3- دیدگاه اسلامی- الهی.
دیدگاه کلاسیک
در دیدگاه کلاسیک، سازمان ها صرفا به دنبال سودآوری و به حداکثر رساندن منابع خود بودند و معیارهای اخلاقی برایشان مهم نبود. به عنوان مثال، رابرت مرسر یکی از طرفداران دیدگاه کلاسیک می گوید: «مسئولیت اولیه هر بنگاه اقتصادی کسب سود است، این بدان معنی است که نه شما و نه کارکنان تان و نه هیچ کس دیگر نباید به جامعه فکر کند» (نیکومرام،1389؛ بوونی،2002 ).
دیدگاه عمومی
این دیدگاه دارای دامنه ای گسترده تر از دیدگاه کلاسیک بوده و سازمان های کسب و کار را به عنوان شرکای جامعه و نهادهای عمومی تعریف کرده و معتقد است: حتی سازمان های غیر حکومتی هم ملزم به حل مسائل و مشکلات جامعه و نیز بهبود کیفیت زندگی عمومی افراد در کنار سایر سازمان های حکومتی هستند (صالحی امیری،1389).
دیدگاه اسلامی
احکام دینی و الهی در خصوص مسئولیت اجتماعی، سازمان ها (حکومتی و غیرحکومتی) و مدیران آن ها را در قبال جامعه از زاویه ای دیگر و با دیدگاهی گسترده تر و عمیق تر نگاه کرده و مورد بررسی قرار قرار داده است. هر چند بر اساس موازین الهی و سیره پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) توجه به امورات جامعه و مردم در سرلوحه کارها قرار گرفته اند، اما چنین فعالیت هایی را نه به عنوان هدف بلکه به عنوان وسیله ای برای رضای خداوند و تقرب انسان به ذات اقدس الهی دانسته است. به عبارت دیگر، این دیدگاه به ارزش هایی همچون آزادی و عدالت، برابری اجتماعی و منزلت انسان آن گونه که در شریعت مطرح شده، تأکید دارد. در دیدگاه اسلامی علاوه بر آنچه در دیدگاه عمومی مورد توجه قرار گرفته است، به عرصه زندگی و معنویت، توسعه و بالندگی و سلامتی معنوی جامعه نیز توجه شده است. توجه به این ارزش ها بر خلاف دیدگاه عمومی که به گونه ای زاییده شرایط امروز است، در دیدگاه اسلامی در بطن ایدئولوژی اسلامی قرار دارد (نیکومرام،1389).
موانع اجرای مسئولیت اجتماعی
در راه تحقق مسئولیت اجتماعی سازمان ها، مدیران با راهی ناهموار مواجه اند و مشکلاتی را در مقابل دارند که باید آمادگی رویارویی با آن ها را داشته باشند. یکی از مشکلات عمده، عدم توجه به محیط رقابتی در جهان امروز است. اگر سازمان ها منابع خود را صرف تحقق اهداف مسئولیت های اجتماعی و انسانی کنند، به طور حتم در صحنه رقابت، آسیب های شدیدی خواهند خورد و ممکن است این امر به حذف آن ها منجر شود. البته اگر همه سازمان ها مسئولیت اجتماعی و انسانی را سرلوحه اقدامات خود قرار دهند، این مسئله پیش نخواهد آمد. اما هیچ تضمینی در مورد همکاری همه سازمان ها وجود ندارد. بدین ترتیب اولین مشکل تعارض حاصل از رقابت های اقتصادی در مقابل توجهات اجتماعی و انسانی است. مسئله دیگر در این زمینه، ماهیت اختصاصی مسئولیت اجتماعی و انسانی است. اصولا سازمان ها بر اساس تقسیم بندی های تخصصی ایجاد