میدانند . رویکردهای درمانی که بر نظریه های جامعه شناسی مبتنی هستند معمولا بر اجتماعی شدن تاکید دارند ، یعنی اتخاذ ارزشهای اجتماعی و یا تسلیم شدن به فرهنگی که به شدت مخالف مصرف مواد است . در این جا نظری به تئوریهای انحرافات به طور اختصار افکنده میشود .
1-تئوری آنومی (امیل دورکیم)

دورکیم از اولین جامعه شناسانی است که تلاش کرد تحلیل جامعه شناختی درباره رفتارهای انحرافی ارائه دهد . وی مبنای تحلیل خود را پیرامون رفتار انحرافی بر مفهوم انومی استوار نمود . او این مفهوم را برای اشاره به این پیش فرض به وجود آورد که در جوامع امروزی معیارها و هنجارهای سنتی بی آنکه توسط هنجارهای جدیدی جایگزین گردن تضعیف میشوند . آنومی یا بی هنجاری هنگامی وجود دارد که معیارهای روشنی برای راهنمایی رفتار در حوزه معینی از زندگی اجتماعی وجود ندارند . در این شرایط به عقیده دورکیم ، مردم احساس از دست دادن حس جهت یابی ونگرانی میکنند ، بنابراین بیهنجاری یکی از عوامل اجتماعی است که بر تمایل به خودکشی تاثیر میگذارد ( گیدنز ، 1373: 140) .
بنابر نظردورکیم فرایندهای دگرگونی در جهان امروز آن چنان سریع و شدید است که موجب مشکلات اجتماعی عمدهای میگردد که وی آنها را به بی هنجاری مربوط میسازد . بیهنجاری احساس بیهدفی یا بیمقصدی است که در نتیجه شرایط اجتماعی برانگیخته میشود .
نظارتها و ضوابط اخلاقی سنتی که توسط مذهب فراهم میگردید در نتیجه پیشرفت اجتماعی امروزی تا اندازه زیادی از میان میروند . و این سبب میشود بسیاری از افراد در جوامع امروزی احساس کنند که زندگی آنها فاقد معنی است ( همان، 744) .
در مجموع به نظر میرسد که وی معتقد است تغییر سریع اجتماعی در جهان امروزی مردم را به سوی فرد گرایی سوق میدهد و ارزشها و هنجارهای اجتماعی و وفاق جمعی تضعیف شده ، مردم پشتوانه رفتارهای خود را از دست میدهند و رفتارهای نابهنجار از خود بروز میدهند . دورکیم در کتاب قواعد روش جامعه شناسی روی خصلت عادی ناهنجار بودن انحرافات تاکید میکند ( شیخاوندی ، 1373 :ص 44 ). به نظر دروکیم جرم بهنجار است . زیرا تصور وجود جامعهای عاری از آن محال است . جرم ضروری است و به شرایط اساسی حیات اجتماعی بستگی دارد و به همین سبب سودمند نیز هست . شرایطی که با جرم بستگی دارد و برای تطور بهنجار اخلاق و حق مردم لازم است . جرم نه تنها حاکی از آن است که راه تغییرات ضروری باز است بلکه در برخی موارد مستقیما زمینه را برای بروز این تغییرات فراهم میسازد . باید دانست که دورکیم جرم را در حالت عادی و نرمال دارای فونکسیون وکارکرد میداند و در این حالت است که جرم جنبه بیماری نداشته و مجازات را برای آن درمان نمی بیند و اثر حقیقی درمان و مجازات را وقتی که جرم حالت غیر عادی و مرضی و به قول خودش پاتولوژیک گرفت جستجو میکند . دورکیم رفتار جنایی را به ساخت اجتماعی ، فرهنگی نسبت میدهد . بنابراین انحراف باید در رابطه با ساخت اجتماعی و فرهنگی مورد توجه قرار گیرد . علاوه بر این باید مرتبط با یک فرهنگ معین در زمان و مکان خاص بررسی شود .دورکیم انحراف را با توجه به همبستگی اجتماعی تحلیل میکند ، اگر همبستگی اجتماعی در حد معمول و عادی باشد ، انحراف اجتماعی کم ،اندک وطبیعی هستند ولی هر گاه همبستگی اجتماعی از حد طبیعی کمتر شود ، انحرافات بروز میکند. (دورکیم ،1374 :ص 87-85 )
2-تئوریهای جمعیتی و بوم شناختی مکتب شیکاگو
در دهه 1920 گروهی از جامعه شناسان که مقر آنها در شیکاگو بود و بعدها به اعضای مکتب شیکاگو شهرت یافتند ، روش بوم شناسی را برای مطالعه زندگی اجتماعی ایجاد کردند . بوم شناسی به مطالعه روابط بین گروه های انسانی و محیط میپردازد . اعضای مکتب شیکاگو این مفهوم را درباره رشد شهرهای بزرگ به کار بردند و چنین استدلال کردند که رفتار انسان را می توان بر حسب محیط شهری او تبین کرد . بویژه آنان معتقد بودند که در اثر توسعه شهرهای بزرگ ، محیط های مشخصی به وجود میاید که هر کدام شیوه های خاص زندگی خود را دارد ( ستوده ،1384 :ص 153-152).
