مهمترین یافتههای مطالعه حاضر عبارتند از :
1- موشهای ورزشکار بدون تزریق و نیز دریافت کننده سالین و مورفین روزانه از روز اول تا روز هشتم نه تنها افزایش تدریجی در میزان مسافت دویدن داشتند بلکه تفاوتی در مسافت دویدن در بین گروه های مورفینی و سالینی وجود نداشت. به عبارت دیگر، تزریق همزمان مرفین در طی ورزش ارادی احتمالا تاثیری بر فعالیت حرکتی حیوانات نداشته است.
در تایید این یافته در مطالعهای نشان داده شد که افزایش دویدن با تجربه مکرر با اثرات پاداشی همراه بوده و ایجاد یادگیری ابزاری مینماید و این نوع یادگیری احتمالاً دویدن را بیشتر می نماید) لت،2002; کانارک وهمکاران ،1998 ). مطالعهای دیگر نشان داد که ورزش منظم با افزایش رهایش پپتیدهای اوپیوییدی درون زا مثل اندورفین در ظرف 30 دقیقه پس از شروع فعالیت موجب تداوم آن حتی با قطع ورزش ( تا دو روز پس از قطع دویدن) گردید که همراه با احساس افوریا بوده است (حسینی وهمکاران ،2009 ; اسمیت و یانسی ،2003). اثر پاداشی دویدن به وسیله اوپیوییدهای درونزا میانجیگری میشود ) لت وهمکاران ،2001).
همچنین تفاوت آشکاری در مسافت دویدن گروه دریافت کننده سالین و مورفین دیده نشد و تزریق همزمان مورفین در طی ورزش ارادی تاثیری بر فعالیت حرکتی حیوانات نداشته است. بنابراین بین فعالیت دویدن ومورفین تزریقی کنش متقابل وجود ندارد در تایید این یافته در مطالعهای نشان داده شد تجویز همزمان کوکائین و دویدن تاثیری بر فعالیت حرکتی ندارد ( کاسگراو وهمکاران ،2002).
2- ورزش ارادی و اجباری دارای اثرات ضددردی بوده و به این اثرات ضددردی ناشی از ورزش تحمل ایجاد نشده است.
در این آزمایش با اینکه اثرات ضددردی ورزش در روز آخر نسبت به روزهای قبل مقداری کمتر شده بود ولی در آزمون آماری اختلاف معنی داری در بین روزها دیده نشد و این اثرات حتی در روز آخر ورزش نیز تفاوت معنی داری با گروه کنترل داشت. مطالعات گستردهای در زمینه تاثیرات ضددردی ورزش صورت گرفته است، از جمله رابطه مستقیم بین کاهش درد و افزایش بتا اندورفین پلاسما بعد از ورزش هوازی) گالدینو وهمکاران،2010; بی منت و اسلوکا،2005) ، فعال شدن گیرندههای اوپیوئیدی جهت ایجاد اثرات ضددردی ورزش) گالدینو وهمکاران،2010 (و دخالت مسیر NO/cGMP/KATP در این امر ، ) بی منت و اسلوکا،2005) تولید موادی مثل سروتونین، انمتیلدی آسپارتیک اسید (NMDA)، نیتریک اکساید (NO) ، نیترات و بطور قابل توجهی بتا اندورفین به دنبال ورزش) بلک وهمکاران ،1979; هافمن وهمکاران ،1990; مارک وهمکاران ،1992 ; دارت وهمکاران ،1990; جانسداتیر وهمکاران ،1998 ;پرزوهمکاران ،2002).
همچنین کاهش علائم درد و بهبودی عملکرد در بیماران با دردهای مزمن) مالمورزوهمکاران ، 1998; امسینوهمکاران ،1988; فرل وهمکاران،1997; گوانزوهمکاران،2004; هیدن وهمکاران،2005; راب وهمکاران،2006; چتزیسودورووهمکاران ،2007). بعلاوه در مدلهای حیوانی ورزش سبب کاهش مقدار دردهای التهابی ) کافال وهمکاران ،2007( ، دردهای مزمن ماهیچه ای ) بی منت و اسلوکا،2005) و دردهای عصبی مزمن می شود) کافال وهمکاران ،2007 ; هاتچینسون وهمکاران،2004; کوبیانچی وهمکاران،2010).