شده اند و هر کدام در یک زمینه خاص تخصص و تجربه دارند، در حالی که مسئولیت های اجتماعی و انسانی نیاز به تخصص های دیگری در عرصه های خارج از تخصص سازمان ها دارند. به کلامی واضح تر، سازمان ها برای آنکه بتوانند جایگاه خود را در جامعه حفظ کرده یا بهبود بخشند؛ به نحوی که باعث ادامه بقای آن ها و موفقیت شان در کار شود، لازم است به مسئولیت اجتماعی توجه لازم داشته باشند. اگر سازمان ها به مسئولیت اجتماعی خود عمل نکنند، دولت با اتخاذ تصمیمات و تصویب قوانین، به نحوی سازمان ها را مجبور می کند که به این مهم عمل کنند؛ در حالی که اگر سازمان ها خود به این وظیفه اجتماعی عمل کنند، نیاز به کنترل نبوده و کار آن ها موجب می شود تا در میان جامعه، از چهره مطلوبی برخوردار شوند. اصولاً، در جوامع بشری، رفتارهای گروهی و حتی رفتارهای فردی، روی افراد و گروه های مختلف داخل جامعه تأثیر می گذارد و هر چه فرد یا گروه از توانایی و قدرت بیشتری برخوردار باشد، دامنه تأثیر آن روی جامعه بیشتر خواهد بود. به عبارت دیگر، سازمان به هر نحوی که عمل کند، عملکردش روی جامعه تأثیر می گذارد و این تأثیر، چه خوب و چه بد، به خود سازمان باز می گردد (قاهری،1389).
اهمیت و ضرورت توجه به مسئولیت اجتماعی
امروزه تعریف مسئولیت پذیری نسبت به یک قرن پیش دچار بزرگی شده است. شرایط امروز جهان و فضاهای جدید کسب و کار ایجاب می کند تا رهبران و مدیران سازمان ها و شرکت های بزرگ که در بازارهای جهانی یا بازارهای در حال جهانی شدن فعال و مؤثر هستند؛ نوعی تعادل میان بخش های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی کسب و کار خود ایجاد کنند و مسئولیت اجتماعی خود را جدی بگیرند (خضرحیدری،1386؛ قاهری، 1389 ).
مسئولیت اجتماعی سازمان، فراتر رفتن از چارچوب حداقل الزامات قانونی است که سازمان در آن قرار دارد. در واقع، مسئولیت اجتماعی سازمان ها رویکردی متعالی به کسب و کار است که هدف اصلی آن جمع آوری کلیه بخش ها اعم از دولتی، خصوصی و داوطلبان با همکاری با یکدیگر است. از سوی دیگر، مسئولیت اجتماعی سازمان ها تنها مختص سازمان های بزرگ و سودآور نیست، بلکه رفتار سازمانی کلیه سازمان ها و شرکت ها را نیز در بر می گیرد. هر چه سازمان های بزرگ نسبت به اصول اخلاقی و زیست محیطی خود حساس تر شوند، سازمان های کوچک نیز در مراوده و پیروی از آن ها مصرتر خواهند شد و به این ترتیب، موجبات جلب اعتماد مشتریان و شهروندان هم فراهم می شود (قاهری،1389).
ورزش و مسئولیت اجتماعی
در بررسی ادبیات مسئولیت اجتماعی مطالعات انجام شده به سه دسته تقسیم می شوند: دسته اول به تعریف و مفهوم مسئولیت اجتماعی پرداخته اند، دسته دوم به بررسی انگیزه های مدیریت و شرکت از انجام فعالیت های مسئولیت اجتماعی می پردازد و دسته سوم از تحقیقات برپیامد های مسئولیت اجتماعی متمرکز شده اند (والکر،2010).
