فایل رایگان پایان نامه روانشناسی : مؤلفه‌های انگیزش تحصیلی

رابطه پدیده تقلب تحصیلی با هویت اخلاقی و مؤلفه‌های انگیزش تحصیلی انجام شده است. با توجه به پژوهش‌های علمی اندک پیرامون تقلب و فریبکاری تحصیلی در ایران، عدم پژوهش پیرامون شیوع و نگرش به تقلب در دانشگاه‌های دولتی، عدم توجه به دو نوع اصلی تقلب در امتحانات و تکالیف درسی به طور همزمان و عدم پرداختن به انواع جدید تقلب با توجه به شیوع فزاینده فناوری اطلاعات، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین مؤلفه‌های انگیزش تحصیلی و هویت اخلاقی با پدیده تقلب می‌باشد. بنابراین این پژوهش با بررسی ارتباط دقیق انگیزش تحصیلی و هویت اخلاقی با پدید تقلب میتواند تلویحات علمی مهمی در برنامه‌ریزی برای شناسایی عوامل تأثیر کار بر پدیده تقلب داشته باشد. نتایج این پژوهش دانش نظری ما را در زمینه پدیده تقلب و عوامل تاثیر گذار بر آن را افزایش داده و افراد مستعد به ارتکاب تقلب را شناسایی کرده و گام‌های لازم در جهت پیشگیری یا اصلاح این اقدام نادرست را در اختیار ما قرار میدهد.

اهداف پژوهش
الف) هدف کلی
پیش‌بینی پدیده تقلب بر اساس مؤلفه‌های انگیزش تحصیلی و هویت اخلاقی در بین دانشجویان کارشناسی دانشگاه تبریز.
ب) هدف جزئی
1- تعیین نقش مؤلفه انگیزش تحصیلی بیرونی، در پیش‌بینی تغییرات پدیده تقلب در دانشجویان کارشناسی
2- تعیین نقش مؤلفه انگیزش تحصیلی درونی، در پیش‌بینی تغییرات پدیده تقلب در دانشجویان کارشناسی
3- تعیین نقش هویت اخلاقی در پیش‌بینی تغییرات پدیده تقلب در دانشجویان کارشناسی
4- تعیین نقش تفکیکی مولفه های انگیزش تحصیلی و هویت اخلاقی در پیش بینی تغییرات پدیده تقلب
فرضیه‌های پژوهش
1_ آیا بین انگیزش تحصیلی بیرونی با پدیده تقلب در دانشجویان دانشگاه تبریز رابطه مثبت وجود دارد.
2_ آیا بین انگیزش درونی دانشجویان و پدیده تقلب رابطه منفی وجود دارد.
3_ آیا بین هویت اخلاقی دانشجویان و پدیده تقلب رابطه وجود دارد.
4_ مؤلفه‌های انگیزش تحصیلی و هویت اخلاقی تا چه حد نقش معنی‌داری در پیش‌بینی تغییرات پدیده تقلب دانشجویان دارد.
متغیرهای پژوهش
متغیر ملاک: مؤلفه‌های انگیزشی و هویت اخلاقی
متغیر پیش‌ بین: پدیده تقلب در دانشجویان کارشناسی
تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
تعریف مفهومی تقلب: تقلب دانشگاهی نمایش غیر واقعی یک شخص از دانش فردی خویش یا وانمود کردن خویش به مثابه فردی باسواد و آگاه با بهره گرفتن از راه ها و شیوه های دروغین و فریب آمیز تعریف شده است (تاس، تک کایا، 2010).

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تعریف عملیاتی تقلب: در این پژوهش منظور از تقلب نمرهای است که دانشجویان بر اساس مقیاس تقلب تحصیلی ام سی کاب به دست می آورند.
تعریف مفهومی انگیزش تحصیلی: نظریه خود تعیین گری یک نظریه ارگانسمی معاصر و جدیدی از انگیزش انسان است. این نظریه بر نقش محوری منابع درونی فرد در رشد شخصیت و خود تنظیمی تاکید می‌کند. این نظریه انسان را موجودی رشد محور و فعال در نظر می‌گیرد که تلاش می‌کند تا پتانسیل‌های خود را در محیط به فعلیت برساند (پاترسون و جاسف ،2007).