مطالعات دیگر نشان داده که ورزش علاوه بر موثر بودن در سلامت جسمی و روانی(کاتمن وهمکاران، 2007)، سبب تغییراتی در آستانه ضددردی نیز خواهد شد ) کافال وهمکاران ،2007 ; کولتین ،2000). شواهد نشان می دهد که ورزش به عنوان یک ابزار مهم، سبب مدیریت موقعیتهای درد میشود ( کافال وهمکاران ،2007.( همچنین تجربیات و یافتههای بالینی نشان داد که ورزش میتواند سیستم اپیوئیدی مرکزی را فعال کند و موجب تحریک رهایش پپتیدهای اپیوئیدی درونزا و افزایش آستانه درد هم در انسان و هم در جانوران گردد (تورن وهمکاران ،1990; کویانکوگلو وهمکاران ،2001).
از آنجایی که در آزمایش انجام شده مدت انجام ورزش کوتاه بوده آثار ضددردی آن تا روز آخر وجود دارد.
بررسیها نشان داده که سطوح دینورفینA هیپوتالاموسی بعد از انجام ورزش ارادی کوتاه مدت (4روزه) افزایش یافته است (آراویچ وهمکاران ،1993 ; ورم و همکاران ،2000(. دینورفین با تمایل زیادی به گیرندههای اوپیوئید کاپا باند میشود (لسلای ولافلین ،1993). در مطالعهای دیگر نشان داد که ورزش منظم با افزایش رهایش پپتیدهای اوپیوئیدی درونزا مثل اندورفین در ظرف 30 دقیقه پس از شروع فعالیت موجب تداوم آن حتی با قطع ورزش ( تا دو روز پس از قطع دویدن) گردید (حسینی وهمکاران، 2009; اسمیت و یانسی ،2003). احتمال میرود که افزایش ناشی از BDNF بدنبال ورزش موجب افزایش پپتیدهای اوپیوئیدی میگردد. گزارش گردید که تمرین ورزشی 5 روزه موجب کاهش آسیب انسداد مزمن مدل درد نوروپاتیک میشود و این تغییرات حساسیت حسی حداقل برای 5 هفته در صورتی که تمرین ورزشی حفظ شود ماندگار است ( استیج وهمکاران، 2011.( یافتههای دیگری نشان داد که تریدمیل کوتاه مدت (1 ساعت در روز برای 5 روز بعد از CCI یا انسداد مزمن عصب سیاتیک) با کاهش نشانههای دردهای عصبی و تسهیل فرایندهای ترمیمی در عصب آسیب دیده در بهبود عملکردی بعد از آسیب عصب موثر است (کوبیانچی وهمکاران،2010).
در مطالعهای آمده است ورزش طولانی ایجاد تحمل و وابستگی خواهد کرد. لذا پیشنهاد گردیده که ورزش طولانی ممکن است از نظر عملکردی معادل افزایش یک دوز نگهدارنده اوپیوئید در طول تجویز مزمن مورفین باشد) اسمیت و لیل،2006). در حالیکه نتایج نخعی و همکارانش در سال 1389 نشان داد که قطع کردن ورزش، تمایل به وابستگی به مورفین را در موش صحرایی افزایش نمیدهد (نخعی وهمکاران،2010).
بنابراین این یافته میتواند منطبق با یافته پژوهش حاضر باشد که به دنبال فعالیت ورزشی منظم روزانه پدیده تحمل به اثرات ضد دردی ناشی از ورزش رخ نمیدهد.
3- ورزش ارادی و اجباری همزمان با تزریق روزانه مورفین مانع ایجاد تحمل به اثرات ضد دردی مورفین میشوند.