اگر چه مسئولیت اجتماعی به طور فزاینده در مدیریت و رفتار سازمانی مرسوم شده است، این مفهوم اخیرا وارد مباحثات مدیریت ورزشی شده است (بابیاک،2006). به هر حال در زمینه مدیریت ورزشی و بازاریابی ورزشی، توجه کمی به مسئولیت اجتماعی شده است. از آنجا که شاهد حرفه ای شدن بسیاری از ورزش ها هستیم، بدون شک ورزش نیز تبدیل به یک صنعت شده است. بنابراین مدیران ورزشی مانند مدیران دیگر صنایع باید از پیشرفت ها اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و محیطی جهان اطراف خود آگاه باشند (کلین،2004).
سالک و پرنت (2005) بیان کرده اند: مطالعه پدیده های سازمانی در ورزش پژوهش های برتری را نسبت به دیگر حیطه ها بدست می دهد (سلک،2005). اسمیت و وستربیک (2007) نیز بیان کرده اند سازمان های ورزشی با دیگر سازمان ها در حیطه مسئولیت اجتماعی تفاوت ندارند (سمیت،2007).
والکر و کنت (2009) ضمن بیان دیدگاه های متناقض فوق، بیان کرده اند: مسئولیت اجتماعی در حیطه ورزش از دیگر حیطه ها متفاوت است زیرا این صنعت ویژگی هایی دارد که آن را از دیگر سازمان ها در بخش های تجاری متمایز می کند، به طور مثال قدرت ستاره ای ورزشکاران، ارتباطاتی که تیم های ورزشی با جوامع خاص دارند و سطوح اثرگذاری که با مصرف کنندگان زیاد صنعت ورزش حاصل می شود، ورزش را از دیگر حیطه ها متمایز می سازد (والکر،2007).
زمینه های مسئولیت اجتماعی در ورزش
فاکتورهای متنوعی منجر به افزایش اهمیت مسئولیت اجتماعی برای سازمان های ورزشی می شود (لا،2004). اول اینکه فراگیر بودن ورزش که منجر به ارتقای سازمان های ورزشی به عنوان اعضای اثرگذار بر جامعه از یک سو و تبدیل شدن به یک تجارت بزرگ از سوی دیگر می شود. دوم اینکه سازمان های ورزشی با مصرف کنندگان زیادی روبه رو هستند که کاملا از جنبه های اجتماعی سیاست های سازمان آگاه هستند (سلک،2005). در حالی که تأکید ابتدایی مسئولیت اجتماعی در رابطه با معضلاتی از جمله شفافیت، حسابرسی و کارمندان خوب بود اکنون بیشتر توجه بر نقش سازمان ورزشی در اجتماع متمرکز شده است (لا،2004). تیم های ورزشی در فعالیت های مسئولیت اجتماعی متفاوتی مشارکت می کنند، این فعالیت ها شامل موارد زیر است اما به آن ها محدود نمی شود: فعالیت های داوطلبانه ورزشکار، طرح های آموزشی، کمک های انسان دوستانه، پیشرفت جامعه، طرح های اجتماعی، قدردانی از طرفداران، طرح های مربوط به سلامتی و رعایت اصول زیست محیطی (والکر،2010).
