تصاویر SEM از ریزساختار فولاد دوفازی ؛ (الف)- زمینه فریتی در امتداد جزایر مارتنزیتی نواری شده ، (ب) تصویر در بزرگنمایی بالاتر ]55[ .
در تصویر با بزرگنمایی بالاتر (‏شکل (2-31) (ب)) کاربیدهای بزرگتر را در مرزدانه های آستنیت اولیه و مرزهای مسدود شده موقعیت یابی می شوند . بازیابی مارتنزیت توسط الگوی پراش سطحی(SAD) تایید شده است .
بازیابی در اثر تمپر کردن فولاد دو فازی بوسیله ی کاهش زیاد در دانسیته نابجایی ها و ناپدید شدن کامل مرزهای لایه ای تایید شده است ( ‏شکل (2-31) (پ) و(ت)).
هر چند که تبلور مجدد شناسایی نشده است اما بوسیله ی حضور مرزدانه های آستنیت اولیه با مورفولوژی نواری شده تایید شده است (‏شکل (2-31) (الف) و (ب)) .
فولاد دو فازی منگنزدار تمپر شده در C°650 برای 5/1 ساعت ؛ (الف) – تصویر SEM از تجزیه فاز مارتنزیت اولیه ، (ب)- تصویر SEM از کاربیدهای رسوبی که به طور غالب در مرزدانه ها موقعیت یابی می شوند ، (پ)- رسوب کاربیدها به داخل ساختار تمپر شده و (ت)- الگوی پراش سطحی از بازیابی مرزهای لایه ای که ساختار BCC از زمینه تمپر شده را نشان می دهد ]55[ .
‏شکل (2-32) الگوی پراش سطحی (SAD) از یکی از این کاربیدها را نشان می دهد که (‏شکل (2-32) (ب)) نقاط پراش از محور منطقه ای ]010[ فاز سمنتیت(θ) با ساختار ارتورمبیک را نشان می دهد(‏شکل (2-32) (پ)) .
ثابت شده است که میزان سمنتیت حاصل از عملیات تمپر کردن با زمان افزایش می یابد.
ساختار مارتنزیت تمپر شده در فولاد دو فازی (‏شکل (2-31) مشابه تمپر کردن فولاد مارتنزیتی کم کربن با همان شرایط می باشد.
تمپر کردن فولادهای مارتنزیتی کم کربن در دمای بالا (C° 650) به وسیله ی سمنتیت درشت و کروی مشخصه یابی می شوند و بازیابی شدید ساختار لایه ای با تشکیل دانه های فریت کشیده شده یا هم محور مشاهده شده است ]55[ .
فرآیند بازیابی معمولاً در ارتباط با مهاجرت مرزها است که شامل دانسیته نسبتاً پایین نابجایی ها یعنی مرزهای لایه ای و سلول های نابجایی به سمت مرزهای با دانسیته بالا نابجایی ها یعنی مرزدانه های آستنیت اولیه و مسدود شده می باشد که از هم پاشیدگی کامل لایه ها را نتیجه می دهد.
بازیابی کامل مرزهای لایه ای در فولاد دو فازی تمپر شده (‏شکل (2-31) ) مشاهده شده است که به مهاجرت یا از هم پاشیدگی مرزهای لایه ای اولیه نسبت داده شده است .
در فولادهای مارتنزیتی کم کربن به دلیل داشتن پایداری ساختاری در مقابل تبلورمجدد با دانسیته بالای نابجایی ها که مانع حرکت نابجایی ها بوسیله کاربیدها هستند، عدم تبلورمجدد در ساختار فولادهای دو فازی تمپر شده را تایید می کند ]55[ .
فولاد دو فازی تمپر شده در C° 650 برای 5/1 ساعت ؛ (الف)-رسوب کاربید ، (ب) – تصویر با بزرگنایی بالا از یک رسوب کاربیدی ، (پ)- الگوی پراش سطحی (SAD) که ساختار ارتورمبیک سمنتیت را تایید می کند ]55[ .
آنیل بین بحرانی ، در دو مرحله صورت می گیرد . مرحله اول استحاله پرلیت به آستنیت و در مرحله دوم انحلال فریت در آستنیت تازه تشکیل یافته است .
بنابراین ، زمان بیشتر یا دمای بالاتر برای اینکه مرحله اول بطور کامل صورت گیرد لازم می باشد .
با استفاده از نتایج بدست آمده در مقالات می توان دریافت که سرعت مرحله دوم تشکیل آستنیت بشدت به دما وابسته است . با انحلال کامل فریت در آستنیت ، مقدار کربن آستنیت کاهش یافته و این را می توان به اثر هردو دمای شروع مارتنزیت و سختی مارتنزیت مربوط دانست ]55[ .
‏شکل (2-33) شماتیک تغییر ریزساختار حاصل از عملیات حرارتی تمپر کردن فولادهای دو فازی را نشان می دهد .
شماتیک تفاوت ریزساختار فازهای مارتنزیت و مارتنزیت تمپر شده در فولادهای دو فازی ]55[ .
شکست
شکست ، جدایش یا تقسیم شدن یک جسم جامد به دو یا چند قسمت در اثر اعمال تنش استاتیکی تعریف شده است . تنش اعمالی می تواند کششی ، فشاری ، پیچشی یا برشی باشد . فرآیند شکست شامل دو مرحله جوانه زنی ترک و پیشرفت و گسترش ترک می شود .
شکست را از چند نظر می توان دسته بندی کرد:
1) از نظر کریستالوگرافی به دو دسته برشی و کلیواژ
2) از نظر شکل ظاهری به دو نوع الیافی و دانه ای
3) از نظر مقدار کرنش شکست به دو گروه نرم و ترد
4) از نظر میکروسکوپی و متالوگرافی به دو نوع درون دانه ای و مرزدانه ای