«ستاره شناس مرگ خسرو پرویز را میان دوکوه زر وسیم پیش بینی میکند.در لحظه های پایان کار، پرویز خودرا میان سپر زرین و زره سیمین خویش میبیند و میاندیشد که پیشبینی ستاره شناس، در حال تحقق است. پس تسلیم سرنوشت خویش میشود. اورا بر پیلی می نشانند واز باغ بیرون می برند و مقدمات کشته شدن اوبدین ترتیب فراهم می آید.» (همان : ۵۵۳)
۲- ۱- علم ستاره شناسی ونقش آن در پیش بینی حوادث
علم ستاره شناسی دردوران یونان باستان بسط وتوسعه یافته است به همین علت اسامی سیّارات رااز ادبیات یونان اقتباس کردند و مانیز امروز آنهارابه همین نام می شناسیم.« ازبین صور فلکی قدیمی دوازده تای آن، برای مردم شناخته شدهاست، زیرا این دوازده صورت فلکی به این سبب که مسیر خورشید، ماه وسیارات همیشه درداخل آن قراردارد، از اهمیّت زیادی برخوردارند .( میتون ،۱۳۶۵: ۴۰) نمودار ستاره شناسی با هریک از این دوازده صورت فلکی شکل گرفته و به صورت یک چرخه درآمدهاست و نماینگر یک ماکت بسیار مشابه از طبیعت بشر است و هرکدام بطور مجزا خصوصیات یک فرد را بیان می کنند.
ستاره شناسان معتقدند؛ سیّارات منظومه شمسی دردوسطح متفاوت انرژی به جسم و روح ما منعکس می کنند. یکی درسطح بالا ودیگری در سطح پایین، که این میزان انرژی درهریک ازافراد متغیر است. به عبارتی دیگر تمام انرژی جهان در انسان ها قرار دارد. سیّارات یک میدان گستردۀ علم روان شناسی را تحت کنترل خوددارند اگر چه سطح ضمیر ناخوداگاه آن در حال گسترش است. چنانچه روانشناسان میگویند؛ هرچه ضمیر ناخودآگاه شما عمیق تر باشد. به همان نسبت در زندگی قدرت بیشتری بدست خواهید آورد. (لوریا بام ، ۱۳۷۸: ۱۴- ۱۵ )
علم ستاره شناسی وباخبر شدن از آینده در انسانهای پیشین علا قمند به علم نجوم بوجود آمده بود.
«در بهرام یشت، از دَهش های بسیار بهرام، این ایزد خداوندگار توانا بسیار یاد شده، و کهن ترین متن مکتوبی است که از سعد ونحس کواکب و علم نجوم و اثرعالم افلاک بر زمین و طبیعت و حوادث جاری وزندگی مردم درآن یاد شدهاست. استمرارچنین برداشتها و عقایدی بود که سدههای متوالی ادامه داشته و دانشمندان بزرگی چون؛ کویاجی و چولسُن به صورتهای گـونـاگـون درآثـار خـود آن را انتقــال دادهانــد و شــاعــران
وسرایندگان ازاین جهت است که دراشعار خود از مریخ یا بهرام با صفاتی چون سلحشور،خنجر کش، خون آلود و… یادکردهاند. »(رضی، ۱۳۷۹ : ۴۱۰- ۱۶)
بیاورمی که نتوان شد زمکر ِ آسمــان ایمـن به لعب زهره ی چنگی و مریخ سلحشورش
(حافظ، ۱۳۸۴ : ۲۱۵ )
می آتش وکف دودبین ،آن کف سیم اندود بین مریخ خون آلود بین ، بــرســرثـریـاریـختـه
(خاقانی، ۱۳۷۴: ۳۸۳ )
«در اختر شناسی باستان، رویدادها و حوادث توسط پیشگویان جنبه ی عمومی و همگانی داشت و موضوع آن در باره ی مسایل کشاورزی و طبیعی، خشک سالی و خوبی وبدی محصول و شیوع بیماری یا خوشی و کامروایی و بروز جنگ ها و جز این ها بود .» ( ک. ادی ، ۱۳۴۷: ۱۰۷)
دردوران مادها،هخامنشیان تا ساسانیان علوم ستارهشناسی بابلی وهندی رواجداشت. وبه همین خاطر، استفاده از این اطلاعات نجومی به شکل طبیعی است و استفاده فراوان فردوسی ودیگر شاعران در بازتاب مفاهیمی چون مکان سیّارات، صورفلکی، بروج دوازدهگانه، سعد ونحسِاختران و تاثیر آنها در کامیابی یا عدم کامیابی شاهان و قهرمانان داستان ها مورد اقبال قرارگرفته است. ( جان ناس ، ۱۳۵۴: ۵۲)
بـصلّاب کـردنــد ز اختــر نـــــگـاه هـــــم از زیــــچ رومــی بــجستـنــد راه
از اختــرچنــان دیــد خــرّم نــهان کــــه او شــهریـــاری بــــوددرجـــهــان
(فردوسی ۱۳۷۸،ج۹: ۴۱۷)
بــخــتـور از طــالــع جــوزا بــرای جــوزشــکــن آنــگـه و بـخـت آزمـــای (نظامی،۱۳۸۷ :۴۰۷)
هستم عطارد،این دوقصیده دوپیکراست لاف عطــاردت زدوپــیـکر نــکوتــر است
(خاقانی،۱۳۷۳: ۴۳)
بـه نـــام آنــکــه هـستی نام ازاویافت فـلـک جـنـبـش زمـیـن آرام ازاو یــافـت
(نظامی، ۱۳۷۸:۳)
زمـین لـگـدخـوردازگـاوخربـه عـلت آن کـه ســـاکـن اسـت ونـه مانند آسمـان دوّار
(سعدی، ۱۳۶۹: ۶۶۴)
در زمان های پیشین اخترسناسی به سه دسته بود : ۱- اختر شناسی بَدوی ۲- اختر شناسی تفألی ۳- اختر شناسی زایچه ایی، در اختر شناسی بدوی تنها به شرایط آسمان وستارگان پرداخته شده است. امّادر دو مرحلۀ دیگر، نشانه های گسترش علم اخترشناسی در راستای پیش گویی مشهود است.