فوتبال و مسئولیت اجتماعی
باشگاه های فوتبال فقط به دنبال بردن بازی به هر قیمتی نیستند، بلکه همانطور که نایک هورنبای می نویسد یک حس محبوبیت را هم مدیون طرفداران شان هستند (باشگاه فوتبال آرسنال). باشگاه های فوتبال به عنوان نهادهایی که به راحتی و درستی می توانند اجتماعی را که به آن تعلق دارند نمایش دهند، از جایگاه ویژه ای در جامعه برخوردار هستند. یک باشگاه فوتبال، سفیر جامعه ای است که به آن تعلق دارد و به وسیله ی فعالیت هایش در خارج از زمین بازی آن اجتماع را نمایش می دهد؛ مسئله دیگری که از اهمیت بیشتری برخوردار است این است که باشگاه وسیله ای برای هویت بخشیدن به شهروندان است (روسکا،2011). الکساندر کولین وین در رابطه با فوتبال می نویسد: باشگاه هایی از شهر ها و نواحی مختلف بر قلب ها و ذهن طرفدارانشان حکمرانی می کنند. هر باشگاه همانطور که طرفدارانش باور دارند، در بر گیرنده ی شخصیت ملی، سنت ها و روحی است که جامعه ی آن باشگاه را تعریف می کند. باشگاه های فوتبال می توانند به شکلی ساخته شوند که بازتابی از ایدئولوژیکی قومی و محلی، خصوصیات، روحیات، باورها، اعمال و سنبل هایی باشند که فرهنگ ها را تشکیل می دهند (زیدامال،2003). اما نتیجه ورزشی باشگاه هر چه که باشد، باشگاه نمی تواند از جامعه ی یا اجتماعی که به آن تعلق دارد تأثیر نپذیرد؛ باشگاه در فعالیت هایش ارزش های اجتماعی که به آن تعلق دارد را رعایت می کند و در تبلیغات فوتبالی اش یا در دیگر فعالیت هایش آن ها را ترویج می دهد. اگر باشگاه فوتبالی به غیر از ارائه مسابقه به طرفداران درگیر مسائل اجتماعی یا جامعه مدنی شود، از جایگاه ویژه ای برخوردار می شود که نوعی قدرت برای معتمد کردن افراد است (روسکا،2011).
به علت جایگاه ویژه باشگاه های فوتبال، یک پیوند قوی میان باشگاه فوتبال و اجتماع آن باشگاه به وجود آمده است. به دلیل حمایت طرفداران باشگاه تصمیم می گیرد که به طرفدارانش چیزی بیشتر از یک بازی فوتبال ارائه دهد. باشگاه کمک های مختلفی در غالب برنامه های آموزشی و تحصیلی، سلامت، اجتماعی و انسان دوستی (خیریه) به جامعه ارائه می دهد. وقتی باشگاه فوتبال عملکرد این چنینی دارد، شهروندان سپاس گذار می شوند و به خاطر ارتباط قویی که بین جامعه و باشگاه فوتبال به وجود می آید، شهروندان حمایت بیشتری از خود نشان می دهند. باشگاه فوتبال هم مثل شهروندان عضو و نیروی با نفوذی از جامعه است. باشگاه های فوتبال نه تنها در زمین بازی بلکه در فعالیت های خارجی اش مثل مسئولیت اجتماعی باعث پیشرفت جامعه می شود (روسکا،2011).
رسانه های سراسری مثل روزنامه ها و تلویزیون اطلاعات اندکی و با جزئیات مختصر با فعالیت های مسئولیت اجتماعی ارائه می دهند، از این رو بهترین منبع گردآوری اطلاعات داخلی باشگاه ها که به طور وسیع تخصصی باشگاه را به جامعه منتقل می کند، وب سایت های رسمی باشگاه ها هستند اگرچه سایت های باشگاه ها از نظر کمی و کیفی اطلاعات متفاوتی ارائه می دهند، صفحه های اینترنتی به عنوان کانال های ارتباطی قلمداد می شوند که اطلاعات رسمی و غیر قابل تغییر در اختیار می گذارند. وب سایت باشگاه ها اطلاعات جامعی از فعالیت های باشگاه در اختیار کسانی می گذارد که علاقه مند به پیگیری فعالیت های باشگاه هستند (وان،2001).
فعالیت های باشگاه های فوتبال در جامعه با یکدیگر مشابه هستند و فقط درجه ی مشارکت باشگاه ها بسته به قدرت مالی و امکانات باشگاه متفاوت است (روسکا،2011). والکر و پرنت (2010) مشارکت اجتماعی ورزشی باشگاه ها را بر حسب عنوان های متفاوت برنامه ها طبقه بندی کرده اند: برنامه های آموزشی، برنامه های ورزشی، برنامه های اجتماعی، برنامه های فرهنگی، برنامه های خانوادگی، برنامه های سلامتی و برنامه های خیریه (وان،2001).