تعاریف نظری سلامت روانی عبارتند از سازش فرد با جهان اطرافش به حداکثر امکان بطوریکه باعث شادی و برداشت مفید و مؤثر بطور کامل شود وسلامتی روان عبارت است از اینکه فرد چه احساسی به خود ، دنیای اطراف ، محل زندگی ، اطرافیان مخصوصاً با توجه به مسئولیتی که در مقابل دیگران دارد، چگونگی سازش وی با درآمد خود و شناخت موقعیت مکانی و زمانی خویشتن .
تعریف عملیاتی سلامت روانی :
عبارتند از نمره ای است که آزمودنی از آزمون سلامت عمومی …… بدست آورده اند ورزش عبارتند از فعالیت ها و حالتهایی که فرد جهت تناسب اندام و یا سرحال بودن و یا از بین بردن بیماریهای جسمی و روحی از آن استفاده می کنند که خواه به صورت حرفه ای است و خواه به صورت غیر حرفه ای انجام می گیرد .
فصل دوم
پیشینه و ادبیات تحقیق
مقدمه و کلیات
تعریف
بهداشت روانی (1) ،روانپزشکی پیشگیر (2) ، بهداشت روانی اجتماعی (3) ، و یا روانپزشکی اجتماعی (4) به کلیه روش ها و تدابیری اطلاق می شود که برای جلوگیری از ابتلاء و درمان بیماری های روانی و توان بخشی بیماران روانی موجود به کار می رود .
دو واژه اخیر بعد از سومین انقلاب در روانپزشکی (5) از سال 1963که باعث ایجاد مراکز جامع روانپزشکی در مناطق جغرافیائی و یا جمعیتی معین گردیده به کار می رود .
مشکل تعریف
مشکل تعریف بهداشت روانی از آنجا سرچشمه می گیرد که هنوز تعریف صحیح قابل قبولی برای بهنجاری (6) نداریم . البته تعاریف و نقطه نظر های زیادی با توجه به شرایط و موقعیت های اجتماعی ، سنن و فرهنگ برای بهنجاری شده است . پزشکان و افرادی که با دید پزشکی به مسئله نگاه می کنند هنجاری یا سالم بودن را نداشتن علایم بیماری تلقی می کنند و به عبارت دیگر سلامتی و بیماری را در دو قطب مخالف یکدیگر قرار می دهند و برای اینکه فردی سالم بیمار شود بایستی از قطب سالم به قطب مخالف برود . این امر در بعضی از بیماری ها منجمله بیماری های عفونی ممکن است صادق باشد ولی در بیماری های روانی صادق نیست . عدم وجود علایم بیمار روانی و یا از بین رفتن علایم بیماری در اثر درمان ، به این معنی نیست که فرد از سلامت روانی کامل برخوردار و به اصطلاح سالم است .
بیماران مبتلا به صرع ، جنون ادواری و انواع افسردگی ها و نظایر آن از این قبیلند . البته این موضوع منحصر به بیماری های روانی نیست و در اکثر بیماری های جسمانی نیز صدق می کند . بیماران مبتلا به فشارخون و یا بیماری قند. غیره .
اگر به علت استفاده از دارو ، فشارخون عادی و یا قند خون در حد طبیعی دارند دلیلی بر سلامی آنها نیست چون قطع درمان باعث پیدایش و برگشت علایم بیماری خواهد شد .
پزشکان و روانپزشکان بهداشتی (2) که در سازمان های بهداشتی با طب پیشگیری و برنامه های اجرائی سروکار دارند و به اصطلاح دید بهداشتی دارند مانند اپیدمیولوژیست ها برای تعریف بهنجاری از نرمال میانگین (3) یا زنگوله معروف منحنی توزیع عمومی استفاده می کنند و افراد را با خصوصیات افراد میانگین مقایسه می کنند . ای روش جنبه بالینی و درمانی نداشته و جنبه آماری دارد. بعلاوه تعیین خصوصیات افراد میانگین که از طریق آماری بدست می آید خود مسئله قابل بحثی است .روانپزشکان فردی را از نظر روانی عالم می دانند که تعادلی بین رفتارها و کنترل او در مواجه به مشکلات اجتماعی وجود داشته باشد . از این دیدگاه انسان و رفتار های او در مجموع یک سیستم در نظر گرفته می شود که براساس کیفیات تاثیر و تاثر متقابل عمل می کنند . با این دیدسیستمیک ملاحظه می شود که چگونه عوامل متنوع زیستی انسان بر عوامل روانی اجتماعی او اثر گذاشته و بالعکس از آن اثر می پذیرد . به عبارت دیگر در بهداشت وتعادل روانی ، انسان به تنهایی مطرح نیست بلکه آنچه مورد بحث قرار می گیرد پدیده هایی است که در اطراف او وجود دارند و به جمع سیستم و نظام او تاثیر می گذارند و از آن متاثر می شوند .پس از دید روانپزشکان سلامتی عبارتند از تعادل ر فعالیتهای زیستی ، روانی و اجتماعی افراد که انسان از این تعادل سیستمیک و ساختارهای سالم برای سرکوب کردن و تحت کنترل در آوردن بیماری استفاده می کند. روانکاوان و طرفداران فرضیه های روانکاوی از شخصیت ایده آل صحبت می کنند و من را میانجی بین خواسته های “نهاد”و کنترل و مواخه “فوق من “می دانند بهنجاری را میانجیگری صحیح و منطقی بین دوقدرت”نهاد” و “ابرمن “می دانند .روانکاوان به مراحل مختلف رشد روانی و عملکرد صحیح و خالی از تعارض ایگو ، استفاده از مکانیسم های دفاعی سازنده از فربه ها و فشارهای شدید را دلیل بر سلامت و تعادل روان می دانند . کارهای اریکسون و هارتمن نینمو به منظور تایید این نظریه است . کارشناسان سازمان بهداشت جهانی سلامت فکر و روان را اینطور تعریف می کنند :”سلامت فکر عبارتست از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران ، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی ، عادلانه و مناسب “. لوینسون و همکارانش در 1962سلامتی روان را اینطور تعریف کرده اند :”سلامتی روان عبارتست از اینکه فرد چه احساسی نسبت به خود ، دنیای اطراف ، محل زندگی ، اطرافیان مخصوصا با توجه به مسئولیتی که در مقابل دیگران دارد ، چگونگی سازش وی با در آمد خود و شناخت موقعیت مکانی و زمانی خویشتن “.