تعریف عملیاتی انگیزش تحصیلی: در این پژوهش منظور از مؤلفه‌های انگیزش تحصیلی نمرهای است که دانشجویان بر اساس مقیاس خود تنظیمی تحصیلی دسی، رایان و کانل (1989) به دست می‌آورند.
تعریف مفهومی هویت اخلاقی: هویت اخلاقی را اندیشیدن در مورد شناخت و ادراک از خود، که متمرکز بر شماری از صفات اخلاقی مانند مهربانی، عدالت، بخشندگی و… است، تعریف نمودند (آکینو و رید، 2002).
تعریف عملیاتی هویت اخلاقی: در این پژوهش منظور از هویت اخلاقی نمرهای است که دانشجویان بر اساس پرسشنامه هویت اخلاقی آکینو و رید به دست می‌آورند.
فصل دوم:
ادبیات تحقیق
مقدمه
در این فصل، ادبیات پژوهشی و الگوهای نظری مرتبط با موضوع تحقیق به همراه پیشینه تحقیقاتی موجود مورد بحث واقع میشوند. در این راستا ابتدا مروری خواهیم داشت بر پدیده تقلب و برخی نظریه‌ها در رابطه با سبب‌شناسی این پدیده و سپس متغیرهای هویت اخلاقی و انگیزش تحصیلی مورد بررسی قرار میگیرند.
مفهوم تقلب
در تعریف تقلب بین صاحب‌نظران اختلاف نظر وجود دارد. در این خصوص باورز (1964) اولین کسی بود که پیرامون تقلب در موسسات آموزش عالی دست به مطالعه گستردهای زد وی تقلب را به معنی محدودش مورد استفاده قرار می‌دهد و آن را مثلاً شامل سرقت ادبی نمی‌داند. اما مکینتاش(1977) تقلب را به عنوان یک تخلف در برابر اصول درست، عدالت و نیز تخلف در برابر قوانین خاص با معیار رفتار تعریف می‌کند. پرسکات (1989) نیز تقلب را به یک رفتار فریبکارانه می‌داند که در آن کوششهای یک فرد یا کوششهای دیگران به خوبی نشان داده نمی‌شود.
رامامورتی و اولسن (2007) تقلب را یک تلاش انسانی که فریب، هدف شدت گرفتن آرزو، ریسک دستگیری، تخطی از اعتماد، توجیه عقلی و مواردی از این قبیل را می‌دانند. به نظر آن‌ها تقلب دانشگاهی، نمایش غیر واقعی یک شخص از دانش فردی خویش یا وانمود کردن خویش به مثابه فردی باسواد و آگاه با بهره گرفتن از راه ها و شیوه های دروغین و فریب آمیز تعریف شده است.
انواع تقلب تحصیلی
تقلب تحصیلی انواع گوناگونی داشته و تقسیم‌بندی‌های متعددی برای آن پیشنهاد شده است. در دنیای رقومی قرن بیست و یکم تقلب تحصیلی دامنه وسیعی از چاپ مقالات دریافت شده از طریق اینترنت، تا استفاده از وسایل گوناگون الکترونیکی به منظور تقلب را شامل می‌شود. رتینگر و کرامر(2009) ضمن تقسیم انواع تقلب تحصیلی به تقلب در آزمون و تقلب در تکالیف درسی اشاره نموده‌اند؛ و برای هر یک نمونههایی ذکر کردهاند.
تقلب در آزمون مانند:
استفاده از یادداشتهای غیرمجاز در آزمون باز یا آزمونهای منزل
استفاده از یادداشت‌های غیرمجاز در آزمونهای کلاس
رونویسی پاسخ آزمون باز یا حل آزمون در منزل از روی شخص دیگر
رونویسی آزمون کلاسی از روی شخص دیگر
اجازه دادن و اجازه گرفتن برای رونویسی پاسخهای آزمون
تقلب در تکالیف درسی:
ارائه مقاله‌ای که از جای دیگر گرفته شده است
رونویسی کردن تکلیف از تکلیف شخص دیگر
اجازه دادن به سایر افراد برای رونویسی کردن تکلیف منزل
انجام تکلیف توسط شخص دیگر
عوامل موثر در پدیده تقلب
رتینگر و جردن(2005) به دو دسته متغیر به عنوان علل تقلب اشاره‌کرده‌اند: متغیرهای فردی (شخصی) و متغیرهای بافتی یا زمینه‌ای.