جامعه شناسان مکتب شیکاگو علاقمند به مطالعه روابطه بین ساخت فیزیکی شهر با نظام اخلاقی آن بودند . از سال 1915 تا سال 1940 پیروان مکتب شیکاگو رابطه نرخهای جنایت ، بزهکاری ، خودکشی ، بیماریهای روانی ،طلاق و بی وفائی ، فحشا ، همجنس بازی ، الکلیسم ، اعتیاد به مواد مخدر و دیگر رفتارهای انحرافی را با این فضاهای طبیعی درون شهر مطالعه کردند . هدف آنها درک تاثیر عوامل جمعیتی و بوم شناسی بر سازمان پذیری و بیسازمانی اجتماعی بود شاو ومکی دو دانشمند آمریکایی در سال 1931 اندیشه های اصلی این مکتب تفکر بوم شناسی جنایی بر این فرض استوار بود که انسان مثل گیاهان و حیوانات در یک فضای طبیعی و مرزهای مشخصی فعالیت و زندگی میکند . در این فضای طبیعی نوعی نظم در فعالیت انسانی به چشم می خورد . شاو ومکی معتقدند که این فضای طبیعی ، شهر محل سکونت افراد است و حتی این فضای طبیعی در بلوکهای ساختمانی و مسکونی هم وجود دارد و قابل تصور است . شاو ومکی با توجه به مطالعات تحقیقی در زمینه بوم شناسی زندگی گیاهان و بوم شناسی زندگی انسانها به این موضوع پرداختند که همان طور که گیاهان زمانی رشد میکنند ، بارور میشوند که با محیط زیست خودشان یا بوم خودشان تعامل داشته باشند و فضای حیاتی کافی برای باروری خود داشته باشند ، انسانها نیز زمانی رشد میکنند و شکوفا می شوند که با محیط زیست خود در توازن و تعادل وهماهنگی باشند . در نظم گیاهی یا زندگی گیاهی مشاهده میکنیم که وقتی فضای حیاتی ، برای گیاهان کافی نیست یا خاک محل مناسب و بارور نیست یا فضای زیستی گیاهان کوچک و فشرده است یا وقتی هوای آن بوم گیاهی آلوده است قدرت رشد و مانور از گیاهان گرفته میشود . انسانها نیز با فضای زندگی خود یا زیستگاه حیاتی خود در توازن و هماهنگی نباشند نتایج و آثاری مشاهده میشود که ناشی از این عدم هماهنگی و عدم توازن است . شاو ومکی با این فرض تحقیق خود را در شیکاگو شروع کردند که اگر در بعضی از محلهای شیکاگو میزان بزهکاری از بقیه محلهها بیشتر است به خاطر فقر اقتصادی ساکنان مناطق نیست ، بلکه علت رشد بزهکاری را باید در ویژگی مکان و فضای آن محل جستجو کرد . فضای آن محل دچار آسیب است یک نوع آسیب شناسی در خصوص آن صادق است و علت رشد بزهکاری به دلیل وضعیت بوم شناختی نامطلوب آن محل است ، علت رشد بزهکاری در نوع نژاد و قوم و یا فرهنگ ساکنان ان محل نیست و میدانیم که افرادی که در چنین محلههایی زندگی میکنند در واقع امکان زندگی در یک محله بهتر را ندارند . شاو و مکی استدلال می کنند که جریان رشد شهری دلیل تمرکز جنایت و بزهکاری است . جابجایی زیاد جمعیت از شکل گرفتن یا ثبات یک سازمان جلوگیری میکند و به بیسازمانی اجتماعی منتهی