عرفان یعنی شناخت شهودی خداوند متعال و اسماء، صفات و افعال او، که ریشه در فطرت انسان دارد. ولی گاهی این شناخت در روشهای خود در رسیدن به معرفت واقعی، مسیر درستی را طی نمیکند و به انحراف کشیده میشود.
در حال حاضر بسیاری از عرفانهای موجود، کاذب و ساختگی و خارج از چارچوب دین هستند. و اصلاً به کار بردن واژه عرفان برای این قبیل فرقهها اشتباه میباشد. زیرا دستیابی به عرفان واقعی از راه دستورات دینی و مبتنی بر وحی است. در واقع این مکاتب نوعی شبه عرفان هستند که بر خواسته از اومانیسم بوده و فاقد معنویت دینی میباشند؛ چرا که اومانیسم به سمت انسانگرایی پیش میرود و خداگرایی را مورد هدف قرار میدهد.
عرفانهای کاذب مصداق بارز جنگ نرم دشمنان اسلام است که هویت فرد را به خطر میاندازد. و ارزشهای اجتماعی افراد را کمرنگ کرده، بحرانهای روانی به وجود میآورند. و با هدف قرار دادن باورها و اعتقادات مردم به ویژه جوانان قصد فروپاشی و متزلزل کردن خانوادهها را دارند.
شاید بتوان عوامل درونی(فطری) و عوامل بیرونی(فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی) که باعث گرایش به اینگونه عرفانها میشوند را به این صورت بیان کرد: فطری بودن میل به معنویت، ضعف تبلیغات دینی، ارائه جذاب عرفانهای کاذب، جهل به عرفان حقیقی، ضربه زدن به مذهب و امنیت ملی، شریعتگریزی و فرار از تکالیف اسلامی، آزادی رابطه دختر و پسر، میل به متفاوت بودن در جوانان، میل به لذتهای زود گذر و … .
این تحقیق به بررسی عواملی که موجب میشود که افراد به سمت عرفانهای کاذب کشیده شوند، میپردازد. تا با معرفی این عوامل و بررسی پیامدهای گرایش به این عرفانها، جلوی نفوذ و گسترش این مکاتب و اثرات منفی آنها گرفته شود.
۱ـ۲٫ هدف تحقیق
از آن جایی که هجوم فرهنگی و سیاسی غرب که با استفاده از ابزارهای فراگیر رسانهای( ماهواره، اینترنت، رمان، کتاب و … ) به تخریب پایههای اعتقادی و ارزشی نسل حاضر میپردازد، بررسی علل گرایش به عرفانهای کاذب و بیان راهکارهایی برای عدم گرایش به اینگونه عرفانها بسیار ضروری میباشد. زیرا اگر عواملی را که سبب گرایش به عرفانهای کاذب میشوند به خوبی شناسایی شوند و ابعاد پنهان و آشکار آنها به درستی بررسی و پیگیری شود، از آثار و عوارض آن کاسته شده و نهایتاً از رشد و گسترش آن جلوگیری به عمل میآید.
۱ـ۳٫ سوال اصلی
علل گرایش به عرفانهای کاذب کدامند؟
۱ـ۴٫ سوالات فرعی

  1. عرفان حقیقی چیست و شاخصههای آن کدامند؟
  2. عرفان کاذب چیست و شاخصههای آن کدامند؟
  3. عوامل درونی(فطری) گرایش به عرفانهای کاذب چیست؟
  4. عوامل بیرونی(فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی) گرایش به عرفانهای کاذب کدامند؟
  5. چه شیوههایی برای پیشگیری از گرایش به عرفانهای کاذب میتوان سراغ گرفت؟
  6. با افراد متمایل به این عرفانها چگونه باید رفتار کرد؟

