، تعداد زیادتری از اولیای کودکان ناسازگار مبتلا به بیماریهای شدید جسمانی ، عقب ماندگی هوشی ، اختلالات عاطفی و میگساری بودند. بعلاوه عده زیادی از آنان در جوانی سابقه شرارت و ارتکاب جرم داشتند . روابط زناشویی این پدر و مادرها ، نسبتا ناسالم و مختل بود ، ترک همسر ، جدایی ، طلاق و مرگ یکی از اولیاء بیشتر در این نوع خانواده ها یافت می شد. نتیجه دیگری که از این تحقیق گرفته شد این بود که تعداد زیادی از کودکان ناسازگار ، خانواده ثابتی نداشتند و از یک خانواده به خانواده دیگری نقل و انتقال پیدا میکردند ، حتی در خانواده هایی که پدر و مادر با یکدیگر میزیستند ، توافق وجود نداشت .
علل عاطفی
تحقیقات گلوک نشان داد که در مقایسه با کودکان سالم ، رفتار پرخاشگری و تجاوز ، در کودکان ناسازگار بیشتر وجود داشت. این کودکان و جوانان میل شدیدی به ماجراجویی ، تغییر محیط و فعالیت زیاد داشتند و همان طور که انتظار می رفت کمتر از کودکان سالم به قوانین و رسوم اعتنا می کردند و اغلب تکرو بودند . با در نظر گرفتن روابط مختلفی که میل این کودکان و اولیای آنها موجود بود ، جای تعجب نیست که تعداد زیادی از آنها در برابر پدر و مادر عصیان داشتند . مطالب قابل ملاحظه دیگر این بود که تعداد کودکان نا سازگار که مشکلات جنسی داشتند ، چهار برابر کودکان سالم بود . از سوی دیگر ، کودکان ناسازگاردر مقایسه با کودکان سالم ، در امر معاشرت با کودکان هم سن خود ، کمتر تحت فشارهای روانی از قبیل اضطراب بودند ، زیرا آنان همیشه احساسات خود را با پرخاشگری و عصبانیت و زورگویی ابراز می داشتند.
در کود کان سالم احساس حقارت و ترس بیشتری نسبت به کودکان ناسازگار وجود داشت ، زیرا گروه نا سالم عواطف شدید خود را از طریق ناسازگاری نشان می دادند . بنابراین مبتلا به خصوصیا ت نورتیک که بچه سالم به واسطه نداشتن طرق آزاد کردن عواطف گرفتارآ ن می شد ، نبودند . مهمترین عاملی که به تنهایی دلیل عمده ایجاد رفتارهای ناسازگارانه است وضع نا مطلوب خانوادگی است . تمایل بعضی ها به اینکه دلایل اصلی رفتار کودکان و جوانان ناسازگار را به سینما یا کتب جنسی وجنایی ارتباط دهند ، تنها تلاشی است به منظور پیدا کردن راه حل ساده و سریع برای این مشکل پیچیده روانی و اجتماعی .
درمان
هنگامی که کودک ناسازگاریا منحرف است چه باید کرد؟ آیا انواع تنبیه یا زندانی کردن کافی یا حتی مفید است؟ و یا اینکه برنامه صحیح تربیتی علاج این واقعه است؟ چنانکه قبلا گفته شد ، اخیرا اغلب متخصصان امور انسانی وتا اند ازه ی نیز مردم معمولی ، مخالف تنبیه کودکان ناسازگارند ، زیرا زندانی کردن کودکان نه تنها از رفتار ضد اجتماعی آنان نمی کاهد ، بلکه آن را زیادتر می کند . در حالی که با تربیت وتصحیح کودکان می توان به موفقیت بهتری دست یافت . ولی در حال حاضر ، طریق مسلم درمانی موجو د نیست . یکی از بهترین و وسیع ترین برنامه تربیت کودکان ناسازگار ، در ایالت کالیفرنیا آمریکا تنظیم و اجرا شده است.