میشود . نشانه های این بیسازمانی اجتماعی عبارتند از بزهکاری ، فحشا ، قمار بازی ، مصرف غیر قانونی داروهای مخدر ، زیاده روی در مصرف مشروبات الکلی ، خشونت و خانواده های از هم گسیخته . این گونه اعمال به این دلیل رخ میدهد که در این مرکز انتقال و جابجایی جمعیت ، کنترل اجتماعی ضعیف است و کنترلهای از قبیل نظارت همگانی و کنترل خانوادگی آن قدر قوی نیستند که از پیدایش ارزشها و هنجارهای انحرافی جلوگیری کنند. بعلاوه فرهنگ فرعی منطقه ارزشهای مجرمانه را انتقال میدهد و رابطه شدید میان مجرمان حرفه ای و مبتدی وجود دارد . مجرمان حرفه ای مدلها و ایدهآلهای جوانان بوده که آرزوی دست یافتن به آنها را دارند .
به نظر این گروه تاثیر محیط بر فرد ناشی از آن است که چون افراد دراین مناطق از مدلها و الگوهای بهنجار رفتار دور هستند و در مقابل با بزرگسالان مجرم ارتباط دارند ارزشها و مهارتهای لازم را برای کسب ارتکاب جرم فرا گرفته و یک رابطه ساختی میان مجرمان حرفهای و مبتدی وجود دارد ، همین ارتباط سبب میگردد که جوانان و نوجوانان به بزهکاری روی آورند ( کی نیا ، 1370: ص 74-73 ).
شاو و مکی معتقدند علل وقوع کج رفتاری مشکلات اجتماعی است که علت آن الگوهای کنترل نشده مهاجرت و ایجاد منطقه های است که در این مناطق اهالی از فرهنگ کلی جامعه جدا افتادهاند ، معیارهای شکل گرفته با سایر مناطق متضاد است در این مناطق گرایشهای فرهنگی خاصی استقرار یافته ، به طوری که افراد مرتبا در معرض یادگیری الگوهای موافق قانون شکنی هستند همچنین محل سکونت و ارزشهای حاکم بر آن از طریق فرهنگی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند بدین معنی که در بعضی از مناطق شهری احتمال کج رفتاری نسبت به مکانهای دیگر شهر بیشتر است و افراد در این مناطق انحراف را به صورت یک عنصر فرهنگی یاد می گیرند (ممتاز ، 1381 : ص 879).

3-نظریه ساخت اجتماعی و آنومی ( رابرت مرتن ) :
از نظر بسیاری از جامعه شناسان انحراف نتیجه نارساییهای موجود در فرهنگ و ساختار اجتماعی یک جامعه است هر جامعه ای نه تنها هدفهای فرهنگی تجویز شدهای دارد . بلکه وسایل اجتماعی پذیرفته شدهای را نیز برای دستیابی به این هدفها را در اختیار دارد هرگاه این وسایل در دسترس فرد قرار نگیرد احتمالا آن شخص به رفتار انحراف آمیز دست میزند .
رویکرد نابسامانی اجتماعی به عنوان یکی از نظریههای جامعه شناختی انحراف اجتماعی و بعضا اعتیاد است ، مهمترین نظریه پرداز در این رویکرد مرتن ، جامعه شناس امریکایی است . مرتن با رویکرد کارکردگرایانه و با الهام از اندیشه های دورکیم به دنبال راه حلی جامعه شناسانه برای انحرافات اجتماعی جامعه آمریکایی نیمه اول قرن بیستم بود .