یافتههای حاصل از آزمایشهای انجام شده نشان داده است که مصرف مورفین به تنهائی در ابتدا موجب افزایش آستانه درد شده اما به تدریج آستانه درد با افزایش تعداد روزها کاهش یافته است. مطالعات نشان داده است مصرف مداوم مواد مخدر با برانگیختن مکانیسمهای سازشی، تغییرات کوتاه مدت و نیز ماندگار در عملکرد نورونها و شبکههای عصبی حساس به اوپیوئیدها ایجاد میکند. ایجاد تحمل، وابستگی و حساس شدن نمونههایی از مکانیسمهای سازشی هستند (ویلیامز وهمکاران،2001 ). دلیل کاهش آستانه درد ممکن است به خاطر تنظیم کاهشی گیرندههای اوپیوئیدی در اثر مصرف مورفین باشد (اسمیت و یانسی ،2003). همچنین در مطالعه دیگری نشان داده شده است که با وجود اثر ضد دردی قوی مورفین، استفاده طولانی مدت آن باعث ایجاد تحمل و وابستگی خواهد شد (تنگ وهمکاران، 2006). اما اگر مصرف مورفین همزمان با انجام ورزش باشد، ورزش به دلایل مختلف از جمله تغییر در شکلپذیری سیناپسی(وایمن وهمکاران،2003) ونیز افزایش رهایش پپتیدهای اوپیوئیدی درونی(تورن وهمکاران، 1990; کویانکوگلووهمکاران، 2001 ; لت وهمکاران، 2001)، علاوه بر اینکه از تحمل به ضددردی مورفین جلوگیری میکند شدت وابستگی به مورفین را کاهش می دهد ( میلادی گرجی وهمکاران ،2011و1389(. در تایید این مطلب یافتهها نشان میدهد هر دو نوع ورزش ارادی و تریدمیل موجب کاهش خودتجویزی کوکائین) اسمیت وهمکاران ،2008)، آمفتامین) کانارک وهمکاران ،1995)و مورفین (حسینی وهمکاران، 2009) در حیوانات آزمایشگاهی میشوند. در این راستا نتایج یک مطالعه نشان داد رتهایی که در طول ورزش دویدن دسترسی آزاد به آب و الکل داشتند الکل کمتری را در مقایسه با آب مصرف کردند و در متابولیسم الکل نیز تغییری مشاهده نشد. این یافته نشان داد که اثرات پاداشی الکل با ورزش جایگزین گردید) ارینگروهمکاران، 2009). شواهد زیادی وجود دارد که ورزش ارادی با اثر بر روی سیستمهای پاداشی، اثرات خودانگیزشی(Self-reinforcing) دارد ( لت وهمکاران،2001). این یافتهها این فرضیه را حمایت میکنند که ورزش احتمالا یک مداخلهگر موثری در پیشگیری از عوارض داروهای مورد سوء مصرف و برنامههای درمانی آن بصورت تضمین کننده باشد ( اسمیت وهمکاران، 2008).
در آزمایش انجام شده گروههای ورزشکاری که همزمان مورفین دریافت کرده بودند، آستانه درد بالائی داشته و نسبت به اثرات ضد دردی مورفین تحمل ایجاد نشده بود. دلیل این موضوع را میتوان به خاطر اثرات همسوئی یا سینرژیستی ورزش و مورفین در موشهای ورزشکار دانست (علایی وهمکاران، 2006 ;عزیزی ملک آبادی وهمکاران ،2005; کولت وهمکاران ، 1981).
همچنین در مطالعه دیگری بیان شده که اثر همزمان مورفین و ورزش همه مسیرهای پاداش، یادگیری و اعتیاد را در مغز بهطور همزمان فعال میسازد به گونهای که مسیرهای پاداش و لذت منتهی به یادگیری رفتارهای ناسازگارانه اعتیاد و وابستگی داروئی را بهحالت طبیعی و سازگار بر میگرداند) عزیزی ملک آبادی وهمکاران ، 2008).