این برنامه تحت نظر یک دایره دولتی است و چندین جنبه درمانی از قبیل تشخیص و طبقه بندی ، درمان وآزادی مشروط و جلوگیری از ناسازگاری کودکان را شامل می شود . در ابتدای امر ، تحقیق و مطالعه را از مشخصات اجتماعی و روانی و جسمی در کودک می شود . این تحقیق به منظور دستیابی به اضطراب و ترسهای اصلی کودکان است . نتیجه ای که از این مطالعه بدست آمده ، این است که تقریبا در هر مورد سابقه محرومیت ، تعارض ، روابط مختلف خانوادگی و تحقیر و نا بسامانی وجود داشته است . تعیین کار و مسئولیت برای هر یک از کودکان ، بر اساس مطالعاتی که در وضع خانوادگی و اجتماعی او شده است ، صورت می گیرد ، بدین وسیله برای باز گرداندن این کودکان به محل مناسبی در اجتماع پیش لازم انجام می گیرد . در مدرسه مربوط به این کودکان ، قسمت عمده امور ، از قبیل تعلیم برای قبول مسئولیتهای مختلف ، تنبیه و تشویق ، برنامه تفریحات و امثال آن توسط خود آنها انجام می گیرد .
کوشش مسئولان ، بیشتر بر این مصروف است که هر فرد احساس مسئولیت کند و از خود اثری به جا گذارد تا بدین وسیله شخصیت او تقویت شود . در این برنامه سعی براین است که رابطه معلمان با دانش آموزان صمیمانه باشد و از تحکم ودستورات سخت و وظایف شان جلوگیری شود .اگر چه این برنامه ای است بسیار پیشرفته و انسانی است ، ولی در حل مشکلات کودکان ناسازگار کاملاً توفیق نیافته است. شاید تنها راه حل این مشکل فردی و اجتماعی ، پیشگیری باشد.
پیشگیری
به منظور جلوگیری از رفتارهای ضد اجتماعی کودکان ، باید از همان اصولی که در تربیت صحیح همه کودکان به کار می بریم استفاده کنیم ، زیرا رفتار ناسازگارانه کودکان در اصل عکس العملی است که در مقابل ناکامی و شرایط نامساعد محیطی ایجاد میشود. موفقیت هر برنامه پیشگیری در این مورد بستگی به مقدار فهم و علاقه و پشتکار اجتماع و خانه و مدرسه است . طرز فکر اجتماع نسبت به سازگاری کودکان تاثیر فراوانی در طرز فکر خانواده و مدرسه دارد . مسئله مهم این است که مسئولان امور آگاه باشند که سینما و تلویزیون و مطالب منافی عفت که در نشریات موجود است ، تنها به عنوان عامل محرک و نه زمینه ساز در ایجاد رفتار ناسازگارانه و منحرف کودکان اهمیت دارد . البته این عامل گاهی نامطلوب است ولی کودکی که در محیط سالمی پرورش یافته واحتیاجاتش به طریق صحیح در خانه و مدرسه ارضاء شده است ، متوسل به این گونه وسایل نخواهد شد . باید این اصل مهم را در نظر داشت که رفتار کودکان را با برداشتن انگیزههای ناپسند از محیط تجربه انسان ، نمی توان از بد به خوب تبدیل کرد . تنبیه جسمانی در مورد کودکان ناسازگار نه تنها به نتیجه مطلوبی نمی رسد بلکه ممکن است عصیان وستیزه جویی آنها را تشدید کند . البته باید دانست که کودک احتیاج به انضباط دارد و چنانکه قبلا نیز تذکر داده شد ، علائم آزادی بی اندازه ، خود زیان آور است. کودک احتیاج به محدودیت وکنترل منطقی و عاقلانه دارد و اگر از حد لازم خود پا فراتر گذارد باید تنبیه شود ، زیرا تنها بدین وسیله او شخصی مسئول و خود مختار می گردد . ولی در پرورش اطفال تنبیه به تنهایی کافی نیست بلکه باید توام با محبت و دلسوزی باشد . اگرچه خانه و مدرسه مسئولیت بیشتری در قبال پیشگیری از رفتارهای ضد اجتماعی کودکان دارد ، ولی اجتماع نیز باید وسایلی از قبیل کلوپهای مفید ، کتابخانه و امثال آن را در دسترس آنها بگذارد. موسساتی مانند کلوپهای تفریحی و ورزشی اگر با صحبت دقت و دلسوزی کنترل شود ، میتواند در زمینه ارشاد و راهنمایی کودکان ، بسیار مثمر ثمر واقع شود . نوجوانان و جوانان میل زیادی به فعالیتهای گروهی دارند . بنابراین موسسات مفید قادر خواهند بود که از این تمایل به نحو صحیحی استفاده کنند . کودکی که در دوران اولیه رشد ، روابط خانوادگی سالمی داشته و تجارب او در مدرسه رضایتبخش بوده است و اکنون نیز وسایل کافی برای ارضای احتیاجات جسمی و روانی خود دارد ، امکان ناسازگاری و منحرف شدن او بسیار کم است.
فصل سوم
روش تحقیق