عوامل فردی ویژگیهایی هستند که به وسیله نسل یا به وسیله موقعیتی که فرد در آن متولد می‌شود( مانند مذهب، ملیت) تعیین می‌گردند(بریمبل و استیونسون،2005 ). متغیرهای خصیصهای یا فردی که بیش‌ترین ارتباط را با انجام عدم صداقت تحصیلی (تقلب) دارند عبارتاند از: موفقیت تحصیلی، سن، درگیری در فعالیتهای اجتماعی، رشته تحصیلی، جنسیت، معدل، اخلاق کاری، شخصیت نوعA ، رویکرد رقابتی به پیشرفت تحصیلی و عزت نفس.
ارتباط عوامل بافتی یا موقعیتی به فشارهای بیرونی گفته می‌شود که بر فرد تحمیل و موجب ترغیب پاسخ تقلب می‌گردند. از مهم‌ترین این عوامل می‌توان به تأثیرات گروه همسال، استادان، معلمان و سیاستهای آموزشی اشاره کرد.
اسکنلون و نیومن(2002) عوامل تأثیرگذار بر تقلب را به شرح زیر می‌دانند:
1. بی‌اطلاعی: از آنجا که ممکن است دانشجویان نتوانند به طور کامل موارد تشکیل‌دهنده تقلب علمی یا جریمهها و تنبیهات آن را تشخیص دهند، آن را به عنوان یک مساله در نظر نمی‌گیرند. تعدادی از نویسندگان عواملی مانند نبود دانش در باره چگونگی درج نقل‌قول و ارجاع دادن را از عوامل تأثیرگذار در شیوع تقلب گزارش کردهاند (وایت، 1993).
2 نگرش‌های شخصی: نگرش‌های مثبت یا منفی به تقلب، در تلاش و تمایل به وقوع تقلب و گسترش آن اهمیت دارد، چراکه تقلب می‌تواند به منزله جایگزین مناسبی برای انجام دادن کار سخت محسوب شود.
3 در دسترس بودن منابع اینترنتی: افزایش امکان دانلود و دسترسی گسترده به پهنای باند بالا، دسترسی به اطلاعات را آسان ساخته و فرآیند جدا کردن و چسباندن از منابع را برای تقلب دانشگاهی ساده کرده است.
4 نبودن تواناییها و صلاحیت‌های لازم بر ای انجام دادن کارهای علمی: خود سنجی از توانایی و صلاحیت‌های خود می‌تواند بازتاب‌دهنده نگرش‌های شخصی باشد. برای مثال ممکن است بازتاب وجود نداشتن اعتماد در تکمیل تکالیف باشد و به تقلب بینجامد.
5 عامل فشار: فشارهای ناشی از مواردی مانند کسب نمره بیشتر، کمبود زمان و سنگینی وظایف و حجم بالای تکالیف همگی به عنوان عوامل بالقوه در ایجاد تقلب شناخته‌شده‌اند.
6 نبود قوانین موسسهای و سازمانی: شدت تقلب و سرقت علمی در دانشگاهها در حال افزایش است، و آن‌ها باید مقوله تقلب علمی را جدی بگیرند، گر چه در گذشته این موضوع به عنوان یک اولویت مطرح نبود. عوامل مربوط به موسسه می‌تواند به شکل‌های گوناگون بر این موضوع تأثیر بگذارند، مانند قوانین مربوط به مجازات، تنبیه یا اخراج متقلبین.
لاو و سایمنز (1998) بر اساس مصاحبههای جامعی که با دانشجویان کارشناسی ارشد انجام دادند، دو عامل اصلی تأثیرگذار بر تقلب علمی را شناسایی کردند: عوامل تأثیرگذار بیرونی شامل عامل فشار (نمره، زمان موجود و در دسترس بودن انجام تکلیف یا وظیفه مورد نظر) و توجه کم استادان به این پدیده. عوامل تأثیرگذار درونی شامل نگرش‌های شخصی (نظر مثبت یا منفی به تقلب دانشگاهی)، ناآگاهی، نبود خود کارآمدی و احساس شایستگی در انجام دادن کارهای علمی.
