مـــاه روزای بــه روی خـوب چـو مـــاه بـــاده ی لــعـل مشک بــوی بـخــواه
گشت روشن چـــو مــاه بـزم کـه گشـت نـــام ایــن روز مــاه و روی تــو مـــاه
شادگـــردان بــه بـــاده مــــارا خیـــز کــــه جهــان شاد شد ، به دولت شــاه
(سعد سلمان،۱۳۳۹ :۶۵۹)
خورشید در برج بره، که برج و منزل اوّل خود است، به شرف می رسد.
زمــاهی بــه جــام انــدرون تــا بــره نگاریـــده پــیــکر هــمـــه یــکســره
چــوکـیـوان و بــهــرام و نــاهید و شیر چــوخــورشیـــد وتــیــرازبــرومـاه زیر
همـــه بـــودنـــی هــا بــدو انـــدرا بــدیــدی جــهانـــدار افـسونـــگـــرا
(فردوسی،۱۳۷۹،ج۴۶:۵)
در همین داستان، آن گونه که گذشت، فردوسی در بارۀ جامگیتینما و برجهای فلکی و سیّارات اطلاعات بسیاری میدهد. در داستان دوازده رخ، و در پاسخ خسرو که به وسیله هجیر برای طوس فرستاده شده است:
از اخــتــر تـــورا روشنـــایی نمــــود زدشمــــن بــــرآورد نــــاگـــاه دود
(فردوسی،۱۳۷۹،ج۱۴۲:۵)
در داستان به تخت نشستن کیومرث چنین میگوید:
چـــوآمــد بــه بــرج حَمَــل آفتاب جـهـان گــشت بــا فــــرّ وآیین و آب
بــتابــید از آن ســان زبـــرج بـــره کـه گــیتی جــوان گشت از آن یکسره
(فردوسی،۱۳۷۹، ج۲۸:۱)
۲-۴-۴- ابزار طالع بینی
اساسیترین ابزارطالع بینی (جدول ساعات طالع) است؛ شامل یک نقشۀ دقیق ومعین آسمان است که درمحل و زمان دقیقی که شخص متولّد شده رسم شده است. هر جدولی با جداول دیگر متفاوت است، و اگر بخوبی و با دقّت و توجه کافی به جزئیات رسم شده باشد، میتواند به اندازۀ اثر انگشت افراد منحصر بفرد باشد.در ساختمان یک جدول، پنج مرحله وجود دارد:
مرحلۀ یک – تعیین تاریخ، زمان ومحل تولّد.
مرحله دو- محاسبۀ زمان نجومی مناسب، ما برای سهولت طبق روز، ۲۴ ساعته کار میکنیم، در حالیکه طول روز واقعی، یعنی زمان گردش زمین نسبت به کیهان، چهار دقیقه کوتاهتراست. زمان نجومی از روی جدولهای استاندارد برپایۀ ساعت گرینویچ انگلستان بدست میآید، و تصحیح لازم باید بر پایۀ اختلاف ساعت و طول وعرض جغرافیائی محل تولد صورت گیرد.
مرحلۀ سه – یافتن «برج طلوع کننده »است. برج طلوع کننده یا طالع آن قسمت از صورآسمانی است که در لحظۀ تولّد از افق شرقی بالا میآید. این الزاماً همان « برج خورشیدی» نیست. اگر شخصی در طلوع آفتاب به دنیا آمده است، برج طالع و برج خورشیدی اش یکی خواهند بود.
مرحلۀ چهار – یافتن « برج نیمۀ آسمان»است. یعنی آن صورت فلکی که در لحظۀ تولّد درست در بالای سر قراردارد که آنرا میتوان برج طالع از روی جدول های استاندارد پیدا کرد.
مرحلۀ پنج -رسم نقشۀ وضعیت خورشید، ماه وسیّارات بر روی جدول تولّد. این نقشه شامل همۀ سیّارات، حتی آنهائی که در لحظۀ تولّد در پائین اُفق قرارداشته اند.(واتسون، ۱۳۶۹: ۷۳)
سایر ابزارطالع بینی: جام، اسطرلاب و زیج است. که در شاهنامه، اختر شناسان برای رصد ستارگان از این نوع ابزار استفاده کرده اند..