-۱-۱-۲اختر شناسی تفألی
مغان ایرانی، به ویژه مغان مهرپرست خورشید و ماه را بزرگترین خدایان و گنبد آسمان را عالی جناب ترین خدا می دانستند، هنگامی که در سرزمین بین النهرین به ویژه دربابل ساکن شدند، در آنجا با اقوامی چون بابلیها، آشوریها، کلدانیها روبروشدند. و ازطرفی با مردم مصر و با مهاجر نشین های حوزه مدیترانه که آنها با رومی ها و یونانیها ارتباط داشتند در زمینه ی نجوم و اخترشناسی مطالب مهمی آموختند و ترکیب گستردهای بوجود آوردند که یکی از شعبه های آن زایچه درمفهوم بسیار گسترده شامل پیشگویی و تعیین و خواندن مقدّرات بود..(ک .ادی، ۱۳۴۷ : ۳۵۷)
اختر شناسی، با آیین ها و مذاهب وابسته بود ودر این وابستگی، نوع آن هم تفاوت داشت. درآیین ستاره پرستی کهن بابل، شکل اختر شناسی تفألی رایج بود که دردربار از سوی کاهنان پیشگویی عمومی اعلان می شد. (رضی، ۱۳۸۱ :۳۶۵)
۲-۱- ۲- اختر شناسی زایچه ای
درسراسر بُندَ هِش، به دقّت احکام نجومی مندرج است. در بند هش که با زیج گیهانی مواجه می شویم ، یک اصطلاح ایرانی است که برابر تازی آن طالع العالم است. هم چنان که زیج یا زایجه هایی بوده که طالع آدمی بدان پیشگویی میشده است، یک اصطلاح ایرانی دراین مورد است و بیرونی و خوارزمی از آن یاد کردهاند.
این اصطلاح به احتمال بسیار، اصل اوستایی دارد و« فردا» بودهاست. «فرَ» به معنی آینده، پیش، جلو و«دا» ریشه است، به معنی دانستن، آگاه بودن، پس اصطلاحی که از ایرانیان نقل شده به معنی پیشگویی وپیشدانیاست. ( بیرونی ، ۱۳۱۶ : ۳۶۶)
اخترشناسی زایچه ایی نیز از ایران توسط مغان، با ارتباطی که در بین النهرین با بابلیها، آشوری وکلدانیها واز سوی دیگر با مصریها، و رومیها و یونانیها داشتند، بوجودآمد و به مغرب زمین راه یافت. که آن را در گسترۀ وسیع تر اختر شناسیتفألی نیز میتوان نامید. (همان ،۳۶۲ )در اخترشناسی زایچه ای برج های دوازده گانه، پایگاه اصلی است.« زایچه شکلی است دارای دوازده خانه که از آن حالات ماه وسال ومولود استخراج میشود. بدین وجه که منجّم در اول ماه یاسال یا تولد یا حادثهای، طالع وقت را میبیند که چه برجی است وآن را خانۀ اول قرارداده، یازده برج دیگررا در یازده خانۀ دیگر نوشته، هرکوکب سیّاردر هر برجی باشد، در خانۀ آن ثبت کرده و با اصول احکام نجوم، از آنها استخراج می کند.»( رضی، ۱۳۷۹ : ۳۶۱) در«بُندَ هِش »، آن جا که « دربارۀ زیج گیهان» یادشده، از نام ونشان دوازده اختر واحکام نجومی آن سخن ست وموقعیت سیارات، ماه، خورشید، و – سر و دُنب گوزهر دراوج خود بیان شده است . (بهار ، ۱۳۶۲ : ۶۴)
قدیمی ترین متنی که از زایچه پیدا شده، به خط میخی است که تاریخ ۴۰۹ پیش ازمیلادرا نشان می دهد. که دربایگانی یک معبد بابلی یافت شده وزایچه های دیگری که به دست آمده تاریخ های میان ۲۸۷ تا ۲۳۴ میلادی را نشان می دهد. زایچه های بابلی نوعی شناسنامه نجومی است که تاریخ تولد افراد را نشان می دهد و برمبنای جایگاه ماه و خورشید و سایر سیّارگان است درزایچه هایی که از زمان کهن یافت شدهاست ،کمتر مسایل مربوط به پیش گویی مطرح است. درمآخذ یونانی نیز زایچه ازسال ۴۰۰ پیش از میلاد معمول بود و به موجب اسناد، اختر شناسانی را که دارندۀ این دانش بودند ، مُغ یا کلدانی مینامیدند. (رضی، ۱۳۸۱ : ۳۷۱ )