نظریه‌های مختلف در مورد تقلب
تاکنون نظریهها و دیدگاه های زیادی در مورد عوامل به وجود آورنده‌ی تقلب ارائه شده است که هر کدام سعی در ارائه‌ی نظریه درباره‌ی عناصر تشکیل‌دهنده‌ی تقلب داشتهاند. دامنهی این دیدگاه ها از رشته‌های مالی و علوم اداری تا حقوق و روان‌شناسی کشیده شده است و تقلب را به موضوعی بین‌رشته‌ای تبدیل کرده است.
نظریه انتخاب عقلانی کرنیش و کلارک (1987) و پترنوسترو سیمسون (1996)
ادبیات مربوط به هزینه_ فایده کنشگران ریشه در مکتب اصالت فایده قرن هجدهم دارد، و با کارهای نویسندگانی هم چون جرمی بنتهام و سزار بکاریا در قالب مکتب جرم‌شناسی کلاسیک شناخته می‌شود. این نظریه در سیر تحول تاریخیاش به تدریج صیقل یافته و امروزه با نام نظریات انتخاب عقلانی معروف می‌گردد. امروزه نظریات انتخاب عقلانی با عاریت گرفتن، در قالب واژههایی مانند فرصتها، هزینه ها، سودها و فایده ها سخن می‌گویند، از یک معنا، رهیافت اقتصادی، چرخهای کامل از 200 سال موقعیت کلاسیک را به ارمغان آورده که رفتار فرد محصول محاسبه میزان رنج و گنج و سود و زیان است.
مدل رفتاری نظریه انتخاب عقلانی کرنیش و کلارک (1987) و پترنوسترو سیمسون (1996) انسانها را فاعلان عاقلی می‌داند و به شیوهای که مطابق و موافق با ارزیابی شخصی‌شان از منفعت مورد انتظارشان می‌باشد، عمل می‌کنند. این ارزیابیها مبتنی بر ادراکات موقعیت محور از هزینه های مورد انتظار (نظیر مجازات) و انگیزهها (نظیر هیجانات) و مشارکت در یک رفتار خاص می‌باشد (تی بیتس و مایرز، 1999). به این معنی که همه رفتارهای انحرافی تابعی از محاسبات ذهنی افراد از هزینه ها و منفعت هم بسته با عواقب ادراک‌شده آن رفتار در قالب شرایط موقعیتی آن عمل است (اوگلیو و استیورت، 2010).
کاربست نظریه انتخاب عقلانی در بر رفتارهای تقلب دانشگاهی بر اهمیت منافع حاصل از تقلب همانند اجتناب از کار و تلاش، دست‌یابی به نمرات بالاتر، تحمل کم فشار و استرس و یا صرفه‌جویی در زمان در کسب موفقیتهای آتی تاکید دارد(مگی و اسپاک، 2008). بر این اساس نظریه انتخاب عقلانی عنوان می‌کند که افراد تصمیم‌گیری راجع به مشارکت یا عدم مشارکت در تقلب را بر پایه ملاکها و باورهای اخلاقی فردیشان در قالب موقعیت‌های انحرافی که پاداشها و هزینههایی را متعاقباً برای آنان به همراه دارد، را به انجام می‌رسانند. از این رو، آزمون نظریههای انتخاب عقلانی می‌تواند تأثیر هر یک از عوامل شخصیتی و موقعیتی مهم در فرآیند تصمیم‌گیری فرد برای انجام تقلب را آشکار سازد.
نظریه مثلث تقلب دونالد کریزی
اصطلاح مثلث تقلب را پروفسور دونالد کریزی (1994) هنگام مطالعه در مورد اشکال تقلب مطرح کرد. پروفسور کریزی سه عامل فشار، فرصت و توجیه را عوامل مؤثر در وقوع تقلب می‌دانست به گونهای که به اعتقاد وی بدون وجود این سه شرط، تقلب به جایی ختم نمی‌شود.