۱ـ۵٫ فرضیهها

  1. عرفان حقیقی شناخت شهودی خداوند، اسماء و صفات اوست که قرب الهی، مطابقت با عقل و فطرت و شریعت از مهمترین شاخصههای آن میباشد.
  2. عرفان کاذب مکتبهایی هستند که بر اساس نیاز انسان به شناخت خدا و احساس نیازهای معنوی او، راههایی را که مبتنی بر اندیشههای ناصحیح از عالم و آدمند را برای پاسخگویی کاذب معنویتجویی انسان مطرح میکنند. و رسیدن به آسایش و آرامش، شادی، عقلستیزی، مخالفت با شریعت از مهمترین شاخصههای آن میباشد.
  3. فطرت خداجوی انسان و مسأله معناجویی در زندگی مهمترین عوامل درونی گرایش به نحلههای عرفانی از جمله عرفانهای کاذب میباشد.
  4. عوامل اجتماعی مثل مشکلات خانوادگی، سبک جدید زندگی، همچنین عوامل اقتصادی مثل فقر در جامعه و عوامل فرهنگی و معرفتی مانند نارضایتی از رفتار دینداران و ضعف تبلیغات و … از عوامل بیرونی مؤثر در گرایش به عرفانهای کاذب است.
  5. با شناسایی عوامل گرایش میتوان راهکارهایی را برای پیشگیری و درمان مشخص نمود.

۱ـ۶٫ موانع و محدودیتهای تحقیق
از جمله موانع و محدودیتهای این تحقیق میتوان به فقدان منابع در بحث علل گرایش به عرفانهای کاذب اشاره کرد. زیرا در این زمینه کار تحقیقی مناسبی صورت نگرفته و تنها به چند مصاحبه و مقالههای چند صفحهای که همه شبیه هم هستند، اکتفا شده است. به همین خاطر برای به دست آوردن مطالب مورد نیاز، با مشکل مواجه شده و وقت و هزینه زیادی صرف شده است.
۱ـ۷٫ پیشینه تحقیق
با توجه به این که در چند دهه اخیر عرفانهای زیادی با نامهای مختلف شیوع پیدا کردهاند، نویسندگان و محققین را بر آن داشته که کتابها و مقالههایی در این مورد بنویسند مانند: ۱ـ آقای دکتر محمد تقی فعالی در کتاب آفتاب و سایهها و نیز کتابهای دیگری با نام فرقههای کاذب به نقد و بررسی این عرفانها میپردازد.۲ـ آقای احمد حسین شریفی در کتاب درآمدی بر عرفان حقیقی و عرفانهای کاذب، به معرفی عرفان حقیقی و کاذب و بیان شاخصههای هر کدام پرداخته و در قسمتی از این کتاب، علل گرایش به عرفانهای کاذب را بیان میکند.۳ـ آقای حمیدرضا مظاهری سیف در کتاب جریانشناسی انتقادی عرفانهای نوظهور، علت گرایش به عرفان را فطری میداند و به نقد و بررسی عرفانهای نوظهور میپردازد.۴ـ جمعی از نویسندگان در کتاب کژراهه( گزارشهایی از فرقههای نوپدید و عرفانهای دروغین) گزارشها و گفتگوها و مقالاتی را در مورد فرقههای نوظهور بیان میکنند.۵ـ آقای امید شهبازنژاد در کتاب فرقههای نوظهور و رهبران به معرفی ای