مرتن در مقاله معروفش ساخت اجتماعی و انومی (1938) مفهوم آنومی دورکیم را تعدیل نمود . به عقیده او تضاد میان اهداف فرهنگی ( پول ، قدرت ، مقام وغیره)و ابزارهای نهادی شده قانونی برای بدست آوردن و رسیدن به آن اهداف منبع اولیه آنومی است . یکی از امتیازات مرتن این است که مفهوم آنومی دورکیم را نه فقط در تبین خودکشی بلکه در مورد دیگر انواع رفتار انحرافی بکار برد «به نظر مرتن ساخت اجتماعی فشارهایی را در جهت آنومی و رفتار انحرافی ایجاد میکند (مرتن ، 1968 :ص 194)».« جوامع صنعتی جدید بر توفیقات مادی در زندگی تاکید دارند که به شکل انباشت ثروت به عنوان مهمترین هدف زندگی شخص و معیار منزلتی تجلی میکند دستیابی به این اهداف مقبول اجتماعی به ابزار قابل قبولی نیاز دارد که خارج از دسترس همه افراد جامعه قرار دارد . از آنجایی که این اهداف به آرمانهای اصلی زندگی همه افراد (اعم از غنی و فقیر )تبدیل شده است افرادی که دسترسی به ابزار مشروع ندارند تحت فشار جامعه برای دستیابی به آنها از ابزار نامشروع استفاده میکنند » (صدیق سروستانی ،1383:ص 13-12). مرتن بیهنجاری را ناهمسازی بین فرهنگ و ساختار اجتماعی تعریف میکند ، به عبارت دیگر وقتی فرهنگ تاکیدی بیتناسب بر رسیدن به هدف انباشت ثروت دارد و اصرار میکند این هدف برای تمامی اشخاص قابل دسترسی است و ساختار اجتماعی این احتمال را که افراد درون این گروه ها با بهره گرفتن از ابزارهای نمادین به این اهداف برسند به گونه ای موثر محدود میکند آنومی یا بی هنجاری شکل میگیرد.
مرتن خود میگوید : هدف اولیه من کشف این نکته است که چگونه بعضی از ساختهای اجتماعی فشارهای معینی را به بعضی اشخاص در جامعه ایجاد و آنها را به افراد ناهمنوا بدل میکند (مرتن ،1968 : ص186).

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه ارشد درمورد اقدامات درمانی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

« بر اساس این نظریه افراد بر اثر فشارهای بین اهداف فرهنگی و راه های دستیابی به آن واکنش هایی را نشان میدهند که مرتن آن را به صورت زیر طبقه بندی کرده است :
از نظر مرتن واکنش نوع اول به تعامل در جامعه منجر میشود (هم وسایل را قبول دارند هم اهداف )افراد همنوا. واکنش نوع دوم به اختلاس و انواع رفتارهای انحرافی توسط طبقه محروم جامعه میانجامد (وسایل را قبول ندارند ولی اهداف را قبول دارند )نوآوری . واکنش نوع سوم را بیشتر کسانی که صرفا وسایل و راه های مورد تائید جامعه را پذیرفته بدون آنکه درک درستی از اهداف آن داشته باشند انجام میدهند (وسایل را قبول دارند نه اهداف )مناسک گرایی . واکنش نوع چهارم نیز در رفتار معتادان به موادمخدر دیده میشود(نه وسایل را قبول دارند نه اهداف)انزواگرایی . واکنش نوع پنجم وضعیتی است که هم اهداف و هم راه های مشروع نیل به آنها را انکار نموده و در جهت ایجاد شرایطی بهتر تلاش میکنند طغیان گران»(همان ص 211-159).