برای نمونه: «ارسطو به مسأله پیشگویی مرگ سقراط در سال ۳۹۸ پیش از میلاد اشارهکرد. یک اخترشناس فال زن وسریانی که به آتن آمده بود پیش گویی کرده بود که او با نوشیدن جامی از شوکران میمیرد . اما در همان زمان نیز کسانی بودند که باچنین پیشگوییهایی که براساس تاریخ روز تولّدکسی سرنوشت وی پیشگویی شود مخالف بودند.»یا «گالیوس نامی نقلکرده که سرنوشت اوریپید رایکی از مُغان کلدانی برای پدرش از روی وضع ستارگان پیشگویی کرد وباید توجه کرد بااین که اوری پید ، نمایشنامه نویس یونانی ، در ۴۴۰ پیش از میلاد در اوج شهرت خود بود، مغان کلدانی در یونان چنین پیشگوییهایی میکردند.» ( همان)
همچنین در این بیت خاقانی به اختر شناسی زایچه ایی اشارهکرده است:
زایـجـهٔ طـالـعـت مـطـالـعـه کـردم سـلـطـنـت از مـوضـع الـسهام بـرآمـد
( خاقانی ، ۱۳۷۴: ۱۴۷)
در روزگار باستان و قرون وسطی تنها در جهان اسلام بیش از یکصد زیج نجومی وجود داشته است. انگیزه انجام محاسبات و اصلاح و رونویسی این زیج ها تنها کنجکاوی علمی نبود. وجود آنها برای اختر شناسی واجب بوده است . سلاطین و فرمانروایان که مبالغ هنگفت برای ایجاد رصد خانه ها و ساختن ابزاردقیق نجومی تخصیص می دادند تنها به دنبال نام نیک و رواج دانش نبودند . بلکه انتظار پیشگوئی های اختر شناسی هم داشتند.( واندرردن ، ۱۳۷۲: ۲)
دردربار شاهان و فرمانروایان مشرق زمین، به ویژه ایران و حکومتهای مستقر در بین النهرین این نوع اندیشه رواج داشت و فرمانروایان و بزرگان به پیشگوییهای مغانی که از روی حرکت و وضع ستارگان و سیّارگان پیشگویی حوادث و امور راکرده و زایچه تعیین می کردند، اعتقادی بسیار داشتند. این چنین روشی، برآن بنیاد فکری استوار بود که بخت و تقدیر یا سرنوشت همه کس و همه چیز را کرّات سماوی تعیین می کنند و آگاهان و کارورزانی که بتوانند این حرکات را خوانده و با آسمان رابطه برقرارکنند، از آینده آگاه خواهند شد. این کسان، کاهنان، یعنی رابطان میان خدایان و مردم بودند، یعنی مغان، چون چنین اندیشهای بنیاد زِروانی داشت، مغان زِروانی / میترایی بی گمان صاحب نظران مطمئنتری بودند. (رضی،۱۳۷۹: ۳۶۳)
اما اشاره به این نکته در پژوهش لازم است، که برابربا گزارشهایی که ازآشور و بابل قدیم دربارۀ اخترشناسی تفأّلی دردست است. با آن چه که بعدها موسوم به اخترشناسی زایچهای شد، تفاوتهاییدارد. این صورت اخیر در زمان ساسانی، توسط مغان بسیارگسترده شد وهم توسط آنان به دوران اسلامی منتقل شد ودر دربارهای ایران، بسیار رایج شد ودر شمار باورهای خرافی زرتشتیان جایگاهی ویزه پیدا کردو متولیّان آن همان مغان بازماندهی دوران ساسانی بودند، ودر آثاری چون روایات داراب هرمزد یار و ادبیات سنتی مجوسی بسیار است.( همان )
ابوریحان بیرونی، یکی از منجّمانِسرآمد قرن چهار هجری قمری است، در آثار خود به دانش ایرانیان اشاره کرده است: «هر نوزادی که از مادر زاییده میشد، سرنوشتش از زایج یا زایچه استخراج میشد. این رســـم

این مطلب را هم بخوانید :
پژوهش دانشگاهی - ضمانت مستقل در قراردادهای بین الملل- قسمت ۴

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.