مفهوم نظریهی رفتار برنامه‌ریزی‌شده را نخستین بار آیزن (1980) در رشته‌ روان‌شناسی اجتماعی (که برخی کارشناسان آن را در حکم مطالعهی علمی رویکردها می‌دانند) مطرح کرد. نظریه روانشناسی جرم بر نقش قصد و نیت یا همان برنامه‌ریزی در تشریح رفتار تأکید می‌کند و مدعی است که قصد و نیت برای انجام رفتارهای مختلف را می‌توان از راه‌های زیر پیش‌بینی کرد:
الف) رویکرد نسبت به رفتار: بر اساس نظریه رویکرد نسبت به رفتار (مثلث تقلب) اشاره به درجه‌ای دارد که شخص یک ارزیابی یا برآورد مساعد یا نامساعد از رفتار مورد بحث دارد. بی لی می‌افزاید که رویکرد نسبت به رفتار به وسیله اعتقاد و باور یک شخص تعیین می‌شود و این رفتار منجر به پیامدهای معینی می‌شود و ارزیابی شخص از آن پیامد به گونه‌ای مساعد یا نامساعد تعیین می‌شود. بنابراین می‌توان ارزیابی شخص در جستجوی رفتار تقلب از امکان انجام و نتایج رفتار متقلبانه خود را رویکرد فرد نسبت به آن رفتار نامید.
ب) هنجارهای ذهنی: فیش بین و آین (1975) هنجار ذهنی را تحت عنوان ادراک شخصی از نظر افرادی که برای او مهم هستند و فکر می‌کند که او باید یا نباید رفتار مورد بحث را انجام دهد، تعریف می‌کند. از این تعاریف به نظر می‌رسد که نه تنها هنجارهای ذهنی با یک محرک روانشناسی و حتی با یک انگیزه اجتماعی مرتبط هستند، بلکه ادراکات شرکت‌کننده بر اساس نظر تعدادی از افراد که برای شرکت‌کننده در رفتار مهم هستند اشاره دارند.
ج) کنترل رفتار ادراکی (درک شده): کنترل رفتار ادراکی (کوهن و دیگران،2009) به توانایی شخص برای انجام رفتاری مبتنی بر رفتار گذشته آن‌ها، شایستگی و هرگونه موانع مورد انتظاری که آن‌ها ممکن است با آن برخورد کنند، اشاره دارد. این همان چیزی است که در نظریه لوزی تقلب تخت عنوان قابلیت فردی از آن یاد شده است.
نظریه لوزی تقلب ولف و هرمن سان
ولف و هرمن سان(2004) معتقدند که مثلث تقلب می‌تواند با در نظر گرفتن عنصر چهارمی موجب تقویت کشف و جلوگیری از تقلب شود. این عنصر چهارم که مثلث تقلب را به لوزی تقلب تبدیل می‌کند، استعداد و قابلیت فردی است، که در کنار سه عنصر انگیزه، فشار و توجیه به طور واقعی نقش مهمی در رخداد تقلب ایفا می‌کند.
به باور ولف و هرمن سان (2004) فرصت راه را برای تقلب باز می‌کند. انگیزه و توجیه شخص را به سوی آن می‌کشاند. منتها شخص باید قابلیت و استعداد شناخت راه بازشده به عنوان یک فرصت و برخورداری از مزیت آن را داشته باشد. بنابراین بر اساس دیدگاه لوزی تقلب این فرآیند به گونه زیر است:

انگیزه: من می‌خواهم یا نیاز به ارتکاب تقلب دارم.
فرصت: ضعفی در سیستم وجود دارد که من می‌توانم از آن بهره‌برداری کنم.
توجیه: من خودم را متقاعد کرده‌ام که این رفتار متقلبانه ارزش ریسک کردن را دارد.
شایستگی و استعداد: من استعداد و توانایی انجام این کار را دارم و من این فرصت طلایی تقلب را شناسایی کردهام و می‌توانم از آن استفاده کنم.
ترکیب مثلث تقلب و نظریه رفتار برنامه‌ریزی‌شده
دیدگاه مثلث تقلب و نظریه رفتار برنامه‌ریزی‌شده هر دو برای تحلیل تقلب مورد استفاده قرارگرفته‌اند. کوهن و دیگران(2009) این دو نظریه را باهم ترکیب کردهاند. به اعتقاد کوهن و همکاران این دو نظریه به یک اندازه از مفهوم رویکرد استفاده نمیکنند. مفهوم رویکرد در مثلث تقلب مفهومی گسترده است که سه بعد سنتی نظریه رفتار برنامه‌ریزی‌شده یعنی رویکرد، هنجار ذهنی و کنترل رفتار ادراکی را در بر می‌گیرد. این مفهوم هم چنین می‌توان