4-نظریه های خرده فرهنگی
خرده فرهنگ شیوه زندگی خاص یک گروه است در فرهنگ بزرگتر جامعه . در واقع خرده فرهنگ شامل راه و روشها ، بینشها ، ارزشها و نحوه رفتار است که در گروه های کوچک از یک جامعه جریان دارد و موجب تفاوتهای فکری و رفتاری انها از یکدیگر میشود . اریک گود: گروه را خرده فرهنگی را به عنوان افرادی میداند که دارای ویژگیهای زیر می باشند : 1- کنش متقابل آنان بسیار زیاد و صمیمیتر از افراد و دار و دسته های دیگر است . 2- تعلق خاطر شدیدی نسبت به هم و گروه خود دارند و آن چنانه به هم پیوستهاند که از لباس ، آرایش و هنجارهای خرده فرهنگ خود استفاده میکنند و این امر موجب تمایز آنان از خرده فرهنگ های دیگر میشود
جامعههای امروزی از خرده فرهنگهای متفاوتی تشکیل شده است که هر کدام هنجارهای خاص خود را دارند و ممکن است هنجارهای خارج از خرده فرهنگ خود را کژرفتاری تلقی کنند . جامعه شناسانی مانند کوهن ، ماتزا ، فلدمن بر این باورند که توجه به خرده فرهنگ ها در تبین کژرفتاریها از اهمیت خاصی برخوردار است . به منظور تبین کژرفتاریهای اجتماعی بر طبق خرده فرهنگ های متفاوت ، نظریه پردازان ، گروه های بزهکار را مورد مطالعه قرار داده و بر این باورند که چنین گروههایی معمولا در اجتماعات خرده فرهنگی رشد مییابند . به اعتقاد آنان برخورد هنجارها در خرده فرهنگهای متفاوت ، شرایط را برای کژرفتاری اماده میسازد ( ستوده ، 1384 :ص 148-147 ).
برخی از جامعه شناسان رفتار کجروانه را به عنوان همنوایی افراد با خرده فرهنگهایی میدانند که آنان به آن تعلق دارند . خرده فرهنگها الگوهایی از ارزشها ، هنجارها و رفتاری هستند که در میان گروه های خاص به سنت تبدیل میشود . آنان شبکه های مهم مرجعی می باشند که افراد و گروه ها از آن طریق جهان را میبینند و تفسیر میکنند فردی که تعهد خاصی به جامعه ندارد اما پیوند محکمی با خرده فرهنگ مصرف مواد دارد ، بیشتر احتمال دارد که به مصرف مواد روی آورد .تئوریهای خرده فرهنگی انحراف را ناشی از خرده فرهنگهای موجود در یک گروه اجتماعی میدانند . این تئوریها برآنند که نشان دهند برخی گروه ها ارزشها و هنجارهای معینی ایجاد میکنند که از مسیر اصلی فرهنگ جامعه خارج میشود .
بر اساس این دیدگاه اعتیاد دارای خواستگاه محیطی است و بیشتر به تبین اعتیاد در طبقات پایین اجتماع می پردازد ، در این دیدگاه اعتیاد بدلیل موقعیت نازل اجتماعی اقتصادی ، تبعض های نژادی طبقاتی ، هویتهای مخدوش ، عزت نفس پایین و در درجه بالای بی اعتمادی نسبت به دیگران رخ میدهد ، زمانی که در افرادی که در محلات فقیر نشین زندگی میکنند احساس از خود بیگانگی و نا امیدی به اوج میرسد ، غالبا با استعمال مواد مخدر پاسخی برای بیکفایتی شخصی و استرسهای غیر قابل کنترل زندگی است (خسروی 1378:ص 56 به نقل از سی گل ،1998).
5-نظریه فشار آگینو
در نطریه فشار رابرت آگینو معتقد است سه منشاء کلی فشار وجود دارد :1- عدم موفقیت در دستیابی به اهداف با ارزش از نظر جانعه است 2- وقوع حوادث بزرگ و تاثیرگذار از نظر اجتماعی مثلا از دست دادن نزدیکان ، طلاق پدر و مادر ، اخراج از شغل یا اخراج از مدرسه 3- تجربه وقوع حوادث منفی از نظر ارزشهای اجتماعی است که شامل تجربیاتی مانند سوءاستفاده جنسی از کودکان ، قربانی واقع شدن در یک واقعه جنایی ، تنبیه های لفظی یا جسمانی میباشد