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

ن فرقهها و رهبرانشان پرداخته و در فصلی از این کتاب عواملی که در گرایش افراد به این فرقهها مؤثر میباشند را ذکر کردهاند.۶ـ آقای عبدالحسین خسروپناه، دو فصل از کتاب جریانشناسی ضد فرهنگها را به موضوع عرفانهای نوظهور و شیطانپرستی اختصاص داده است.۷ـ آقای حمزه شریفی دوست در کتاب کاوشی در معنویتهای نوظهور، به معرفی این عرفانها پرداخته و ضعفها و نقصهای آنها را بیان میکند.۸ـ آقای هادی وکیلی در مقالهای به نام آسیب شناسی معنویت در ایران، با معرفی ویژگیهای عرفانهای کاذب به بررسی بعضی از عوامل گرایش میپردازد.۹ـ خانم فهیمه رستگار هم در مقاله آثار تخریبی عرفانهای نوظهور و کاذب، بعد از بیان شاخصههای عرفانهای کاذب، علل تأثیر گذاری آنها را بیان کرده و در ادامه فرقههایی را که به رواج این عرفانها میپردازند، معرفی میکند و آثار تخریبیشان را بیان مینماید.۱۰ـ خانم نرگس فلاحی در مقاله خود به نام سراب سلوک در عرفانهای کاذب، روشهای سیر و سلوک و ضعفهایشان را بیان میکند.۱۱ـ آقای فریدون موحدکیا در پایاننامه ارشد، علل گرایش نسل جوان را مورد بررسی قرار داده است.۱۲ـ آقای سید علی اصغر میرخلیلی در پایاننامه ارشد، به نام بررسی زمینههای اجتماعی ظهور و ترویج جریانهای عرفاننما در دو دهه اخیر، مهمترین عوامل اجتماعی که سبب گرایش به عرفانهای کاذب میشوند را همراه با شیوههای تبلیغی آنها مورد بررسی قرار داده است.
اما این نویسندگان تنها به توصیف و معرفی این عرفانها و بررسی نظریههای صاحب عرفانهاپرداختهاند و تنها بخش کوچکی را به علل گرایش اختصاص دادهاند و از تحقیق ریشهای و اساسی
آن غافل بودهاند؛ به طوری که تا چند سال گذشته کسی به ریشهیابی گرایش افراد به این گونه عرفانها نپرداخته است.
لذا در این رساله با تقسیم عوامل گرایش به درونی و بیرونی و بررسی هر کدام از آنها، سعی شده مواردی را که سبب گرایش به سمت فرقههای کاذب و جذب در آنها میشود، به صورت اساسی بررسی شود.
۱ـ۸٫ تعریف مفاهیم
برای درک بهتر بحث، لازم است واژگان کلیدی به همراه مفاهیم مرتبط با آن تبیین شود.
۱ـ۸ـ۱٫ عرفان: مکتبی است که وصول به حقیقت معرفت را از طریق ریاضت و تهذیب نفس و تأمل جستجو میکند.[۱] که معنای لغوی و اصطلاحی و اقسام آن در فصل دوم به طور مفصل بیان میشود.
۱ـ۸ـ۲٫ کاذب: کاذب در لغت به معنای دروغگو، دروغزن، خائن،[۲] غیر واقعی[۳] میباشد. و در اصطلاح به هر چیزی که خلاف واقع بودن و دروغ بودن را بیان کند، اطلاق میشود.[۴]
منظور از کاذب در این مقاله فرقهها و عرفانهایی هستند که برای اغفال مردم، اندیشههای دروغین خود را با رنگ و لعاب اندیشههای حقیقی آمیخته و عرضه میکنند. در واقع آنها حقایق عرفان حقیقی را گرفته و با تغییر دادن اهداف و شیوه سیروسلوک واقعی، هدفها و شیوههای جدیدی را که حق و باطل در آن آمیخته است، ارائه میکنند. و در این راه از انواع مخدرها و مسکنهایی که آرامش موقتی را به دنبال دارند، استفاده مینمایند.
۱ـ۸ـ۳٫ علل: به نظر میرسد معنی واژه علل بدیهی است و نیازی به تعریف آن نباشد. منظور از واژه علل در این تحقیق مجموعه عوامل مادی و معنوی است که به طور مستقیم یا غیرمستقیم در گرایش افراد به سمت عرفانهای کاذب دخالت دارند.
۱ـ۸ـ۴٫ گرایش: در لغت به معنای میل و خواهش، رغبت، قصد و آهنگ،[۵] متمایل شدن به چیزی
میباشد.[۶] و مقصود از آن در این تحقیق ایمان آوردن و قبول کردن کلام مدعیان دروغین عرفان است.
۱ـ۸ـ۵٫ پیشگیری: در لغت به معنای جلوگیری، منع، ممنوعیت، صیانت میباشد.[۷] و در اصطلاح به مجموعهایاز راهکارهای مستقیم و غیر مستقیم گویند که با هدف ایجاد امکانات و موقعیتهای باز دارنده ازوقوع رویداد معینی در آینده، طراحی و تدوین میشود.[۸]