یـــکی جــام بــرکف نهـاده نــبـیـد بـدوانــدرون هـفت کشـــــور بــدیـــد
(فردوسی، ۱۳۷۹،ج۴۳:۱ )
چـــودرجــام کیخسرو ایــدون نـمـــود ســــوی پـــهلوانـــم دوانــیـــــد زود
(همان، ج۴۹:۱)
گوی خوبی بردی از خوبان خلّخ ، شاد باش جام کیخسرو طلب کافراسیاب انداختـی
(حافظ، ۱۳۷۹ : ۴۲۲)
جــام کیـــخسرو اســـت خــاطــرمــن کــــه کــند راز کـــائنــــات آشکــار
(خاقانی، ۱۳۷۳: ۲۰۲ )
بــخواهـــم مــن آن جــام گیتی نـمای شـــوم پـیـش یـزدان بـبـاشم به پـای
(همان،۱۳۷۹ج۴۲:۱)
اُسطرلاب: «کاسه، جام و یا بشقابی است، که از گل پخته یا فلز ساخته میشود. روی آن خطوط ونقوشی است که با استفاده از آن خطوط میتوان تحقیق۵۰ مسأله نجومی را حلکرد.امروزه به نام plani-sphere خواندهمیشود.دارای خطوطی بودهاست که در عربی المقنطرات ویا خطوط سهمیگویند. اروپاییان پارابل ودرفارسی خطوط ساغری، و خواجه نصیر هم آن را به شکل المغنی نام گذاشته است. »(معین، ۳۵۵:۱۳۶۸) ابوریحان بیرونی، بزرگترین منجّم عصر فردوسی، در التّفهیم آورده است:« این آلتی است؛ یونانیان را نامش اسطرلایون یا آیینۀ نجوم. » (بیرونی،۱۳۱۶: ۲۸۵) دهخدا، این لغت را یونانی، دانستهاست، و آن را مرکب از استرن ولامبانین به معنی اخذ وگرفتن ستاره، مشاهده وضع ستارگان و… می شناسد. مُبدع آن را خلاف نظر فردوسی و مطالب مجموعه مقالات معین، پسرادریس پیامبر وبا ارسطاطالیس یعنی ترازوی آفتاب، یکی دانسته است.(دهخدا،ذیل وازۀاسطرلاب )
اُسطرلاب، از خطوطی تشکیل شده است.که غزنی نیز میگوید: این خطوط تعیینکننده سه عامل زمانی، فلکی و مکانی است، که به مطالعه طلوع و غروب سیّارات منظومه شمسی و حرکت ستارگان و سیّارگان، فواصل ارتفاع کوه ها، عمق دریاها و… می پردازند. ( غزنی، ۱۳۶۳: ۳۰-۲۹)
صلّاب مخفف اسطرلاب است .
هـــمی بـــازجـــستنـــد راز سپــــهر بــــه صلّــاب تــا بـرکــه گــردد بــه مهر
(خاقانی، ۱۳۷۹،ج۲۵۷:۵)
زیج :. کتابی است که منجّمان احوال و حرکات افلاک وکواکب را از آن معلوم کنند.( دهخدا، ذیل وازۀزیج ) اصل آن از زبان پهلوی است؛ که در زمان ساسانیان رواج داشته است. در این زبان به معنی تارهای پارچه است که در میان آنها پود بافته شود. سپس ایرانیان این اسم را به ملاحظه شباهت خط های قائم جداول عددی با تارهای نسّاجی بر این جدول نهادند. این کتب جدول ریاضی و هر محاسبه نجومی که از روی آن صورت میگیرد را شامل است. در پهلوی زیک به معنی تقویم است. (مصفّا، ۱۳۶۶: ۳۵۵)

این مطلب را هم بخوانید :
اثربخشی آموزش گروهی مدیریت استرس بر کاهش استرس، افکار خودآیند منفی و افزایش ...

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است