کارل فنجر می گوید :”سلامت روانی عبارتست از سازش فرد با جهان اطرافش به حداکثر امکان به طوری که باعث شای و برداشت مفید و وموثر به طور کامل شود”.
طبق تعریف واتسون موس مکتب رفتار گرایی رفتار عای نمودار شخصیت انسان سالم است که موجب سازگاری او با محیط و با نتیجه رفع نیازهای اصلی و ضروری او می شود .
تعریف گینزبوگ در مورد بهداشت روانی عبارت است از :”تسلط و مهارت در ارتباط صحیح با محیط بخصوص در فضای مهم زندگی عشق ، کار تفریح “. این شخص و همکارانش برای توضیح بیشتر می گویند : در استعداد یافتن و ادامه کار ، داشتن خانواده، ایجاد محیط خانوادگی خرسند ، فرار از مسائلی که با قانون درگیری دارد ،لذت بردن از زندگی و استفاده صحیح از فرصت ها ملاک تعادل و سلامت روان اس “.
با توجه به تعریف بهنجاری ، از دیدگاههای مختلف و پیچیدگی علوم رفتاری در پزشکی و عدم تعیین مرزو حد رفتار عادی ، ارتباط جسم و روان ،رابطه علوم رفتاری در پزشکی از یک طرف و روانشناسی ، فلسفه علوم انسانی و جامعه شناسی از طرف دیگر ، کمبود تحقیقات و مطالعات دربیماری های روانی و نحوه اجرای انواع پیشگیریها که پایه و اساس بهداش را در پزشکی تشکیل می دهند . همگی نقطه منفی است که ر تعریف ، هدف و برنامه های بهداشت روانی را دچار اشکال می کن .
مشکلات تعریف بهداشت روانی به قدری آشکار است که احتیاج به ارائه مدرک و دلیل ندارد و تعاریف فوق نشان دهنده وسعت مسئه و خط مشیی است برای آنان ه علاقه مند به بهداشت در بیماری های روانی هستند .
همان طور که گذشت اکثریت روانپزشکان توانایی سازش با محیط ، انعطاف پذیری ، قضاوت عادلانه و منطقی در مواجه با محرومیها و فشارهای روانی را ملاک سلامت و تعادل روان می دانند و هدف اصلی ا ز درمان بیماران روانی نیز قادر کردن آنها به زندگی خانوادگی ، اجتماعی و به اصطلاح سازش با محیط است .
تعاریف فوق برای روانپزشک بهداشتی که درو زارت بهداشت ، درمان و آموزشی پزشکی مجری طرح و برنامه ریزی بهداشت روانی کشور است و با مسائلی مانند سایت روز ، امکانات بودجه ، مسائل جمعی ، کمبود پرسنل و نیروی انسانی متخصص و فعال ، مسائل اداری ، مالی ، قضاوی ، آمارو اقدام ، جمعیت ، تعداد مبتلایان جهت پیاده کردن و گسترش برنامه های بهداشت روانی و خلاصه مسائل همه گیرشناسی سرو کار دارد مفید و مفهوم نیست و با نوع کار او نیز توافقی ندارد . از تعاریف فوق چنین استنباط می شود که بهداشت روانی ، علمی است برای بهزیستی و رفاه اجتماعی که تمام زوایای زندگی از محیط خانه گرفته تا مدرسه ، دانشگاه ، محیط کار و نظایر آن در بهداشت روانی آنچه بیشتر مورد نظر است «احترام به شخصیت وحقیقت انسانی است » وتا هنگامی که شخصیت فرد برقرار نشود سلامت فکر وتعادل روان و بهبود روابط انسانی معنی و مفهومی نخواهد داشت . روی این اصل بهداشت روانی را دانش یا هنری می دانند که به فکر افراد کمک می کند که با ایجاد روشهای صحیح روانی و عاطفی بتوانند با محیط خود سازگاری حاصل نموده وبرای حل مشکلات از راههای مطلوب اقدام نمایند . مجددا به این واقعیت تاکید می شود که در بهداشت روانی تنها نداشتن علایم بیماری کافی نیست . بهداشت مناسب باید افراد را قادر سازد تا تواناییهای جسمی و روانی خود را به حداکثر رسانیده از استرسهای ناشی از عوامل بین افراد جلو گیری کرده ، زندگی اجتماعی ، اقتصادی بارور و هماهنگ با محیط داشته باشند .
تاریخچه