در مطالعه دیگری نشان داده شده است که بعد از ورزش طولانی حساسیت به اثرات مورفین و بقیه اوپیوئیدهای مو کاهش مییابد (رجایی وهمکاران، 2005). تحقیقات نشان داده ورزش با ایجاد تغییراتی در جذب، ترشح و انتشار داروها در بافتها و یا حذف داروها و همچنین افزایش آنزیمهای کبدی جهت تغییر در متابولیسم مورفین میتواند سبب کاهش حساسیت به عملکردهای ضددردی مورفین شود ( یامویی انیس وهمکاران ،1992; ون بک ،1990 ). در این مطالعات اثر ضد دردی مورفین بعد از ورزشهای طولانی ارزیابی گردید در حالیکه در پژوهش حاضر اثر ورزش منظم روزانه همراه با تزریق مورفین با دوز ثابت بر پدیده تحمل به اثرات ضد دردی مورفین ارزیابی گردید.
در آزمایش صورت گرفته در طول ورزش سیستم اوپیوئیدی اندوژن فعال شده و با توجه به دوره کوتاه فعالیت و اثر بخشی پپتیدهای اندوژن ناشی از ورزش، حساسیت به ضددردی مورفین همچنان حفظ شده و تغییری در افزایش میل به مورفین دیده نشد. این یافته ها منطبق با گزارشی است که ورزش همان مسیرهای پاداش را فعال میکند که با مورفین و دیگر داروهای اعتیاد آور فعال میشود. بنابراین ورزش ارادی ممکن است با ایجاد تغییرات عملکردی در مسیرهای پاداش موجب حساسیت کمتر موجودات به اثرات تقویت کننده مثبت مورفین گردد) اسمیت وهمکاران، 2008 ; اسمیت و لیل،2006). این یافتهها نشان میدهد مدل دویدن ارادی با چرخ گردان در موشها و احتمالا ورزش ارادی در انسان ممکن است به عنوان یک پاداش طبیعی، جایگزینی برای کاهش داروهای مورد سوءمصرف باشد ( کاسگراووهمکاران، 2002).
در آزمایشهایی که نادری و همکارانش در مورد اثر ورزش کوتاه و میان مدت بر روی میل به مورفین انجام دادند نتیجه گرفتند که احتمال دارد علت کاهش میل به مصرف مورفین در اثر ورزش حداقل قسمتی مربوط به فعال شدن سیستم اوپیوئیدی اندوژن باشد. علاوه بر سیستم اوپیوئیدی اندوژن ورزش ،سیستمهای مرکزی دوپامینرژیک، سروتونرژیک و احتمالا گلوتامینرژیک را تحت تاثیر قرار میدهد (بی کوات وهمکاران، 2001). به نظر میرسد افزایش فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز BDNF در طی ورزش نقش اصلی و مرکزی را در وساطت اثرات ناشی از ورزش روی شکلپذیری سیناپسی در مغز داشته باشد ( روکامورا وهمکاران ، 1996 ; لگیووهمکاران ، 2005).
در مطالعهای آمده است که تزریق BDNF در ماده خاکستری اطراف قنات مرکزی (PAG) و هسته پشتی رافه موجب افزایش 63 درصدی بتا اندورفین در مکان تزریق و کاهش پاسخ رفتاری به دنبال آزمون فرمالین در فاز درد حاد و مزمن گردید ( سی یوسیاک وهمکاران ، 1995). در مطالعه دیگر تجویز BDNF در مغز میانی موجب افزایش پاسخ تاخیر در تست tail-flick و hot-plate گردید. این پاسخ ضد دردی 24 ساعت پس از شروع تزریق مشاهده شد و در روز 5 به حداکثر خودش رسید و تا 6 روز دیگر ثابت باقی ماند. هیچ پدیده تحمل در این پاسخ رخ نداده است. این پاسخ ضد دردی به دنبال تست tail-flick با تجویز نالوکسان معکوس گردید. همچنین اثر ضد دردی ناشی از BDNF همراه با افزایش فعالیت سروتونرژیک در داخل مغز و طناب نخاعی بود. بنابراین این افزایش ضد دردی احتمالا ناشی از مکانیسم های سروتونینی و اوپیوئیدی میباشد ( سی یوسیاک وهمکاران ، 1994). لذا این یافته ها نتایج پژوهش حاضر را تقویت می نماید.
4- آستانه درد در موشهای ورزشکار ارادی و اجباری بالا بوده و با قطع ورزش به تدریج با گذشت زمان کاهش یافته و اثر ضد دردی آن از بین میرود.